جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4260- تاریخ : 1397/05/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( سه شنبه)


نامه عاشقانه بابا


تصميم مهم بنياد نوبل درباره جايزه ادبيات


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


 نامه عاشقانه بابا 

مهدي طوسي
قصه هاي من و بابام هم از آن دست قصه هايي شده که فقط من و بابام متوجه مي شويم که منظورمان از اين خاطره ها و از اين حرف ها چه بوده و چه نبوده.
با بابام به تنهايي زندگي مي کنم و اصولا هم غير از ادبيات چيز ديگري در زندگي من و بابام وجود خارجي ندارد. البته اين را هم گفتم که بابا داشت يک متن عاشقانه مي نوشت که من از توالت رفتن او نهايت سوء استفاده را کردم و رفتم سراغ نوشته هايش و آنها را خواندم تا بداند که من هم بلدم چيزهايي که او مي نويسد را بخوانم. بعد بابا از توالت بيرون آمد و متوجه شد که من بيدارم. آمد و دوباره براي من قصه اي خواند تا به زعم خودش من را بخواباند و تا حدودي هم موفق شد و من خوابيدم. اما تا خود صبح در خواب مي ديدم که بابا دارد نامه عاشقانه اش را مي دهد به معشوقه اش که يک خانم مسني است و قرار است با او ازدواج بکند!
صبح که ازخواب بيدار شدم احساس کردم که عرق سردي تمام بدنم را خيس کرده. احساس کردم که تمام شب را کابوس مي ديدم احساس کردم که اگر کابوسي که بابا باعث به وجود آمدنش شده بود برايم به وقوع نمي پيوست الان لازم نبود که بروم حمام و اين بار خودم و با دو تا دست هاي خودم، خودم را خيس بکنم! چرا؟ چون من بسيار بسيار از آب حمام و حمام رفتن بدم مي آيد و اميدوارم هيچ وقتي مجبور نشوم که خودم با دست خودم بروم حمام !
بابا گفت: چي شده پسر جان! چرا اينقدر خيس شدي!؟ راستي چي شده که اين بار خودت و با زبان خوش رفتي حمام!
دلم مي خواست به او بگويم که به خاطر شما بود بابا جان که من وادار شدم بروم حمام. من اگر از کابوس هايي که شما موجبش شدي خيس نمي شدم مجبور نبودم الان سر صبح بروم حمام تا خيسي ناشي از کابوس هاي شبانه را از خودم دور بکنم.بابا گفت: حالا همين که به هر دليل مي روي خودش جاي تقدير و تشکر دارد، بايد به تو سيمرغ بلورين بهترين فرزندي که بدون فشار خانواده حمام مي رود را بدهند!
نگاهي از روي خشم به بابا کردم و رفتم توي حمام. دوش را باز کردم. صداي دوش روي کله ام باعث مي شد که صداي تلويزيون را نشنوم. باعث مي شد که حتي صداي تلفن بابا را نشنوم. با خودم احساس کردم که شايد بابا عمدا صداي تلويزيون را بلند کرده که من صداي او را ضمن تلفن زدن به معشوقه اش نشنوم! خيلي خيلي ناراحت شدم. به سرعت دوش آب را بستم. درست حدس زده بودم. بابا داشت متن عاشقانه اش را پشت تلفن براي کسي که نوشته بود مي خواند:
- درست در يک روز پاييزي بود که
چشم هاي عسلي اش به چشم هاي خرمايي من افتاد.
درست در يک روز سرد پاييزي بود که دستش را توي جيب گرم پالتوي راه راهم کرد.
درست در يک روز گرم پاييزي بود که او براي هميشه از من خداحافظي کرد.
درست در صبح خنک پاييزي بود که من به او گفتم: يعني اين رسم جوانمردي است که تو درست در يک روز گرم پاييزي براي هميشه از من خداحافظي کني و بروي........!
بد جوري اعصابم به هم ريخته بود. اصلا از بابا توقع نداشتم که به من چنين نارويي بزند. او هميشه به من مي گويد که من به غير از تو کسي را ندارم که بخواهم با او زندگي بکنم. او هميشه به من مي گويد که من کسي را ندارم که بخواهد به اندازه تو جاي خالي تو را در زندگي من پر بکند!
اما واقعا از بابا توقع نداشتم که در يک چنين زماني با من يک چنين کاري را بکند!
- بيا بيرون بچه جان! نه به اين که بايد به زور تو را بفرستم توي حمام نه اينکه الان رفتي توي حمام و بيرون نمي آيي! سرما مي خوري ها.......!
هم خوشحال شدم و هم ناراحت. خوشحال شدم که بابا با اينکه نامه هاي عاشقانه مي نويسد ولي باز به فکر من هم هست و ناراحت از اينکه چرا باباي من که اين همه عاشق ادبيات است توي زندگي اش عاشق کس ديگري هم شده. با همين ذهنيت از حمام آمدم بيرون........!


 تصميم مهم بنياد نوبل درباره جايزه ادبيات 

بنياد «آلفرد نوبل» از فرهنگستان سوئد خواست تا مسئوليت اعطاي جايزه نوبل ادبيات را به يک کميته جديد و مستقل واگذار کند.
به گزارش ايسنا به نقل از نشريه لوکال سوئد، بنياد «آلفرد نوبل» که ناظر بر اعظاي جايزه نوبل در شاخه‌هاي گوناگون است از آکادمي سوئد (فرهنگستان سوئد) که هرساله مسئوليت اعطاي جايزه نوبل ادبيات را بر عهده دارد خواست اين مسئوليت را به يک کميته مستقل و موقتي واگذار کند تا اين آکادمي بتواند پس از رسوايي‌هايي اخلاقي که به لغو اين جايزه ادبي در سال 2018 منجر شد مجددا اعتماد عمومي را به سمت خود جلب کند.
بنياد نوبل بر اين باور است که فرهنگستان سوئد ديگر صلاحيت لازم براي اعطاي مهم‌ترين جايزه ادبي جهان را دارا نيست و بايد اعضايي جديد و مستقل از فرهنگستان به صورت موقت برنده نوبل در شاخه ادبيات را انتخاب کنند.
در ماه نوامبر سال گذشته، «ژان کلود آرنالت» همسر «کاترين فروستنسون»، عضو آکادمي و يکي از داوران مخفي نوبل با شکايت 18 زن به اتهام سوء استفاده جنسي روبه‌رو شد و پس از انتشار اين اخبار، «کاترين فروستنسون» نيز از آکادمي نوبل کنار گذاشته شد. همچنين «سارا دنيوس» رئيس هيئت انتخاب آکادمي نوبل ادبيات در واکنش به اين اتفاق‌ها استعفا کرد. ماجراي اين رسوايي اخلاقي موجي از استعفاها را در آکادمي نوبل ادبيات به راه انداخت و در نهايت موجب شد اعطاي جايزه نوبل ادبيات در سال 2018 لغو شود و به جاي آن در سال 2019 دو برنده نوبل ادبيات معرفي شوند، اما با صحبت‌هاي رئيس بنياد نوبل، برگزاري اين جايزه در سال آينده نيز در هاله‌اي از ابهام قرار دارد چرا که او معتقد است اين اتفاقات به وجهه جوايز نوبل در سطح بين‌المللي خدشه وارد کرده است.
از سوي ديگر «آندرس اولسون» دبير موقف فرهنگستان سوئد ظاهرا با درخواست بنياد نوبل مخالفت کرده و گفته رسوايي و بحران اخلاقي در فرهنگستان موجب نشده توانايي اعضاي آن در انتخاب برنده نويل ادبيات تحت تاثير قرار گيرد و اين عجيب است که بخواهيم اين وظيفه مهم را به يک کميته خارجي واگذر کنيم.
فرهنگستان سوئد که با نام آکادمي سوئد نيز شناخته مي‌شود از سال 1901 مسئولين انتخاب برنده نوبل ادبيات را بر عهده دارد اما علاوه بر ماجراي رسوايي اخلاقي سال گذشته، همواره با انتقادهايي نيز درباره اعطاي اين جايزه به برندگان روبه‌رو بوده است. بسياري از برندگان نوبل پس از کسب جايزه بسيار کم‌کار شده‌اند اين در حالي است که عده‌اي از نويسندگان مطرحي که تاکنون به هر دليلي موفق به کسب نوبل ادبيات نشده‌اند مخاطبان و خوانندگان بسياري را براي خود حفظ کرده‌اند.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

ميرصادقي:
هر کاري در داستان نويسي کرده ام براي رهايي از حقارت بود

به گزارش مهر جمال ميرصادقي درمراسم گراميداشت خود با اشاره به زندگي در خانواده اي با پدري قصاب و رنج هايي که در چند دهه عمرش گذرانده است، گفت:هرکاري که درنوشتن داستان کرده ام براي رهايي از حقارت بوده است.وي افزود: يادم مي آيد زماني که اولين داستانم با نام «آدم ها، رنگ ها و کلاغ ها» در يکي از مجلات چاپ شد همراه با يکي از دوستانم در بازار مي چرخيديم که يک دفعه نگاهش به آن مجله و اسم من افتاد و شروع به فرياد زدن کرد که بشتابيد نويسنده اين داستان، همين دوست من است که اينجا ايستاده! در راه برگشت به خانه، دخترکوچولوي 5-6 ساله اي که خانه شان نزديک خانه ما بود، آمد و به من سلام کرد. يک دفعه پدرش سر او داد زد که «چرا سلام مي کني؟» و دخترک جواب داد «آخر بيچاره و بدبخت است و گناه دارد!» و اين در حالي بود که من فکر مي کردم او به خاطر شهرتي که آن روز نصيب من شده است، به من سلام کرده است!در ادامه اين برنامه ميرصادقي ترجيح داد به جاي سخنراني به سوالات حاضران درباره داستان نويسي و
تجربه هاي خود در اين حوزه پاسخ بدهد. او در جهت سوالي درباره اينکه اولين قدم براي نوشتن چيست؟ گفت: اينکه داستان نبافيد بلکه آن را از روي تجربه و مشاهده خودتان، روي کاغذ پياده کنيد.
نويسنده کتاب مطرح «ادبيات داستاني» افزود: ما دو نوع نوشتن داريم؛ يکي اينکه کسي موضوعي را از فرد ديگري شنيده باشد و آن را تبديل به داستان کند و دوم داستاني که تجربه و مشاهدات خود او برخاسته باشد که اين دومي، ماندگار است و فراموش نخواهد شد.
ميرصادقي در جواب اين سوال که آيا از تئوري هاي داستان به نوشتن آثار داستاني رسيده است يا آنها را براساس تجربه هاي خود خلق کرده است؟ يادآور شد: من قبل از خواندن تئوري هاي داستاني شروع به نوشتن کردم اما بعدها که اين تئوري ها را مي خواندم بر مي گشتم و آثارم را اصلاح و تکميل مي کردم. آنچه فردي را نويسنده مي کند، شناخت داستان است.

سيمين بهبهاني؛ شاعر و تکاپوگر مدني
28مرداد سالروز درگذشت سيمين بهبهاني بود، شاعري که فرم و محتوا در شعرهاي او به شکلي است که بعد از گذشت اين سال‌ها هنوز درباره شعرهاي او کتاب نوشته مي‌شود.به گزارش ايبنا کاميار عابدي به تازگي کتابي با عنوان «سيمين بهبهاني: شاعر و تکاپوگر مدني» را به نشر موسسه فرهنگي_هنري جهان کتاب تحويل داده است. ناشر اين اثر به دليل مشکل کاغذ هنوز موفق به چاپ کتاب نشده است اما قرار است تا پيش از شروع پاييز سال جاري راهي بازار نشر شود. کاميار عابدي در اين کتاب به فعاليت‌هاي مدني سيمين و نحوه بيان اين دغدغه‌ها در شعر او پرداخته است. بر اساس اطلاعات سايت کتابخانه ملي، اين کتاب فيپا و مجوز گرفته و قرار است که در 228 صفحه منتشر شود.
سيمين بهبهاني، شاعر مطرح کشورمان در زمان حيات خود بيش از 600 غزل سرود که اين سروده‌ها در 20 کتاب منتشر شده است. پيش از کتاب کاميار عابدي کتاب‌هاي زيادي درباره سيمين بهبهاني منتشر شده بود که مي‌توان به «افراي عصر پاييز»، اثر مهناز ابوطالبي، «انديشه‌هاي فمنيستي در اشعار سيمين بهبهاني»، اثر ريحانه عمادي، «بازتاب حقوق بشر در آثار سيمين»، اثر آمنه احساني،‌«بررسي رمانتيسم در اشعار سيمين بهبهاني»، اثر ايوب مرادي، «گفت‌وگو با سيمين بهبهاني»، اثر ناصر حريري و «وزن‌هاي نوين فارسي در اشعار سيمين بهبهاني»، اثر نسرين آقاجاني اشاره کرد.


 نغمه 

شعر رنج و گنج
ملک الشعراي بهار
برو کار مي کن مگو چيست کار
که سرمايه جاواداني است کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همي خواست خفت
که «ميراث خود را بداريد دوست
که گنجي ز پيشينيان اندر اوست
من آن را ندانستم اندر کجاست
پژوهيدن و يافتن با شماست
چو شد مهر مه، کشتگه برکنيد
همه جاي آن زير و بالا کنيد
نمانيد ناکنده جايي ز باغ
بگيريد از آن گنج هر جا سراغ»
پدر مرد و پوران به اميد گنج
به کاويدن دشت بردند رنج
به گاوآهن و بيل کندند زود
هم اينجا، هم آنجا هر جا که بود
قضا را در آن سال از آن خوب شخم
ز هر تخم برخاست هفتاد تخم
نشد گنج پيدا ولي رنجشان
چنان چون پدر گفت شد گنجشان


 تازه‌هاي نشر 

انتشار کتاب «موفقيت‌شناسي اقتصادي»
کتاب "موفقيت‌شناسي اقتصادي در راستاي حمايت از توليد داخلي" به قلم محمدعلي نژاديان منتشر شده است.
به گزارش ايسنا، در معرفي نويسنده از کتاب اين‌گونه عنوان شده است: در فصل اول مبحث علم‌شناسي مطرح شده است؛ زيرا زماني که درباره «علم اقتصاد» صحبت مي‌شود با دو واژه «علم» و «اقتصاد» مواجه هستيم که براي تبيين بهتر، نياز است هر کدام به طور جداگانه، تعريف و تفسير شود. بسياري از افراد درباره علم يک تصور کلي دارند. در صورتي که خود علم داراي تعريف دقيق و بخش‌هاي مختلف از لحاظ هدف، موضوع و روش است و به‌طور قطع آشنايي بيشتر با علم، باعث مي‌شود از علم اقتصاد نيز تعريف و درک دقيق‌تري حاصل شود.
فصل دوم درباره شناخت جهان‌بيني است؛ زيرا مبناي اوليه اقتصادشناسي، بررسي همين موضوع است. به همين دليل، در اين فصل ابتدا موضوع جهان‌بيني تبيين و سپس مبناي علم اقتصاد متعارف، با توجه به منابع جهان‌بيني تعريف شده است و در نهايت اقتصاد در مکتب‌هاي مادي و اسلام مقايسه مي‌شود.
در فصل سوم، مختصري درباره اقتصاد متعارف بيان شده است. در اين فصل سعي شده ضمن ارائه يک تاريخچه مختصر درباره اقتصاد متعارف، به بررسي نظام‌هاي اقتصادي و تحليل و تعريف اقتصاد و بخش‌هاي آن پرداخته شود تا خواننده با يک آمادگي اوليه، به بحث اقتصاد مقاومتي ورود پيدا کند.
در فصل بعدي، نقشه راه پيشرفت ايران بررسي مي‌شود؛ زيرا نگاه اقتصاد مقاومتي به درون و استفاده از منابع و استعدادهاي داخلي است. همچنين براي اجراي اقتصاد مقاومتي و رونق توليد داخل، نياز به بررسي عوامل مختلفي هست و نمي‌توان صرفا با مباحث علمي و نظري و يا دستور و بخشنامه، به مقصود خود برسيم. از اين رو در اين فصل، سعي شده است ضمن واکاوي مفهوم توسعه و پيشرفت، با مطرح کردن پرسش‌هاي اساسي و پاسخ به آن‌ها، نقشه راه پيشرفت ايران را به درستي تحليل کرده و در واقع، هدف از اين فصل بررسي نقاط قوت، فرصت‌ها، نقاط ضعف و تهديدهايي است که ايران با آن مواجه بوده و هست. همچنين از نکات ديگر اين فصل، مطرح کردن کارهايي است که نياز است انجام شود و بيان وظايف جامعه، اعم از مردم و مسئولان در برابر کشور و يکديگر است و... .
کتاب "موفقيت‌شناسي اقتصادي در راستاي حمايت از توليد داخلي" از سوي انتشارات موفقيت‌شناسي منتشر شده است.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي