جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4321- تاریخ : 1397/08/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)

ازنيمه آبان‌ماه امسال؛
«آينده»،درقاب تصويرعکاسان ايراني ثبت مي‌شود

يک معرفي، يک خوانش
امير ارسلان نامدار


حل شدن کف اقيانوس ها بر اثر فعاليت انسان


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 ازنيمه آبان‌ماه امسال؛
 «آينده»،درقاب تصويرعکاسان ايراني ثبت مي‌شود 

بانک آينده ، در راستاي مسئوليت اجتماعي خود،جشنواره عکس «نگاه به آينده» رابرگزارمي‌کند.
جشنواره عکس «نگاه به آينده»،برآن است تاجوانان هنرمند و عکاسان ايراني رابه انديشيدن پيرامون آينده کشور عزيزمان تشويق کرده و از سوي ديگر منعکس کننده طرز تلقي جوانان هنرمند ايراني باشد.
نخستين دوره اين جشنواره، پذيراي آثاري در حوزه هاي: بهداشت وسلامت،آموزش و تحصيل، توسعه پايدار، سفر و گردشگري داخلي،محيط ‌زيست وکسب وکارخواهد بود.
اين جشنواره که به‌صورت رقابتي برگزارمي‌شود؛ازنيمه آبان‌ماه جاري آغازشده وتا پايان آذرماه پيش روي،ادامه خواهد داشت.آثارارسال شده به دبيرخانه جشنواره،پس ازبررسي و تأييد اوليه ، مورد داوري قرار گرفته وآثار برگزيده علاوه بردريافت جوايز نقدي درنمايشگاه عکس «نگاه به آينده»، نمايش داده مي‌شوند.شرکت دراين رقابت هنري براي تمام علاقه‌مندان آزاد است وايرانيان درتمام گروه‌هاي سني مي‌توانند ؛ ازطريق تارگاه جشنواره که آدرس آن هم ‌زمان بافراخوان جشنواره اعلام خواهد شد ؛آثارخود را ارسال نمايند.


 يک معرفي، يک خوانش
 امير ارسلان نامدار 

عنوان کتاب:امير ارسلان نامدار
نويسنده:مسعود ملک‌ياري
امير ارسلان از مشهورترين قصه‌هاي عاميانه به زبان فارسي است. سال‌ها پيش، اين داستان را ميرزا محمدعلي نقيب‌الممالک، قصه ‌گوي ناصرالدين ‌شاه قاجار براي وي مي‌گفت و در اين هنگام فخرالدوله، دختر ناصرالدين‌شاه پشت در نيمه‌باز اتاق خواجه‌سرايان مي‌نشست و ماجراها را بادقت مکتوب مي‌کرد و براي آن‌ها نقاشي مي‌کشيد. در حقيقت داستان امير ارسلان اين‌گونه برجا مانده است.
نمايش‌نامه‌ «امير ارسلان نامدار» بازآفريني اين قصه‌ معروف به زبان امروز و با حال و هوايي مناسب و قابل لمس براي مخاطب نوجوان امروزي است. امير‌ ارسلان شاهزاده‌‌اي است دلير و جوانمرد که شيفته‌ دختر پادشاهي به نام فرخ لقا مي‌شود و در جست‌وجوي او به ديار فرنگ مي‌شتابد. شاه فرنگ دو وزير ماهر در رمل و اسطرلاب به نام شمس وزير و قمر وزير دارد که شمس با امير ارسلان موافق و قمر با او مخالف است.بر اثر شرارت‌هاي قمر وزير، فرخ لقا به دست ديوان و عفريت‌ها گرفتار مي‌شود و اميرارسلان راهي نجات او از سرزمين جادو مي‌گردد و...
نمايش‌نامه‌ امير ارسلان نامدار، زباني ساده و روان دارد. در جاي جاي متن به تناسب نياز، از شعر نيز استفاده شده است که اين شعرها متن را زيبا و دلنشين کرده است.زبان طنز و پر از شيطنت و شوخ‌طبعي بازآفرين در گفت‌وگوهاي شخصيت‌هاي مختلف داستان به کار گرفته شده و متن را براي مخاطب دوست‌داشتني کرده است.
اين نمايش‌نامه به صورت نمايش عروسکي، در چهاردهمين جشنواره‌ بين‌المللي نمايش عروسکي تهران جزو نمايش‌ها برگزيده انتخاب شده است.


 حل شدن کف اقيانوس ها بر اثر فعاليت انسان 

محققان دانشگاه پرينستون در آمريکا با همکاري محققان دانشگاه مک گيل کانادا دريافتند بستر اقيانوس‌ها در اثر فعاليت‌هاي انساني در حال حل شدن است. براساس تحقيقات پيشين، از شروع عصر صنعتي شدن در حدود 525 ميليارد تن دي‌اکسيدکربن در آب اقيانوس‌هاي جهان جذب شده و در مقايسه با 200 سال قبل آب اقيانوس‌ها را 30 درصد اسيدي‌تر کرده است. محققان با مدل‌سازي ميزان حل شدن بستر اقيانوس در دوران قبل از صنعتي شدن و پس از آن توانستند ميزان اثرگذاري فعاليت‌هاي انسان را بر اين پديده ارزيابي کنند. در نتيجه اين بررسي‌ها مشخص شد نقش انسان در حل شدن بستر اقيانوس‌ها در منطقه مورد مطالعه بين 40 تا 100 درصد بوده است.
irna.ir


 يواشكي 

انتخاب با شماست!
آذر فخري
اين‌رو يواشکي به شما مي‌گم که خيلي از آدما هستن که بعد از تعطيلي‌ها مي‌رن شمال!
حالا بپرسيد چرا؟
چون اينا فقط مي‌رن، زباله‌هاي اوانايي رو كه تو تعطيلات رفتن دشت و جنگل و ساحل دريا رو آلوده کردن جمع کنن.
حالا شما حساب کنين عده‌ي زيادي از مردم تعطيلات که مي‌شه، ساعت ها مي‌مونن تو ترافيک تا برن همه جاي شمال رو آلوده کنن. بعد يه عده‌ي کمي هم هستن که در خلوت و آسودگي مي‎زنن به جاده تا اين آلودگي‎ها رو پاک کنن.
دوست دارين جزو کدوم يکي از اينا باشين؛ جزو اون همه مسافر زباله‌ساز، يا اين تعداد کمي که عاشق محيط زيستن؟


 دل گويه 

بازي‌ هاي كودكانه دهه شصتي‌ها
مهسا خدامراد
ما بچه‌هاي دهه شصتي دنيامون خيلي متفاوت بود. بازي‌هامون، لباس پوشيد نامون، وسايل بازي‎مون و حتي خوراكي‎هامون...
دنياي ما بچه‎هاي دهه شصت، اين‎طوري نبود كه هر كدوم يك اتاق مخصوص داشته باشيم و وسايل بازي‌هامون مختص خودمون باشه. ما بايد يک اتاق رو با خواهر و برادرمونم شريك مي‌شديم.
بازي مي‌كرديم، ولي تو حيات خونه، دور حوض كوچك وسط حيات مي‌چرخيديم و دنبال‌بازي مي‌كرديم. قايم باشك بازي و ...
واي كه اگه مامان اجازه مي‌داد بريم بيرون و تو كوچه با بچه‌هاي همسايه بازي كنيم!
بازي‌هاي ما خاله‌بازي بود واسه دخترا با قابلمه‌هاي پلاستيكي و عروسك‌هايي كه مامانامون برامون با پارچه و كاموا درست مي‌كردن. اما بازي‌هاي پسرانه فوتبال تو زمين خاكي با دروازه‌هايي كه با سنگ درست مي‌شد يا هفت‌سنگ و يا يكي از بازي‌هايي كه صداي قهقهه‎شان كوچه و خيابان رو پر مي‎کرد؛ اين بود كه يك لاستيك كهنه بر مي‎داشتن و با تكه چوبي شروع مي‎كردند دسته‎جمعي دويدن. واي خدا چه قدر خوشحال بوديم! تا اين‎كه غروب موقع رفتن به خانه مي‎شد. مي‎رفتيم و شامي كه مامان درست كرده بود رو دور هم و سر يك سفره مي‌خورديم؛ حالا هر چي كه بود و البته اصلا از غذاهاي آماده و فست فودي كه الان جاي اون غذاهارو تو خيلي خانواده‌ها گرفته، خبري نبود.
مي‎خنديديم ، شاد بوديم و خدارو شكر مي‌كرديم .ولي بازي‌هايي كه الان مي‌بينم اصلا دنياشون با دنياي ما خيلي فرق داره. همش شده بازي شارژي، كنترلي يا ديجيتالي و هيچ تحرك و خنده‎ از ته دلي نداره.
يادش به‌خير بازي‌ها و دورهمي‌هاي دهه شصتي ...


 سرمقاله 

بايدها و نبايدهاي آموزش‌وپرورش ديجيتالي
آذر فخري
اغلب ما اين سخنان و شايد پيام «بيل گيتس» و «استيو جابز» را شنيده‌ايم که آن‌ها تا رسيدن به سن و درک مناسب، فرزندان‌شان را در استفاده از وسايل الکترونيکي که خود اختراع کرده‌اند، محدود و گاه حتي محروم کرده‌اند. اين دو مخترع بزرگ که تاثيرات عميقي بر نحوه ارتباطات بشري گذاشته‌اند، فرزندان خود را در استفاده از گوشي‌هاي هوشمند و کامپيوتري محدود کرده و مي‌کنند. رفتار اين دو، ما را ياد اين نکته مي‌اندازد که هيچ‌کس به اندازه يک آشپز، از چند و چون غذايي که پخته است، آگاه نيست. اگر ببينيم آشپزي، حاضر نيست از غذايي که پخته به خانواده خود بدهد، چه نتيجه‌اي مي‌گيريم؟
رفتار گيتس و جابز در رابطه با اختراع‌شان، دقيقا رفتار آشپزي است که نمي‌گذارد فرزندانش از غذايي که خودش پخته، استفاده کنند. از همين‌جا بايد به چندوچون اين فرايند، شک کرد و نه مثل جامعه ما، مشتاق شد براي چشيدن آن در هر زمينه‌اي؛ به‌خصوص در زمينه آموزش‌وپرورش و تعليم و تربيت. اما متاسفانه شاهديم که نظام آموزش‌وپرورش ما درغالب بسياري از مدارس غيردولتي، که معمولا قشر مرفه از آن استفاده مي‌کنند، تاکيد بر ديجيتالي شدن روند تعليم و تربيت دارند.
اما آن‌چه در چند سال اخير در کشورهاي توسعه يافته، و در زمينه آموزش‌وپرورش اتفاق افتاده، به‌خصوص در ميان اقشار مرفه جامعه‌شان، تمايل و تاکيد والدين است در عدم استفاده از لوازم ديجيتال در امر آموزش‌وپرورش. براي مثال ساکنان سيليکون ولي، براي استفاده از روش‌هاي کلاسيک در آموزش فرزندان‌شان، هزينه چندبرابري مي‌پردازند تا آن‌ها را از صفحات نمايش دور نگه دارند. در کشورهاي توسعه يافته، مدارس غيردولتي، بنا به درخواست والدين، از وسايل ديجيتالي استفاده نمي‌کنند و براي اين کار هزينه چندبرابري دريافت مي‌کنند. اگر نکته بين باشيم، دو موردي که به آن اشاره شد: رفتار گيتس و جابز در رابطه با فرزندان‌شان و تصميم و هزينه‌کرد قشر مرفه کشورهاي توسعه يافته، ما را متوجه رويکرد غلط‌مان در رابطه با اشتياق‌مان به ديجيتالي شدن آموزش‌وپرورش را نشان مي‌دهد. بايد متوجه باشيم که چرا اين مخترعان اجازه نمي‌دهند خانواده و فرزندان‌شان، از صفحه‌هاي نمايشگر ديجيتالي و گوشي‌هاي هوشمند استفاده کنند. بايد دنبال پيداکردن جواب براي اين چرايي که در ذهن‌مان مدام جرقه مي‌زند باشيم. رويکرد شتابزده و بدون کارشناسي شده ما به آموزش وپرورش ديجيتالي، از همين امروز، عواقب ناخوشايند و تاثير سوء خود را بر روي فرزندان ما نشان داده است. فرزندان ما در تعاملات اجتماعي و انساني مشکل دارند. بچه‎هاي ما در املا و انشا مشکل دارند. کافي است سري به دانشگاه‎ها بزنيد تا ببينيد که يک دانشجو چه‎طور هنگام نوشتن يک متن دويست کلمه‎اي اشکش درمي‎آيد و دست آخر به موسسات زيرزميني ميدان انقلاب مراجعه مي‎کند تا برايش مقاله و حتي پايان‎نامه بنويسند. اين دنيايي است که ما با رويکرد ديجيتالي خود هم در خانه و هم در برخي مدارس دولتي وغير دولتي، براي فرزندان خود و نسل آينده ساخته‌ايم؛ خلاقيت را از آن‌ها گرفته‌ايم.
a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي