جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4250- تاریخ : 1397/05/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


روش هايي براي شاد بودن


چگونه دوست داشتني باشيم؟!


نمادها و حكايت ها


داستانك


خوب است بدانيم


فلسفيدن هاي من


يك جرعه زندگي


يادداشت


 روش هايي براي شاد بودن  

شاد بودن بهترين نعمتي است که به راحتي مي‌توانيد آن‌را به‌دست آوريد فقط کافيست ديدگاه‌تان به زندگي درست باشد و از لحظات خود استفاده صحيح را ببريد.
به تمرين‌هايي که در پي مي‌آيد بيشتر توجه کنيد؛ قدرت شخصيت، مستقيم يا غيرمستقيم، جنبه‌اي از هرکدام از اين موارد مي‌باشد.
نامه‌اي از آينده
نامه‌اي از «آينده خودتان» به «حال خودتان» بنويسيد. در اين نامه توضيح دهيد که زندگي‌تان چقدر مثبت است، و به چه اهداف خوبي رسيده‌ايد، و اين‌که از نقاط قوت شخصيت‌تان چگونه براي رسيدن به اين مرحله استفاده کرده‌ايد.
کمک مالي
دوست يا غريبه‌اي را که نياز مالي دارد شناسايي کنيد. کمي از پول‌تان را صرف او کنيد (مثلا برايش مواد خوراکي يا چيزي که لازم دارد را بخريد.)
مشخصه‌هاي خوب مربوط به کار
پنج تا از بهترين ويژگي‌هاي شغلي‌تان را بررسي و شناسايي کنيد. بنويسيد که چگونه مي‌توانيد از هرکدام‌شان در يک روز عادي کاري استفاده کنيد، محکم و دقيق باشيد.
سفر ذهني مثبت
شب‌ها پيش از رفتن به رختخواب، چشمان‌تان را ببنديد و دست‌کم چهار حادثه مثبت را که احتمالا مي‌تواند روز بعد رخ دهد، روشن و زنده پيش خود مجسم کنيد.
سه چيز جالب و خنده‌دار
در پايان روز، سه چيز خنده‌داري را که درآن روز براي‌تان اتفاق افتاد و دليل روي دادن‌شان را بنويسيد.
تفريق ذهني
در ذهن‌تان يکي از چيزهاي مثبتي که در زندگي داريد را حذف کنيد. ببينيد زندگي‌تان بدون آن مورد مثبت چگونه خواهد بود، مثلا سلامتي‌تان، يکي از روابط خوب‌تان، يک همسايه خوب و مطمئن، يا يک دست آورد به‌خصوص. بنويسيد که زندگي‌تان بدون آن چيز خوب چقدر متفاوت خواهد بود.
کمبود وقت موقت
سعي کنيد مجسم کنيد وقت کمي براي انجام برنامه‌هاي‌تان داريد، مثلا داريد بازنشسته مي‌شويد، فارغ‌التحصيل مي‌شويد و يا يک عمل جراحي در پيش داريد. در مورد اهميت و ارزش موقعيت کنوني‌تان بنويسيد و اين‌که زمان چقدر گران‌بها و کمياب و زودگذر است.
دري بسته مي‌شود، در ديگري باز مي‌شود.
درمورد لحظه‌اي در زندگي‌تان بنويسيد که يک رويداد منفي منجر به يک پيامد پيش بيني نشده مثبت شد. به مدت يک هفته روزي يکبار درموردش بنويسيد.
اهميت دادن به يکي از نقاط ضعف شخصيت
هرچند کار کردن طبق نقاط قوت خاص، بهترين رويکرد مي‌تواند باشد، اما تحقيقات نشان داده سعي در بهبود نقاط ضعف شخصيتي، با تکيه بر بررسي‌ها، مي‌تواند سودمند باشد.
از نقاط قوت‌تان براي بهبود يکي از نقاط ضعف‌تان استفاده کنيد.
موهبت زمان
در اين هفته، با کمک به حداقل سه فرد مختلف به هر صورتي که امکان دارد، «موهبت زمان» را ارائه دهيد.
اين‌ها شايد رفتارهاي کوچک يا بزرگ باشند اما مهم اين است که کارهايي خارج از فعاليت‌هاي برنامه ‌ريزي ‌شده ‌تان انجام
دهيد.
alamto.com


 چگونه دوست داشتني باشيم؟! 

ممکن است شما گه‌گاه اين جمله را شنيده باشيد که چيزي در درون او وجود دارد که مرا به سويش جذب نموده است، خوب در واقع نمي‌توان جمله‌اي کامل‌تر از اين را براي توصيف محبوب‌ترين صفات شخصيتي افراد به کار برد. بنابراين به معرفي برخي از اين صفات شخصيتي مي‌پردازيم.
صداقت
داشتن يک فرد قابل اعتماد در رابطه بسيار مهم است. اين‌را بدانيد که هميشه، صداقت بهترين سياست است، پس سعي کنيد اين گونه باشيد.
وفاداري
هنگامي‌که دوستان به يکديگر وفادار باشند هيچ‌چيز نمي‌تواند آن‌ها را از يکديگر جدا کند و اين درست همان چيزي است که براي تداوم يک رابطه بدان نياز داريد.
اعتماد
اعتماد پايه و اساس يک رابطه خوب را تشکيل مي‌دهد. همان‌طور که طول عمر يک رابطه بيشتر مي‌شود، اين اعتماد نيز بايد همانند يک نهال رشد کند و محکم‌تر شود تا دو نفر بتوانند پايه‌هاي رابطه خود را قوي‌تر سازند.
احترام
هيچ‌چيز بهتر از احترام نيست. هنگامي که احترام متقابل بين دو نفر وجود دارد، رابطه بين آن‌ها به رابطه زيبايي مبدل خواهد شد که قابليت رشد و بارور شدن را داراست.
فروتن بودن
هيچ‌کس يک انسان خودپسند و مغرور را دوست ندارد. فروتن بودن در يک رابطه و مغرور نبودن، سبب مي‌شود که رابطه بيش از پيش گرم‌تر و دلپذيرتر شود.
مهرباني
مهرباني مي‌تواند بهترين تاکتيک جهت تداوم روابط‌مان باشد. هنگامي که شما با شخصي به مهرباني رفتار مي‌کنيد او هم بران خواهد شد که پاسخ شما را با مهرباني جبران نمايد.
مثل يک انسان بالغ رفتار کنيد
در حالي‌که رفتار کردن مانند کودکان و نوجوانان با دوستان ممکن است گاهي اوقات بامزه و سرگرم کننده باشد اما بهتر است اين را بدانيد که هر چيزي زمان و مکان خاص خود را دارد.
صبر
داشتن رفتاري آرام و صبورانه مانع از به وجود آمدن کشمکش‌ها و مجادله‌هاي مداوم بر سر هيچ و پوچ خواهد شد و رابطه شما را مستحکم‌تر خواهد کرد.
مسئوليت‌پذيري
اگر کسي بتواند مسئوليت‌هاي خود را تقبل کند قطعا باعث به وجود آمدن اعتماد بيشتري در فرد طرف مقابل شده و باعث مي‌شود که او احساس آرامش کند.
دوست‌داشتني بودن
قلب خود را به سوي ديگران بگشاييد و اجازه دهيد شما را دوست داشته باشند، به‌خصوص زماني که مي بينيد فردي واقعا شما را دوست دارد با دوست داشتن متقابل اين احساس را در او قوي‌تر کنيد.
با نشاط بودن
ناراحت بودن و مدام دلشوره داشتن در يک رابطه يک امر نرمال است بنابراين پيدا کردن کسي که بتواند شوخي کند و با نشاط باشد مي‌تواند راه حل خوبي باشد.
معقول و منطقي بودن
منطقي بودن در دوست داشتن ممکن است متضاد هم به نظر برسند اما در واقع اين دو ويژگي مکمل هم هستند و مي‌توانند به رابطه و زندگي شما حسي ابدي ببخشند.به همين سادگي مي‌توانيد به يک فرد دوست‌داشتني و قابل اعتماد تبديل شويد.
parsine.com


 نمادها و حكايت ها 

چهار پادشاه ملکوتي
چهار پادشاه ملکوتي (شيته‎نو در ژاپني) از آيين هندو وارد شمايل‎نگاري بودايي شدند.
آنان نگهبان چهار جهت معبدند و ايشراوانا (تامونتن يا بيشامونتن در ژاپني )، حافظ شمال و جنگجويي افسانه‎اي، ويروپاکسا (کوموکوتن)، نگهبان غرب، ويرودهاکا (زوچوتن)، حافظ جنوب، دهرتاراسترا (جيکوکوتن)، نگهبان شرق (تصوير بالا) ناميده مي‎شدند.
در سوتراي «نور طلايي» نقل شده است که پادشاهان ملکوتي قول دادند پشتيبان ملت‌هايي باشند که ازتعاليم ذکر شده در سوترا پيروي مي‌کنند.
معبد شيتنوجي در سال 593 ميلادي در ازاکا بنا شد و به خدايان تقديم گرديد و مجسمه‌هاي بسياري از آنان در دوره‌هاي بعدي ساخته شد.
در چين، پادشاهان ملکوتي با نام‌هاي مولي‌شو (شمال)، مولي‌هاي (غرب)، مولي‌هونگ (جنوب) و مولي‌چينگ (شرق) شناخته مي‌شدند.
نشانه‌هاي آنان؛ خدنگ، عود، چتر و شمشير، سلاح‌هايي بودند که در مبارزه با بدکاران به‌کار مي‌رفتند.
1000 نماد


 داستانك  

فقط خودت!
اگر خواهان ديدار کسي هستي که مي‌تواند هر موقعيت ناممکني را فراهم کند،
و دور از حرف‌ها و باورهاي مردم،به تو شادي بخشد،
در آينه بنگر،
و اين واژه جادويي را بر زبان آور:
«سلام»
يادداشت‌هاي مرد فرزانه / ريچارد باخ


 خوب است بدانيم  

قفل‌ و کليدهايي که هميشه با انسان بوده‌اند!
قفل وسيله‌اي است براي بسته نگه داشتن در است به‌طوري‌که فقط با کليدش بتوان آن‌را باز کرد. قفل درهاي خانه‌ها بيشتر قفل استوانه‌اي است. قسمت بيرون زده از قفل يک زبانه فنرسوار و گوه‌اي شکل است. هنگامي که در را مي‌بنديد اين زبانه با صداي مختصري در قاب خود جاي مي‌گيرد. بعضي قفل‌ها اصلاً کليد ندارند. در قفل رمزي از رمز استفاده مي‌شود. با چرخاندن حلقه‌هايي يا فشار دادن دکمه‌هايي رمز را به قفل مي‌دهند تا باز شود.
تاريخچه
در چين و مصر بيش از 4000 سال قبل از نوعي قفل چوبي استفاده مي‌شد. در قرن پانزدهم ميلادي، صنعت‌گران اروپايي قفل‌هاي ساده‌اي از فلز ساختند. اولين بار قفل‌هاي طرح جديد را رابرت بارون و جوزف برامه در دهه 1780 ميلادي در انگلستان ساختند.
در هزاره دوم ق. م در مصر و بين‌النهرين قفل کردن خزانه‌ها و انبار‌هاي گندم و پرستشگاه‌ها متداول بوده‌است. به نظرميرسد که رومي‌ها پاره‌اي از اين نوع قفل و کليد‌ها را از کشورهاي مديترانه‌اي بدست آورده اند . پاره‌اي ازقفل‌هاي ايراني همانندقفل‌هاي مصري و يوناني است وبرخي ديگرمانندقفل‌هاي رومي مي‌باشند. برخي به قفل‌هاي چيني و هند ي ميماند و تعدادي هم مانندقفل‌هايي است که دراروپا از قرون وسطي تا انقلاب صنعتي بکاربرده مي‌شد. قفل‌ساز ايراني يک کوره متوسط بادم فانوسي دارد که شکل‌هاي مختلف قفل را به کمک آن تهيه مي‌کند. لحيم‌کاري آن‌رادربوته‌هاي گلي کوچک انجام مي‌دهد.
قديمي‌ترين قفل
قديمي‌ترين قفل، قفلي است که در ويرانه‌هاي خرساباد نزديکي نينوا، پيدا شده‌است و حدود 4 هزار سال قدمت دارد. اين قفل چوبي است و چند ميله چوبي قابل حرکت دارد که در سوراخ‌هايي مناسب روي کلون مي‌افتند و کلون را در وضعيت بسته نگه مي‌دارند. ليد آن هم چوبي است و ميله‌هايي دارد و مي‌توان آن را در شياري در کلون داخل کرد ميله‌هاي کليد، ميله‌هاي قابل حرکت قفل را به ارتفاع مناسب بالا مي‌برند و بيرون کشيدن کلون ممکن مي‌شد. مصريان قديم، اين نوع قفل را مي‌شناختند و نمونه‌هايي از آن در ژاپن و نروژ نيز به دست آمده‌است. در حفره‌هاي تپه چغازنبيل در استان ايلام، کلون و ميله‌هايي سنگي پيدا شده که قدمت آن به قرن سيزدهم ميلادي مي‌رسد. روميان، قفل‌ها و کليدهاي فلزي را اختراع کردند و براي اولين بار از ضامن‌ها براي ايمني قفل استفاده کردند.


 فلسفيدن هاي من  

«اونانيميسم»
«اونانيميسم» مرکب از کمله «اونانيم» (Unanime) به معناي «همدل، همرأي، متفق القول و همگاني» است که در اصل از کلمه لاتين Unanimus ريشه گرفته است که در قرن شانزدهم از زبان لاتين وارد زبان فرانسه شد.
اونانيميسم يا همداستاني از عدد لاتيني 631 گرفته شده و به معني همدل و همداستان است. شاعر و نويسنده معروف فرانسوي «ژول رومن» بنيانگذار اين مکتب به ياري «ژرژ شنوير» پايه و اساس آن را گذاشت.
اونانيميست‌ها عقيده دارند که:
در وجود هريک از ما دو نوع افکار و احساس‌ است نخست افکار و احساس‌هايي است که ويژه خود ما است و ديگري افکار و احساس‌هايي است که اجتماع ما و گروه‌هاي بشري گرداگرد ما (مانند خانواده و همکاران و همکيشان و مردم کشور) به ما تلقين کرده‌اند.
مکاتب گذشته مي‌گفتند که فرد براي نيل به آخرين درجه تکامل بايد شخصيت انفرادي خود را پرورش دهد و از دخالت‌ها و تأثيرهاي دنياي خارج پرهيز کند، اما اونانيميسم با الهام از آراء فلسفي اگوست کنت برعکس آن را بيان مي‌کند و اجتماع را منشاء تکامل و نبوغ و شگفتگي نيروهاي فردي مي‌داند.
ريشه اين مکتب به طور کلي، دو سرچشمه مهم دارد:
نهضتهاي فکري قرن نوزده؛ به ويژه انديشه هاي جامعه شناساني مانند دورکيم و آگوست کنت.
ديگري، روند تحول شعر و ادبيات در فرانسه؛ براي مثال: تغزلهاي ويکتور هوگو، عقايد تولستوي و منظومه هاي ويتمن. بدون شک، فلسفه ايده آليسم و نهضت صومعه در شکل گيري اونانيميسم، نقشي حياتي ايفا مي کنند. ژول رومن، بنيانگذار اين نهضت، خود در زمره جنبش صومعه بود.


 يك جرعه زندگي  

صداي قلبت را بشنو!
هرجا قلبت باشد، گنجت هم همانجاست. قلب تو زنده است، همچنان به آنچه براي گفتن دارد، گوش بسپار، هرگز نمي تواني قلبت را خاموش کني و حتي اگر وانمود کني به او گوش نمي دهي باز هميشه در درون سينه ات به تکرار نظرش درباره زندگي و جهان ادامه مي دهد.
هيچ کس نمي تواند از قلبش بگريزد. براي همين بهتر است آنچه را که مي گويد بشنوي. در اين صورت هرگز ضربه اي را دريافت نمي کني که انتظارش را نداشته باشي.
کيمياگر / پائولو کوئليو


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
هنر زيستن؛ لذت کم، تحمل بسيار!
آذر فخري
در جهان هستي، يک تعادل و موازنه کلي برقرار است. اما اين، به آن معني نيست که همه‌چيز و همه‌کس در جاي خود قرار گرفته‌اند و يا اين جايي که هستند، بهترين و مناسب‌ترين جاي ممکن است. طبيعت در خود و با خود در موازنه است و زمين با خود و با سيارات ديگر در مدار منظومه شمسي.
اما...
اما حضور انسان، تهديد براي هر موازنه و تعادل است. انسان نه در خود و نه براي ديگري و نه در کل هستي، نمي‌تواند تعادل و توازن ايجاد کند. تا به اين‌جا که هر کاري کرده، باعث به هم خوردن نظم طبيعي زمين و حتي اتمسفر آن شده است.
انسان تنها با فکرکردن به منافع آني خود، تا توانسته به خود و محيط زيست و هر چه که در آن است آسيب زده است. پس سرنوشتش، برخلاف آن‌چه انتظار داشت؛ رنج بيشتر و يافتن راه‌هايي براي تحمل شده است؛ در حالي‌که هدفش اين بود که از زندگي بيشتر لذت ببرد و خوش باشد.
اين روزها، آدمي بيش از هر چيزي نيازمند آموختن اين هنر است؛ اين هنر که بتواند با همين مقدار اندک لذتي که به دست مي‌آورد، رنج‌ها و مصيبت‌هاي زندگي را براي خود و اطرافيانش قابل تحمل کند و نگذارد که به اين زودي‌ها خودش و نزديکانش فروبريزند و نا اميد شوند...
و اين مسير دشوار ديگري است به موازات تمام آن راه‌هايي که در برابر انسان گشوده است.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون