جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4321- تاریخ : 1397/08/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)


ادبيات دوست داشتني من


برنده جايزه «گنکور» 2018 معرفي شد


افزايش کتاب‌هاي الکترونيک ادبيات کودک در آمريكا


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


 ادبيات دوست داشتني من 

مهدي طوسي
يک علاقمند به رمان هاي ژول ورن
درست در اولين روزهاي تابستان همين امسال بود که من متوجه شدم بايد براي ادبيات بيشتر از ساير موارد ديگر وقت بگذارم.
من اين را متوجه شدم که نه تنها به ادبيات بيشتر از ساير موارد علاقمند هستم بلکه انگار دوست دارم که بيشتر نيز علاقمند باشم.
اين را زماني متوجه شدم که يکي از بچه هاي محل درست يک ساعت مانده بود به ظهر آمد در خانه مان را زد؛ من از بالا شنيدم که مادرم داشت به او مي گفت:
-الان که سر ظهر است متين جان! اجازه بده عصر که شد برويد بازي بکنيد!
اما دوستم داشت اصرار مي کرد که من بيايم و به اتفاق ساير بچه هاي محل يک گل کوچک مشتي بازي بکنيم.
من اما بر خلاف دفعات قبل اصلا دوست نداشتم که مادرم قانع بشود و بيايد من را صدا کند که بروم با متين و بچه هاي محل بازي بکنم. داشتم يک کتاب درست و حسابي از نوشته هاي ژول ورن مي خواندم و همين مسئله باعث شده بود که ادامه ماجراي هيجاني قصه را به رفتن توي کوچه و دنبال توپ دويدن ترجيح بدهم!
توي همين فکرها بودم که صداي مادرم من را به خودم آورد و تازه متوجه شدم که انگار متين توانسته مادرم را مجاب کند که من بروم توي کوچه و به قول خودش دو سه ساعت دنبال توپ بدوم!
- بيا پايين بچه جان ببين متين چي مي گه... من که حريفش نمي شم!
از پله ها پايين آمدم و يک راست رفتم توي حيات و متين را ديدم که يک توپ پلاستيکي دستش گرفته و به من با حرارت و شدت
مي گويد:
- بدو ديگه يک يار کم داريم بايد تا يک ساعت ديگه برگردي خانه. من به مادرت قول دادم که براي ناهار خانه اي!
نگاهي به متين انداختم و از روي بي ميلي گفت:
- اما من نمي توانم بيايم اصلا حوصله فوتبال را ندارم....!
- يعني چي حوصله فوتبال را ندارم! بيا مگر ما بهم قول نداديم که دو نفري در تيم ملي بازي بکنيم! مگر به هم قول نداديم که تو در باشگاه پرسپوليس بازي بکني و من در استقلال و در داربي که رو به روي هم قرار مي گيريم بچه محل بودن را فراموش بکنيم و تنها به بازي فکر بکنيم!؟ همين جوري قول دادي!؟
- اما متين من اصلا علاقه اي به فوتبال ندارم من تازه متوجه شدم که علاقه ام به ادبيات بيشتر است. من دوست دارم يک نويسنده بزرگ بشوم تا يک فوتباليست بزرگ. تازه من به تو قول مي دهم که اگر تو فوتباليست بزرگي بشوي زندگينامه ات را کتاب کنم و به عنوان يکي از کتاب هاي پرفروش ادبيات ايراني معرفي کنم!
متين خنده اي از روي تعجب کرد و نگاهي به بالا کرد. برگشتم جهت نگاه متين را ببينم که متوجه شدم مادرم هم دارد با همان تعجب متين و البته کمي چاشني خنده به ما نگاه مي کند.
او رفت و من هم در را بستم و رفتم بالا تا ادامه کتاب ژول ورن را بخوانم. او رفت بالا و من را با ادامه داستان هاي هيچان انگيز اين نويسنده بزرگ ژانر علمي تخيلي تنها گذاشت....!
از ابتداي همين تابستان من دارم پول هايم را جمع مي کنم و کتاب مي خرم و تا جايي که توانستم کتاب هاي ژول ورن را خريدم.
من کتاب هاي اين نويسنده را مثل مادرم و پدرم دوست دارم.....!


 برنده جايزه «گنکور» 2018 معرفي شد 

جايزه «گنکور مهمترين جايزه ادبي فرانسه به رماني نوشته«نيکلاس متئو» رسيد.
به گزارش ايسنا به نقل از لوموند، هيات داوارن جايزه ادبي مهم «گنکور» جايزه سال 2018 اين رويداد ادبي را در حالي به «نيکلاس متئو» براي «فرزندان پس از آن‌ها» اعطاء کردند که «ديويد ديوپ» با رمان «برادر روح»، «پل گرويلاچ» با رمان «اربابان و برده‌ها» و «توماس بي.روردي» با رمان «زمستان نارضايتي» سه نامزد نهايي ديگر اين جايزه بودند.بسياري براي «نيکلاس متئو» شانس کمي براي کسب اين جايزه متصور بودند چرا که کمپاني انتشاراتي يکساني با برنده سال گذشته يعني کتاب «صورت‌جلسه» نوشته «اريک وولار» داشت.
همچنين جايزه ادبي «رنودو» فرانسه به «والري مانتو» براي رمان «شيار» تعلق گرفت.
جايزه «گنکور» اولين‌بار در سال 1903 از سوي «ژول» و «ادمون گنکور» راه‌اندازي شد. اگرچه برنده اين جايزه تنها مبلغي ناچيز معادل 10 يورو دريافت مي‌کند، اما جايزه غيررسمي «گنکور» که فروش بالاي رمان برنده را براي نويسنده‌اش به ارمغان مي‌آورد، بسيار باارزش‌تر از جايزه اصلي است. گفته مي‌شود اثر برنده جايزه «گنکور» بين 300 تا 500 هزار نسخه در بازار فروش خواهد داشت.از برندگان سرشناس اين جايزه مي‌توان از «مارسل پروست» در سال 1929، «سيمون دوبووار» در سال 1954 و «پاتريک موديانو»، برنده نوبل ادبيات سال 2014 نام برد.پيش از اين «حماقت» نوشته «پير گويوتا» موفق به کسب جايزه ادبي «مديسي» فرانسه در سال 2018 شده بود و جايزه ادبي «فمينا» نيز در بخش آثار فرانسوي به «فيليپ لانسون» براي رمان «تکه» اعطا شده و «آليس مک‌درم» نويسنده آمريکايي به عنوان برنده بخش رمان خارجي براي کتاب «ساعت نه» انتخاب شد.


  افزايش کتاب‌هاي الکترونيک ادبيات کودک در آمريكا  

به گزارش ايبنا به نقل از فوربس، معمولاً در سال‌هاي گذشته روند بازار کتاب در مورد کتاب‌هاي الکترونيک بيشتر به سمت فروش کتاب‌هاي داستاني و رمان‌ سوق داشته است. اتحاديه ناشران آمريکا نيز در گزارش ماه آگوست خود نيز به اين موضوع اشاره کرده بود.
معمولاً گزارش‌ ناشران در ماه آگوست و سپتامبر در آستانه فصل مدارس همواره به فروش بالاي کتاب‌هاي مختلف اشاره دارد ولي امسال گزارش اتحاديه ناشران آمريکا کمي غيرمنتظره است. در اين گزارش براي اولين بار آمار فروش کتاب‌هاي الکترونيک مربوط به کتاب‌هاي کودک بود که فروش بالايي داشتند.
از گزارش اخير اتحاديه ناشران آمريکا چنين برمي‌آيد که فروش کتاب‌هاي الکترونيک در اين روزها تنها به داستان‌ها و رمان‌هاي مخصوص بزرگسالان محدود نمي‌شود. در اين گزارش آمده است فروش کتاب‌هاي الکترونيک با رده سني کودک و نوجوان در ماه آگوست و سپتامبر سال 2018 نسبت به دوره مشابه سال 2017 حدود 24درصد رشد داشته است.
بر اساس آمارهاي ارائه شده در اين گزارش فروش کتاب‌هاي ادبيات کودک در تمام فرمت‌ها رشد داشته است. ظاهراً والدين آمريکايي ترجيح مي‌دهند کودکان خود به جاي بازي با دستگاه هوشمند خود کتاب بخوانند.
روزنامه نيويورک تايمز نيز اشاره کوتاهي به رشد کتاب‌هاي کودک در دستگاه‌هاي ديجيتال دارد و مي‌نويسد چون کتاب‌هاي الکترونيک ارزان‌تر از کتاب‌هاي چاپي هستند به نظر مي‌رسد کتاب‌هاي کودک نيز وارد حوزه چاپ ديجيتال شده‌اند.
نويسنده نيويورک تايمز اعتقاد دارد والدين آمريکايي به خاطر کاهش قيمت کتاب‌هاي الکترونيک ترجيح مي‌دهند کودکانشان به جاي بازي يا ابزارهاي سرگرمي ديگر به خواندن کتاب با تبلت يا کتاب‌خوان‌هاي الکترونيک مشغول باشند.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

ميرهادى معلمى بود كه درس‌هايش را زندگى مى‌كرد
ايبنا- پروين آقايى از اعضا شوراى كتاب كودك و عضو گروه جغرافياى فرهنگنامه كودكان و نوجوانان: «به خود گفتم تعليم و تربيت دريايى از انديشه، كار و حركت است كه دوست دارم در آن شناگر باشم.» اين گفته توران ميرهادى است. انسانى مسئول، معلمى پويا و جستجوگرى صادق و عاشق. توران ميرهادى با سابقه بيش از شصت سال كار مداوم فرهنگى، يكى از برجسته‌ترين نام‌ها در زمره روشنگران انديشمندى همچون جبار باغچه‌بان، در عصر معاصر است.
نقش توران ميرهادى در پيشرفت زندگى اجتماعى و فرهنگى كودكان ايران، حاصل فعاليت‌هاى اصلى او در سه حوزه : آموزش و پرورش، شوراى كتاب كودك و فرهنگنامه كودكان و نوجوانان است. پرداختن به هريك از اين سه حوزه، نقش مؤثر او را آشكارتر مى‌سازد. در اين گفتار تنها به حضور مؤثر او در حوزه آموزش و پرورش مى‌پردازيم.
در گستره آموزش و پرورش توران ميرهادى با سابقه 25 سال كار معلمى و مدرسه دارى، گونه‌اى متفاوت از آموزش و پرورش رايج را ترويج مى‌كرد. او جست‌وجوى مداوم در كار تعليم و تربيت را مسئوليتى بزرگ در مسير ساختن انسان مى‌دانست و اعتقاد داشت كه اگر انسانى نادرست تربيت شده باشد اصلاحش به طول مى‌انجامد و در بعضى از موارد اصلاح امكان‌ناپذير است.
از نگاه توران ميرهادى، معلم يعنى جست‌وجوگر و جست‌وجوگر را عشق به كار و صداقت راهبر مى‌شود و تركيب اين دو است كه كار تعليم و تربيت را در مسير درست پيشرفت سوق مى‌دهد. او براى چنين تحولى سه راه را پيشنهاد مى‌کرد: اول خودسازى، دوم اعتقاد به ماهيت متحول آموزش و پرورش و سوم راه و روش كار تربيت معلم.
توران ميرهادى با بهره گيرى از سبك و شيوه نظريه پردازان و فعالان آموزش و پرورش نوين جهان در نيمه نخست قرن بيستم ميلادى، با نگرشى نو و خلاق به علاقه و گرايش كودكان ايران توجه نشان داد. او بر اين باور بود كه هر كودك داراى دنياى ويژه خود است و نبايد با كودكان ديگر سنجيده شود، بنابراين قائل به اين نبود كه براى ارزش گذارى دانش كودكان، آنها با هم مقايسه شوند. او همواره با آموزش و پرورش رقابتى مخالف بود.
توران ميرهادى در اداره مدرسه فرهاد كه خود در دهه سى خورشيدى بنياد نهادش، چند اصل بنيادين را پايه گذاشت از جمله: تفكر مشاركتى به جاى تفكر رقابتى، كار گروهى و احترام به نظر جمعى، توجه به ادبيات كودك به مفهوم هنر كودكان، ايجاد عادت به مطالعه در دانش‌آموزان با همكارى و همفكرى اوليا و ... توران ميرهادى به تجربه دريافته بود كه راه حل مسائل آموزش و پرورش ايران را معلم‌هاى ايران بايد پيدا كنند. اين بدان معنى نيست كه ايران را از دنيا جدا كنيم. منظور آن است كه راه حل مسائل ما در نقاط ديگر دنيا نيست، دركشور خود ماست .
توران ميرهادى معلمى بود كه درس‌هايش را زندگى مى‌كرد، در دومين سالگرد فقدانش، روحش شاد و ياد و نامش گرامى و ماندگار باد.


 نغمه 

چون نگاهش غزل بي بدلي ساخته ام
شهريار
گر من از عشق غزالي غزلي ساخته ام
شيوه تازه اي از مبتذلي ساخته ام

گر چو چشمش به سپيدي زده ام نقش سياه
چون نگاهش غزل بي بدلي ساخته ام

شکوه در مذهب درويش حرامست ولي
با چه ياران دغا و دغلي ساخته ام

ادب از بي ادب آموز که لقمان گويد
از عمل سوخته عکس العملي ساخته ام

مي چرانم به غزل چشم غزالان وطن
مرتعي سبز به دامان تلي ساخته ام

شهريار از سخن خلق نيابم خللي
که بناي سخن بي خللي ساخته ام


 تازه‌هاي نشر 

«حمام تُرکي» منتشر شد
به گزارش ايسنا، نويسنده درباره اين کتاب مي‌گويد: در اين رمان به سراغ شهر استانبول رفته‌ام و داستان طي مدت زمان حدودا 15 روز در بخش‌هاي مختلف اين شهر اتفاق افتاده است. «حمام ترکي» داستان زن و شوهري به نام «هلنا» و «مهنا» است که اتفاق‌هاي پيچيده‌اي پاي آن‌ها را به شهر استانبول باز مي‌کند. آن‌ها که ساکن يکي از شهرهاي مرکزي ايران بوده‌اند، حالا در مواجهه با دنياي جديدي که در استانبول مي‌بينند، واکنش‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند. برخي اتفاق‌ها نيز در انتظار آن‌هاست که روند داستان را جذاب و پيچيده مي‌کند. براي نگارش اين کتاب چهار سال زمان صرف کردم.او همچنين درباره انگيزه خود از انتخاب استانبول به عنوان بستر روايت اين داستان اظهار مي‌کند: در اولين رمانم با نام «هيچ وقت نامزد نبوديم» بخش‌هاي مهمي از داستان در شهر پاريس روايت شد. در دومين کتابم با نام «بدون تو غيرممکن بود» بخش زيادي از داستان در دبي و بخش‌هاي محدودي در شهر تورنتو کانادا روايت شد. در هر دو اين کتاب‌ها رويدادهايي اتفاق مي‌افتاد که نيازمند اين بستر جغرافيايي بود. در واقع براي پرهيز از تکرار مکررات و روايت قصه‌هايي پيش پا افتاده، انتخاب جغرافياي متفاوت مي‌تواند بسيار موثر باشد. داستان اين کتاب نيز کاملا متاثر از فضاي استانبول است و قصه به گونه‌اي طراحي شده که فقط در اين شهر مي‌تواند رخ بدهد. بر همين اساس در کنار تحقيق‌هاي کتابخانه‌اي، پژوهش‌هاي ميداني گسترده‌اي طي سفرهاي مختلف به اين شهر انجام دادم تا داستان واقعي و ملموس باشد و تصور مي‌کنم اين اولين رمان فارسي است که تمام وقايع آن در استانبول رخ مي‌دهد.


 زنگ ادبيات 

فرماندار بستان‌آباد:
خانه پدري شهريار آماده بهره‌برداري است
سيدعلي حسيني موسوي در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار کرد: بستان‌آباد ديار شهريار بوده و او در مجموعه «حيدر بابا» که به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده، به بستان‌آباد و روستاهاي آن اشاره کرده است.او در ادامه گفت: طرح هادي روستاي خشکناب (زادگاه پدري شهريار) با گرايش گردشگري اجرا شده و مشکل آب اين روستا برطرف شده و حل مشکل راه نيز با هدف بوم‌گردي در دست اجراست. شهرستان بستان‌آباد در 55 کيلومتري تبريز واقع شده است و با وسعتي بالغ بر 2795 کيلومتر، حدود 94 هزار و 769 نفر جمعيت دارد که 74 درصد ساکن روستاها و 26 درصد ساکن شهر هستند.


عايشه کولين:
اگر ما اورهان پاموک داريم، شما هم اصغر فرهادي را داريد
به گزارش ايبنا،‌ در سال‌هاي گذشته و با هماهنگي آژانس‌‌هاي بين‌المللي، نهادهاي فرهنگي و ناشران، شخصيت‌هاي مطرح ادبيات جهان به ايران سفر کرده‌اند تا از نزديک با ايران و فرهنگ و ادبيات آن آشنا شوند. در ادامه اين حرکت ارزشمند، به تازگي عايشه کولين، نويسنده مطرح ترکيه به ايران آمد و در اين سفر به نقاط ديدي ايران سري زد و با سيدعلي صالحي، به‌عنوان يک شاعر و ناهيد طباطبايي،‌ به عنوان يک نويسنده ديدار کرد. او در اين سفر گفت‌وگوي کوتاهي را با خبرگزاري کتاب انجام داد که در ادامه مي‌خوانيد.
*شما در سال 2011 به عنوان پر‌درآمدترين نويسنده ترکيه معرفي شديد. در کشور شما چه عواملي دست به دست هم مي‌دهند تا يک نويسنده پرفروش شود؟
بدون شک عوامل حاشيه‌اي نبوده است و جواب سوال شما خيلي ساده است؛ در واقع اتفاق ويژه‌اي رخ نداده است. در آن سال کتاب «چهل سال از دوربين من» از سوي ناشر به دو قسمت، يعني دو دوره 20 ساله تبديل شد و اين باعث شد که در يک سال دو کتاب از من به بازار بيايد و من دو بار حق‌التاليف بگيرم. همين موضوع ساده باعث شد تا من در آن سال پردرآمدترين نويسنده ترکيه لقب بگيرم.
*اگر حرف شما را بپذيرم بايد بگويم که اين موضوع يک طرف داستان است؛ اما واقعيت اين است که در چند سال گذشته اقبال به ادبيات ترکيه بسيار زياد شده است. چه اتفاقي براي ادبيات ترکيه رخ داد که جهاني شد و چرا چنين اتفاقي براي ادبيات فارسي رخ نداده است؟
اگر بخواهم صادقانه با شما صحبت کنم، بايد بگويم که بيشتر اين اتفاقات به دليل وجود اورهان پاموک است؛ چراکه قبل از آنکه او جايزه نوبل را بگيرد، از ادبيات ترکيه ياشار کمال شناخته شده بود و آن هم به اين دليل بود که او همسري فرانسوي داشت و همسرش کتاب‌هاي کمال را ترجمه مي‌کرد و با توجه به روابط بسيار خوبي که داشت اين کتاب‌ها در دنيا ديده شد. ما در همين ادبيات ناظم حکمت را هم داشتيم که مردم دنيا او را بسيار دوست داشتند. اگر ياشار کمال و ناظم حکمت را کنار بگذاريم، نديم گورسل نيز به دليل آنکه در فرانسه زندگي مي‌کرد، در دنيا خوانده شد؛ به هر حال واقعيت اين است که اين افراد تنها نمونه‌هايي بودند و ادبيات ترکيه فراگير نبود؛ اما بعد از اتفاقي که در نوبل براي اورهان پاموک رخ داد؛ درها روي ادبيات ترکي باز شد و مردم متوجه شدند که ادبيات ترکي هم وجود دارد.
*پس شما معتقديد که دليل ديده شدن ادبيات ترکيه، نوبل اورهان پاموک است؟
بله دقيقا! بعد از اين اتفاق ناشران مطرح دنيا با من و امثال من وارد مذاکره شدند و اين باعث شد که ادبيات ترکيه به دنيا صادر شوند و مردم دنيا نوشته‌هاي ما را بخوانند.
*با اين تفاسير ادبيات ايران به اين دليل حتي به کشور همسايه خود، ترکيه صادر نشده است که نتوانسته جوايز بين‌المللي کسب کند؟
شايد اين طور باشد؛ اما اگر شما در ادبيات جايزه بين‌المللي دريافت نکرده‌ايد و ادبيات معاصر شما ديده نشده است، نبايد فراموش کنيم که شما در حوزه سينما بسيار موفق بوده‌ايد و توانسته‌ايد جوايز معتبر جهاني را از آن خود کنيد. امروز سينماي ايران در خاورميانه حرف اول را مي‌زند. از طرفي اورهان پاموک و اليف شافاک نيز مدت‌هاست که در ترکيه زندگي نمي‌کنند و ما مثل نويسندگان خارجي به آنها نگاه مي‌کنيم.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي