جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4266- تاریخ : 1397/06/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


چگونه با تنبلي مبارزه کنيم؟


نمادها و حكايت ها


داستانك


خوب است بدانيم


فلسفيدن هاي من


يادداشت


يك جرعه زندگي


 چگونه با تنبلي مبارزه کنيم؟ 

تنبل بودن راحت‌تر از آني است که بخواهيم بي خيالش شويم! اما چند لحظه فکر کنيد و ببينيد چه‌قدر با رسيدن به موفقيت نزديک هستيد؟ همين امروز ترک تنبلي را به اولويت اصلي خود تغيير دهيد.
چگونه تنبلي و به تعويق انداختن کارها را يک‌بار براي هميشه کنار بگذاريم؟
شايد شما هم جزو افرادي باشيد که ليست انجام کارهاي‌تان بسيار طولاني و بلندبالاست. نمي‌توانيد همه اين کارها را در بازه زماني تعيين شده انجام دهيد. قادر نيستيد وظايف و اهدافي که در سر داريد را به درستي انجام دهيد. بيشتر آن‌ها را به امروز و فردا موکول مي‌کنيد.
بله داشتن مشغله کاري زياد چيز خوبي است اما به اين‌ها شلوغ بودن نمي‌گويند. زماني مي‌خواهيد دست از تنبلي برداريد و کارهاي خود را سر وقت و در بازه زماني تعيين شده انجام دهيد؟
آخرين باري که نگران به پايان رساندن کاري بوديد کي بوده است؟
کشمکش و چالش براي رسيدن به يک زمان عالي براي مديريت و خلاقيت در کارها شما را از رسيدن به اهدافتان باز مي‌دارد. تنبلي يکي از موانعي است که باعث مي‌شود به اهدافي که در سر داريد نرسيد.
مي دانم به چه چيزي فکر مي‌کنيد. مي‌گوييد کنار گذاشتن تنبلي زياد هم آسان نيست. کارهاي زيادي هست که بايد انجام دهيد و هيچ‌کس نيست که در اين مسير کمک‌تان کند.واقعيت اين است که شما مي‌توانيد بر اين مشکل غلبه کنيد. کافيست با ترس خود مبارزه کنيد. ترس؟ بله شما دچار فوبياي بزرگي شده‌ايد. در اين مقاله سعي مي‌کنيم نحوه غلبه بر تعويق انداختن کارها و تنبلي را با هم مرور کنيم.
تنبلي خود را به آغوش بکشيد:
همانند شما بيشتر افراد دوست دارند کل دوره زندگي خود را تا جايي که مي‌توانند خلاق و کارآفرين باشند. در اين طرز فکر يک مشکل کوچک وجود دارد و آن هم اين است:
انسان‌ها براي خلاقيت 24 ساعت در روز و 7 روز هفته آفريده نشده‌اند. هيچ‌کس در مديريت هر ثانيه از زندگي‌اش عالي نيست و نمي‌تواند چنين باشد. يکي از بهترين کارهايي که مي‌توانيد براي افزايش بهره‌وري و خلاقيت خود انجام دهيد اين است که به خودتان استراحت بدهيد. اصلا مهم نيست چه کاري را انجام مي دهيد. اگر اين‌کار را براي بيش از 30 الي 40 دقيقه انجام دهيد، مغزتان به آن عادت مي‌کند.
اين موضوع بدين معني است که شروع به اشتباه کردن مي‌کنيد. يک استراحت کوتاه به شما کمک مي‌کند تمرکز ذهني خود را حفظ کنيد و يک استراحت بلند مدت باعث بازيابي توان کل بدن و نيز ذهن مي‌شود.
همانند مديريت زمان، اگر کارهاي کمتري براي انجام دادن داشته باشيد مديريت‌شان بسيار ساده‌تر و راحت‌تر خواهد بود. اگر با مديريت زمان مشکل داريد و هميشه با آن دست و پنجه نرم مي‌کنيد، ممکن است به‌جاي کمبود انرژي و انگيزه، کارها و وظايف زيادي براي انجام دادن داشته باشيد.
آسان‌ترين و ساده‌ترين روش براي تست اين نظريه، کاهش کارهايي است که بايد در طول روز انجام دهيد. اگر اين روش به شما کمک کرد، مشکل حل شده است. اگر بعد از کاهش وظايف باز هم مشکل داشتيد ممکن است خودتان انجام کارها را به تعويق بياندازيد. مشکل اين‌جاست که شما کارها را به شيوه نادرست انجام مي‌دهيد.
به شيوه خلاقانه اي کارها را به تعويق بيندازيد:
بيشتر افراد وقتي کارهاي خود را به تعويق مي‌اندازند اين‌کار را به شيوه‌اي هدفي دنبال مي‌کنند. مهارت‌هاي به تعويق انداختن را تقويت کنيد. در اين شرايط متوجه خواهيد شد که به تعويق انداختن کارها يک ابزار است نه يک مشکل. هر بار که احساس کرديد نمي‌توانيد کاري را شروع و به پايان برسانيد ببينيد چه احساسي داريد که مانع از انجام کارها مي‌شود.
آيا اين‌کار باعث ترس‌تان شده است؟ هم‌چون رفتن به دندانپزشک.
اين‌کار براي‌تان ناراحت کننده است ؟ هم‌چون نوشتن يک وصيت نامه.
اين‌کار براي‌تان خسته کننده است؟ هم‌چون تميز کردن پارکينگ.
احساس مي‌کنيد نمي‌دانيد چگونه بايد اين‌کار را شروع کنيد؟
بعد از اين‌که منبع مشکل را پيدا کرديد آن را هدف قرار دهيد. به دوست خود زنگ بزنيد و او را با خود به دندانپزشک ببريد.
سعي کنيد کارها را به همراه خانواده انجام دهيد و از يک نفر بخواهيد در تميز کردن پارکينگ با شما همکاري کند. اولين مرحله ، غلبه کردن بر ترس‌هاي اوليه است.
اگر بتوانيد به تعويق انداختن کارها را در اختيار خود درآوريد و از آن به نفع خود استفاده کنيد مي‌توانيد مديريت کارها را ساده‌تر و آسان‌تر نماييد. نکته کليدي ديگر در مورد به تعويق انداختن کارها اين است که از اصول و قواعد يکساني با توصيه‌هاي مربوط به خلاقيت و بهره‌وري کلاسيک تبعيت کنيد.
در اين شرايط تا جايي که مي‌توانيد کارها و وظايف خود را به بخش‌هاي کوچک‌تر تقسيم کنيد.
تا جايي‌که مي توانيد موارد اضافه را حذف کنيد:
خوب از خود بپرسيد آيتمي که در فهرست انجام کارها قرار داده‌ايد واقعا بايد تکميل شود اگر اجرا نشود چه اتفاقي روي خواهد داد؟ اگر بتوانيد خود را قانع کنيد که کار ياد شده مهم نيست مي‌توانيد آن را از فهرست خود حذف کنيد. اين‌کار براي‌تان ترسناک است؟ به اين فکر کنيد که آيتم مدنظر را مي‌توانيد با آيتم مهم‌تري جايگزين کنيد.
اگر کار رها شده براي‌تان مهم بود مي‌توانيد دوباره باز گرديد و آن را به فهرست کاري خود اضافه کنيد. برخي از افراد اين شيوه را تکنيک خلاقيت مي‌دانند. اين در حاليست که برخي از افراد آن را تنبلي مي‌نامند. کارها را به شيوه مسئولانه اي به ديگران محول کنيد:
مي‌توانيد کار را به فرد ديگري بسپاريد تا آن را براي‌تان انجام دهد؟ مطمئن هستيد؟ بيشتر افراد اهميت خودشان در تکميل کارها را بيش از حد دست بالا مي‌گيرند. مي‌توانيد از دوستان يا اعضاي خانواده بخواهيد در تکميل کارها به شما کمک کنند.
آن‌ها در حال حاضر در اطراف‌تان نيستند زيرا شما نمي‌خواهيد آن‌ها را ببينيد. مهم‌تر از همه اين است که مي‌توانيد فردي را پيدا کنيد که بعد از تحويل کار به او احساس رضايت داشته باشيد؟ مهم‌ترين بخش در اين شرايط اين است که به ديگران اعتماد کنيد و بهترين فرد را براي انجام کارها بيابيد. اين‌که فردي در کنار شماست دليل نمي‌شود هر کاري را به او بسپاريد. به دنبال فرد معتمد با مهارت‌هاي مرتبط باشيد تا بتوانيد کارها را به درستي به آن‌ها محول کنيد و از پايان کار لذت ببريد.
بعدا اين‌کار را انجام دهيد:
اصلا مهم نيست در مورد تاکتيک‌هاي بهره وري و خلاقيت چه مقالاتي را مطالعه کرده‌ايد. اين تاکتيک‌ها براي هر فردي موثر و کارساز نخواهد بود. اهميت و فوري بودن هر وظيفه‌اي را ارزيابي کنيد.
در اين شرايط مي‌توانيد ببينيد کاري که در فهرست قرار داده‌ايد چه‌قدر براي‌تان اهميت دارد. امروز، کارها و وظايفي را انجام دهيد
که:
بايد امروز يا فردا تکميل شوند. هم‌چون خريد شير بيشتر از فروشگاه اهميت بسيار زيادي براي‌تان دارند. مثل آماده شدن براي امتحان ساير کارهايي که در اين بخش‌بندي قرار نمي‌گيرند را مي‌توانيد بعدا انجام دهيد.
حالا چه احساسي در مورد تنبلي و به تعويق انداختن کارها داريد؟ اجازه ندهيد ترس از نتيجه تصور شده، مزاياي واقعي انجام کارها را کم رنگ کند. خارج شدن از اين چرخه تنبلي براي داشتن سبک زندگي خلاق ضروري است.
alamto.com


 نمادها و حكايت ها 

مي‌دانيد چرا کبوتر نماد صلح است؟
يكى از مشهورترين و شناخته شده‌ترين نمادهاى صلح، كبوتر سفيد است. آيا تاكنون از خودتان پرسيده‌ايد، چرا كبوتر سفيد؟!
داستان اين انتخاب به حضرت نوح و كشتى مشهور او بازمى‌گردد. پس از آن‌كه نوح درگير آن توفان سهمناك شد و از هر جاندار جفتى را انتخاب كردو در كشتى گذاشت و... با پايان گرفتن خشم طبيعت از پرندگان خواست، هر كدام به سمتى پرواز كنندو براى او از خشكى‌هاى اطراف خبر آورند. مدتى گذشت، سرانجام كبوتر سفيد در حالى كه يك شاخه زيتون را با نوك خود حمل مى‌كرد، بازگشت و از وجود زمينى سبز خبر مى‌داد.پس از جنگ جهانى دوم، پيكاسو از طرح همان كبوتر سفيد براى نشان دادن صلح و دوستى به‌عنوان نشان كنگره جهانى صلح در پاريس در سال 1949 استفاده كرد.
كشورهاى آسيايى و پرنده صلح
در برخى كشورهاى آسيايى به جاى استفاده از كبوتر سفيد، مرغ ماهيخوار سفيد را مظهر صلح مى‌دانند. نمادى از صلح، دوستى و رفاه و فراموش شدن جنگ!نخستين‌بار در ژاپن و پس از بمباران هيروشيما و ناكاساكى بود كه دختر بچه 11 ساله‌اى در سال1955 به علت قرارگيرى در معرض تشعشعات راديواكتيو به سرطان خون مبتلا شد. او كه Sadakosasaki نام داشت، شنيده بود درست كردن مرغ ماهيخوار با كاغذ و فكر كردن به آرزوها، باعث برآورده شدن آن‌ها مى‌شود. به همين خاطر شروع به درست كردن مرغ‌هاى كاغذى خود كرد و به سلامت خود و پرشدن دنيا از صلح و دوستى فكر كرد. گرچه هزاران مرغ ماهيخوار درست كرد اما عاقبت در كمتر از يك سال بر اثر بيمارى سرطان جان باخت. خبر اين مرگ تأسف‌آور به گوش مردم دنيا رسيد و پس از آن سازمانى به نام Sadako (به نام همان دختر) تأسيس شد و شعار و هدف خود را اتحاد كودكان جهان در تلاش براى صلح و دوستى مطرح كردند و مرغ ماهيخوار سفيد نيز سمبل و نماد اين فعاليت شد.
njavan.com


 داستانك  

زمين، درد مي‌کشد
نيمه شب
نقشه جغرافيا را بر دامنم گذاشتم
دست بر تمام دنيا سائيدم
و پرسيدم
کجايت درد مي‌کند؟
پاسخ داد
همه جا
همه جا
همه جا ...
وارسان شاير


 خوب است بدانيم  

ماکتي براي در دست گرفتن زمين!
کره جغرافيايي ، ماکت کره زمين يا گوي گيتاشناسي نقشه‌اي است که به شکل کروي درآورده‌شده و نشان‌دهنده کره زمين است. اين ماکت مدل فيزيکي سه بعدي زمين يا نمايش سه بعدي ستارگان يا ماه يا ديگر سياره‌ها است و ممکن است نمايش دهنده کره آسمان خاصي باشد و مکان و موقعيت ستاره‌ها را نسبت به يکديگر نمايش دهد.
کهن‌ترين کره جغرافيايي که تاکنون پيدا شده‌است، به صورت دو نيمه است و در واقع تخم شترمرغ خالي از محتويات و به دو بخش تقسيم شده ‌است.
قدمت اين کره قديمي به سال 1500 ميلادي مي‌رسد. بر روي اين کره مي‌توان نام 71 کشور را يافت.
كره جغرافيايي مدل كوچك شده كره زمين است. روي كره جغرافيايي خشكي‌ها و آب‌ها را مي‌توان مشاهده كرد.
خشكي‌هاي روي زمين (قاره ها)، اقيانوس‌ها، چگونگي ارتباط مردم جهان با يكديگر از راه دريا، محل قطب شمال و جنوب، محل خط استوا و چگونگي تقسيم شدن زمين به دو نيم كره شمالي و جنوبي، نصف‌النهارها و چگونگي تقسيم شدن زمين به دو نيمكره شرقي و غربي و بسياري اطلاعات ديگر را مي‌توان از طريق كره جغرافيايي به‌دست آورد.


 فلسفيدن هاي من  

فلسفه خوشبختي
اساساً آدم‌هايي خوشبخت ترند که بچه وار فارغ از غم فردا زندگي مي‌کنند و به هر جا که مي‌روند عروسک‌شان را با خودشان مي‌برند و رخت به تنش عوض مي‌کنند و به هواي نان قنديِ مادر با همه احترام جلوي صندوق خوراکي بالاو پايين مي‌روند، وقتي هم که بالاخره به اين آرزوي دل‌شان رسيدند، دو لُپّه مي‌خورند و داد مي‌زنند: باز هم! اين آدم‌ها مخلوقاتي خوشبخت‌اند،و جز اين قماش، کساني هم که روي کار و کسب حقيرشان يک اسم دهن پر کن مي‌گذارند و دنبال سود خود دويدن را با منت تمام کاري کارستان در راه رفاه جامعه جا مي‌زنند؛ خوشا به حال آن‌ها که اين عشوه‌ها را بلدند!
ولي آن انساني که فروتن است و از سر راستي کنه چنين راه و رسمي را مي‌بيند، و مي‌بيند هم که دستمايه هر شهروندِ خوش نه بيش از اين است که باغچه خانه‌اش را باغ بهشت مي‌گيرد، يا آن تيره روزترين بينوا هم خود اگر درزير بار سختي از نفس بيفتد، ميل به زندگي از سرش نمي‌افتد، و هر آدمي که بگيري دوست دارد آفتاب را شده حتي يک دقيقه بيش تر ببيند، يک چنين انساني خاموشي پيشه مي‌کند و به دنياي عواطف خود پناه مي‌برد و خوشبخت است، چرا که انسان است؛ و هر اندازه هم که در قيد و بند باشد، در کنه دل احساس شيرين آزادي را نگاه مي‌دارد و مي‌داند هر وقت که خواست، در خود مي‌بيند ترک اين سياه چال کند.
رنج هاي ورتر جوان/ گوته


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
به من بگو خوبي، بين خودمان مي‌ماند!
آذر فخري
عكس :مهسا خدامراد
بيا حال‌مان را خوب کنيم. به فکر هم باشيم. براي هم دنبال شادي‌هاي کوچک باشيم. شادي‌هاي کوچکي که همين دور و برها، در همين کوچه و پس کوچه‌ها در هوا موج مي‌زنند و منتظرند تا ما آن‌ها را بگيريم، ببوييم، نفس بکشم و به هم هديه کنيم.
دنبال غيرممکن‌هاي بزرگ در آن سوي آينده‌هاي دور نباشيم. چيزي درآن ابهام دور از دست ديده نمي‌شود، و معلوم نيست کِي و چگونه به آن خواهيم رسيد.
در همين لحظه به دست‌هاي تنهايي هم بينديشيم. به آن چشم‌هاي منتظري که ما را در انتظارند. برويم و بر درهاي دل‌شان ضربه‌هاي آرام دوست داشتني، بزنيم.
حس‌شان را احساس کنيم. و کمترين و کوچک‎ترين کار دنيا را انجام بدهيم: حال همديگر را بپرسيم. جوري بپرسيم که معلوم باشد نگران همديگرهستيم، که از همديگر غافل نيستيم، و دل‌مان مي‌لرزد براي هم، براي اين که حال‌مان خوب باشد.
چيزهايي هست که نبايد به آساني از دست بدهيم... چيزهايي مثل دوست داشتن‌هاي‌مان... مثل سري که مي‌شود بر شانه‌هاي دوست گذاشت.
مثل رازهايي که فقط به يک دوست مي‌توان گفت. مثل ناگفته‌هايي که فقط مي‌توان در کنار يک همدل، گفت و واگويه کرد... اين‌هاست که حال ما را خوب مي‌کند.
با هم چنين باشيم. طوري که حال هم را آن‌قدر خوب کنيم که پُر شويم و خوبي‌مان تمام نشود. و خوب بودن همديگر را افشا نکنيم. قول بدهيم که حال خوب هم را لو ندهيم. بين خودمان بماند...فقط بين خودمان!


 يك جرعه زندگي  

ما و کتاب‌ها
کتاب را هرگز کسي نمي‌خواند. در خلال کتاب‌ها ما خود را مي‌خوانيم، خواه براي کشف و خواه براي بررسي خود. و آنان که ديد عيني‌تري دارند بيشتر دچار پندارند.
بزرگ‌ترين کتاب آن نيست که پيامش، بسان تلگرافي روي نوار کاغذ، در مغز نقش مي‌بندد، بل آن‌که ضربه‌ جان بخش وي زندگي‌هاي ديگري را بيدار کند و آتش خود را که از همه‌گون درخت مايه مي‌گيرد از يکي به ديگري سرايت دهد و پس از آن‌که آتش سوزي درگرفت، از جنگلي به جنگل ديگر خيز بردارد.
سفر دروني/رومن رولان


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون