جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4343- تاریخ : 1397/09/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)


سهراب از نگاه ديگران


چند کتاب برتر سال 2018 را بشناسيد!


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


 سهراب از نگاه ديگران 

ايسنا: سهراب سپهري در ميان عامه مردم يکي از محبوب‌ترين شاعران نيمايي است. اقبال مردمي اما الزاما هميشه به معناي تأييد ديگر شاعران و منتقدان نيست. دست کم درباره سهراب سپهري انتقادهاي تند کساني همچون رضا براهني، مهدي اخوان ثالث و احمد شاملو نشان مي‌دهد که محبوبيت اين شاعر در ميان مردم منجر به علاقه‌مندي ديگر شاعران به آثار او نبوده است. البته فروغ فرخزاد، سيروس شميسا و شمس لنگرودي نظر ديگري داشته و قدرت شاعري سهراب را ستوده‌اند.
سپهري نيز خود در نامه‌اي درباره انتقادهايي که به او شده، مي‌نويسد: «من مي‌دانستم که پاسبان‌ها شاعر نيستند. در تاريکي آن‌قدر مانده‌ام که از روشني حرف بزنم.»
رضا براهني در انتقاد از دنياي شعري سهراب سپهري مي‌گويد: «ما بايد شاعر اين دنياي آشفته به‌هم‌ريخته باشيم. پشت کردن به اين دنيا کار درستي نيست و متأسفانه سپهري به اين دنياي آشفته پشت کرده است. در يکي از شعرهايش به نام «مسافر»، سپهري از «بادهاي همواره» خواسته است که «حضورِ هيچِ ملايم» را به او نشان بدهند. ولي اين جهان آن‌چنان به خباثت آلوده است که هرگز نمي‌توان حضور هيچِ ملايم را به سپهري نشان داد... موقعي که جهان بدل به چيزي خفقان‌آور شده است و دو سوم دنيا گرسنه است و ملتي ساده‌لوح جهاني را به مسلسل بسته است، هيچِ ملايم به چه درد من و امثال من مي‌خورد؟»
احمد شاملو هم معتقد است، تعريفش از شعر با تعريف سهراب از اين مقوله متفاوت است: «بايد فرصتي پيدا کنم يک بار ديگر شعرهايش را بخوانم، شايد نظرم درباره کارهايش تغيير پيدا کند. يعني شايد بازخواني‌اش بتواند آن عرفاني را که در شرايط اجتماعي سال‌هاي پس از کودتاي 32 در نظرم نامربوط جلوه مي‌کرد، امروز به صورتي توجيه کند. سر آدم‌هاي بي‌گناهي را لب جوب مي‌برند و من دو قدم پايين‌تر بايستم و توصيه کنم که: «آب را گل نکنيد!» تصورم اين بود که يکي‌مان از مرحله پرت بوديم... آن شعرها گاهي بيش از حد زيباست، فوق‌العاده است... دست کم براي من فقط زيبايي کافي نيست؛ چه کنم؟ اختلاف ما در موضوع کاربرد شعر است. شايد گناه از من است که ترجيح مي‌دهم شعر شيپور باشد نه لالايي؛ يعني بيدارکننده باشد نه خواب‌آور.»اما فروغ فرخزاد که از دوستان سهراب سپهري هم بوده است، نظر متفاوتي دارد: «سپهري از بخش آخر کتاب «آوار آفتاب» شروع مي‌شود و به شکل خيلي تازه و مسحورکننده‌اي هم شروع مي‌شود و همين‌طور ادامه دارد و پيش مي‌رود. سپهري با همه فرق دارد. دنياي فکري و حسي او براي من جالب‌ترين دنياهاست. او از شهر و زمان و مردم خاصي صحبت نمي‌کند. او از انسان و زندگي حرف مي‌زند و به همين دليل وسيع است. در زمينه وزن راه خودش را پيدا کرده. اگر تمام نيروهايش را فقط صرف شعر مي‌کرد، آن‌وقت مي‌ديديد که به کجا خواهد رسيد.»
مهدي اخوان ثالث معتقد است، نقاشي‌هاي سهراب از شعرهايش بهتر است و مي‌گويد: «از کارهاي سهراب سپهري در اين هشت کتاب چهار پنج شعر بدک نيست، بسيار نازکانه و لطيف است و به نظر من از بسياري جهات تحت تأثير شعرهاي اخير فروغ فرخزاد. او در ابتدا همه نوآوري‌ها و اسلوب‌بازي‌ها را آزمود. اين اواخر که راهش را پيدا کرد، متأسفانه اجل مهلتش نداد که بيش‌تر کار کند. ولي سهراب سپهري مرد نجيب و محجوبي بود و نقاش بسيار خوبي...
سهراب سپهري نيز که حتما انتقادهاي ديگران را به بي‌اعتنايي‌اش به سياست شنيده است، خود در نامه‌اي شايد در پاسخ به اين انتقادها نوشته است: «وجود گرسنگي، شقايق را شديدتر مي‌کند... وقتي که پدرم مرد، نوشتم: پاسبان‌ها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آني دنيا را تلطيف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود، وگرنه من مي‌دانستم که پاسبان‌ها شاعر نيستند. در تاريکي آن‌قدر مانده‌ام که از روشني حرف بزنم... ولي نخواهيد که اين آگاهي خودش را عريان نشان دهد... من هزارها گرسنه در خاک هند ديده‌ام و هيچ‌وقت از گرسنگي حرف نزده‌ام، نه هيچ‌وقت. ولي هر وقت رفته‌ام از گلي حرف بزنم، دهانم گس شده است.»
محمدرضا شفيعي کدکني با اعتقاد به نبود ساخت شعري در آثار سهراب، از اين موضوع انتقاد مي‌کند: «شعر او در کل زنجيره‌اي است از مصراع‌هاي مستقل که عامل وزن، بدون قافيه آن‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و به ندرت داراي ساخت شعري است...


 چند کتاب برتر سال 2018 را بشناسيد! 

به گزارش ايسنا، به تدريج به روزهاي پاياني سال 2018 ميلادي نزديک مي‌شويم؛ به همين مناسبت سردبيران بخش کتاب نشريه نيويورک‌تايمز به معرفي 10 کتاب برتر منتشرشده در آمريکا طي سال جاري ميلادي شامل آثار ادبيات داستاني و غيرداستاني پرداخته و خواندن آن‌ها را به کتاب‌دوستان توصيه کرده‌اند.
عدم تقارن نوشته ليسا هاليدي
در رمان «عدم تقارن» دو بخش از داستان که ظاهرا هيچ ارتباطي با هم ندارند از طريق يک بخش پاياني تکان‌دهنده به هم پيوند مي‌خورند. بخش اول رمان با عنوان "حماقت" روايتگر يک رابطه عاشقانه بين «آليس» يک ويراستار کتاب و نويسنده جوان جوياي نام در ميانه‌هاي دهه سوم زندگي‌اش و «ازرا بليزر» به عنوان يک رمان‌نويس درخشان و سالخورده است که تا حدودي از روي شخصيت «فيليپ راث» نويسنده معروف آمريکايي مدل‌برداري شده است. بخش دوم رمان که "جنون" نام دارد درباره يک اقتصاددان عراقي-آمريکايي به نام «عمار جعفري» است که در فرودگاه هيترو لندن زنداني شده است. رمان نوشته «ليسا هاليدي» اثري تميز و مختصر است و سبکي گزارشي همچون آثار نوشته «دابليو.جي سيبالد» دارد. «عدم تقارن» اولين رمان «هاليدي» است اما شبيه آثار نويسندگاني است که تاکنون چندين رمان در طول ساليان منتشر کرده‌اند و توانسته در آن واحد يک رمانِ کليددار (رماني بر اساس داستان واقعي اما با نما و برون‌مايه ادبيات داستاني مانند تغيير جزييات يا نام شخصيت‌ها)، سرشار از ايده‌ها و همچنين يک فراداستان با درون‌مايه سياسي باشد.
معتقدان بزرگ نوشته ربکا ماکاي
داستان رمان «معتقدان بزرگ» در ميانه دهه 80 ميلادي در شيکاگو و همچنين سال 2015 در پاريس و در بحبوحه حملات تروريستي مي‌گذرد. «ربکا ماکاي» در اين داستانِ به شدت تاثيرگذار از شيوع بيماري ايدز و جست‌وجوي يک مادر براي يافتن دخترش استفاده کرده تا به موضوع از دست دادن بيهوده و تلاش ما براي غلبه بر آن بپردازد. او با ارئه تصويري از گروهي از دوستان به خوبي ترس و تراژدي شيوع يک بيماري را در سال‌هاي نخست نشان مي‌دهد و به پيامدهاي آن در طول چندين دهه مي‌پردازد. اين رمان با نگاهي همدلانه و عاري از رويکرد احساساتي توانست به خوبي جايگاه خود را در ميان نامزدهاي جايزه بوکر و جايزه ملي کتاب آمريکا در بخش ادبيات داستاني پيدا کند.
ترانه شيرين نوشته ليلا سليماني
ما از ابتداي داستان ناخوشايند و اخطارآميز «ترانه شيرين» (که با نام‌هاي «لالايي» و «پرستار فوق‌العاده بچه» نيز شناخته مي‌شود) مي‌دانيم که يک پرستار دو بچه‌اي را که به او سپرده شده کُشته است اما آن‌چه بيشتر در اين داستان نامتعارف قابل توجه است تحليل رابطه خاص ميان يک مادر و کسي است که او براي نگهداري از فرزندانش استخدام کرده است. ليلا سليماني نويسنده و روزنامه‌نگار مراکشي‌تبار اهل فرانسه است که با اين رمان موفق به کسب جايزه «گنکور» مهم‌ترين جايزه ادبيات فرانسه شده و در آن به خواسته‌هاي ممنوعه والدين از پرستاران بچه و همچنين تنش‌هاي نژادي و طبقاتي پرداخته است. در اين رمان که به شکل مسحورکننده‌اي پرپيچ و خم است تنها يک چيز کاملا روشن است: تنهايي مي‌تواند شما را ديوانه کند.
آن‌جا آن‌جا نوشته تامي اورنج
رمان «آن‌جا آن‌جا» که به فهرست اوليه نامزدهاي جايزه ملي کتاب آمريکا نيز راه يافت به عنوان اولين اثر نوشته «تامي ارونج»، تعمقي بلندپروازانه در باب هويت و جايگزين‌هاي شکست‌خورده آن و اسطوره از دريچه زمان، فقر و زندگي شهري است.
فصل‌هاي بسيار کوتاه اين رمان از زاويه ديد گروه‌هاي بومي سرخپوستي روايت مي‌شود که در اوکلند کاليفرنيا زندگي مي‌کنند و چندان رابطه نزديکي با هم ندارند و در حال عزيمت براي شرکت در اجتماع بزرگ بوميان هستند. همان‌طور که «جفري چاسر» در آثارش عنوان مي‌کند آن‌ها همه زائراني هستند که در مسير رسيدن به يک حرم مقدس‌اند و يا بر اساس توصيف «ويليام فاکنر» در رمان «جان که مي‌دادم» («گور به گور»)، خانواده‌اي بزرگ‌اند که در حال عبور از چشم‌انداز هستند.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

رد درخواست تجديدنظر مجرم «نوبل»
درخواست تجديدنظر «ژان کلود آرنو» شخص مرتبط با آکادمي نوبل درباره جرم تجاوز جنسي رد شد و يک مورد دوم تجاوز نيز به محکوميت دو سال زندان او افزوده شد.
به گزارش فارس به نقل از واشنگتن پُست، درخواست تجديدنظر «ژان کلود آرنو» شخص مرتبط با آکادمي نوبل سوئد که اعطا کننده جايزه نوبل ادبيات است، در مورد تجاوز جنسي رد شد و يک مورد دوم تجاوز نيز به محکوميت دو سال زندان او افزوده شد.
دادگاه تجديدنظر «سِوي» امروز حکم دو سال حبس را براي ژان کلود آرنو را براي دو مورد تجاوز به يک زن در 7 سال پيش، صادر کرد و درخواست تجديدنظر وي را رد کرد.
اين مرد فرانسوي 72 ساله که همسر عضو سابق هيأت آکادمي نوبل است، در ماه اکتبر براي يک فقره تجاوز در سال 2011 گناهکار شناخته شد.
اين رسوايي جنسي منجر به استعفاي 8 عضو از 18 عضو آکادمي نوبل ادبيات شد. به خاطر اين رسوايي جنسي و مسائل پيش آمده متعاقب آن، جايزه نوبل ادبيات سال 2018 با تاخير به سال 2019 موکول شد.

برگزاري "شب شاهنامه کودک و نوجوان"
به گزارش ايسنا، به مناسبت انتشار شاهنامه دوازده‌جلدي توسط نشر ديبايه، شبي از شب‌هاي بخارا به رونمايي و معرفي اين شاهنامه اختصاص يافته است که امروز پنجشنبه پانزدهم آذرماه در خانه گفتمان شهر (وارطان) برگزار مي‌شود.در شب شاهنامه کودک و نوجوان، نوش‌آفرين انصاري ، جلال خالقي مطلق ، محمدناصر مودودي، شهرداد ميرزايي و علي دهباشي سخنراني خواهند کرد و در بخشي ديگر، برنامه نقالي از سوي گروه نوجوان هزاران اجرا خواهد شد.علاقه‌مندان به شرکت در اين برنامه مي‌توانند ساعت 17 روز 15 آذرماه در خانه گفتمان شهر (وارطان) واقع در ميدان فلسطين، خيابان طالقاني غربي، ضلع جنوبي، پلاک 514 حضور يابند.
در معرفي اين مجموعه عنوان شده است: شاهنامه‌ کودک و نوجوان يک مجموعه‌ دوازده‌جلدي‌ است که تاريخ را با هنر و داستان را با پژوهش پيوند زده است. مخاطبِ کم‌سال آن‌قدر جدي گرفته شده که نقشه‌ تک تکِ داستان‌هاي شاهنامه برايش ترسيم شده، دودمان‌ِ شاهان و پهلوانان در درختانِ جداگانه نقش بسته، تصاوير دلکش در سراسر کتاب‌ها پراکنده شده‌ و فرهنگ واژگان، نام کَسان و جاي‌هاي شاهنامه با توضيحات مفصل و جالب در آخر هر کتاب آمده‌اند.هشت جلدِ نخست ـ از ديباچه تا پايانِ هفت‌خانِ اسفنديار ـ مبتني بر نسخه‌ تصحيح استاد دکتر جلال خالقي مطلق متني وفادار به اصل، ترکيبِ نظم و نثر و توام با جزييات اصيل را به خواننده‌ جوان ارائه مي‌دهد که زبان ساده و حماسي آن، در کنار افزوده‌هاي علمي ـ پژوهشي، اين اثر را نه‌تنها براي مخاطب خاص بلکه براي همگان خوشگوار و پرنگار مي‌سازد.
شاهنامه‌ کودک و نوجوان بازنويسيِ غني‌شده‌ شاهکار حکيم و هم‌پذيريِ نوآوري‌ است‌ در شرح اساطير.


 نغمه 

دشت‌هايي چه فراخ!
سهراب سپهري
دشت‌هايي چه فراخ!
كوه‌هايي چه بلند!
در گلستانه چه بوي علفي مي‌آمد!
من در اين آبادي، پي چيزي مي‌گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي.
پشت تبريزي‌ها،
غفلت پاكي بود، كه صدايم مي‌زد.
پاي ني‌زاري ماندم، باد مي‌آمد، گوش دادم:
چه كسي با من، حرف مي‌زد؟
سوسماري لغزيد.راه افتادم.
يونجه زاري سر راه،بعد جاليز خيار، بوته‌هاي گل رنگ
و فراموشي خاك.
لب آبي گيوه‌ها را كندم، و نشستم، پاها در آب:
«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه.
چه كسي پشت درختان است؟
هيچ، مي‌چرخد گاوي در كـَرد.
ظهر تابستان است.
سايه‌ها مي‌دانند، كه چه تابستاني است.
سايه‌هايي بي لك،
گوشه‌اي روشن و پاك،
كودكان احساس! جاي بازي اينجاست.


 تازه‌هاي نشر 

انتشار 2 رمان و 2 کتاب تاريخي و فلسفي
کتاب‌هاي «رنج دلدادگي» نوشته تئودور فونتانه با ترجمه مرجان محمدي، «در پي سرچشمه‌هاي اديان» نوشته ميرچا الياده با ترجمه مينا غرويان، «کاش کنارم بودي» نوشته رنه کارلينو با ترجمه بهاره نوبهار و «فيلسوفان در خيابان» با عنوان فرعي «زندگيِ بررسي‌شده» نوشته آسترا تايلر با ترجمه شهاب‌الدين عباسي منتشر شدند.
به گزارش ايسنا، کتاب «رنج دلدادگي» نوشته تئودور فونتانه با ترجمه مرجان محمدي در 232 صفحه با شمارگان 1100 نسخه توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
تئودور فونتانه، شاعر و مهم‌ترين رمان‌نويس رئاليست قرن نوزدهم آلمان است. از جمله آثار او مي‌توان به تابستاني در لندن، مردان و قهرمانان، پيش از طوفان و افي بريست اشاره کرد. فونتانه رمان «رنج دلدادگي» (به آلماني: Irrungen, Wirrungen ) را در سال 1888 نوشت.


 زنگ ادبيات 

داستان‌هايي از نويسندگان ايراني در ايتاليا
به گزارش ايسنا، گردآوري و ترجمه داستان‌هاي «آواي ايران» که با عنوان اصلي «Il Richiamo della Persia» از سوي انتشارات آرته باريا در ايتاليا چاپ شده، به عهده مريم رحيمي بوده است.
در معرفي اين مترجم عنوان شده است: رحيمي يکي از داستان‌نويسان مهاجر ايراني است که از 18 سالگي به قصد تحصيل به ايتاليا رفت و در رشته ادبيات ايتاليايي از دانشگاه سي اِنا فارغ‌التحصيل شد. او اولين رمانش را با عنوان «يک زمزمه در سکوت» با نشر پوليا در سال 2000 چاپ کرد اما موفقيتش به رمان «يلدا و شب بلند و نبردي سخت» برمي‌گردد که استقبال بيشتري از سوي مخاطبان داشت.
«يک مشت خاک وطنم» رماني ديگر از اين نويسنده است که سال 1395 از سوي انتشارات ورجاوند در ايران منتشر شد؛ رماني درباره دختري که در رؤياي زندگي بهتر از عشق و وطنش مي‌گذرد تا به آن سوي مرزها برود و آرزوهاي خود را محقق کند، غافل از اين‌که آن‌چه گمان مي‌کرده فرسنگ‌ها با واقعيت فاصله دارد.
او مجموعه‌ داستاني از بعضي نويسندگان نسل فعلي ايران گردآوري و ترجمه کرده است با عنوان «آواي ايران» که هفته گذشته در ايتاليا منتشر شد. در اين کتاب، داستان‌هايي از نويسنده و مترجم کتاب، مريم رحيمي به همراه نويسندگان ديگر، منصور عليمرادي، ياسر نوروزي، فريد حسينيان تهراني، سعيد بردستاني، مژده شبان، پيروز ابراهيمي، راضيه مهدي‌زاده، بهنام علامي، وهاب نظري، نيلوفر مهرپرور، مونا رستا، آرش محمودي و فاطمه بخشي چاپ شده است.

مگر مي‌شود آثار همينگوي را نخواند و کازابلانکا را ساخت؟
ايبنا-سيامک گلشيري: چند سال پيش يکي از مجلات ادبي از من خواسته بود مطلبي بنويسم درباره اقتباس در سينماي جهان و ايران. وقتي به سينماي جهان فکر مي‌کردم، بلافاصله آثار بسياري به ذهنم آمد، از چشمان سياهِ ميخائيليکف گرفته تا ميزريِ راب رينر؛ از اتوبوسي به نام هوس اليا کازان گرفته تا برش‌هاي کوتاه رابرت آلتمن؛ از زنگ‌ها براي که به صدا در مي‌آيدِ سَم وود گرفته تا بيلي باتگيت رابرت بِنتون. و بسياري فيلم‌هاي ديگر که حالا به ياد ندارم.
اما وقتي به سينماي ايران فکر کردم، جز گاو و واقعا سه چهارتاي ديگر، چيزي يادم نيامد. فکر کردم چطور با اين همه رمان که هر سال منتشر مي‌شود و منتشر شده و اين همه داستان کوتاه، که به زعم من بسيار از سينماي ما جلوترند و البته فرصت ديده شدن پيدا نکرده‌اند، هيچ‌کدام به فيلم تبديل نشده. آن وقت ياد ماجرايي افتادم. ياد يکي از رمان‌هايم که چند سال پيش کارگرداني سفت و سخت به دنبال ساختن آن بود. از جزئيات گرفتن مجوز که بگذريم، يادم مي‌آيد تهيه‌کننده به او گفته بود نبايد توقع چنداني براي فروش فيلم داشته باشد. وقتي فکر مي‌کنم مي‌بينم بيراه هم نمي‌گفته. در مقايسه با بعضي فيلم‌ها که اين روزها پشت سر هم ساخته مي‌شوند و گاهي به‌شدت سليقه مخاطب را تنزل داده‌اند، فروش چنداني پيدا نمي‌کرد.باري به گمان من هسته اصلي سينما، ادبيات است، هرچند اين دو مي‌توانند مکمل هم باشند. مگر مي‌شود مايکل کرتيس آثار همينگوي را نخوانده باشد و کازابلانکا را بسازد؟ مگر مي‌شود کسي که با مقوله سير تحول شخصيت در ادبيات آشنا نباشد، بتواند فيلم بسازد؟ مگر مي‌شود کسي که با ديالوگ‌هاي ماندگار تاريخ ادبيات آشنا نباشد، ديالوگ‌هاي ماندگاري از زبان شخصيت‌هايش نقل کند؟ با همه اينها خوشحالم از اينکه در جشنواره‌اي حضور داشتم که بخش مهمي از آن به اقتباس اختصاص داده شده و تعجب مي‌کنم چطور چنين بخشي هنوز به جشنواره‌هاي فيلم‌هاي بلند ما راه نيافته. اميدوارم روزي فيلمسازان ما درک کنند که کارگردان و اهميت کارگردان بودن، گاهي وقت‌ها از اهميت مؤلف‌بودن در سينما به مراتب بيشتر است و متن ادبي مي‌تواند تأثير بسيار زيادي در آثار تصويري‌شان داشته باشد و اميدوارم روزي اين بخش به جشنواره‌هاي آثار بلند ما نيز راه يابد.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون