جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4260- تاریخ : 1397/05/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( سه شنبه)


حكايت موش و گربه هاي شهر


گنده تر از دروغ


طنز


ايستگاه


شرح عكس


 حكايت موش و گربه هاي شهر  

مهدي طوسي
- ما به شما که يکي از بزرگترين افرادي هستيد که توي محل تان به شما احترام مي گذارند چرا که شما با قانون اصلي شهرداري که همانا قرار دادن نايلون زباله سر کوچه آن هم راس ساعت 9 شب احترام مي گذاريد افتخار مي کنيم. اما بايد به شما بگوييم که شما هم بايد بدانيد که ساعت 9 شب که زباله ها را مي گذاريد سر کوچه درست يک دقيقه بعد گربه ها و موش ها اصلا به اين قانون مندي شما احترام نمي گذارند و از شما مي خواهند که سريعتر برويد بخوابيد تا آنها با فراغ بال به کارشان که همانا سوراخ کردن نايلون زباله و پيدا کردن لقمه اي نان از داخل آن است بپردازند! اگرشما دغدغه داريد که اين مسئله به سرعت حل نشود که هيچي، اما اگر دل تان مي خواهد که اين مشکل هر چه سريعتر حل بشود تا ديگر شاهد شهري نباشيم که موش و گربه بر سطل هاي زباله اش حکومت مي کنند، بايد به شما بگوييم که مي توانيد هر چه سريعتر برويد و از عطاري سر کوچه تان مقداري مرگ موش بخريد و يک شب به جاي اينکه زباله توي نايلون بگذاريد، مرگ موش توش بگذاريد و اجازه بدهيد که موش ها بخورند و حال کنند و بعد از مدتي جان به جان آفرين تسليم بکنند! البته اين مرگ موش ها اسمش مرگ موش است و گرنه که داروي مرگ گربه نيز هست!
- به شما توصيه مي کنيم که اگر دل تان مي خواهد هر چه سريعتر اوضاع را به روالي برسانيد که ديگر شاهد دعواي موش و گربه نباشيد مقابل سطل زباله هم پنيز بگذاريد و هم آشغال گوشت! اين جوري موش ها و گربه ها مي افتند به جان مواد غذايي که شما براي شان گذاشتيد و ديگر به جان هم نمي افتند!
به شما توصيه مي کنيم که همين الان به جاي اينکه آشغال هاي منزل تان را جمع بکنيد بياييد توي کوچه و يک موش و يک گربه را پيدا کنيد و بيندازيد توي کيسه و با خودتان بياوريد توي منزل تان تا کنار شما زندگي کنند. شما مي توانيد آنها را جوري تربيت کنيد که خيلي سريع بشوند موش و گربه خانگي و ديگر سر اندک چيزي به جان هم نيفتند.
شما مي توانيد براي تربيت آنها براي شان بسته هاي تشويقي در نظر بگيريد. مثلا مي توانيد به آنها بگوييد که هر چه سريعتر خودشان را به روز بکنند و کاري بکنند که بتوانند مثل آدميزاد زندگي بکنند و اگر بتوانند مثل ادميزاد زندگي بکنند شما هم براي هر کدام شان يک مکسن جداگانه درست مي کنيد و اين کار را از روي مهر انجام مي دهيد تا يک جورهايي بشود مسکن مهر! با اين حرکت، شما هم آنها را تربيت مي کنيد و هم صاحب خانه شان مي کنيد!
مي توانيد به آنها بگوييد: موش ها و گربه هاي نازنين شما مي توانيد به جاي اينکه بيفتيد توي سطل زباله و هم خودتان و هم شهر را کثيف بکنيد بياييد در منزل مردم را بزنيد و به شکلي آبرومند گدايي بکنيد تا هم شهرمان تميز باشد و هم شما بشويد گربه ها و موش هاي اشرافي و به طور عجيبي همه دنيا به شما نگاه بکنند و تصور بکنند که شما هم مي توانيد بشويد چيزي شبيه به آدم هاي مودب!
- شما مي توانيد همين الان برويد توي کوچه و اولين موشي که ديديد او را برداشته و بياوريد توي خانه و براي او کارتون تام و جري را نشان بدهيد و به او بگوييد که مي تواند مثل اين کارتون موش زرنگي بود و در عين حال با گربه ها هم دعوا کرد و پيروز شد؛ اما اين کارتون است و براي عبرت موش ها و گربه ها ساخته شده است . پس بهتر است که شما اصلا اين کار را نکنيد تا اين کارتون براي شما شکلي آموزنده داشته باشد!
به شما که اصلا دوست نداريد شهروندي باشيد که شاهد پاره شدن نايلون زباله توسط موش ها و گربه ها باشيد توصيه مي کنيم که از نايلون هاي فلزي براي اين کار استفاده بکنيد تا موش ها و گربه ها درست زماني که مي خواهند به زباله ها حمله کنند نه تنها چيزي براي پاره کردن گيرشان نيايد بلکه دندان هاي شان نيز بشکند تا آنها باشند که بعد از پاره کردن نايلون زباله شکم همديگر را پاره بکنند!
- به شما پيشنهاد مي کنيم که همين الان بلند شده و برويد توي کوچه و اولين موش و گربه اي را که ديديد به او بگوييد: آخه مرد حسابي، نايلون زباله پاره کردن هم شد کار؟خب برويد و يک کار بهتري براي خودتان پيدا بکنيد که کثيقي شهر را به گردن شما
نيندازند!
- مي توانيد براي آنها جشن تولد گرفته و به اين شيوه آنها را به دنياي متمدن راه داده و آنها نيز ياد بگيرند درست راس ساعت نه شب زباله را بيرون مي گذاريد ساعت نه و يک دقيقه زباله ها را بيرون نريزند!


 گنده تر از دروغ 

مشغول توپ جمع كني!
مهدي طوسي
گفته مي شود كه حسيني دروازه بان اول تيم استقلال كه تبديل به دروازه بان دوم اين تيم شده توسط شفر از اين تيم كنار گذاشته شد و حسيني نيز در واكنش به اين تصميم گفت:من اصلا تمايلي به حضور در اين تيم نداشتم و از روز اول هم دلم با تيم پرسپوليس بود. من آمدم تا تيم استقلال را خراب كنم تا با گل هاي زيادي كه مي خورد از ليگ كنار گذاشته شود كه متاسفانه متوجه شده و من را كنار گذاشتند الان هم خيلي خوشحالم كه با اخراج از استقلال به پرسپوليس نزديك مي شوم!
گفته مي شود كه برانكو گفته من حسيني را لازم دارم منتهي بايد كنار زمين در بازي هاي استقلال به توپ جمع كني مشغول باشد!


 طنز 

خنده هاي بلند
مهدي بيرنگ
روزي روباهي مي رود پيش کلاغي و مي گويد: به به. عجب دمي، عجب پايي….
کلاغ با خونسردي مي گويد: کجاي کاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.
*
از يک نفر مي پرسند: «چند تا بچه داري؟
چهار تا از انگشتانش را نشان مي دهد مي گويد: «سه تا»
همه تعجب مي کنند و مي گويند: «اينها که چهار تاست»
او انگشت کوچکش را نشان مي دهد و مي گويد: «اين بچه همسايه مان است،ولي هميشه خانه ماست»
*
پسري که تا به حال جنگل نديده بود، با دوستش به جنگل رفت.
دوستش به او گفت : اينجا جنگل است.
پسر جنگل نديده گفت : اين درخت ها نمي گذارند جنگل را ببينم!
*
يک نفر سوار آسانسور مي شود، مي بيند نوشته اند: ظرفيت :
12 نفر.
با خودش مي گويد :عجب! حالا 11 نفر ديگر را از کجا بياورم؟
*
کچلي به سلماني ميرود همه نگاهش مي کنند.
ميگه : چيه ؟ اومدم آب بخورم !!
*
يک لامپ برق سوخت
صاحبش به آن پماد سوختگي ماليد.
*
سعيد به دوستش محسن: برادرت که به خارج رفته ، از چه راهي امرار معاش مي کند؟
محسن : از راه نويسندگي.
سعيد : چه مي نويسد؟
محسن : هر ماه به پدرم نامه مي نويسد تا برايش پول بفرستد.


 ايستگاه 

رونمايي از سرديس زنده ياد حميد آرش آزاد، طنزپرداز آذربايجاني
همزمان با هشتمين سالگرد درگذشت زنده ياد حميد آرش آزاد و با حضور جمعي از فعالان فرهنگي، هنري و دوستداران ادب و هنر از سرديس حميد آرش آزاد رونمايي شد.به گزارش شيرين طنز، در هشتمين سالگرد خاموشي استاد فرزانه و يگانه طنز معاصر آذربايجان، زنده ياد حميد آرش‌آزاد دوستان و همکاران اين طنزپرداز بار ديگر گرد هم آمدند تا بار ديگر نام و ياد او را با خوانش اشعاري از او و تجسم خاطرات شيرين با او بودن، توسن خيال را بار ديگر ذين کردند تا فرهنگ قدرداني و قدرشناسي همچنان بر بام اين سرزمين زنده بماند.شعرخواني تني چند از شاعران و طنزسرايان و همچنين خاطره‌گويي دوستان و هم‌قطاران هنرمند وارسته طنز آذربايجان، از جمله بخش‌هاي اين مراسم بود.در اين مراسم همچنين سرديس ” حميد آرش آزاد” اثر هنرمند و تاريخ شناس کشورمان رضا سرابي اقدم رونمايي شد.سرابي در اين مراسم يادآورشد: اشعار اجتماعي و طنز استاد آرش آزاد هرگز از ياد نخواهد رفت و او تا ابد در بين مردم زنده خواهد ماند.وي ادامه داد: سعي من از ساخت اين سرديس اين بود که بتوانم نشاني بيشتر از او در اين شهر به يادگار بگذارم.
همچنين در اين مراسم، «ويژه نامه هشتمين سالگرد درگذشت» استاد حميد آرش آزاد با عنوان «يادنامه آرش» که حاوي مطالبي از شعرا و نويسندگان معاصر استان و کشور در وصف استاد است و به همت جمعي از دوستان و علاقمندان وي منتشر شده در بين حاضران توزيع شد.طراح پشت جلد ويژه نامه اثر هنرمند و کاريکاتوريست مطرح کشورمان در عرصه‌هاي بين‌المللي استاد علي ديواندري است.در اين ويژه نامه آثاري از مسعود شريعتي، عباس سهرابي (شاهين)،اکبر رضايي مولان، حسن بابايي،کاظم رستمي،جوادنعلبندي آيدين داغتيکن،حسن کافي، حسن انداچه، ساناز شهابي،رامين فخري، ندافرشباف، سيامک آرش آزادو ديگر نويسندگان و شعرا به چاپ رسيده است.گفتني است، استاد فقيد حميد آرش آزاد متولد 4 دي ماه 1327 در محله کوره باشي، کوچه باغ دربندي تبريز بود.
وي فعاليت جدي روزنامه‌نگاري خود را از سال 1369 و از روزنامه فروغ آزادي که بعدها به مهدآزادي تغيير نام داد آغاز و بعد از همکاري با آن روزنامه و چند روزنامه ديگر، از سال 1379 تا هنگام فوت در سال 1389 با روزنامه امين همکاري داشت.حميد آرش آزاد همچنين از سال 1374 همکاري خود با موسسه «گل آقا» را آغاز کرد و آثار طنزآميز خود را در قالب شعر و نثر، در هفته‌نامه و ماهنامه‌ "گل آقا" و نيز «بچه‌ها… گل آقا» به چاپ رسانده است.او يکي از «همکاران پيوسته» در گل آقا بود که همکاري بسيار جدي و دايمي داشت و آثار طنزآميزش با نام‌هايي چون «گول اوْغلان»، «قزلباش»، «طوطي بالاسي»، «بچه طوطي»، «بيگلر بيگي»، «وروجک تبريزي»، «لک‌لک کوتوله»، «خان‌دايي»، «کوره‌باشي اوشاغي»، «آراز» و… در نشريات مختلف «گل آقا» به چاپ رسيده است.


 شرح عكس 

بهش گفتم ناراحت نباشه يك روز ديگه يارانه اش رو مي ريزند!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي