جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4266- تاریخ : 1397/06/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

در گفتگو با سعيد صادقي؛
عکاسي طنز در ايران


گنده تر از دروغ


طنز


ايستگاه


شرح عكس


 در گفتگو با سعيد صادقي؛
 عکاسي طنز در ايران 

"در شرايطي که شادي در بين مردم مُرده و وجود خارجي ندارد، چگونه مي‌توان از يک عکاس انتظار داشت عکس‌هاي طنزگونه بگيرد و باعث شادي حال مردم شود؟"
اين‌ها اظهارات سعيد صادقي ـ عکاس خبري ـ درباره وجود عکاسي طنز در ايران است.
او در اين زمينه به ايسنا گفت: در سال‌هاي گذشته با تراژدي‌ و رنج‌هاي اجتماعي زيادي که فضايي خشم‌آلود را براي ما رقم زده‌اند روبه‌رو بوده‌ايم، قائدتا زندگي در چنين وضعيتي ديگر مجالي براي فعاليت در حوزه عکاسي طنز و البته به‌ چشم خوردن نکات ظريف آن براي ما باقي نخواهد گذاشت.
او در عين حال گفت: اگر شم عکاسي طنز در کسي وجود داشته باشد حتي در جنگ هم مي‌تواند اين کار را انجام دهد.
اين عکاس براين باور است که مهم‌ترين عامل نبود شادي و نشاط در جامعه ما فقر است؛ فقري که باعث بروز خشونت در بين مردم شده.
اين مدير فيلمبرداري سينما و تلويزيون در اين زمينه اظهار کرد: اين روزها مردم به خاطر شرايط سخت و دشوار زندگي تنها به‌ دنبال فرصتي هستند که براي مدت زماني هر چند کوتاه دغدغه‌هاي خود را فراموش کنند. به همين دليل طنز مخاطب بيشتري در جامعه ما دارد چرا که آنها را از دل‌مشغولي‌هاي روزمره‌شان دور مي‌سازد.
با اين حال در فيلم‌هاي سطحي سينمايي همانند فيلم «هزار پا» که فروش بالايي هم داشت، شاهد بي‌اخلاقي‌ها و نکات زشتي هستيم که فيلم سعي دارد به وسيله آن‌ها به هر قيمتي باعث خنده مخاطب شود. گرچه بايد سعي کرد با ارائه طنز درست و درخور مخاطب و خانواده ايراني آنها را شاد کرد.
صادقي با اشاره به‌ اينکه طنز سازنده مي‌تواند نوع نگاه جامعه را تحرک بهتري ببخشد، تصريح کرد: طنز و يا شادي در کشور مسا در غبار مشکلات سياسي و اجتماعي گم شده و به‌ ندرت شاهد پرداختن به موضوعات طنز اجتماعي هستيم به صورتي که اصول اخلاقي نيز در آن رعايت شده باشد. شرايط حاکم بر جامعه آکنده از غم و اندوه است و نسبت به افراد شاد و خوشحال، حتي دختران جواني که با صداي بلند در خيابان مي‌خندند، گارد مي‌گيرند.
اين عکاس خبري معتقد است در شرايطي که شادي در بين مردم مُرده و وجود خارجي ندارد، چگونه مي‌توان از يک عکاس انتظار داشت عکس‌هاي طنزگونه بگيرد و باعث شادي حال مردم شود؟ چراکه قطعا او در جامعه فعاليت خواهد کرد، جامعه‌اي که در آن بچه‌هاي ده ساله براي يافتن غذا بايد سطل‌هاي زباله را جست‌جو کنند و يا مادراني که براي سير کردن شکم فرزند خود بايد دست به گدايي بزنند.او همچنين با بيان اينکه در کشور ما لذت فوتبال ديدن هم از دخترانمان گرفته شده است، گفت: در جاهاي ديگر دنيا ورزش فوتبال دست‌مايه‌اي براي شادي و هيجان ملت است و مردم مي‌توانند با حضور در استاديوم‌هاي ورزشي مقداري از تنش‌هاي روز خود را تخليه کنند.
اما در ايران اين ورزش هم با خشونت و ناسزاگويي شرکت‌کنندگان توأم شده و زنان بايد با گريه پشت درهاي استاديوم بازي را تماشا کنند، چراکه به آنها اجازه حضور در ورزشگاه داده نمي‌شود.
او در پايان درباره راهکار موجود براي بهبود حال جامعه گفت: شايد بتوان با استفاده از افراد متخصص در حوزه طنز، اندکي به نشاط و شادي مردم اميدوار شد. اگرچه عده‌ زيادي از اين طنزپردازان نيز دچار افسردگي شده‌اند اما ممکن است در آينده با فرصت دادن به آنها شاهد اتفاقات خوبي در زمينه طنزبود.


 گنده تر از دروغ 

سركاري هاي بازاري
مهدي بيرنگ
سبزي فروشي!
يك روز يك نفر وارد مغازه سبزي فروشي شده و گفت: ببخشيد جناب سبزي فروش! يك كيلو سبزي به من بدهيد.
او جواب داد:‌اين مقدار سبزي را مي خواهيد بخوريد؟
او جواب داد: پَ‌ نه پَ مي خواهم اين مقدار سبزي را خرد كرده و با آن ديوار منزلم را رنگ سبز بزنم!
من از همان زماني كه بچه بودم دوست داشتم رنگ اتاق خوابم را با سبزي رنگ كنم كه پدرم اين اجازه را نمي داد و الان كه اين فرصت را به دست آوردم دلم نمي خواهد از دست بدهم!
*
زبان گوسفندي!
يك روز يك نفر رفت به يك مغازه كله پزي و به صاحب مغازه كله پزي گفت: ببخشيد جناب كله پز!لطف كنيد يك مقدار زبان بدهيد.
صاحب مغازه كله پزي گفت: مي خواهيد اين مقدار زبان را بخوريد؟
او جواب داد: پَ‌ نه پَ مي خواهم به وسيله آن يك سري حرف را به يك سري افراد بزنم! آخر نمي خواهم اين حرف ها از زبان من گفته بشود براي همين ترجيح دادم از زبان شخص ديگري گفته بشود و از جايي كه شخصي پيدا نشد كه قبول مسئوليت كند لذا زبان گوسفندي كه شما پخته بوديد را انتخاب كردم!


 طنز 

خنده هاي بلند
عبدالكريم گشايش
طرف بالا پشت بوم مي خوابه، سردش مي شه، پا مي شه در پشت بومو مي بنده!
**
به طرف مي گن حموم چند بخشه؟ مي گه: دو بخشه، زنونه و مردونه!
**
طرف مي‌خواسته غرق تماشاي بازي فوتبال بشه، جليقه نجات مي‌پوشه!
**
درياي غم ساحل ندارد. طرف همشو آسفالت کرده!
**
طرف پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌کشه !
**
طرف داشته شناي قورباغه مي رفته، لک لک مياد مي‌خوردش!
**
از طرف مي‌پرسند: کدوم برنامه تلويزيون رو بيشتر از همه دوست داري؟
ميگه: پيام بازرگاني! مي پرسن: چرا؟ ميگه: چون بينش سريال پخش مي‌کنند!
**
به طرف مي گن اگه آب نبود چي مي شد؟ مي گه ما شنا ياد نمي گرفتيم !
**
طرف باباش مي ميميره دوستاش ميان بهش تسليت ميگن. طرف احساساتي مي شه مي گه ايشاالله ختم باباتون جبران کنم!
**
طرف با برق خونه همسايه شون خودکشي ميکنه !


 ايستگاه 

رونمايي از پوستر دومين جشنواره طنز خوزخندان
دبير دومين جشنواره طنز خوزخندان گفت: 550 اثر شعر، داستان و کاريکلماتور به دومين جشنواره طنز خوزخندان خوزستان رسيد.
به گزارش شيرين طنز، مصطفي بوعذار در حاشيه آيين رونمايي از پوستر دومين جشنواره طنز خوزخندان به ايرنا اظهار داشت: از مجموع 550 اثر رسيده 420 اثر شعر و مابقي داستان و کاريکلماتور هستند.وي افزود: پيش از اين جشنواره تنها مختص آثار شعر بود اما در دومين سال برگزاري بخش داستان و کاريکلماتور نيز به اين جشنواره افزوده شد.وي با اشاره به اين که فراخوان جشنواره از 15 تير اعلام شد ادامه داد: در اين دوره استقبال بسيار خوبي نسبت به سال گذشته از جشنواره صورت پذيرفت و حتي از سراسر کشور نيز آثاري به دبيرخانه جشنواره ارسال شد.کامران عاليان، نبراس ميرابيان، عيسي سجادي، عزيز زنگنه، عبدالصاحب رومزي پور هيات داوران اين دوره از جشنواره را تشکيل مي دهند.

بررسي"دستورالممل‌هاي قضاقورتکي" در نشست «طنز خلاق»
سومين نشست از سلسله نشست‌هاي طنز خلاق با حضور صابر قديمي، حسام‌الدين مقامي‌کيا و محمدعلي مومني برگزار خواهد شد.به گزارش شيرين طنز، در اين جلسه که امروز شنبه دهم شهريور 1397 برگزار مي‌شود، صابر قديمي درباره «عناصر بلاغي در طنز» با حاضرين صحبت خواهد کرد. قديمي که پايان‌نامه کارشناسي‌ارشدش درباره همين موضوع است حضور عناصر بلاغي و آرايه‌هاي لفظي و معنوي را در طنزنويسي مورد بررسي قرار خواهد داد.همچنين کتاب «دستورالممل‌هاي قضاقورتکي»، نوشته «محمدعلي مومني» را «حسام‌الدين مقامي‌کيا» مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد. اين کتاب که به همت نشر روزنه منتشر شده است، گزيده‌اي از طنزهاي مومني در نشريه چلچراغ است.در ضمن، کتاب با امضاي نويسنده به حاضرين جلسه اهدا خواهد شد.


 شرح عكس 

با يك جيغ توپ رو مي فرستم توي دروازه حريف!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون