جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4391- تاریخ : 1397/11/11 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

يک معرفي، يک خوانش
بهترين حس دنيا در يک کتاب!


«آساگ» در فرهنگ سومري‌


پيش‌بيني خشکسالي با استفاده از فناوري فضايي


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش
 بهترين حس دنيا در يک کتاب! 

عنوان کتاب : روياي پروانه اي
نويسنده: گرگوري هولچ
برگردان:ليلا قنادپور
ويراستار: مژگان کلهر
نيوتن، پسر نوجواني که تازه به شهر اينجل فالز آمده، در اولين روز گرم و آفتابي شاهد آمدن هزاران هزار پروانه رنگين‌کمان زمردي به اين شهر است. او و همکلاسي‌اش ونسا پروانه ها را تعقيب مي‌کنند تا بفهمند چرا پروانه‌ها هر سال به انجل فالز مي‌آيند.
ونسا که عاشق پروانه‌هاست و روي آن‌ها مطالعه مي‌کند، آرزو و روياي پرواز در سر دارد. او مادرش را در کودکي در سانحه‌اي از دست داده و و پدرش را مقصر مي‌داند و رابطه خوبي با پدرش ندارد.
آن دو در گشت‌وگذارهاي خود با درختي که محل اسکان پروانه‌هاست و ميوه عجيبي دارد روبه‌رو مي‌شوند. ونسا با خوردن ميوه درخت به کرم و سپس به پروانه تبديل مي‌شود و توانايي پرواز پيدا مي‌کند. آن دو موفق مي‌شوند پس از ماجراهاي زياد به رازهايي پي‌ببرند که بزرگترها سعي در مخفي نگه‌داشتن آن دارند.
فاش شدن اين راز به بهتر شدن رابطه پدر و دختر مي‌انجامد.
خيلي‌ها از پنجره رويا به دنيا نگاه مي‌کنند و آن‌را رنگين کماني مي‌بينند.
روياي پروانه‌اي براي آن‌ها که عاشق بلندي، پرواز و پروانه‌اند، براي نوجوانان ماجراجو و کنجکاوي که مي‌خواهند هرطور شده از اتفاق‌هاي دور و بر خود سردرآورند، کتاب جذابي است. اين کتاب نوجوان‌هاي عاشق طبيعت را با دنياي پروانه‌ها آشنا مي‌کند.
بچه‌هايي که پيترپن را خوانده‌اند و مثل پيترپن مي‌خواهند بال درآورند و پرواز کنند و به آسمان بروند، خواندن اين کتاب را از دست ندهند. ونسا، وقتي پودر سبز را به خودش مي‌مالد و بال در مي‌آورد و پرواز مي‌کند، فرياد مي‌زند:«اين بهترين حس دنياست.» برخي کتاب‌ها به بچه‌ها بال پرواز مي‌دهند.


 «آساگ» در فرهنگ سومري‌  

آساگ (Asag) يکي ديگر از ترسناک‌ترين شياطين دنيا است. اين شيطان از فرهنگ سومري‌هاي باستان سرچشمه گرفته است. او انسان‌ها را با تب‌ها و سر دردهاي شديد مي‌کشد و ظاهر بسيار زشت و کريهي دارد.
در فرهنگ سومري‌ها، آساگ مي‌تواند ماهي‌هاي مرده را در آب زنده کند و به شيطاني آبزي تبديل کند.
هم‌نشينان اين شيطان، فرزندانش هستند که از او و زنان مرده گورستان‌ها ايجاد شده‌اند! آساگ، باعث درد و رنج مردم و هم‌چنين وسوسه آن‌ها به کارهاي وحشتناک و بسيار بد است.


 پيش‌بيني خشکسالي با استفاده از فناوري فضايي 

محققان دانشگاه ملي استراليا يک فناوري فضايي جديد را توسعه دادند که امکان پيش‌بيني خشکسالي را از 9 ماه قبل فراهم مي‌کند.محققان براي اندازه‌گيري دقيق ميزان آب زير سطح زمين از اطلاعات به دست آمده از ماهواره‌ها استفاده کردند و توانستند اين داده‌ها را به خشکسالي که چندين ماه بعد رخ داد مرتبط کنند.
محققان براي اين منظور از ماهواره‌هاي GRACE Follow-On بهره گرفتند که توسط متخصصان آمريکايي، آلماني و استراليايي طراحي و توليد شده‌اند.اين اطلاعات در کنار اطلاعات مربوط به اندازه‌گيري آب‌هاي سطحي و رطوبت خاک توسط ساير ماهواره‌ها، امکان اطلاع از ميزان آب دردسترس در اعماق مختلف خاک را فراهم مي‌کند.
aftabir.com


 يواشكي 

نذارين دنيا تغيرتون بده!
آذر فخري
اين رو يواشكي به شما مي گم كه حتي اگه هيچ وقت نتونين دنيا رو تغيير بدين،كه خوب معلومه كه نمي تونين تغيير بدين!اما نذارين دنيا از شما يه آدم ديگه بسازه.....
بهونه براي بد شدن زياده،اما ، شما همون"من" هميشگي خودتون بمونين؛
همون " من " مهربون....


 دل گويه 

حقِ ندانستن!
اميرحسين کاميار
اگر روزگاري معضل بسياري از افراد اين بود که به اطلاعات کافي دسترسي نداشتند حالا در زمانه شبکه‌هاي اجتماعي و دسترسي به منابع متفاوت خبري، مشکل واقعي روبه‌رو شدن با ميزان بسيار زيادي از داده‌ها است. ما خواه ناخواه بدل به شهرونداني بي‌دفاع برابر بمباران اطلاعاتي رسانه‌هاي متفاوت شده‌ايم. براي قرن‌هاي متوالي در جريان فرايند تکامل، انسان آموخته بود که برابر نشانه‌هاي اطرافش واکنش نشان دهد.
جاي پايي مانده بر خاک، ابرهاي متراکم آسمان، پايين رفتن سطح آب رودخانه، همه و همه مانند اطلاعات و اخبار براي او عمل مي‌کردند تا بر مبناي پردازش آنان بتواند متناسب با موقعيت براي حفظ بقاي خويش تصميمات درستي بگيرد. اين‌طور فرض کنيد که در روان يکايک ما آدم‌هاي عصر انفجار اطلاعات، کهن‌انسانِ مراقبي حضور دارد که مدام در کار تفسير و سنجش داده‌هاي دريافتي است تا فرصت‌ها را بيابد و از صدمات بگريزد. نکته در اين‌جاست که ما واقعا در معرض تهديداتي شبيه نياکان نخستين خويش نيستيم اما واکنش‌ دروني‌مان در مواردي پرشمار شبيه همان شرايط انسان‌هاي اوليه است: مي‌ترسيم، اضطراب به سراغ‌مان مي‌آيد، براي ستيز يا گريز آماده مي‌شويم و... غريب‌تر آن‌که در بيشتر مواقع نسبت اطلاعات دريافتي با موقعيت زندگي ما هيچ تناسبي با شدت اين واکنش‌هاي دروني ندارد، ما به اطلاعاتي واکنش نشان مي‌دهيم که باعث گزند و تهديد مستقيم نيستند و شايد در فرايندي خودآگاه اصلا نيازي به مطلع شدن از آن‌ها يا پردازش و تصميم‌گيري بر مبناي‌شان نداريم.
مي‌گويند هربار کسي به سقراط نزديک مي‌شد تا ماجرايي را برايش تعريف کند فيلسوف خردمند يوناني از او مي‌خواست قبل از گفتن حرفش به سه چيز فکر کند: نخست اين‌که آيا از درستي آن خبر مطمئن است؟ دوم اين‌که آيا شنيدن آن حرف به مصلحت سقراط است؟ سوم اين‌که آيا مطلع شدن از ماجرا به نفع دوستان و نزديکان او است؟ اگر پاسخ هرکدام از اين پرسش‌ها منفي بود، سقراط از شنيدن ماجرا سر باز مي‌زد و مي‌گفت نمي‌خواهم که بدانم. گمانم در اين هنگامه غريب بمباران اطلاعات ما هم بايد فيلترهايي شبيه فيلسوف نازنين براي خويش داشته باشيم تا بتوانيم از بسياري حملات اضطراب‌ و عواطف ويران‌گر در امان بمانيم؛ نهايتا ندانستن هم گاهي حق مسلم ماست.


 سرمقاله 

رواج‌دهنده الگوهاي غيرعلمي و غلط در نظام آموزشي نباشيم!
برديا سيفي فركوش
اگر دردنياي كنوني از هر كسي بخواهيد براي قرن 21 نامي برگزيند ،بي گمان نام فضاي مجازي را به زبان مي آورند. با پيشرفت روز افزون تكنولوژي و انتقال اين دانش از طريق توسعه زيرساختهاي سخت افزاري و گسترش اين شبکه در محدوده جغرافيائي يک کشور، دسترسي افراد به شبکه اينترنت بيشترشد. در پي اين دانش و امكانات افراد توانستند در اقصي نقاط اين كره خاكي بايكديگر ارتباط برقرار كنند و چه بسا اين ارتباطات توانست نقش مهمي در شكل گيري و پيشبرد علم داشته باشد.با گذشت مدت زماني از ورود تكنولوژي اينترنت ،شاهد ورود شبكه هاي اجتماعي براي تبادل اطلاعات و گفتگوي بي واسطه مردم با يكديگر شديم.اين پيشرفت تا به آنجا رسيد كه هم اكنون بزرگترين سياستمداران دنيا براي گفتن حرف خود به مردم و نقطه نظرات خود از اين شبكه هاي مجازي استفاده مي كنند. و اگر چرخي در در شبكه هاي مجازي بزنيم مي توانيم صفحه مقامات رسمي كشورمان را درآن مشاهده كنيم. كه بعضا براي اطلاع رساني خبري در سطح گسترده از اين شبكه ها استفاده مي كنند.و مردم هم در گفتگوي بي پرده با مقام مربوطه نقطه نظرات خود را بازگو مي كنند.بي شك فضاي مجازي مي تواند فوايد بسيار ديگري داشته باشد از جمله آموزش مطالب علمي به دانش اموزان مناطق محرومي كه نمي توانند به مدرسه بروند و يا ايجاد شبكه هاي علمي براي فراگيري بهتر دروس براي دانش آموزان و....
اما در اين بين بايد به آسيب هايي كه اين فضاي مجازي مي تواند بر پيكره ي آموزشي وارد كند هم آگاه باشيم و از بروز آن پيشگيري كنيم. در چند روز گذشته فيلمي در شبكه هاي مجازي پخش شد كه در آن، معلم از دانش آموزاني كه درس نخوانده اند مي خواهد با شلنگ بر دستان او بزنند تا احساسات دانش آموزان را تحريك كند. با اين ديدگاه كه هر زمانيكه شما درس نمي خوانيد من بايد كتك بخورم. معلم با اين كار خود فكر مي كند مي تواند دانش آموزان را به درس خواندن ترغيب كند.اين فيلم در سراسر كشور پخش مي شود و اين سوال را در ذهن متبادر مي كند كه اين نسخه آموزشي را معلم از كدام سيستم آموزشي فرا گرفته؟ و در پي اجراي آن برآمده است؟ متاسفانه اگر با اين روند به جلو پيش برويم ،شاهد آن خواهيم بود كه هر فردي براساس دانش خود فيملي تهيه كرده و آن را در فضاي مجازي پخش مي كند كه مي‌تواند ترويج‌دهنده الگوهاي غلط نيز باشد.در اينكه آن معلم جوان نيت خيري براي درسخوان كردن دانش آموزان دارد نبايد شك كرد ، ولي اينكه روشهاي آموزشي غير علمي را بدون توجه به بازخورد اجتماعي آن براي دانش آموزان تجويز كنيم مي تواند تبعات منفي بسياري را براي دانش آموزان داشته باشد. لذا در اين مورد به نظر مي رسد وزارت آموزش و پرورش بايد ورود كند و از ورود بي ضابطه دست اندركاران نظام آموزشي به فضاي مجازي جلوگيري كند. بي گمان چه بسيار فيلمهايي كه توانستند در فضاي مجازي باعث بهبود مشكلات و رفع نقايص شوند،اما اگر طبق يك سري ضوابط اقدام به انتشار فيلم از دانش آموزان و كلاس درس شود مي تواند از آسيب هاي احتمالي جلوگيري كند و حرمت كلاس درس بيشتر حفظ شود.
bardiyaseyfi1986@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون