جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4374- تاریخ : 1397/10/22 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)


اگر در مدرسه خواب تان گرفت


از دفترچه خاطرات يك ستون چراغ برق


طنز


ايستگاه


شرح عكس


 اگر در مدرسه خواب تان گرفت 

مهدي طوسي
همانطور كه ما هم دانش آموز بوديم و صاحب تجربه هستيم، مي دانيم كه بسياري از دانش آموزان سر كلاس خواب شان مي گيرد و اصلا هم نمي توانند جلوي خواب شان را بگيرند. اين مسئله معمولا باعث تنش بين معلم و دانش آموز خواب آلود مي شود. خصوصا كه اين روزها بسياري از اوقات دانش آموزان را فضاي مجازي پر مي كند و آنها تا پاسي از شب گذشته چرخي در فضاي مجازي مي زنند و بعد اگر خواب شان گرفت مي خوابند و اگر نگرفت كه به چرخ زدن ادامه مي دهند!
ادامه اين مطلب براي كساني است كه احساس مي كنند سر كلاس خواب شان مي آيد و احساس مي كنند كه براي اين كار نمي توانند راهي پيدا بكنند. اگر اين مشكل را داريد و فكر مي كنيد كه اين مشكل براي هميشه به قوت خودش باقي است سخت در اشتباهيد و مي توانيد ادامه اين مطلب را بخوانيد تا راه كارهاي عملي ما به كمك تان بيايد:
- اگر سر كلاس جزو آن دسته ز افرادي هستيد كه تصور مي كنيد با خواب سر كلاس نمي توانيد مبارزه بكنيد سخت در اشتباه هستيد چرا كه مي توانيد دو تا سيخ كبريت همراه تان داشته باشيد و سر كلاس درست زماني كه خواب بر شما پيروز مي شويد مابين دو تا پلك تان بگذاريد و اين جوري با اين پديده شوم! ‌مبارزه كنيد!
*
به شما توصيه مي كنيم كه سعي كنيد خوابيدن با چشمان باز را از گرگ ها ياد بگيريد. از جايي كه امكان ديدن گرگ ها در جنگ ميسر نيست برويد باغ وحش و ببينيد آنها چه جوري توان اين را دارند كه با چشمان باز بخوابند. شما هم همان كار را در منزل تمرين كرده و سر كلاس با چشمان باز بخوابيد!
*
اگر دست تان به وسيله يك چيز تيز مي برد به جاي اينكه ناراحت بشويد و گريه كنيد و دورش را با چسب زخم ببنديد خوشحال باشيد و سر كلاس علاوه بر اينكه كتاب هاي درسي تان را مي بريد مقداري هم نمك ببريد و درست زماني كه خواب تان مي گيرد مقداري نمك روي زخم تا بپاشيد تا خواب تان عين چي از سرتان بپرد!
*
احساس كنيد كه از درس مربوطه نمره قبولي را گرفته ايد، يادتان باشد كه فقط احساس كنيد! ‌وقتي كه با اين احساس با نمره پايين تر از ده مواجه بشويد بخواهيد و نخواهيد خواب از سرتان مي پرد!
*
هميشه سر كلاس يك بطري آب همراه تان داشته باشيد تا درست زماني كه احساس مي كنيد بسيار خسته هستيد و خواب تان گرفته برويد زير ميز و صورت تان را آب بزنيد! اگر معلم تان متوجه اين كار شد بگوييد صورت تان كثيف شده و مجبور شديد كه آن را بشوييد!
*
ويشگون گرفتن هم راه بدي نيست و مي توانيد آن را امتحان كنيد! اگر خودتان هم دل تان نمي آيد در موقع خواب از خودتان ويشگون بگيريد توصيه مي كنيم كه از هم كلاسي تان بخواهيد كه درست لحظه اي كه چشم تان مي رود روي هم از شما يك ويشگون آبدار بگيرد كه خواب براي مدتي از چشم هاي شما بپرد و خيال برگشتن هم نداشته باشد!


 از دفترچه خاطرات يك ستون چراغ برق 

مهدي بيرنگ
شنبه:
امروز وقتي كه چراغم خاموش شد فهميدم كه روز شده و بايد استراحت كنم تا شب با آمادگي كامل مسير مقابلم را روشن كنم تا خداي ناكرده كسي توي چاله اي چيزي نيفتد و بعد بيندازد گردن كم كاري من. اما زهي خيال باطل! نمي دانم چرا درست لحظه اي كه من خسته از كار شبانه خوابم گرفته بود دو سه تا بچه بازيگوش تصميم گرفته بودند كه از من بروند بالا و مسابقه بدهند. برنده كسي بود كه بيشتر از من بالا برود!
تمام شب را روشن بودم به اميد خاموشي روز اما اين بچه ها من را براي بازي انتخاب كرده بودند و فايده اي هم نداشت. هر راهي براي خوابيدن به ذهنم رسيد نتيجه اي نداد كه نداد!
يك شنبه:
ديشب چراغم خاموش بود. خراب شده بودم. مي دانستم كه صبح كارشناسان اداره برق براي تعمير و تعويض لامپ به سراغم خواهند آمد و به همين دليل بايد شب را بخوابم كه روز اصلا توان خوابيدن را ندارم اما مگر ترمز ماشين هايي كه به خاطر خاموشي من و تاريكي جلوشان صدا ايجاد مي كرد مي گذاشت من بخوابم؟! نمي دانم چرا اين دو روز را بد شانسي آوردم و توان خوابيدن از من گرفته شده! آرزو مي كنم كه صبح زود ماموران اداره برق بيايند و لامپ من را تعويض كنند و كسي هم مزاحم نشود تا بخوابم!
دوشنبه:
امروز روز خوبي بود. نه مزاحمي داشتم و نه خرابي بود كه نتوانم بخوابم. اما به خاطر كابوس هايي كه در خواب مي ديدم به يكباره از خواب پريدم و ديگر خوابم نبرد. خواب مي ديدم كه يك نفر با سنگ لامپ من را شكست. خواب مي ديدم كه به خاطر زلزله دارم سقوط مي كنم. خواب مي ديدم كه ديگر فرسوده شدم و قرار است من را با يك ستون تازه نفس تعويض كنند. و خواب مي ديدم كه يك ماشين با سرعت بالا ترمزش بريده و به من خورده و من را از كمر دو تا كرده!
سه شنبه:
امروز خواب بودم. خواب خوش. اما ظاهرا يكي از ستون هاي چند متر آن طرف تر كم كاري كرده و سيمش در رفته و اين باعث شده كه برق اهالي محل قطع بشود و زنگ بزنند به اداره برق تا برق وصل بشود و به همين خاطر يك ساعت از خوابم كه گذشت ديدم كه ماموران دارند از من بالا مي آيند تا سيم هاي من را هم چك كنند!


 طنز 

خنده هاي بلند
عبدالكريم گشايش
طرف نصفه شب مزاحم شده بود!!
گوشي رابرداشتم ميگم بعله؟
ميگه: خوابيدي؟
ميگم: نه اينجا هوا روشنه
ميگه :عجب؟ مگه کوجايي؟؟
گفتم: من ايتاليام…
طرف ترسيد شارژش تموم بشه قطع کرد ديگه زنگ نزد!
**
يه روز سه نفر نشسته بودن جايي، يکيشون يه عدد مي گفت بعد همه شون هرهر مي خنديدن و ريسه مي رفتن.
يه نفر مي رسه ميگه آقا قضيه ي اين عددا چيه؟
ميگن ما حال نداريم جوک ها رو کامل تعريف کنيم واسه ي هر جوک يه عدد گذاشتيم. وقتي يکي مون اون عدد رو مي گه ما ياد اون شماره جوک مي افتيم و مي خنديم!
بهش مي گن حالا تو يه عدد بگو. طرف ميگه 37
يهو هرسه تا مي زنن زير خنده و از شدت خنده اشکشون در مياد مي گن اي ول دمت گرم اين يکيو تا حالا نشنيده بوديم!
**
نفر اول داشت نفر دوم رو مي زد و مي گف مي کشمت سيروس! يکي رد شد گف نزن گناه داره. نفر دوم گفت بزار بزنه من که سيروس نيستم!
**
توي رستوران، ليوان رو بر عکس گذاشته بودند روي ميز. طرف مي ره مي نشينه سر ميز، ميگه: اين چه ليوانيه که سر نداره؟! بر عکسش مي کنه، مي گه: چه جالب! ته هم نداره!
*
سازمان جهاني بهداشت اعلام کردم که از هر ده نفر4 نفر از بيماري دل درد رنج مي برند! طرف مي گه: يعني اون 6 تاي ديگه از بيماري دل درد لذت مي برن؟!
*
رفتم دندونپزشکي به دکتره ميگم آقاي دکتر اين دندون عقلم کج دراومده … اومدم حسابشو برسي!
دکتره ميگه يعني ميگي بکشمش؟!
پَ نه پَ ، گفتم دکتري ، يکم نصيحتش کني بلکه به راه راست هدايت شه!
**
نونوايي از جمعيت داره منفجر ميشه يك نفر اومده مي گه اينا همه توي صف هستند؟
گفتم پ نه پ اينا اومدن شاطرو تشويق کنن !
**
طرف خودشو دار زده، رفيقم مي گه به خاطر مشکلات زندگي اينکارو کرده ؟
گفتم پ نه پ مي خواسته نيروي کشش طناب رو اندازه گيري کنه !
**
ديدين تو اين فيلما وقتي ناراحتن موقع شام ميگن اشتها ندارم؟يه بار من هم براي کلاسش اين جمله رو گفتم.
بابام غذامو خورد.ديگه پشت دستمو داغ کردم از اين کلاس ها نذارم!
**
‏بچه بودم يه بار معلم موضوع انشا داد که اگر شما يک پرنده بوديد چه مي کرديد؟
منم نوشتم تخم مي ذاشتم. بهم صفر داد!
آيا اين رفتار درستي است با يک پرنده ي تخم گذار؟!
**
رفته بودم لبنياتي، ديدم يه نفر اومده با يه سطل
به فروشنده مي گه: آقا يه کيلو شير گاو بدين
فروشنده گفت: تو اين سطلي که آوردي يه کيلو شير گاو جا نميشه
طرف خيلي خونسرد گفت: پس لطفا يه کيلو شير گوسفند بدين!
**
انسان هاي ضعيف انتقام مي گيرند
انسان هاي قوي مي بخشند
انسان هاي باهوش ناديده مي گيرند
و انسان هاي خوش تيپ اصلا کسي را تحويل نمي گيرن!
**
انقدر بدم مياد وقتي داري با ذوق و شوق واسه بابا مامانت يه داستان خنده دار تعريف مي کني، بعد کم کم بحث مي کشه به درس زندگي و نصيحت!
**
‏دانشمندا تا كى مي خوان نسبت به اون آب سردى كه اول از دوش مياد بيرون بى تفاوت باشن؟
**
الان تنها نقطه ي مشترک بين من و پولدار‌ها اينه که هردومون جيب داريم!
**
‏واسه داداشم رفته بوديم خواستگارى
همه چيز خوب پيش مي رفت تا اينكه پدر عروس گفت شام تشريف داشتيد
بابام گفت نه ممنون چند جاى ديگه بايد سر بزنيم!
*
آيا مي دانستيد با نگاه کردن به دست بعضي ها مي توانيد از احساسات آنها مطلع شويد؟!
به عنوان مثال اگه دمپايي دستشون بود عصبانين!!!


 ايستگاه 

برگزاري کارگاه آموزشي کاريکاتور با حضور هنرمندان 13 استان کشور در اردبيل
دبير بخش کاريکاتور هنرواره ملي انقلاب اسلامي –روايت ايراني گفت: کارگاه آموزشي کاريکاتور در حوزه هنري استان اردبيل برگزار مي‌شود.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از اردبيل، شهرام رضايي، دبير بخش کاريکاتور هنرواره ملي انقلاب اسلامي –روايت ايراني گفت: با حضور سيد مسعود شجاعي طباطبايي، مدير مرکز هنر‌هاي تجسمي حوزه هنري کشور و هنرمداني از 13 استان‌هاي يزد، ايلام، کرمانشاه، تهران، زنجان، اصفهان، خراسان رضوي، آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي، کهکيلويه وبويراحمد، شيراز البرز و اردبيل کارگاه آموزشي کاريکاتور «دونالد سلمان» به مدت 2 روز در حوزه هنري استان اردبيل برگزار ‌شد.وي بيان کرد: روز‌هاي پنج شنبه 20 و جمعه 21 دي ماه 1397 حوزه هنري پذيراي هنرمندان کاريکاتور از 13 استان کشور به منظور توليد اثر براي حضور در نخستين هنرواره ملي انقلاب اسلامي – روايت ايراني بود.دبير کاريکاتور هنرواره ملي انقلاب اسلامي- روايت ايراني اظهار داشت: آيين گشايش نمايشگاه آثار سيد مسعود شجاعي طباطبايي هم با حضور جمعي از هنرمندان و مسوولين فرهنگي وهنري استان ساعت 18 روز پنج شنبه 20 دي ماه 1397 در نگارخانه قوام الدين مجتمع فرهنگي هنري فدک برگزار ‌شد.رضايي اضافه کرد: مراسم اختتاميه اين رويداد هنري با معرفي نفرات برگزيده و برتر در چهار رده مختلف (الف) به تعداد 5 نفر، (ب) به تعداد 10 نفر، (ج) به تعداد 15 نفر و (د) به تعداد 10 نفر روز جمعه در حوزه هنري استان اردبيل برگزار ‌شد.

مراسم چهملين روز درگذشت زرويي، طنزپرداز پيشکسوت برگزار شد
به گزارش پايگاه خبري حوزه هنري، به مناسبت چهلمين روز درگذشت ابوالفضل زرويي نصرآباد، شاعر، نويسنده، پژوهشگر و طنزپرداز فقيد، آيين نکوداشت اين هنرمند با حضور نويسندگان، شاعران و شخصيت‌هاي فرهنگي و هنري در مسجد آيت‌الله خامنه‌اي حوزه هنري برگزار شد.در اين مراسم، سعيد بيابانکي درباره شخصيت مرحوم ابوالفضل زرويي نصرآباد گفت: 40 روز است که همه ما، خانواده بزرگ حوزه هنري، دوستان و همکاران ابوالفضل زرويي نصرآباد داغ دار شخصيتي بزرگ، اثرگذار و مسلط بر حوزه ادبيات و طنز هستيم. او انساني بزرگ بود که دقيقه اي از عمرش را تلف نکرد و به خواندن، سرودن و نوشتن ادبيات ناب ايراني پرداخت، او با تربيت شاگردان و راهنمايي آنها مسير طنز ايران را بر پايه هاي استواري مستحکم کرد، او با دلي لبالب از عشق اهل بيت(ع) به ديار باقي شتافت و اميدوارم به واسطه محبتش به آل الله(ع) در بهشت برين نزد آنها قرار گيرد.
ابوالفضل زرويي نصرآباد، متولد سال 1348، با نام‌هاي مستعاري همچون ملانصرالدين، چغندرميرزا، ننه قمر، کلثوم ننه، آميزممتقي، ميرزا يحيي و عبدل در نشريات مختلفي طنز مي‌نوشت.وي در تاريخ 10 آذرماه بر اثر عارضه قلبي در 49 سالگي درگذشت.

کاريکلماتور
سهراب گل هاشم
نبض کيف پولم در آخر ماه تندتر مي‌زند.
*
معلوم نيست بي طرف‌ها از کدام طرف بي طرف هستند.
*
بعضي‌ها توي دلتان را خالي مي‌کنند و بعضي‌ها زير پايتان را.
*
اگر مي‌خواهيد آچارفرانسه باشيد بايد بدانيد کدام پيچ‌ها شل هستند.
*
*بعضي‌ها فکرشان به جايي نمي‌رسد و بعضي‌ها خودشان.
*
براي گوش‌هاي سنگينش نياز به يک باربر داشت
*
خواب غفلت نيازي به رختخواب ندارد.
*
باتري خورشيد شب‌ها زير شارژر ماه است.
*
آن‌هايي که بلند فکر مي‌کنند هيچ وقت کوتاه نمي‌آيند.
*
بيشتر اوقات «ما» جاي خود را به «من و تو» مي‌دهد.
*
براي روشن کردن منظورش همه چيز را به آتش کشيد.
*
رشته سخن را به دست گرفت و کلاهي نو براي مخاطب بافت.
*
فقط آدم پرحرف سکوت ذخيره مي کند.
*
امروز همان راه حل هاي ديروز است.
منبع: سايت شخصي نويسنده


 شرح عكس 

كفاشيان: آقا كارلوس تمرين من را ديديد؟ فكر كنم براي بازي با ويتنام آماده باشم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون