جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4320- تاریخ : 1397/08/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(سه شنبه)


به مناسبت شهادت امام رضا (ع)


حكايت


سوگ


ايستگاه


شرح عكس


 به مناسبت شهادت امام رضا (ع) 

بنا به قول مشهور در بين شيعه، در روز 30 صفر سال 203 هجري قمري واقع گرديده است. آن حضرت توسط مأمون، خليفه عباسي و با خورانده شدن سم به شهادت رسيدند.
در مورد چگونگي شهادت امام رضا (ع)، دو روايت آمده است:
آب انار مسموم
عبد اللَّه بن بشير نقل مي‌کند: مأمون روزي مرا خواست و چيزى شبيه به تمر هندى به من داد و گفت: «اين را با دو دست خود خوب بمال و ورز بده»، من نيز چنان كردم. سپس برخاست و مرا تنها گذاشت و نزد حضرت رضا (عليه السّلام) رفت و گفت: «حال شما چگونه است؟»، فرمود: «اميدوارم امروز بهتر شوم»، مأمون گفت: «من نيز بحمداللَّه امروز خوبم»، سپس مامون پرسيد: «آيا امروز پرستاران و خدمتگزاران خدمت شما رسيده اند؟» حضرت فرمود: «نه»، مأمون قيافه‌اي خشمناک به خود گرفت و بر سر خادمان خود فرياد زد.
مأمون سپس گفت: «همين الآن آب انار را بخوريد كه براى رفع اين بيمارى چاره‌اي جز خوردن آن نيست»، عبداللَّه بن بشير مي‌گويد: مأمون به من گفت: «براى ما انار بياور»، من هم آوردم، بعد مأمون رو کرد به من و گفت: «با دست خود آن را فشار بده و آبش را بگير» من هم اين کار را کردم، و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت رضا (عليه السلام) خورانيد و همان باعث شهادت حضرتش شد. ايشان پس از نوشيدن آن آب انار مسمومي که مأمون به او نوشانيد دو روز بيشتر زنده نبودند.
انگور آغشته به سَمّ
از محمد بن جَهْم‏ نقل شده که امام رضا (عليه السلام) به انگور علاقه‌مند بود. زماني که مأمون قصد قتل او را کرد، مقدارى انگور براى آن حضرت تهيه كردند و چند روز با سوزن‌هاى زهر آلود كه به کاري‌ترين زهرها آلوده شده بودند حبه‌هاي آن را آلوده به سمّ کردند.
آنگاه آن‌ها را حضور امام رضا (عليه السلام) آوردند. حضرت رضا (عليه السلام) پس از تناول انگور زهر آلود رنجور شده و بدين وسيله به شهادت رسيد.
اباصلت هروي مي‌گويد: وقتي مأمون از محضر امام (عليه السلام) خارج شد من داخل شدم. همين که حضرت مرا ديد به من فرمود: «يَا أَبَا الصَّلْتِ قَدْ فَعَلُوهَا»، اباصلت! بالاخره کارخودشان را کردند. اباصلت در ادامه مي‌گويد: «بعد از اين جمله شنيدم که حضرت شروع به حمد و ستايش الهي کرد».
*
علت شهادت امام رضا (ع) توسط مأمون
شهيد مطهري درباره علت شهادت امام رضا (ع) به دست مأمون مي‌نويسد: «قرائن نشان مي‌دهد که امام رضا (ع) را مسموم کردند و يک علت اساسي همان قيام بني العباس در بغداد (بر عليه مأمون) بود، مأمون در حالي حضرت رضا (ع) را مسموم کرد که از خراسان به طرف بغداد مي‌رفت و مرتب اوضاع بغداد را به او گزارش مي‌دادند، به او گزارش دادند که بغداد قيام
کرده.
او ديد که حضرت رضا(ع) را نمي‌تواند عزل کند و اگر با اين وضع آشفته بخواهد وارد بغداد شود بسيار مشکل است، براي اينکه زمينه رفتن آنجا را فراهم کند و به بني عباس بگويد کار تمام شد، حضرت را مسموم کرد و آن علت اساسي که مي‌گويند و قابل قبول هم هست و با تاريخ وفق دارد، همين جهت است"
*
پيشگويى امام رضا عليه السلام و اجدادشان از شهادت آن حضرت
رويداد شهادت امام رضا عليه السلام بوسيله زهر در شهر طوس در رواياتي از پيامبر يا ائمه اطهار عليهم السلام سال ها پيش از آن حضرت پيش بيني شده بود. به عنوان نمونه شيخ صدوق به سند خود از نعمان بن سعد روايت کرده که گفت: اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه‎السلام فرمود:
به زودي مردي از فرزندان من در سرزمين خراسان از روي ستم و جور به زهر کشته مي‎شود، اسم او اسم من، و اسم پدرش اسم موسي بن عمران است بدانيد هر کس او را در غربتش زيارت کند، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي‎آمرزد و لو اين که به تعداد ستارگان و قطرات باران و برگ درختان باشد.
و سيد هاشم بحراني در مدينه المعاجز مي‎نويسد:
از سليمان بن حفص مروزي روايت شده که گفت: از موسي بن جعفر عليه السلام شنيدم که مي‎فرمود:
پسرم علي را با سم مظلومانه به قتل مي‎رسانند و او در جنب قبر هارون در طوس مدفون مي‎شود، کسي که او را زيارت کند مانند کسي است که رسول خدا را زيارت نموده است.
باشگاه خبرنگاران جوان + دانشنامه اسلامي


 حكايت 

هنر بياموز!
حكيم فرزانه اى پسرانش را چنين نصيحت مى كرد: عزيزان پدر! هنر بياموزيد، زيرا نمى توان بر ملك و دولت اعتماد كرد، درهم و دينار در پرتگاه نابودى است، يا دزد همه آن را ببرد و يا صاحب پول، اندك اندك آن را بخورد، ولى هنر چشمه زاينده و دولت پاينده است، اگر هنرمند تهيدست گردد، غمى نيست زيرا هنرش در ذاتش باقى است و خود آن دولت و مايه ثروت است، او هر جا رود از او قدرشناسى كنند، و او را در صدر مجلس جا دهند، ولى آدم بى هنر، با دريوزگى و سختى لقمه نانى به دست آورد.


 سوگ 

بيا مرور کن اي اشک خاطراتش را
ميثم مومني نژاد
گرفته بوي شهادت شب وفاتش را
بيا مرور کن اي اشک خاطراتش را
مورخان بنوشتند با سرشک يتيم
هجوم درد به سرتاسر حياتش را
سه سال شعب ابي طالب و شکنجه و ظلم
چقدر مرگ خديجه فسرد ذاتش را
چه سنگها که بر آينه وجودش خورد
چه طعنه ها که ابوجهل زد صفاتش را
براي غارت جانش قريش خنجر بست
ولي خداي علي خواسته نجاتش را
دلش چو ماه شکست و دو نيم شد اما
نديد سبزيِ باران معجزاتش را
حرا شروع رسالت، غديرخم پايان
ادا نمود تماميِ واجباتش را

داغي اگر نبود که گريان نمي‌شديم
مسعود اصلاني
داغي اگر نبود که گريان نمي‌شديم
لطفي اگر نبود مسلمان نمي شديم
"يا ايّها الرّسول" بدون دعاي تو
از پيروان عترت و قرآن نمي شديم
يا اينکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود
ما از تبار حضرت سلمان نمي شديم
بي حبّ خاندان تو در خانه کَرَم
جايي نداشتيم و مهمان نمي شديم
ما امت تو ايم و علي هم کنار توست
آئينه ات نبود نمايان نمي شديم
ما پاي غربت نوه هايت نشسته ايم
ورنه شبيه نم نم باران نمي شديم
هم ناله هاي امشب مولاي امتيم
ما سوگوار رحلت باباي امتيم
در جان مسلمين چو آذر گذاشتند
بر جان شيعيان دو برابر گذاشتند
آه از نهاد اهل ولايت بلند شد
بر سينه تا که داغ پيمبر گذاشتند
آقاي من! بزرگ قبيله ز داغ تو
بر روي خاک عرصه ي محشر گذاشتند
هستي گريست تا نوه هايت رسيده و
با گريه روي سينه ي تو سر گذاشتند
تو باغبان امتي و جاي اجر تو
يک شاخه ياس را وسط در گذاشتند


 ايستگاه 

در سوگ كريم اهل بيت(ع)
حسن بن علي نخستين فرزند امام علي(ع) و نخستين نوه پيامبر(ص) است. بنابر گزارش‌هاي تاريخي، نام «حسن» را پيامبر(ص) براي او برگزيد و او را بسيار دوست داشت. او هفت سال از عمر خود را با پيامبر(ص) همراه بود و در بيعت رضوان و ماجراي مباهله با مسيحيان نجران حضور داشت.
از زندگي ايشان در دوران خليفه اول و دوم خبر چنداني در دسترس نيست. به دستور خليفه دوم به عنوان شاهد، در شوراي شش نفره تعيين خليفه سوم حاضر بودند. گزارش‌هايي نيز از شرکت ايشان در برخي جنگ‌ها در دوره خليفه سوم وجود دارد.
حسن بن علي در 21 رمضان سال 40 هجري، و پس از شهادت امام علي(ع)، به امامت رسيد و در همان روز، بيش از چهل هزار نفر با او براي خلافت بيعت کردند. معاويه، خلافت او را نپذيرفت و با لشکري از شام به سوي عراق حرکت کرد.
امام مجتبي(ع) سپاهي به فرماندهي عبيد الله بن عباس به سمت معاويه فرستاد و خود به همراه يک گروه ديگر به ساباط رفت. معاويه تلاش کرد با طرح شايعاتي ميان سپاهيان امام حسن(ع)، زمينه را براي برقراري صلح فراهم کند. در اين شرايط، امام حسن مورد سوءقصد يکي از خوارج قرار گرفت و زخمي شد و براي مداوا به مدائن انتقال يافت. همزمان، گروهي از سران کوفه به معاويه نامه نوشتند و قول دادند حسن بن علي را به وي تسليم کنند يا به قتل برسانند. معاويه نيز نامه‌هاي کوفيان را براي حسن بن علي(ع) فرستاد و به او پيشنهاد صلح داد.
اين قول مستند به منابع تاريخي است که جمع آوري همه آنها مستلزم نگارش يک کتاب مي باشد و ما در اين جا تنها به برخي از اين نقل ها اشاره مي کنيم:
الف. شيخ مفيد چنين نوشته است: معاويه فردي را نزد جعده، دختر اشعث بن قيس فرستاد که من تو را به همسري پسرم يزيد درخواهم آورد؛ به شرط آن که تو حسن را زهر دهي و صد هزار درهم نيزبراي او فرستاد و آن زن اين کار را انجام داد وبه امام حسن عليه السلام زهر داد. معاويه، پول را به او داد؛ ولي او را به همسري يزيد در نياورد و او پس از رحلت امام عليه السلام با مردي از خاندان طلحه ازدواج کرد و فرزنداني براي او آورد و هر گاه ميان آن فرزندان و ساير قبايل قريش سخني و گفت وگويي پيش مي آمد، قريش آنان را سرزنش کرده، مي گفتند: اي پسران آن زني که به شوهرش زهر مي خوراند!
ب. علامه طبرسي چنين آورده است: معاويه به منظور قتل امام حسن عليه السلام، زهري براي جعده دختر اشعث که همسر امام عليه السلام بود، فرستاد و به او مژده ازدواج با پسرش يزيد را داد و گفت: چون اين زهر را به خورد حسن بن علي عليهما السلام دهي، من تو را به عقد يزيد، پسر خود در آورده، ملکه جهان گردانم و چون آن ملعون امام حسن عليه السلام را زهر خورانيد و امام عليه السلام به شهادت رسيد، به شام رفت و گفت: من به عهدم وفا کردم و اينک وقت احسان توست. معاويه گفت: از پيش من دور شو؛ زني که با مثل حسن بن علي عليه السلام نسازد، به يقين با پسرم هم سازش نخواهد کرد؛ زيرا که شرافت و کرامت با حسن عليه السلام بود و تو که با فرزند رسول خدا صلي الله عليه وآله سازش نکردي، با پسر من سازش نخواهي کرد.
ج. بلاذري نيز چنين نوشته است: گفته شده که معاويه توطئه اي کرد و توسط جعده دختر قيس، حسن بن علي (ع)را مسموم کرد.
بنابراين، با توجه به شواهد و دلايل فراوان، مسئله شهادت امام حسن عليه السلام را بايستي از موضوعاتي دانست که از نظر تاريخي کوچک ترين ترديدي در صحت آن وجود ندارد. علاوه بر اين امام حسن عليه السلام از نحوه رحلت خود خبر داده است.
امام حسن عليه السلام به خاندان خود فرمود:
من به وسيله زهر، شهيد مي شوم همان طور که پيغمبر خدا صلي الله عليه وآله شهيد شد. گفتند: چه کسي تو را مسموم مي نمايد؟ فرمود: جعده، دختر اشعث بن قيس؛ زيرا معاويه وي را تحريک مي کند و اين دستور را به او مي دهد. گفتند: پس جعده را از خانه ات خارج و از خودت دور کن! فرمود: چگونه او را خارج کنم؛ در صورتي که هنوز عملي انجام نداده است. اگر من وي را خارج کنم، باز هم مرا مي کشد! و علاوه بر اين نزد مردم عذري خواهد داشت.
بايد توجه داشت که هر چند خداوند متعال برخي از اخبار غيب را در اختيار معصومان عليهم السلام قرار داده، اما آنان در زندگي شخصي و ديگر امور از علم غيب استفاده نمي کنند و همانند ساير مردم زندگي مي کنند و مورد آزمايش وسختي هاي دنيايي قرار مي گيرند.
زمان و مکان شهادت
درباره سال، ماه وروز شهادت امام عليه السلام نقل هاي متعددي در منابع تاريخي - حديثي ذکر شده، اما اغلب منابع به يکي از سال هاي41، 50 يا 51 تصريح کرده اند. کليني، شيخ مفيد و شيخ طوسي، تاريخ شهادت را ماه صفرسال 49 دانسته اند که اين قول، مورد اعتماد علما قرار گرفته است. محل شهادت امام را نيزبدون اختلاف، مدينه و قبرستان بقيع ذکر شده است.
لحظات پاياني عمر امام حسن عليه السلام
شيخ صدوق چنين نقل کرده است: موقعي که زمان شهادت امام حسن عليه السلام نزديک شد، آن حضرت شروع به گريه کرد. به آن بزرگوار گفته شد: آيا گريه مي کني؛ در صورتي که مقام و منزلتي بزرگ نزد پيغمبر خدا صلي الله عليه وآله داري؟ شما بيست حج با پاي پياده به جاي آورده ايد و سه مرتبه مال خود (حتي نعلين خود را) با خدا تقسيم نموده اي. .. آن حضرت فرمود: من براي دو موضوع گريه مي کنم؛ يکي هول [وحشت] موقع حساب و ديگري فراق دوستان.
حوزه+ ويکي شيعه


 شرح عكس 

نمايي زيبا از حرم پيامبر مکرم اسلام (ص)


 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه نامه
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي