جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4272- تاریخ : 1397/06/17 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


چگونه زندگي را ساده بگيريم؟


نمادها و حكايت ها


داستانك


خوب است بدانيم


فلسفيدن هاي من


يادداشت


 چگونه زندگي را ساده بگيريم؟ 

توصيه هايي براي ساده‌‌تر کردن زندگي
فکر مي‌کنيد زندگي سختي داريد، روزگار براي‌تان ناعادلانه رقم خورده است، و شما فقط مي‌خواهيد زندگي ساده‌اي داشته باشيد، درست مثل وقتي بچه بوديد؟!
-ساده زندگي کنيد
-بزرگ روياپردازي کنيد
-قدرشناس باشيد
-عشق بورزيد
-هميشه بخنديد
اين توصيه‌ها به شما کمک خواهد کرد زندگي‌تان را دوباره مثل دوران کودکي‌تان ساده کنيد:
1. با ديگران حرف بزنيد، توقع نداشته باشيد بتوانيد آن‌چه در فکر ديگران مي‌گذرد را حدس بزنيد.
2. با اطرافيان‌تان دوستانه برخورد کنيد. لبخندزدن روزتان را به کلي تغيير خواهد داد.
3. قدر دوستي‌هاي‌تان را بدانيد. لازم نيست با همه آدم‌ها دوست باشيد.
4. با افراد مثبت نشست و برخاست کنيد، کساني‌که مي‌توانند سطح انرژي‌تان را بالا ببرند.
5. اگر چيزي هست که از آن مطمئن نيستيد، سوال کنيد.
6. آن‌چه قلب‌تان مي‌گويد را دنبال کنيد.
7. نقص‌هاي آدم‌ها و شرايط را بپذيريد.
8. اين واقعيت را قبول کنيد که خودتان هم کامل نيستيد.
9. هميشه نپرسيد «چرا؟»، بپرسيد، «چرا که نه؟»
10. فراموش کنيد ديگران درمورد شما چه فکري مي‌کنند يا از شما چه مي‌خواهند.
11. اگر مي‌خواهيد گريه کنيد، گريه کنيد. گريه کردن به معني ضعف شما نيست.
12. بالغ و پخته اما درعين‌حال بازيگوش و سرزنده باشيد.
13. با ديگران طوري رفتار کنيد که دوست داريد ديگران با شما رفتار کنند.
14. از خودتان توقع نداشته باشيد که همه اطرافيان‌تان را راضي نگه داريد.
15. نگذاريد آب‌وهوا بر روحيه شما اثر بگذارد. کنترل آب‌وهوا دست شما نيست، اما کنترل خودتان هست.
16. وقتي خسته هستيد، استراحت کنيد. بدون دليل بي خوابي نکشيد.
17. براي لذت بردن از آرامش صبحگاهي، صبح‌ها زودتر از خواب بيدار شويد.
18. کنترل بدن‌تان دست خودتان است؛ تا زماني‌که سالم هستيد، به قضاوت ديگران درمورد جسم‌تان اهميت ندهيد.
19. سالم غذا بخوريد. البته نيازي نيست به کلي دست از خوردن تنقلات و شيريني‌جات بکشيد. خوردن اين چيزها به زندگي‌تان لذت مي‌دهد.
20. فقط وقتي مشغول خوردن شويد که گرسنه هستيد؛ از روي ناراحتي يا بي‌حوصلگي به خوردن روي نياوريد.
21. مرتب ورزش کنيد.
22. به چيزهايي که الان داريد فکر کنيد و از آن‌ها احساس رضايت کنيد.
23. چيزهايي را بخريد که به آن نياز داريد، نه همه چيزهايي که دوست داريد داشته باشيد. خواسته‌هاي انسان حدومرز ندارد.
24. چون کسان ديگر چيزي را دارند شما هم نخواهيد که آن را داشته باشيد.
25. با خودتان صادق باشيد و به ديگران دروغ نگوييد.
26. از گفتن «دوستت دارم» به کساني که براي‌تان مهم هستند نترسيد.
27. اشکالي ندارد اگر گاهي از کوره در برويد. فقط به کسي صدمه نزنيد.
28. با کسي نجنگيد و مشاجره نکنيد. منطقي بحث کنيد.
29. وقتي کار اشتباهي انجام مي‌دهيد، عذرخواهي کنيد.
30. به ديگران اجازه خطا کردن بدهيد و ديگران را ببخشيد.
31. به استقبال ياد گرفتن چيزهاي جديد برويد.
32. خودتان را پنهان نکنيد. بايد با دنيا آشنا شويد.
33. براي يادداشت کردن چيزهاي مهم، يک دفترچه يادداشت داشته باشيد.
34. براي ساده‌تر کردن زندگي روزمره‌تان از تکنولوژي استفاده کنيد.
35. براي کار کردن يا انجام کارهايي که دوست داريد به خودتان فضا بدهيد.
36. آشپزي کردن ياد بگيريد تا کمتر بيرون غذا بخوريد.
37. وقتي خريد مي‌کنيد، پول نقد بدهيد و کمتر از کارت‌هاي اعتباري استفاده  کنيد.
38. کاري را پيدا کنيد که دوست داريد و از انجام آن لذت مي‌بريد.
39. براي خودتان يک هدف تعيين کنيد.
40. کارهاي‌تان را اولويت‌بندي کنيد.
41. کاري را انجام دهيد که به شما احساس غرور مي‌دهد.
42. از گذشته‌تان درس عبرت بگيريد. اشتباهات و گناهان‌تان را فراموش کنيد و با زندگي پيش رويد.
43. بفهميد همين الان چه چيزهايي براي‌تان مهم‌تر هستند و روي آن‌ها تمرکز کنيد.
44.اميد بهترين‌ها را داشته باشيد؛ براي بدترين‌ها برنامه‌ريزي کنيد.
45. به خودتان و خدا ايمان داشته باشيد.
46. اگر از انجام کاري نفرت داريد، از انجام آن دست بکشيد. (بله به همين سادگي!)
alamto.com


 نمادها و حكايت ها 

آگني
آگني، خداي آتش هندوان است.
درست همان‌طور که زندگي بدون نور، گرما و آتش ممکن نيست، عالم نيز بدون وجود خورشيد نمي‌تواند وجود داشته باشد.
انسان‌ها فقط با پيشکش کردن آتش مي‌توانند با خدايان ارتباط برقرار کنند. به همين دليل، آگني جايگاهي پر قدرت و يگانه دارد.
او در متون ودايي نيرويي پرقدرت و خلاق نشان داده شده است.
1000 نماد


 داستانك  

ارزش انسان ساکت
در زندگى كسانى هستند كه مثل كتاب‌ها حرف مى‌زنند، اين افراد تصور مى‌كنند براى اين‌كه ديگران به حرف‌هاي‌شان گوش دهند بايد لحنى جدى به كار ببرند؛ با صدايى وحى مانند حرف بزنند، از اين آدم‌ها بايد دورى كرد.
بيشتر از يک دقيقه نمي‌توان مؤدبانه به حرف‌هاي‌شان گوش داد...
حتي وقتى از حقيقت حرف مى‌زنند حقيقت را با آن‌چه مى‌گويند مى‌كُشند.
ولى، شگفت‌آورترين شگفتي‌ها برخورد اين‌جا و آن‌جا با آدم‌هايى است كه بلدند، مثل كتاب‌ها ساكت بمانند...
آدم از نشست‌و‌ برخاست با اين افراد خسته نمى‌شود؛ چنان خودمانى‌اند كه انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سكوتى كه حقيقت همه‌چيز است.
كريستين بوبن


 خوب است بدانيم  

هاله؛ واقعيت يا فراواقعيت؟!

در فراروان‌شناسي و حوزه معنوي، هاله ميدان محسوسي از پرتو لطيف و پرنور است که به گفته برخي، انسان يا اشياء را دربرگرفته‌است.
تلاش براي اثبات وجود هاله بارها با شکست روبه رو شده‌است. به‌عنوان مثال، افراد قادر نيستند هاله‌ها را در تاريکي ببينند، يا در آزمايش‌هاي کنترل‌شده، هنگامي که نماي شخص توسط مانع ديگري غيرقابل تشخيص شده است، افراد هرگز قادر نبوده‌اند از طريق هاله آن‌ها را شناسايي کنند.
پيشينه
امروزه اين ميدان انرژي کاملاً شناخته شده و عوامل مؤثر بر آن و روش‌هاي تأثيرگذاري بر آن مشخص گرديده است. سابقه شناخت هاله در فرهنگ‌ها و ملل قديم تا چند هزار سال قابل رديابي است. چيني‌ها در 4000 سال پيش هاله را مي‌شناختند و روش‌هاي تأثيرگذاري برآن را مي‌دانستند، مصريان، يونانيان، هندوها و ژاپني‌ها نيز از فرهنگ‌هايي هستند که در اين رابطه کارهاي علمي ثبت شده‌اي دارند.
دانشمندان زيادي پيرامون هاله مطالعه و تحقيق کرده‌اند از جمله نيوتن، بقراط، فيثاغورث، دکتر ويليام رايش، «سيمون کرليان» و… سيمون کرليان يک دانشمند روسي است که بيش از 60 سال پيش(1940) عينک‌ مخصوصي براي ديدن هاله ساخت.
بعدها دوربين‌هاي عکاسي و فيلم برداري ساخته شد. امروزه سيستم‌هاي پيشرفته GDV ساخته شده‌است که با روش‌هاي نوين و فناوري محاسبات کامپيوتري در زمان کوتاهي يک چکاب کامل از وضعيت هاله و چاکراهاي انسان، به کمک هاله انگشتان انجام مي‌دهد.
از اين روش در مراکز تحقيقاتي و بيمارستان‌هاي کشورهايي مثل آمريکا، انگلستان، آلمان، ايتاليا و اسپانيا براي بررسي حالات سلامتي و بيماري استفاده مي‌شود.


 فلسفيدن هاي من  

فلسفه و پديده
پَديده يا پَديدار واژه‌اي است فلسفي که به هر رويداد قابل مشاهده (به‌طور مستقيم يا غير مستقيم) اطلاق مي‌گردد. برخي پديده‌ها پديده‌هاي روزمره هستند و برخي تنها از راه بررسي دقيق با دستگاه‌هاي ويژه قابل مشاهده‌اند.
کانت تحت تأثير لايبنيتس، موجوديت بيروني را نومن مي‌نامد و تصويري که از آن در ذهن منعکس مي‌شود را فنومن (پديده) بنابراين هستنده بيروني با ذهنيتي که ناظر از آن دارد مي‌باشد. پديده‌ها، به عنوان نمود يا بازنمايي يا جلوه ذات بيرون فلسفه و پديده ي که در ذهن ناظر منعکس مي‌شوند تلقي شده و ماهيت آن‌ها بسته به دريافت ناظر دارد و مي‌تواند توسط هر ناظر به شکلي خاص و منحصر به فرد درک گردد؛ بنابراين پديده را مي‌توان ادراک در مورد چيزي پيش از داوري کردن خود ادراک دانست.
پديده‌ها دستيابي به اطلاعات علمي را امکان‌پذير مي‌کنند. کوشش براي روشن ساختن چيستي پديده‌هايي هم‌چون زمين‌لرزه، تندر، باران، آتش، آفتاب، زنگ‌زدگي و خوردگي به شکل‌گيري دانش نوين انجاميده‌است. انسان‌ها اغلب توسط فناوري از پديده‌ها بهره‌گيري مي‌کنند.
پديده‌ها را بنا بر رشته‌هاي علمي دسته‌بندي مي‌کنند. براي نمونه در زمينه نورشناسي و اپتيک، پديده‌هاي قابل مشاهده اين رشته را پديده‌هاي اپتيک مي‌نامند.
در فيزيک پديده مي‌تواند نمودهايي از ماده، انرژي يا جا-گاه (فضا-زمان) باشد براي نمونه مشاهدات مدار ماه يا گرانش جهاني توسط ايزاک نيوتون يا مشاهدات حرکت آونگ توسط گاليله.
واژه فارسي پديده صورتي از واژه پارسي ميانه پدديدگ است که از دو جزء پَد (به)+ديدَگ (ديده) گرفته شده و به معناي ديدارپذير است.


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نميدانيم
ما را به کجا مي بري؟
صديق قطبي
معلوم نيست کجا مي‌بري ما را.
به تماشاگهي تازه، يا ورطه‌ا‌ي فراموش و خاموش. معلوم نيست چه مي‌کني با ما، پرواز مي‌دهي يا پرپر مي‌کني؟
در شعله‌ي لرزان ما که مي‌دمي، افروخته‌تر مي‌شويم يا به کلّي خاموش؟ به کجا مي‌کشاني ما را؟ به سردابه‌هاي بي‌نام و ‌نشانِ نمور يا حجره‌‌هاي گرم خورشيد؟ پرسش هميشه گرم زندگي، اي مرگ...
هر چه هست، گويا ما را از اين‌همه زندان که گرفتار آنيم، مي‌رهاني. زندان تن، زبان، تاريخ، جامعه. از معماهاي سياه و گره‌هاي کوري که درون‌ ما را انباشته است و از اين‌همه ديوار که بين ما فاصله انداخته‌اند. بين ما و آن چشمه‌هاي روشن و آبي‌هاي معصوم. ميان ما و هر آن‌چه از جنس خنده‌هاي کودکي‌ و شادماني‌هاي بي‌سبب است.
هر چه هست، ما را از انبوه پرده‌هاي فروهشته، رهايي مي‌دهي. پا‌هاي آبله و چشم‌هاي پينه‌بسته و دل‌هاي وصله‌دارمان را استراحتي جاويد مي‌دهي.
تويي که غارت‌گري‌هاي زمان را متوقف مي‌کني، عقربه‌هاي بي‌وقفه‌ي عمر را خواب مي‌کني و تشويش ثانيه‌هاي کلافه را چاره مي‌کني. فاتحانه به زمان مي‌خندي. به دويدن‌ها و ‌نرسيدن‌هاي ما.
تو به آزادي وفادارتري. بيشتر از زندگي.
خواهر ترانه‌هاي باد، اي مرگ...


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون