جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4277- تاریخ : 1397/06/22 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


امضاي تفاهم‌نامه همکاري بين بانک انصار و دانشگاه پيام نور


موجودي اسطوره‌اي براي همه جهان!


قدم زدن زرافه‌ها در برف


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 امضاي تفاهم‌نامه همکاري بين بانک انصار و دانشگاه پيام نور 

بانک انصار و دانشگاه پيام نور تفاهم‌نامه‌اي 7 ماده‌اي را با هدف حمايت و کمک به دانشجويان دانشگاه پيام نور در تمام مقاطع تحصيلي از طريق تأمين بخشي از هزينه‌هاي دوران تحصيل دانشجويان و ارايه خدمات بانکي امضاء کردند. به گزارش اداره‌کل روابط‌عمومي‌وتبليغات، دکترابراهيمي مديرعامل بانک انصار و دکترمحمدرضا زماني رييس دانشگاه پيام نور طي ديداري در محل دانشگاه پيام نور ضمن تأکيد بر لزوم توسعه همکاري هاي دوجانبه، تفاهمنامه‌اي يکساله را که براساس آن اعطاي تسهيلات قرض‌الحسنه به دانشجويان در سقف هزينه شهريه ثبت‌نام و شروط ديگرمندرج در تفاهمنامه صورت مي‌گيرد امضاء کردند. شايان ذکراست که در نشست مسئولان بانک انصار و دانشگاه پيام نور طرفين از وجود زمينه هاي مشترک همکاري سخن گفته و بر لزوم استفاده از اين زمينه ها در راستاي ارتقاي تحصيلي هموطنان عزيز و به ويژه، دانشجويان کم بضاعت تأکيد کردند.
اداره‌کل روابط‌عمومي‌وتبليغات


 موجودي اسطوره‌اي براي همه جهان! 

اژدها جانوري است که در کهن‌ترين سنن نماد ويرانگري و نيز آب و آباداني بوده‌است. روزگاري دراز اساطيرشناسان مي‌پنداشتند که اژدها نمايشگر شر و انگيزه پيشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششي است براي رهايي از قدرت درهم شکننده اژدها.
در مصر باستان اژدها رمز طغيان‌هاي بزرگ رود نيل بوده‌است و سود و زيان آن طغيان‌ها را که بارورکننده يا ويران‌کننده‌اند نشان مي‌داده‌است. از اين رو اژدها غالباً هم با خداوند اُسيريس و هم با الهه هاتور همانند مي‌شده و گاه نيز ازلحاظ خير و برکتي که داشته با اُسيريس و به سبب ويرانگري‌اش با «ست» دشمن اُسيريس يکي مي‌شده‌است.
اژدها هميشه حيواني نيرومند و سهمگين پنداشته شده و گاه _ چنان‌که در چين _ مقدس بوده و پرستيده مي‌شده‌است، زيرا او را بخشنده آب و باران مي‌دانسته‌اند. در بعضي نقاط اژدها را همان تمساح دانسته (تمساحي بزرگ) و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسيار معتقد بودند که اژدها خداي طوفان و هواي بد و سيل و ديگر بلاهاي آسماني است و توفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمين و زمين‌لرزه مي‌شود. تقريباً همه جا اژدها با شب و تاريکي و بطن مادري و آب کيهاني پيوسته و مربوط بوده‌است. اژدها تنها موجود اساطيري است که در فرهنگ تمام ملل جايگاهي داشته‌است. چين، ژاپن، ايران، مصر، يونان، روم، شمال اروپا در کتب تاريخي از اين موجود ياد شده‌است.


 قدم زدن زرافه‌ها در برف  

در شرايطي كه كشورهاي واقع در نيمكره جنوبي زمين به روزهاي سرد سال رسيده‌اند و بارش برف مناطقي از كشور آفريقاي جنوبي را سپيدپوش كرده، به نظر مي‌رسد حيوان‌هاي دوستدار آب و هواي گرم هم دارند از قدم زدن روي برف و يخ لذت مي‌برند. انتشار تصاوير زرافه‌ها، بزهاي كوهي، كرگدن‌ها و فيل‌ها در هواي برفي در شبكه‌هاي اجتماعي فراگير و با استقبال مردم مواجه شده است.كيتي ويليون تصاوير بازي كردن فيل‌ها را زير دانه‌هاي برف در منطقه اسنيوبرگ ثبت كرده. تصوير زرافه‌ها در زمين پربرف منطقه نيمه‌بياباني كارو هم در قاب دوربين همين عكاس به ثبت رسيده است.


 يواشكي 

چشم چپ يا چشم راست؟مسئله اين است!
آذر فخري
اين‌رو يواشکي به شما مي‌گم که من تا مدت‌ها وقتي با يکي صحبت مي‌کردم، فقط به دهنش نگاه مي‌کردم. بعدها، يک روانکاوي به من توصيه کرد که بهتره موقعي که کسي با تو حرف مي‌زنه، به چشمش نگاه کني. خوب من هم شروع کردم به تمرينِ نگاه کردن به چشم آدما.
اما حالا دچار يه مشکل اساسي شدم: به کدوم چشم هم صحبتم بايد نگاه کنم؟ چون هم‌زمان که نمي‌شه به هردو تا چشم نگاه کرد. چشم چپ يا چشم راست؟!


 دل گويه 

اين همه سکوت!
سکوت‌هاي مختلفي وجود دارد و هر يک، معناي متفاوتي دارند.
سکوتي که با صبحِ جنگل همراه مي‌شود، يکي از آن‌هاست؛ که البته با سکوت شهري که خوابيده، تفاوت دارد.
سکوت قبل از باران و توفان،‌ با سکوت پس از باران و توفان، يکي نيست.
سکوت ناشي از تهي بودن، سکوت ترس، سکوت ترديد.
نوعي از سکوت است که از اشياء بي‌جان سرچشمه مي‌گيرد، مثل سکوت يک صندلي که اخيراً استفاده شده، يا پيانويي که مدت‌هاست، غبار از کليدهايش برنخاسته است.
يا هر شيء ديگري که زماني به نياز انساني پاسخ داده است؛ براي کار، يا براي لذت. اين نوع سکوت‌ مي‌تواند حرف بزند. صدايش ممکن است غمزده باشد،اما نه هميشه: مثلاً وقتي که لحظاتي پيش، کودکي خندان از روي صندلي برخاسته است؛ يا وقتي آخرين نُت‌هايي که پيانو نواخته، شاد و سرخوشانه بوده باشند.
شرايط و فضا هر چه باشد، عصاره‌‌‌اش در سکوت پس از آن هم ادامه پيدا مي‌کند.
سکوت هم، انعکاس و پژواک خود را دارد.
شب در مسير غرب/ بريل مارکهام


 سرمقاله 

پنهان‌کاري يا سياست داشتن؟!
آذر فخري
يکي از بارزترين ويژگي‌هاي بسياري از ما پنهان‌کاري است که خيلي محترمانه و مودبانه، اسمش را گذاشته‌ايم «سياست داشتن».
موردي که همواره به فرزندان‌مان هم گوشزد مي‌کنيم اين است که درباره هيچ‌کار و هيچ‌کس، چه در رابطه با خودشان و چه در رابطه با ديگران، نه اطلاعات بدهند و نه نظر. مدام به آن‌ها يادآوري مي‌کنيم که بچه‌جان، آدم بايد سياست داشته باشد و همه‌جا، و پيش همه‌کس، دهانش را باز نکند و نسنجيده حرف نزند. و البته منظورمان از حرف نسنجيده اين است که تا جايي‌که امکان دارد از کسي، انتقاد نکنيم، چون انتقاد در بين ما ايراني‌ها معمولا دولبه دارد، يک لبه‌اش ديگري را زخمي مي‌کند و لبه‌ي ديگرش به خودمان آسيب مي‌زند. و چون قرار است با سياست باشيم و بي‌مورد نظر ندهيم و انتقاد هم نکنيم، مي‌شويم آدم‌هايي که بي‌جا و بي‌مورد، از ديگران تعريف و تمجيد مي‌کنيم؛ به‌خصوص از آن ديگراني که در رابطه با آن‌ها ممکن است منافعي داشته
باشيم.
چنين است که از همان ابتداي کودکي، فرزندان خود را به گونه‌اي تربيت مي‌کنيم که توان ابراز نظر، انتقاد و لاجرم تفکر درباره طرح‌ها و ايده‌هاي جديد را ندارند و يا اگر دارند، تا آن‌جا که ممکن است،آن‌را پنهان مي‌کنند.چون ممکن است طرح و ايده‌شان يا شديدا مورد انتقاد قرار بگيرد و يا دزديده شود.
به اين ترتيب، تنها اعتقاد و پاي‌بندي به يک رفتار و عمل خاص به نام پنهان‌کاري، موجب پديد آمدن رشته رفتارهايي مي‌شود که فرهنگ و هنجار اجتماعي ما را مي‌سازد؛ آدم‌هايي با آستانه تحمل پايين در برابر انتقاد، بي‌اعتماد به يکديگر و خواهان و پذيراي تمجيد و تعريف به‌جا يا نا به‌جا!
اين سلسله رفتارهاي نامناسب، اين عدم صراحت و رک‌گويي، طبعا بر روي سبک زندگي ما نيز تاثير مي‌گذارد و گاه موجب مي‌شود که نتوانيم يک مشکل ساده را در کنار يکديگر و با هم‌فکري، حل کنيم. در واقع، رفتارهاي پنهان‌کارانه و سياست‌مدارانه، ما را از هم‌بستگي و هم‌گرايي اجتماعي نيز بازداشته است و براي همين است که اغلب ما تمايل داريم کارهاي‌مان را به تنهايي انجام دهيم و در تعامل‌هاي تيمي، معمولا ناموفق هستيم.
محيط مدرسه و کلاس، مکان و فرصت مناسبي است براي به نقد کشيدن و تصحيح اين رفتار. اين‌که آموزگار و اولياي مدرسه، اين فرصت و امکان را براي دانش‌آموزان به‌وجود بياورند که آن‌ها بتوانند بدون ترس و واهمه از برخورد بازدارنده ديگران نظر صريح و شخصي خود را ابراز کنند و متوجه باشند که انتقاد، در واقع روشي است براي تصحيح يک کار يا انديشه، و عمل يا رفتار منتقدانه، شخصيت آن‌ها را هدف نگرفته و پشت آن نيت خصمانه‌اي پنهان نشده است.
a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي