جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4226- تاریخ : 1397/04/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


«اميلي ديکينسون» ؛ و جادوي شعر


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


  «اميلي ديکينسون» ؛ و جادوي شعر 

مهدي طوسي
اميلي اليزابت ديکنسون شاعر آمريکايي متولد10 دسامبر 1830 در شهر امهرست در ايالت ماساچوست آمريکا و در يک خانواده متشخص و اصيل به دنيا آمد، او بيشتر خلوت گزيده بود و زندگي در انزوا را ترجيح مي‌داد. در دوران جواني به مدت 7 سال در آکادمي امهرست درس خواند و قبل از بازگشتش به شهر خود، مدت کوتاهي را نيز در يک مدرسه مذهبي گذراند. او به‌خاطر پوشيدن لباس سفيد و عدم استقبال از مهمان در بين ساکنين معروف گشت، و بيشتر دوستي‌هايش از طريق نامه و مکاتبه بود. اگرچه او شاعر پرکاري بود ولي تعداد کمي از شعرهايش (نزديک به 1800عدد) به چاپ رسيد. آثاري که در زمان حياتش به چاپ رسيد دچار تغيير مي‌گشتند تا با معيارهاي متعارف شعري وقت مطابق شوند. شعرهاي ديکينسون در زمان خود منحصربه‌ فرد بودند، زيرا داراي خطوط کوتاه، عدم وجود عنوان در شعر و از قافيه کج يا نيم‌قافيه برخوردار بودند که چيزي غيرمتعارف بود. بسياري از شعرهاي او داراي درون‌مايه مرگ و جاودانگي بودند، که در نامه‌هايش نيز مشهود بود.
اگرچه بيشتر آشنايان او از نوشتنش آگاه بودند، اما پس از مرگش بود که خواهر کوچکترش لاوينيا از حافظه نهان شعري او پرده برداشت و آثارش آشکار گشت. اولين مجموعه‌شعر او در سال 1890 و توسط آشنايانش، توماس ونت‌وورث هيگنسون و مابل لوميس تاد منتشر شد، که آن دو نيز آثارش را بسيار ويرايش کردند. کامل‌ترين مجموعه‌شعر او در سال 1955 توسط پروفسور توماس جانسون با نام شعرهاي اميلي ديکينسون چاپ شد. با وجود برخي از شک و ترديدها در اواخر قرن 19 و اوايل 20 در خصوص قابليت‌هاي ادبيِ ديکينسون، امروزه ديکنسون به عنوان يکي از مهم‌ترين شاعران آمريکايي شناخته مي‌شود.
او را شاعر معتکف نيز خوانده‌اند، يا به قول الهي قمشه‌اي ،دختر مولانا؛ چرا که او بسيار با ابهام سخن مي‌گويد.
اگرچه ديکنسون در سال‌هاي پاياني عمرش نيز به نوشتن ادامه مي‌داد، ولي از ويرايش و ترتيب‌بندي شعرهايش دست کشيد.
در 15مي 1886، پس از وخيم‌تر شدن علائم بيماري، اميلي ديکنسون در سن 55 سالگي درگذشت.
پس از مرگ ديکنسون، لاوينيا ديکنسون، برسر قولش ايستاد و بيشتر شعرهاي شاعر را سوزاند.
نخستين نسخه از شعرهاي ديکنسون، که توسط مابل لوميس و هيگنسون ويرايش شد، در نوامبر سال 1890به چاپ رسيد. اولين نسخه شامل 115شعر منتقدانه، و با موفقيت همراه شد و در طول 2 سال 11 بار به چاپ رسيد
نزديک به 12 ويراست جديد از اشعار ديکنسون، چه آنهايي که قبلاً منتشر نشده بودند و چه ويراست‌هاي جديد، بين سال‌هاي 1914 تا 1945 منتشر شدند. اولين نسخه از انتشارات علمي اشعارش، با جمع‌آوري و ويراست توسط توماس جانسون منتشر شد. براي به‌دست‌آوردن بورسيه تحصيلي، جانسون با جمع‌آوري چند منبع، همه اشعار ديکنسون را براي اولين بار در يک‌جا جمع‌آوري کرد. هدف جانسون از اين‌کار، تهيه چيزي شبيه به آن چيزي بود که ديکنسون در دست‌نوشته‌هايش برجا گذاشته بود.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

کشف نامه‌هاي منتشرنشده شاعر برنده نوبل
مجموعه‌اي از نامه‌هاي منتشرنشده از «ويليام باتلر ييتس»، شاعر برنده نوبل ادبيات، که در دهه 1970 دزديده شده بود در دانشگاه پرينستون آمريکا پيدا شد.
به گزارش ايسنا به نقل از گاردين،‌ «جان کِلي» که چند دهه از عمر خود را صرف جست‌وجوي هزاران نامه از «ويليام باتلر ييتس» کرده در حالي که در مراحل پاياني نگارش جديدترين کتابش درباره اين شاعر و نمايشنامه‌نويس نامدار ايرلندي بود، موفق به کشف مجموعه‌اي از نامه‌هاي منتشرنشده از او در کتابخانه دانشگاه پرينستون آمريکا شد. اين مجموعه نامه‌ها در دهه 1970 ميلادي از کتابخانه دانشگاه به سرقت رفته بود و براي سال‌ها هيچ اثري از آن نبود تا اين‌که اخيرا فردي ناشناس آن را به کتابخانه بازمي‌گرداند. اين نامه‌ها سال‌هاي 1908 تا 1910 از زندگي «ييتس» به عنوان يکي از بزرگترين شاعران انگليسي‌زبان قرن بيستم ميلادي را پوشش مي‌دهد که دوره‌اي از ترديد و بلاتکليفي در زندگي او بوده است.
اين نامه‌ها که تاکنون منتشر نشده درست به موقع کشف شده‌اند تا در جلد پنجم از کتاب دوازده‌جلدي انتشارات دانشگاه آکسفورد قرار گيرند. ويليام باتلر ييتس که شعرهايش جزو محبوب‌ترين قطعه‌ها در ميان ايرلندي‌هاست‌، متولد 13 ژوئن 1865 است که در سال 1923 موفق به کسب جايزه نوبل ادبيات شد. او که شعرهايش الهام‌بخش ديگر شاعران و نويسندگان بوده‌، در سال 1939 درگذشت. آثار اين شاعر بزرگ شامل مضامين عاشقانه و سياسي است.

بي توجهي به ادبيات کودک و نوجوان افغانستان
به گزارش مهر، محمدسرور رجايي شاعر، روزنامه‌نگار و مديرمسئول مجله «باغ» هم‌زمان با سالروز ادبيات کودک و نوجوان، با بيان اينکه صحبت کردن از ادبيات کودک و نوجوان افغانستان سخت است، اظهار کرد: سخت به اين دليل که هيچ توجهي به ادبيات کودک و نوجوان افغانستان نه در گذشته و نه در وضعيت فعلي نشده است. متاسفانه در سال‌هاي دور و دراز که جنگ دامنگير ادبيات افغانستان شده است و از هر طرف بمب و آتش و راکت و دود بر سر مردم افغانستان مي‌ريزد، ادبيات کودک نيز ويران و خراب شد.
وي ادامه داد: در اين مقطع، همان‌طور که شخصيت انساني کودکان را فراموش کردند، ادبيات کودک هم به‌نوعي فراموش شد. زماني که مسئولان فرهنگي توجهي به کودکان نداشته باشند، در واقع ادبيات کودک هم در نظر گرفته نمي‌شود. به همين واسطه وقتي از سال 91 مجله «باغ» را براي کودکان و نوجوانان در تهران راه‌اندازي کرديم، هدف من و همکارانم اين بود که حداقل در فضاي ذهني کودکان مهاجر افغانستان در قدم اول و کودکان مهاجر افغانستاني در کشورهاي ديگر و در داخل کشور افغانستان روحيه شادابي، طراوت و اميد به زندگي بدهيم.رجايي با تاکيد بر اينکه وقتي کودکان اميدوار به زندگي نباشند افسرده خواهند شد، گفت: احساس هويت پيدا کردن از ديگر المان‌هاي مورد توجه ما در انتشار نشريه «باغ» بوده است. تلاش کرديم کودکان به اين موضوع توجه کنند که متعلق به کشوري هستند و با آنکه اين کشور در جنگ است اما سرزمين مادري است. بايد به کودکان افغان احساس هويت بدهيم تا ميهن و ريشه‌هاي خود را فراموش نکنند.
مديرمسئول مجله «باغ» خاطرنشان کرد: خوشبختانه حرکت وضعيت ادبيات کودک در چند سال اخير، بهتر شده است. دوستان شاعر و نويسنده افغان در زمينه ادبيات کودک و نوجوان به شکل حرفه‌اي کار مي‌کنند.


 نغمه 

حالم خوب است!
سيد علي صالحي
اينجا
همين جا
نزديک همين تنفس بى خواب
تو را
طورى نزديک به لمسِ هـوا حس مى کنم
که گنجشک تشنه، عطـرِ باران را.
**
حالم خوب است!
هنوز خواب مي بينم ابري مي آيد
و مرا
تا سرآغازِ روييدن
بدرقه مي کند.
**
ميان ماندن و نماندن
فاصله تنها يک حرف ساده بود
از قول من
به باران بي امان بگو:
دل اگر دل باشد،
آب از آسياب علاقه اش نمي افتد.
**
اشتباه مي‌کنند بعضي‌ها
که اشتباه نمي‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضي به دريا مي‌رسند
بعضي هم به دريا نمي‌رسند.
رفتن، هيچ ربطي به رسيدن ندارد!


 تازه‌هاي نشر 

انتشار يك کتاب ترسناک براي نوجوانان
کتاب‌ «کابوس خيابان‌ دلقک‌ها»براي نوجوانان منتشر شد.
به گزارش ايسنا، کتاب «کابوس خيابان دلقک‌ها» نوشته آر. ال. استاين با ترجمه شهره نورصالحي در 196 صفحه با شمارگان 1500 نسخه در نشر پيدايش و در مجموعه «تحت تعقيب» منتشر شده است.
در نوشته پشت جلد کتاب مي‌خوانيم: بعد از پارک وحشت و تالار مخفي، ترس و لرز اين‌بار با مجموعه «تحت تعقيب» آمده تا هرچه گوشت به تن شماست را آب کند.
آقاي استاين، اين‌بار در نقش پليسي دلسوز به دنبال خبيث‌ترين و خطرناک‌ترين «تحت تعقيب» است. (اگر از مخفيگاه اين مجرمين اطلاع داريد، لطفا با پليس ترس و لرز تماس بگيريد.)
ري گوردون عاشق سيرک است. عمويش تئو، که در سيرک کوکو برنامه اجرا مي‌کند، او را به سيرکشان دعوت کرده. ري بچه‌ شر و دردسرسازي است و پدر و مادرش حاضر نيستند او را بفرستند، اما او با کلي قول و قسم، آن‌ها را راضي مي‌کند.
اولش فکر مي‌کند سيرک جاي محشري است، دلقک‌ها تمام مدت با لباس و گريم دلقکي راه مي‌روند و همديگر را به اسم‌هاي مسخره‌اي صدا مي‌زنند. ري کارآموز دلقک‌بازي مي‌شود و اسمش را مي‌گذارند آقاي شکم‌جمبون. اما روز به روز اوضاع ترسناک‌تر مي‌شود و زمزمه‌هايي در مورد خيابان دلقک‌ها به گوشش مي‌رسد؛ محلي که هيچ دلقکي دلش نمي‌خواهد به آن‌جا پا
بگذارد.


 زنگ ادبيات 

عزت‌الله الوندي :
تهديدي که نمي‌توان درباره‌اش حرف زد
نويسنده ادبيات کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ايسنا، درباره ظرفيت ادبيات در زمينه آگاهي‌بخشي به بچه‌ها براي شناخت بدن خود و پيشگيري از اتفاق‌هايي مثل تعرض و تجاوز به آن‌ها، اظهار کرد: يکي از دلايلي که ما دچار مشکل هستيم نبود آگاهي کافي و لازم در کودکان و نوجوانان نسبت به اتفاقاتي است که در اطراف‌شان رخ مي‌دهد، بنابراين وظيفه ما اين است که آگاهي بچه‌ها را بالا ببريم اما گرفتار تابوها هستيم.
او در ادامه گفت: البته در بخش خردسال و در بخش کودک کتاب‌هايي در اين زمينه وجود دارند که ترجمه هستند، و اطلاعاتي براي کودکان در آن‌ها وجود دارد که لازم است اما کافي نيست. ما در کلاس و برنامه‌هايي که در جاهاي مختلف ايران برگزار کرديم تقويت تفکر انتقادي در بچه‌ها را مدنظر قرار داديم زيرا اين‌ نکته اساسي و پايه‌اي براي آن‌هاست.
تفکر انتقادي به بچه‌ها ياد مي‌دهد هر حرفي را باور نکنند و به آن‌ها اين آگاهي را مي‌دهد که نسبت به دنياي پيرامون‌شان هوشيار باشند. تفکر انتقادي به بچه‌ها ياد مي‌دهد که در محيط و اجتماعي که زندگي مي‌کنند صاحب فکر، عقيده و قدرت «نه» گفتن
باشند.
او درباره موانع پيش روي نويسنده‌ها نيز توضيح داد: کساني که در مقاطع بالا نشسته‌ و براي کتاب‌ها مجوز صادر مي‌کنند وجه رويي را بيشتر از وجه زيرين مي‌بينند و نمي‌خواهند خود را اسير مسئوليتي کنند که بعد از چاپ کتاب ممکن است درگيرش شوند. بنابراين براي‌شان راحت‌تر است کتاب‌هايي که در اين زمينه منتشر مي‌شود کتاب‌هاي ترجمه باشد.
جرأت و جسارتِ دادنِ مجوز به کتاب ايراني را که در اين زمينه نوشته شده باشد، ندارند زيرا فکر مي‌کنند نويسنده تابوشکني کرده و يک‌سري لژنشين ممکن است نسبت به آن اعتراض داشته باشند.
عزت‌الله الوندي همچنين درباره کتاب‌هاي ترجمه که ممکن است با فرهنگ ايراني منطبق نباشند و خانواده و کودک نتوانند با آن‌ها ارتباط برقرار کنند، اظهار کرد: تجاوز، تجاوز است و فرقي نمي‌کند در ايران اتفاق افتاده باشد يا در کشور ديگري.
اما زماني که کودک ببيند يک نويسنده ايراني کتاب را نوشته و شخصيت داستان، ايراني است؛ پسري يا دختري هم‌سن و سال و يا حتي هم‌نام خودش است، راحت‌تر مي‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و از طريق آن تجربه به دست بياورد.
فکر مي‌کنم اگر نويسنده‌ها در اين زمينه قلم بزنند و به چيزهايي که آن‌ها بررسي مي‌کنند شجاعانه مجوز بدهند، جامعه ما به سمت خوبي پيش مي‌رود و در اين زمينه با مشکلات کمتري برخورد مي‌کند.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي