جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4391- تاریخ : 1397/11/11 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)


خودنظم‌دهي چيست؟


نمادها و حكايت ها


داستانك


باغ شوکت‌آباد؛ موزه تاريخ طبيعي بيرجند


طبيعت‌گرايي فلسفي


يادداشت


يك جرعه زندگي


 خودنظم‌دهي چيست؟ 

قسمت دوم و پاياني
-هنگام مطالعه، گوشي‌تان را خاموش کنيد. اگر با استفاده از موبايل مطالعه مي‌کنيد، مي‌توانيد حالت پرواز را فعال کنيد.
اغلب وقت‌ها، قدرت خودنظم‌دهي آدم براي اين خرد و خمير مي‌شود که موانع راه را شناسايي نکرده و براي غلبه بر آن‌ها چاره‌اي نينديشيده است. بعد که اين موانع سر راه‌مان سبز مي‌شوند، غافلگير مي‌شويم و براي عبور از آن‌ها آمادگي نداريم. براي همين بنيان‌هاي اراده‌مان سست مي‌شوند. پس انجام دادن اين مرحله را فراموش نکنيد!
گام چهارم: جايگزين کردن عادات قديمي
خيلي از وقت‌هايي که قصد مي‌کنيم آدم بهتري شويم، به سراغ يک عادت بدمان مي‌رويم و دوست داريم آن را با چيز مفيدتري جايگزين کنيم. در پروسه‌ تقويت خودنظم‌دهي هم ممکن است همين اتفاق بيفتد. با اين حال، اگر آن عادت بد مختص زمان خاصي از روز بوده يا جزو بخش‌هاي روزمره‌ يک کار ديگر باشد، بعد از بين بردنش ما مي‌مانيم و جاي خالي عادت قديمي‌مان. اگر اين جاي خالي را با چيز ديگري پر نکنيم، آن وقت فقدانش از قبل هم بيشتر احساس مي‌شود و ترک کردنش خيلي سخت‌تر خواهد شد.
فرض کنيم شما عادت داريد در زمان استراحت‌تان را به وبگردي‌هاي بي‌هدف بگذرانيد و حالا قصد کرده‌ايد اين عادت را ترک کنيد؛ چرا که هر دفعه 30-20 دقيقه اضافه‌تر از وقت استراحت‌تان را وبگردي مي‌کرديد و به اين ترتيب دقت و تمرکزتان بر کار، مختل مي‌شد.
وقتي که تصميم به ترک اين عادت گرفتيد، دنبال يک رفتار جديد بگرديد که مي‌شود در زمان کوتاه استراحت آن را انجام داد. مثلا مي‌توانيد به جاي فيس‌بوک رفتن و خبر خواندن، چند تا نرمش و حرکت کششي در اتاق‌تان انجام بدهيد، براي خودتان يک ليوان چايي بياوريد و يا چند دقيقه‌اي بيرون قدم بزنيد. در چنته داشتن اين رفتارها، باعث مي‌شود در زمان استراحت بيکار نمانيد و کمتر وسوسه وبگردي به سرتان بزند. در نتيجه به هدف‌تان پايبندتر خواهيد شد و خودنظم‌دهي را هم در خود تقويت مي‌کنيد.
گام پنجم: نظارت بر ميزان پيشرفت
هم‌چنان که براي تقويت خودنظم‌دهي خود تلاش مي‌کنيد، به حس خودتان هم توجه داشته باشيد. اين پيشرفتي که کم کم حاصل مي‌شود و تسلط‌تان بر خود را بالا مي‌برد، باعث چه حسي در شما مي‌شود؟ شايد احساس آزادي بکنيد، خوشحال و پرانرژي باشيد يا به خودتان افتخار کنيد.
بد نيست اگر دفتري را هم به خودنظم‌دهي اختصاص بدهيد؛ اهداف‌تان را در آن بنويسيد و سير پيشرفت خود را يادداشت کنيد. اين کار باعث مي‌شود تغييرات مثبتي که داريد در زندگي‌تان ايجاد مي‌کنيد تقويت شوند. علاوه بر اين، مي‌توانيد هر از گاهي به اين موفقيت‌هاي ثبت شده نگاهي بيندازيد و يادتان بيايد که چقدر پيشرفت کرده‌ايد.
در گذر زمان، مي‌بينيد که قدرت خودنظم‌دهي در وجودتان بيشتر مي‌شود و سرانجام مي‌توانيد از آن در بسياري ديگر از حيطه‌هاي زندگي‌تان هم استفاده کنيد.
نکات بيشتر
-در شروع اين مسير، سعي کنيد هرچه‌قدر مي‌توانيد از عوامل مخل و حواس‌پرت‌کن دوري کنيد. کاري کنيد که انجام دادن کارهايي که تمرکزتان را به هم مي‌زنند، سخت شود. مثلا اگر مي‌خواهيد به جاي وبگردي روي کارتان تمرکز کنيد،
-هر بار که موفقيت را تجربه کرديد، حتما به خودتان پاداش و جايزه بدهيد. اين کار خيلي مهم است، چرا که نيازتان به لذت کوتاه‌مدت را تا حدي تأمين مي‌کند و باعث مي‌شود تلاش کردن براي‌تان خسته کننده نشود. جشن گرفتن براي اين موفقيت‌هاي کوچک کاري مي‌کند که اراده‌تان براي ادامه دادن تقويت شود.
-اجازه ندهيد ترس از شکست يا سرخوردگي‌هاي هر از گاه در طي مسير، انگيزه‌تان را از بين ببرد. همه‌ي ما شکست و سرخوردگي را تجربه مي‌‌کنيم، بالاخره زندگي اين چيزها را هم دارد. لغزش‌هاي‌تان را قبول کنيد. از آنها درس بگيريد و اين درس‌ها را به ياد بسپاريد. بلند شويد، خاکِ لباس‌تان بتکانيد، به مسير ادامه بدهيد تا بتوانيد شکست را شکست دهيد.
chetor.com


 نمادها و حكايت ها 

ارزن
از زمان تمدن يانگ شائو در عصر نوسنگي (حدود 5000-3000 ق.م) ارزن يکي از محصولات عمده کشاورزي در شمال چين بود.در يکي از اسطوره‌هاي چيني آورده‌اند که شن-نانگ خداي کشاورز به مردم ياد داد که چگونه ارزن بکارند.
ارزن يکي از دوازده آرايه‌اي است که بر رداي خاندان سلطنتي چين گلدوزي مي شد. (فقط امپراتور مي‌توانست هر دوازده آرايه را بر ردايش داشته باشد).
در اسطوره‌هاي ژاپني آمده است که وقتي «اُکتسوهيمه‌نوکامي» الهه غذا به دست «سوسانو اُنوميکوتو» کشته شد دانه‌هاي ارزن از گوش‌هايش بيرون ريخت. امپراتوران ژاپن در مراسم شينتوي تاج گذاري «داي‌جوساي» ارزن را به همراه برنج مي‌خورند.
1000نماد


 داستانك  

انسان طبيعي والاتر است!
من کار کردن در کارگاه را دوست دارم.
بوي چوب رنديده، صداي اره،‌ ضربه‌هاي چکش، همه مسحورم مي‌کردند.
…شبها خسته بودم، ولي خوشبخت هم بودم.
هيچ‌چيزي زيباتر از دستي پاک و ملموس و سودمند نيست.
گذشته از نجاري، قبلاً کشاورزي و باغباني هم کرده‌ام.
خيلي باارزش‌تر و زيباتر از بيگاري در اداره بود.
آدم در اين‌جا به ظاهر چيز والاتر و بهتري است، ولي فقط به ظاهر.
واقعيت اين است که آدم فقط تنهاتر، و در نتيجه بدبخت‌تر است. همين و بس.
کار فکري انسان را از جامعه دور مي‌کند، در حالي که کار دستي او را به انسان‌ها مي‌پيوندد.
گفت‌وگو با کافکا /گوستاو يانوش


 باغ شوکت‌آباد؛ موزه تاريخ طبيعي بيرجند 

باغ شوکت‌آباد در 10 کيلومتري شرق بيرجند، در کنار راه بيرجند به زاهدان در روستاي شوکت‌آباد استان خراسان جنوبي قرار دارد.اين باغ با وسعتي در حدود 5/8 هکتار درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
اين باغ در بستري کوهستاني قرار گرفته است که مربوط به دوره قاجار و داراي ورودي‎ها، عمارت اندروني، فضاهاي خدماتي، اصطبل، يخچال و برجهاي نگهباني مي‎باشد. عمارت اصلي باغ در ضلع جنوبي و با محور شرقي ـ غربي بنا شده است. اين عمارت داراي 3 بخش است:
-حوضخانه
-بخش مرکزي
-اتاق‌هاي ضلع شرقي و غربي حوضخانه
بخش اندروني باغ که جنوبي‎ترين قسمت باغ است از لحاظ طرح و معماري شباهت زيادي به خانه‎هاي مسکوني بافت بيرجند دارد.
اين فضا شامل: حياط، ايوان، هشتي، فضاهاي ارتباطي، راهروها و اتاق‌هاي متعدد در چهار ضلع حياط مي‎باشد.ايوان در ضلع جنوب داراي دو ستون با مقطع دايره و دو نيم ستون مي‎باشد. در مرکز حياط، حوضي با طرح 8 ضلعي و چهار باغچه کوچک در اطراف به چشم مي‎خورد که درختان کاج در آنها کاشته شده است.فضاهاي خدماتي شامل: سرويس بهداشتي، مطبخ، حمام، اتاق‌هاي خدمه و نگهبانان است که در گوشه جنوب‌شرقي و نيز در ضلع جنوب عمارت اصلي قرار دارد. اين باغ در چهار گوشه داراي برج‌هاي نگهباني است.
درختان موجود در باغ شامل درختان تزييني، سايه‎دار و ميوه‎دار از جمله چنار، کاج، سرو، هلو، انار، توت، زردآلو و تاک مي‎باشد. درختان باغ بيشتر از گونه کاج مي‎باشند که در ميان آن‌ها درختان عرعر، انار و گردو به همراه بوته‎هاي گل چون شقايق، محمدي به چشم مي‌خورد.
از بخشي از اين باغ به‌عنوان موزة تاريخ طبيعي و حيات وحش بيرجند استفاده مي‌شود و بخشي ديگر به رستوران سنتي تغيير کاربري داده است.


 طبيعت‌گرايي فلسفي 

طبيعت‌گرائي يا ناتوراليسم ( Naturalism) معمولاً در اشاره به اين باور فلسفي بکار مي‌رود که تنها قوانين و نيروهاي طبيعت (نه قوانين و نيروهاي فرا طبيعي) در جهان فعالند و چيزي فراتر از جهان طبيعي نيست. پيروان اين انديشه را ناتوراليست يا طبيعت‌گرا و خودش را ناتوراليسم يا طبيعت‌گرايي گويند. اينان بر آنند که قوانين طبيعي است که بر ساختار و رفتار عالم طبيعي حاکم است و کائنات مخلوق صرف همين قوانين است و آماج دانش کشف و انتشار بسامان قوانين طبيعي است.
توجه داشته باشيد که طبيعت‌گرا در عين حال به کساني که در گير پژوهشهاي علمي (يا آموزش) طبيعت و جهان طبيعي (بويژه رشته‌هاي جانوري و گياهي) هستند گفته مي‌شود تا از کساني که داراي مشرب فلسفي خاصي هستند متمايز گردند. در اين معنا «طبيعت‌گرا» و «زيست‌بوم گرا» مترادف يکديگر مي‌شوند. فيلسوف پاول کورتس مي‌گويد بهترين راه شرح طبيعت کارگيري اصول مادي، از جمله جرم و ديگر خواص فيزيکي و شيميائي پذيرفته شده جامعه علمي است. افزون بر اين، اين معنا از طبيعت‌گرايي بر اين است که روح، شبح و خدايان واقعيت نداشته طبيعت را هدفي نيست. معمولاً اين معناي طبيعت‌گرايي را طبيعت‌گرايي متافيزيکي يا فلسفي مي‌نامند.
طبيعت‌گرايي مابعد الطبيعي که ناتوراليسم هستي شناسانه و ناتوراليسم فلسفي نيز نام گرفته جهان بيني فلسفي و نظام اعتقادي است که معتقد است جز عناصر طبيعي، اصول و روابطي از دست که در علوم طبيعي پژوهيده مي‌شود، يعني آن‌چه براي فهم محيط فيزيکي و مدل‌هاي رياضي نياز است چيزي نيست. در حالي‌که طبيعت‌گرايي روشمند منحصراً به روش علمي اشاره دارد که طبيعت‌گرايي مابعدالطبيعي تنها يک مبناي هستي شناسانه عملي برايش فراهم مي‌کند.
طبيعت‌گرايي ما بعدالطبيعي معتقد است که کليه ويژگي‌هاي مرتبط با آگاهي و ذهن قابل تقليل به طبيعت و رخدادهاي آن هستند. به‌طورکلي مي‌توان گفت ديدگاه معادل طبيعت‌گرايي متافيزيکي در منظري يزدان شناسانه عبارت است از ناتوراليسم ديني يا طبيعت‌گرايي معنوي. بطور اخص تر، ناتوراليسم ما بعد الطبيعي افکار و توضيحات فراطبيعي را که بخشي از عناصر متشکله بسياري از اديان است رد مي‌کند.


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
دشمن اصلي ما کيست؟
آذر فخري
آدم گاهي خودش را در لبه‌اي مي‌يابد که يک گام آن‌سوترش نفرت است و نفرت چيزي بيش از خشم است.مي‌خواهم برايت بگويم که حواست باشد ما در زمانه‌اي زندگي مي‌کنيم که هيچ‌کس، کمکت نمي‌کند تا گرفتار نفرت نشوي، تا خشمت به بيزاري تبديل نشود.
پس مي‌خواهم از تو خواهش کنم نبرد عليه نفرت را به مهم‌ترين اولويتت تبديل کني، مي‌خواهم بداني نفرت منزل‌گاهي موقتي است و گام پس از آن کينه است. آرزوي پنهان صدمه زدن به ديگري، دشمني نهان در دل، ميل به رنج کشيدن او تا ابدالآباد. و کينه پايان انسانيت آدمي است زيرا که مانع مي‌شود ديگري را، هرچند تباه و تبهکار، هم‌چنان انسان بداني و تاريکيش را نه شري ذاتي که برخاسته ازشرايطي ببيني که جان او را مسموم کرده است.
ياد بگير وقتي نفرت بر جانت مي‌وزد، دندان بر دندان بفشاري، سکوت کني، فاصله بگيري، زمان بدهي و بکوشي بفهمي چه ترس و ضعفي آدم مقابلت را به رفتاري واداشته که تو را اين چنين رمانده...
مدام با خودت بگو دشمن من جهل است نه آدم جاهل، اين‌را مانند يک ورد، تکرار کن تا وقتي که ببيني باز تو صاحب خشمي و نه خشم مالک تو. ياد گرفتنش سخت است مي‌دانم اما ما چاره‌اي جز اين نداريم اگر که قرار باشد انسان را رعايت کرده باشيم.
پي‌نوشت:صبح بيدار شدم و ديدم چه سرشارم از نفرت و ديو درونم تمايل به زخم زدن دارد، به دريدن. پس اول مخاطب اين نوشته خود منم؛ که مانند هر انساني گاهي برابر خشم بي‌دفاع مي‌شوم و مي‌گذارم نفرت جانم را مسموم کند.


 يك جرعه زندگي  

انسان را بخوانيم!
هر انساني به کتابي مبين مي‌ماند در جوهره‌اش؛ منتظر خوانده شدن. هر کدام از ما در اصل کتابي هستيم که راه مي‌رود و نفس مي‌کشد. کافي است جوهره‌مان را بشناسيم.
افتاده باشي يا عاصي، فرقي نمي‌کند؛ آرزوي يافتن خدا در قلب همه ما، در اعماق وجودمان پنهان است. از لحظه‌اي که به دنيا مي‌آييم، گوهر عشق را درون‎مان حمل مي‌کنيم.
ملت عشق/ اليف شافاک

 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون