جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4207- تاریخ : 1397/03/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

يک معرفي، يک خوانش
فعاليت عملي براي افزايش توجه


ايزد سرنوشت و ناگزيري


گشت و گذار در طبيعت زيباي منطقه حفاظت‌شده « خانگرمز »


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش
 فعاليت عملي براي افزايش توجه 

عنوان کتاب :اختلال کاهش توجه
نويسنده:الوين سيلور استاين ،ويرجينيا سيلوراستاين، لورا سيلور استاين نان
برگردان: محمد رضا کيان‌نژاد

کتاب «اختلال کاهش توجه» از سري کتاب‌هاي «سلامت من» است که اطلاعات مفيدي در باره اختلال کاهش توجه به مخاطب مي‌دهد. شيوه ارايه اطلاعات در کتاب «اختلال کاهش توجه» مستقيم است و عنوان‌بندي شده است که به مخاطب کتاب در بازيابي مطالب کمک مي‌کند و مربي مي‌تواند از آن‌ها به شکل پرسش و پاسخ استفاده کند. ساختار کتاب هم منطقي است و رابطه علت و معلولي در آن رعايت شده است. در کادرهايي رنگي در صفحات کتاب اطلاعات بيشتري به مخاطب داده مي شود.در کتاب «اختلال کاهش توجه» دو فعاليت عملي ديده مي‌شود که به درک بهتر مخاطب از موضوع کتاب کمک مي‌کند و باعث لذت بيشتر او از خواندن مي‌شود.زبان و بيان کتاب ساده ، روان و مناسب سن مخاطب است. تصاوير کتاب نقاشي‌ها و عکس‌هاي رنگي که هماهنگ با متن کتاب هستند. انتخاب موضوع از نکات مثبت کتاب محسوب مي‌شود.
در پايان کتاب تصاوير جلدهاي ديگر مجموعه «سلامت من» ديده مي شود. از عنوان‌هاي خوب اين مجموعه مي‌توان «دردها و کشيدگي عضلات»، «چي باعث مي‌شود که تو سرفه کني، عطسه کني، سکسکه کني، آروغ بزني، چشمک بزني، خميازه بکشي، عرق کني و مي لرزي»، «واکسيناسيون»، «گوش‌درد» و «آيا اين راش است؟» را نام برد.
در باره نويسندگان کتاب
نويسندگان کتاب دکتر الوين سيلوراستاين استاد رشته زيست‌شناسي در دانشگاه نيويورک است و همسر او ويرجينيا سيلوراستاين مترجم مقاله‌هاي علمي روسي است. آن‌ها بيش از 180 کتاب براي کودکان نوشته‌اند.
لورا سيلوراستاين نان فارغ‌التحصيل از دانشگاه کين از دوران دبيرستان به والدين خود در نوشتن کتاب کمک مي‌کند. او در نگارش بيش از 50 کتاب در باره بيماري‌ها و سلامت، مفاهيم مربوط به سلامتي، گونه‌هاي حيوانات در معرض انقراض و حيوانات اهلي همکاري داشته است.


 ايزد سرنوشت و ناگزيري  

جنسيت: مؤنث
مادر: خائوس
همسر: خرونوس
فرزندان: مويراي، آدراستيا
وابستگان: گايا، تارتاروس
آنانکي يا آنانکي (به‌معني ضرورت)، يکي از ايزدان نخستين در اساطير يوناني و تجسم شخصيت سرنوشت، ناگزيري و نيروي تقدير بود. او شکل ظاهري خود را در نخستين زمان‌هاي عالم به‌صورت غيرمادي تشکيل داده بود، و شبيه به موجودي مار مانند بود که وسعت دست‌هايش به اندازه وسعت تمام جهان مي‌شد.
او همراه با همسر مار شکل خود خرونوس پديد آمد و با يکديگر به‌عنوان نشانه‌هايي از آغاز تشکيل کيهان به‌شمار مي‌روند. آن‌ها فراتر از تمامي ايزدان بودند و آنانکي به‌عنوان قوي‌ترين ديکتاتور در شرايط‌ مختلف تقديري و زماني، در ميان انسان‌هاي فاني و ايزدان در نظر گرفته مي‌شد و بسيار مورد احترام بود.
بر طبق يکي از نسخه‌ها، آنانکي مادر مويراي‌ها بود و تنها کسي که کنترل تصميم‌گيري‌هاي آن‌ها را برعهده داشت. (بر اساس منابعي ديگر، زئوس نيز اين توانايي را دارا بود). او هم‌چنين مادر آدراستيا، (دختر ژوپيتر، توزيع‌کننده پاداش و مجازات) بود. آنانکي تا هنگام ظهور فرقه مرموز ارفيسم، به‌صورت جزئي و کم، پرستش مي‌شد.


 گشت و گذار در طبيعت زيباي منطقه حفاظت‌شده « خانگرمز » 

منطقه حفاظت‌شده خانگرمز، با وسعت بيش از 9 هزار هکتار در فاصله 30 کيلومتري غرب تويسرکان ،اين روزها طبيعت زيبايي را به نمايش گذاشته است. موقعيت منطقه حفاظت‌شده خانگرمز و تنوع پوشش گياهي آن، هم‌چنين دور بودن از منابع آلاينده و توليد سر و صدا، شرايط زيستي مناسبي را براي حيات وحش به‌وجود آورده است. در اين منطقه که از سال 63 به‌عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام و در سال 80 به منطقه حفاظت‌شده ارتقاء سطح يافت، در مجموع 213 گونه گياهي متعلق به 164 جنس و 45 خانواده با خواص و کاربردهاي دارويي و صنعتي شناسايي شده است.کل و بز، قوچ و ميش از گونه‌هاي شاخص منطقه هستند و از ساير پستانداران مي‌توان گرگ، روباه، شغال، خرگوش، سمور، تشي، رودک، خارپشت و انواع موش‌ها و از ميان پرندگان عقاب طلايي، کبک، تيهو، دليجه، کلاغ نوک سرخ، سهره، سار، جغد، سبز قبا، و زرده ‌پر را نام برد.
mehrnews


 يواشكي 

گرون نخريد! چشم منجمد مي شيم!
آذر فخري
اينم ديگه يواشکي گفتن نداره چون همه تون مي دونين که کمپين« گرون نخرين تا ارزون بشه» راه افتاده. اما آخه چي گرون نشده که ما اونو بخريم؟
ما که از اول نمي تونستيم ماشين و طلا بخريم؛ چه گرون، چه ارزون... مسئله اينه که الان نون و پنير و تخم مرغ هم براي خودش يه جور پذيرايي لاکچريه. خوب اگه شما مي فرماييد اينا رو هم نخريم. نمي خريم. مي ريم سيبري ( چون نزديک تر از قطب شماله!)، تا ارزون شدن همه چي، منجمد مي شيم.
فقط هزينه رفت و برگشت و از انجماد درآوردن مون پاي خودتون!


 دل گويه 

يک ماجراي ساده!
صديق قطبي
اين که آدم جرأت و جسارتِ حرف زدن از زخم‌هايش، نقص‌هايش، و شرمندگي‌هايش را جلوي ديگران پيدا کند عالي‌ست. عالي، نه فقط به خاطرِ جرأت و جسارتِ صرف، بلکه به خاطرِ اين که اين توانايي، مي‌تواند اولين قدم در پذيرشِ خودمان، با تمامِ ضعف‌ها و ترس‌ها و احساس‌هاي ناخوشايند باشد، اولين گام در عبور از رويِ آن‌ها. اما همين گامِ مهم، به سادگي مي‌تواند دامي سخت شود که مدت‌ها آدم را توي خودش گير بيندازد، اگر که خودمان را، هويت‌مان را، مساوي با آن دردها و شرمساري‌ها ببينيم و کارِ روز و شب‌مان، پهن کردنِ سفره‌شان پيشِ اين و آن، و ترحم و هم‌دردي خريدن بشود.
همه ماجرا شايد به سادگي اين است: هر گام در مسيرمان، اگر نه تکه‌اي از مسير براي عبور، که منزلگاهي براي ماندن شود، تنها زخم روي زخم و درد روي درد انباشته‌ايم؛ و راهِ رستگاري، انگار که يک چيز بيشتر نيست. اين که بفهميم به عنوانِ انسان، تنها يک هويتِ راستين در هستي داريم، مسافر، مسافري در سفري بي‌انتها، که انگار هيچ جايي براي «رسيدن، و پهن کردنِ يک فرش، و گوش دادن به صدايِ شستنِ يک ظرف زيرِ شيرِ مجاور»، نخواهد داشت.


 سرمقاله 

خدا فرزندان‌مان را حفظ کند!
آذر فخري
خبرهاي بد هم‌چنان مي‌رسند. انگار که سدي بزرگ از برابر اخلاقيات اجتماعي و رفتارهاي متمدنانه، برداشته شده باشد. آن‌چه مي‌شنويم بيشتر به توحشي نه حيواني و نه حتي بدوي که به سبعيتي که گويا فقط از انسان برمي‌آيد، شبيه است.
بر سر فرزندان‌مان چه دارد مي‌آيد؟ چرا افتاده‌ايم به جان کودکان و نوجوانان‌مان و داريم امنيت و آسايش و آرامش را نه فقط در محيط شهر و مدرسه، که در خانه نيز، از آنان مي‌گيريم. آنان کتک مي‌خورند ( در بهترين و خوش‌بينانه‌ترين حالت) با سيخ فلزي و چوبي و هر چه که دم دست باشد، سوراخ‌سوراخ مي‌شوند. به بدن نحيف‌شان تعرض مي‌شود. روح و احساس‌شان ناديده گرفته مي‌شود و تنها براي مدتي سوژه‌اي خبري مي‌شوند براي به هيجان‌آوردن جامعه‌اي که البته هيجان و درد و تشنج کم ندارد.
چرا به آنان ياد نداده‌ايم اعتراض کنند و فرياد بزنند. چرا در محيط خانه و مدرسه، آنان را طوري تربيت کرده‌ايم که مدام اطاعت کنند و ساکت باشند؛ آن‌قدر که نتوانند از خود دفاع کنند و نه حتي دفاع که نتوانند از رنجي که مي‌برند، حرف بزنند.
صداي فروخورده و بغضي را که مي‌بلعند، کي قرار است بشنويم و احساس کنيم. کي قرار است به دادشان برسيم.
تصويب هر لايحه مربوط به دفاع از حقوق کودکان و نيز آموزش مهارت‌هاي اجتماعي، به مهرماه آينده موکول شده‌است. آينده ... و اين يعني هنوز فرصت هست که فرزندان ما بيشتر رنج ببرند و بيشتر ناديده گرفته‌شوند. و اگر کسي به جسم نازنين‌شان متعرض شد، مسئله آن‌قدر ناموسي جلوه کند، که نه خودشان بتوانند حرفي بزنند و افشا کنند و نه جامعه بتواند پي‌گير معضلات اخلاقي موجود باشد.
چه بر ما رفته است که چنين لجام گسيخته، هم جرم و بزه اتفاق مي‌افتد و هم اين جرم و بزه در زير لواي قانون و عرف و سنت، ناديده گرفته مي‌شود و سعي مي‌شود که پنهان بماند و کتمان شود؟
چرا تمام فعاليت‌هاي مربوط به اين بخش مهم از جامعه؛ کودکان آزارديده در محيط کار، خانه و مدرسه، در محاق ماده و تبصره‌هاي عجيب و غريب قرار مي‌گيرد و نمي‌توان آن‌چنان که بايد و شايسته است، درباره‌ي آن‌ها با شفافيت و به صراحت هم سخن گفت و هم برخورد کرد؟ چرا به‌راحتي مي‌توان خبر جرم و بزه را با جزييات در صفحه‌ي حوادث روزنامه‌ها خواند، اما نمي‌توان در مورد مسائل جرم‌خيز و افراد مجرم، روشنگري کرد؟
چرا آموزش به بچه‌ها در مورد بدن خودشان، تا اين‌حد براي ما سخت است که نمي‌توانيم قفل‌هاي بسته شده از آن‌را برداريم و يک‌بار براي هميشه، آنان‌را براي دفاع از خودشان آماده و مجهز کنيم تا بيشتر از اين آسيب نبينند.
موج اختلال در رفتارهاي اجتماعي و تعرض‌هاي جسمي و روحي، شدت گرفته است، اما سکوت و حاشا، ديواري است که هم‌چنان بلند و بلندتر مي‌شود!
a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون