جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4201- تاریخ : 1397/03/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)


افتخارات « ماهي سياه کوچولو »


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


 افتخارات « ماهي سياه کوچولو » 

مهدي طوسي
ماهي سياه کوچولو يکي از داستان‌هاي کودکان، نوشته صمد بهرنگي نويسنده ايراني است.
او اين داستان را در زمستان سال 1346 نوشت و انتشارات کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آن را در سال 1347 با تصويرگري فرشيد مثقالي منتشر کرد. قصه ماهي سياه کوچولو در مورد ماهي کوچکي است که به عشق ديدن دريا خطر مي‌کند و سفري دور و دراز را با تجربه‌هاي متفاوت براي رسيدن به رهايي آغاز مي‌کند. ماهي سياه کوچولو کتاب برگزيده کودک در سال 1347 شد. همچنين جايزه 6 امين نمايشگاه کتاب کودک در بلون ايتاليا و جايزه بي‌ينال براتيسلاواي چک‌اسلواکي را در سال 1969 دريافت کرده‌است. اين کتاب به بسياري از زبان‌هاي جهان ترجمه شده‌است.
برداشت‌هاي سياسي
داستان ماهي سياه کوچولو در سال‌هاي پيش از انقلاب 1357 ايران، به عنوان يک داستان عليه حاکميت معرفي مي‌شد و بسياري ماهي سياه کوچولو را نماد نسل جوان انقلابي و روشنفکر مي‌دانستند. زبان نمادين قصه، الهام‌بخش بسياري از نويسندگان و شاعران مختلف شد و اشعار و متون بسياري در وصفش سروده شد.
اين داستان نخستين بار سال 1347 در سلسله انتشارات کتاب‌هاي کودک كانون- که قبل از آن کتاب‌هايي از مهدي اخوان‌ثالث و مهرداد بهار و بهرام بيضايي و سياوش کسرايي و داريوش آشوري و غلامحسين ساعدي براي کودکان منتشر مي‌کرد - چاپ شد.
تصويرگري کتاب ماهي سياه کوچولو به دست فرشيد مثقالي انجام شده و او را برنده جايزه‌هاي گوناگون کرده است، از جمله جايزه نخست نمايشگاه بين‌المللي کتاب کودک بولونيا و ديپلم افتخار دوسالانه تصويرگري براتيسلاوا.
داستان
اين داستان، قصه ماهي سياه کوچولويي است که عشق ديدن دريا را دارد. او تصميم مي‌گيرد تا انتهاي جويباري که در آن زندگي مي‌کند برود، اما در نهايت درون شکم يک اره ماهي سر در مي‌آورد. ماهي سياه کوچولو در راه رسيدن به هدف خود شجاعت و شهامت به خرج مي‌دهد و در اين راه فداکاري مي‌کند.
جايزه‌ها:
کتاب برگزيده کودک در سال 1347
جايزه ششمين نمايشگاه کتاب کودک در بلونايتاليا و جايزه بي‌ينال براتيسلاواي چک‌اسلواکي در سال 1969 به ديگر زبان‌ها
اين کتاب به بسياري از زبان‌هاي جهان ترجمه شده‌است. از آن جمله به زبان پشتو توسط احسان‌الله آريَنزَي در مجموعه‌اي سه‌داستانه با نام «دَ مَيَني افسانه». ترجمه ماهي سياه کوچولو به زبان کرواتي در جمهوري کرواسي است که توسط عذرا عباجيچ نوايي و ابتهاج نوايي صورت گرفته و توسط انتشارات Znanje به بازار داستان کرواسي راه يافته است همچنين اين کتاب به زبان آلماني Der kleine schwarze Fisch ترجمه شده است.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

احمد ابوالفتحي عنوان کرد؛
آفتِ "جواب نمي‌دهد"
يك داستان‌نويس در گفت‌وگو با ايسنا درباره رمان تاريخي و نوشتن اين‌ گونه ادبي اظهار کرد: رمان فارسي به قدري تثبيت نشده که بخواهيم بگوييم در آن به اندازه کافي به رمان تاريخي توجه شده يا خير. رمان فارسي هنوز در مرحله آزمون و خطا است. به نظرم ادبيات داستاني به اندازه وسع، توان و ظرفيتش به تاريخ پرداخته است و مي‌توان در بازه زماني کمتر از يک قرن که رمان فارسي شکل گرفته و نضج پيدا کرده نمونه‌هاي خوبي در رمان تاريخي مثال زد.
او با تأکيد بر اين‌که قبول ندارد به رمان تاريخي پرداخته نشده است، گفت: نويسنده‌هاي ايراني در 50 سال پيش چشم‌بسته مشغول آزمون و خطا بوده‌اند ولي از همان ابتدا به اهميت تاريخ پي برده و به آن توجه داشته‌اند. مي‌توان شاخصه‌هاي اهميت به تاريخ را در ادبيات داستاني پيدا کرد؛ مثلا «يکليا و تنهايي‌ او» نوشته تقي مدرسي، از رمان‌هاي شاخص دهه 30، توجه عمده‌اي به تاريخ و اسطوره‌ دارد، يا «شازده احتجاب» هوشنگ گلشيري به عنوان يکي از رمان‌هاي شاخص دهه 40 به‌گونه‌اي در رمان‌هاي تاريخي مي‌گنجد.
اين داستان‌نويس با اشاره به استقبال مخاطبان از رمان‌هاي تاريخي «سرخ سفيد» يزداني‌خرم و «گود» نوشته مهدي افشارنيک، گفت: اين‌طور نيست که رمان تاريخي الزاما مورد توجه مخاطب قرار نمي‌گيرد، اما مسئله اين است که اين کتاب‌ها شاخصه‌هاي ديگري هم غير از تاريخي بودن داشتند. يعني تاريخي بودن شاخصه‌اي نيست که بر مبناي آن بتوان گفت مخاطب به آن اهميت مي‌دهد يا نه. يکي از آفت‌هايي که به جان ادبيات افتاده و باعث شده برخي از کتاب‌ها و گونه‌هاي ادبي از چرخه نشر خارج شود اين است که برخي مي‌گويند فلان چيز جواب نمي‌دهد؛ مثلا زماني مجموعه داستان‌هاي خوبي داشتيم که مورد توجه قرار مي‌گرفت اما عده‌اي آمدند و گفتند داستان کوتاه «جواب نمي‌دهد» و آن‌چنان به ناشر و نويسنده فشار ذهني وارد شد که مقداري زيادي از داستان‌هاي کوتاه‌ از چرخه نشر خارج شد. حالا هم مي‌گويند رمان تاريخي جواب نمي‌دهد، اگر اين‌طور باشد بر مبناي همان نگاه آماري مي‌توان گفت رماني که به مسائل روزمره مي‌پردازد، بيشتر جواب نمي‌دهد.
احمد ابوالفتحي در ادامه افزود: اين نگاه که فلان چيز الان مورد توجه قرار نمي‌گيرد پس ننويسيم، نگاه روزمره و کوتاه‌مدت است. کسي که وارد عرصه نوشتن مي‌شود و دغدغه مخاطب لحظه‌اي را دارد سر خود کلاه مي‌گذارد. به گمانم نويسندگي به لحاظ اقتصادي منطق درستي ندارد و اگر بخواهيم تخم‌مرغ‌هاي‌مان را در سبد مخاطب معاصر بچينيم هم حال را از دست مي‌دهيم و هم آينده ‌را.


 نغمه 

چه سرسبز ،چه سرشارند!

ژاله اصفهاني

چه سرسبز ،چه سرشارند!

آنان که اگر رنجي آشکار و نهان دارند

توان آن دارند

کز زير آوار سر برآرند

با بانگ بلند من هستم

من هستم

کز زيبايي رنگ ها و آهنگ هاي جهان

سرمستم.

**

هنوز در دل ما شور و زور بازوست

بيا درخت بکاريم ، باز روي زمين

بدون آنکه بگوئيم،

کي شکوفه دهد

و ميوه اي که به بار آورد،

که خواهد چيد.

بهار تازه نفس،خرم و دل افروز است

بيا خيال کنيم

تولد من و تو صبحگاه امروز است.

**

پيراهن کبود پر از عطر خوش را

برداشتم که باز بپوشم پي بهار

ديدم ستاره هاي نگاهت هنوز هم

در آسمان آبي آن مانده يادگار

آمد به ياد من که ز غوغاي زندگي

حتي تو را چو خنده فراموش کرده ام

آن شعله هاي سرکش سوزان عشق را

در سينه گداخته خاموش کرده ام


 تازه‌هاي نشر 

انتشار يک رمان و دو کتاب درباره مسيح و عرفان مسيحي
رمان «درازکِش در ساعت خواب» نوشته زهرا شاهي به همراه ترحمه کتاب‌هاي «مسيح و آدم» و «درباره عرفان مسيحي» به تازگي راهي بازار شده‌ است.
به گزارش ايسنا، رمان «درازکِش در ساعت خواب» نوشته زهرا شاهي در 167 صفحه با شمارگان 770 نسخه در انتشارات هيلا وابسته به گروه انتشاراتي ققنوس منتشر شده است.
در نوشته پشت جلد کتاب مي‌خوانيم: چشم‌هايم را مي‌بندم. صداي رجب‌پور مي‌آيد: «اينا کي‌ان استاد؟ چه‌ کاره‌ايم امشب؟»
صدايي که شبيه صداي همان بچه ريقوي کلاس آدمخوارهاست مي‌گويد: «سلام آقا، من... کيفه رو...» دوست دارم چشم‌ باز کنم ببينم هنوز همه چيز مثل هفت‌سال پيش است. هنوز من به طرف خانه ندويده‌ام و هنوز کتايون مولايي را نديده‌ام. يا چشم باز کنم ببينيم همه چيز مثل ديروز است. هنوز عکسشان را نديده‌ام و دارم با کتايون خيلي معمولي زندگي مي‌کنم. زندگي معمولي، رابطه معمولي، حرف‌هاي معمولي..
همچنين کتاب «مسيح و آدم» (بشر و بشريت در باب پنجم رساله به روميان) نوشته کارل برات با ترجمه محمد صبائي در انتشارات ققنوس عرضه شده است.


 زنگ ادبيات 

ملک‌الشعراي انگليس:
"اي کاش هري پاتر را من نوشته بودم"
به گزارش ايبنا به نقل از گاردين، کارول آن دافي شاعر اسکاتلندي و پروفسور شعر تطبيقي در دانشگاه منچستر است. او در سال 2009 لقب ملک‌الشعرايي انگليس را به دست آورد که به مدت ده سال ادامه دارد.
دافي برنده جوايز مختلفي چون پينتر، تي. اس. اليوت، کاستا، ديلان توماس، فوروارد، و جوايز متعدد ديگري است. از او درباره آثاري که مي‌خواند، دوست دارد، هديه مي‌دهد و ..... سؤال کرديم. خواندن پاسخ‌هاي تنها زني که توانست به مقام ملک‌الشعرايي بريتانيا برسد خالي از لطف نيست:
کتابي که در حال حاضر مي‌خوانم:
"شعر: ترانه، نشانه، و عروض» نوشته دان پترسون. با خواندن اين کتاب درمي‌يابيد بهره هوشي‌تان کمتر از آن چيزي است که مي‌پنداريد. جدول‌هاي زيادي در اين کتاب وجود دارد. البته در حال خواندن کتاب «موج: بخش اول» نوشته جي برنارد نيز هستم که برنده جايزه تد هيوز نيز شده است.
کتابي که زندگي‌ام را تغيير داد:
"آسان‌ترين راه براي ترک سيگار» نوشته آلن کار 30 سال پيش زندگي من را دچار تغيير کرد.
کتابي که اي کاش من نوشته بودم:
قطعاً مجموعه «هري پاتر» نوشته جي. کي. رولينگ.
کتابي که بر نوشته‌هاي من تأثير گذاشت:
وقتي 20 ساله بودم کتاب «احساس آزادي» نوشته جيمي بويل را خواندم و بسيار تحت تأثير قرار گرفتم. کتابي که نه تنها سبعيت نظام زندان‌هاي ما را فاش کرد بلکه به رستگاري هنر و ادبيات نيز اشاره کرد.
آخرين کتابي که موجب شد اشک بريزم:
"مرثيه‌ها" نوشته داگلاس دان. اولين باري که اين کتاب را خواندم گريه کردم و هنوز هم با خواندنش اشک از چشمانم جاري مي‌شود. کتاب زيبايي که پس از مرگ همسر نويسنده خلق شد و اشعار زيبايي داشت. «چيزي در جواب بگو» نوشته دنيس رايلي را نيز اخيراً خواندم و بسيار من را تحت تأثير قرار داد.
کتابي که نتوانستم تا پايان بخوانم:
"شب‌زنده‌داري فينگن‌ها" نوشته جيمز جويس. برايم خيلي سخت بود. بايد دوباره تلاش کنم تا بخوانمش.
کتابي که از نخواندنش شرمنده هستم:
"دن کيشوت" نوشته سروانتس. عميقاً شرمنده هستم که اين کتاب را نخوانده‌ام. سروانتس نويسنده بزرگي است و اغلب هم‌رده شکسپير قرار مي‌گيرد. او با شکسپير هم‌دوره بود و پيش از نمايشنامه‌نويس انگليسي از دنيا رفت. احتمالاً شکسپير آثار سروانتس را خوانده بود. من مايه شرم و خجالت هستم!
کتابي که به ديگران هديه مي‌دهم:
بستگي دارد به چه کسي هديه مي‌دهم. اغلب مجموعه شعر هديه مي‌دهم. اخيراً مجموعه شعري از آليس اوزوالد را به دخترم هديه دادم. معتقدم اوزوالد بهترين شاعر زنده بريتانيا است.
اولين کتابي که خوانده‌ام:
اولين کتابي که به تنهايي خواندم «آليس در سرزمين عجايب» نوشته لوئيس کارول بود. هنوز آن نسخه از کتاب را دارم. پدربزرگم در آگوست سال 1962 کتاب را به من هديه داد پس من شش ساله بودم. روي درختي نشستم، کتاب مي‌خواندم، و سيب
مي‌خوردم.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي