جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4170- تاریخ : 1397/02/09 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)


قهر كنيد تا خواننده شويد!


گنده تر از دروغ


طنز


ايستگاه


شرح عكس


 قهر كنيد تا خواننده شويد! 

مهدي طوسي
همانطور كه مي دانيد يكي از چيزهايي كه اين روزها به شدت همه به دنبال آن هستند و دل شان مي خواهد كه به زودي زود به آن نائل گردند و هر طوري شده به قله آن برسند و تا جايي كه امكان دارد خودشان را به آن برسانند؛ آواز خواندن است. اين را هم بايد بدانيد كه به غير از شما كه احتمالا علاقه فراواني به خواندن و خواننده شدن و مطرح شدن در اين عرصه داريد خيلي هاي ديگري هم هستند كه علاقمند به مطرح شدن در اين عرصه و رسيدن به مدارج عالي هستند؛ اما توانش را ندارند و برخي هم توانش را دارند ولي پارتي ندارند ولي برخي هر دوتاي اينها را دارند اما استعدادش را ندارند!
در اين ميان هستند افرادي كه علاوه بر اينكه همه اين موارد را دارند پدرشان هم خواننده است كه در اين زمينه كمك بسيار شاياني به آنها كرده و اين براي شان خيلي خوب است كه مي توانند به كمك پدرشان به همه مدارجي كه در زمينه آواز خواندن و خواننده شدن است مي رسند!
البته صاحب اين قلم علاقه اي به خواننده شدن و نوازنده شدن و معروف شدن را ندارد و تا جايي هم كه توانش را داشته باشد سعي مي كند چيزي به جز كتاب نخواند، البته اين را دروغ گفتيم چرا كه اين روزها قبض آب، برق،‌ تلفن و ساير موارد اين چنيني جزو دغدغه هاي اصلي ما در امر خواندن شده است!
اين را گفتيم كه بدانيد دغدغه اصلي ما، ‌و چيزي كه ما را وادار كرد كه درباره اين موضوع بنويسيم دغدغه برخي از نزديكان مان در امر خواندن بود.
بدون مقدمه طولاني و بلكه هم طولاني تر
مي خواهيم به شما بگوييم راه هايي كه مي تواند شما را به مرتبه خوانندگي و اجرا در سالن هاي درجه يك برساند چه راه هايي است. البته ما گفتيم به اين كار علاقه اي نداريم اما راه هايي كه مي تواند شما را به علاقه تان برساند را خوب بلديم!
*
يكي از چيزهايي كه مي تواند شما را خيلي سريع به خواسته تان كه همانا خواننده شدن است برساند اين است كه برويد در حمام بخوانيد و بعد صداي تان را ضبط كنيد ببريد بدهيد به مسئول مربوطه و به اين ترتيب مجوز
خوانندگي تان را بگيريد و بعد برويد پي كارتان!
*
از ديگر چيزهايي كه مي تواند شما را خيلي سريع به موضع تان نزديك بكند اين است كه برويد در يك سالن بزرگ بزرگ بزرگ و درست زماني كه مردم منتظرند كه برنامه مورد علاقه شان شروع بشود شما بزنيد زير آواز. اگر صداي تان خوب باشد كه مردم برنامه اصلي را بي خيال شده و هي از شما درخواست خواندن آهنگ ديگري را مي كنند ما اگر صداي شما بد باشد كه با سنگ و لنگ كفش و يك سري موارد اين چنيني شما را به بيرون هدايت مي كنند و خودتان متوجه
مي شويد كه خواننده هستيد يا خير!
*
از ديگر راه هايي كه مي تواند شما را به خواننده شدن نزديك و بلكه هم نزديك تر كند اين است كه درست زماني كه يك خواننده معروف و مشهور در برج ميلاد كنسرت دارد شما هم برويد برج ميلاد. وقتي كه او دارد مي خواند به او بگوييد: من حاضرم به شما مبلغ يك ميليارد تومان پول بدهم به شرط اينكه از من دعوت بكنيد تا يك دهن،‌ فقط يك دهن براي تان و سايرين بخوانم! اين جوري هم شما معروف
مي شويد هم خواننده!
بالاخره يك ميليارد تومان براي يك دهن خيلي مبلغ بالايي نيست!
*
به شما كه خيلي علاقه داريد بخوانيد توصيه مي كنيم كه برويد بخوانيد اما درس هاي تان را بخوانيد. اين را جدي عرض مي كنيم. شما اگر درس تان را بخوانيد و بعد از طريق تحصيلات آكادميك به خواسته تان برسيد خيلي بهتر از اين است كه خيلي الكي به خواسته تان برسيد! به شما توصيه مي كنيم از همين الان بخوانيد و بخوانيد منتهي نه آواز، بلكه درس بخوانيد!
*
به شما توصيه مي كنيم كه همين الان تلفن را برداريد و با يكي از شبكه آن طرفي تماس بگيريد و از آنها بخواهيد تا در قبال پول زيادي كه به آنها مي دهيد شما را خواننده بكنند! آخر آنها استعداد زيادي در امر پول گرفتن و خواننده كردن بقيه دارند!
البته بايد بدانيد كه اين شبكه ها همانطور كه شما را خواننده مي كنند همانطور هم زمين مي زنندتان!‌چرا كه آنها شما را خواننده
متن هاي شبكه شان مي كنند نه خواننده با معيارهاي خواننده گي!
*
يك چيز ديگر هم بد نيست كه بدانيد و آن هم اين است كه خواننده شدن خيلي هم كار سختي نيست. شما مي توانيد از خانه والدين تان قهر كنيد و بعد برويد خواننده بشويد. اين روزها خيلي از خواننده ها درست به اين دليل كه از مادرشان قهر كرده اند خواننده
شده اند!


 گنده تر از دروغ 

گل با شكم!
مهدي طوسي
گفته مي شود برانكو سرمربي تيم پرسپوليس تهران به اين دليل كه محسن مسلمان جوري كه او دوست داشته گل را به ثمر نرسانده از دست اين بازيكن به شدت عصباني است و با خودش عهد بسته كه وي را به مدت دوازده بازي از زمين مسابقه دور بكند و تا جايي كه امكان دارد اين بازيكن را تنبيه بدني نيز بكند!
گفته مي شود كه آقا برانكو بسيار علاقه دارد كه بازيكنان با شكم شان گل بزنند چرا كه او به شكمش خيلي اهميت مي دهد و دوست دارد بقيه اي كه با او كار مي كنند نيز به شكمشان همين جور اهميت بدهند!
گفته مي شود در اين مورد هنوز محسن خان چيزي نگفته!
برانكو اعلام كرده اگر فصل بعد بودم حتما اين بازيكن را تنبيه خواهم كرد.....!


 طنز 

کسب مقام برتر جشنواره کاريکاتور چهره چين توسط جوان قوچاني
داوود هوشمند کاريکاتوريست جوان قوچاني در نخستين جشنواره بين‌المللي کاريکاتور چهره چين 2018 با کاريکاتور چهره آلبرت انيشتين توانست مقام برتر را از آن خود کند.
به گزارش فارس از قوچان، اولين جشنواره بين‌المللي کاريکاتور چهره چين 2018 در موضوع چهره افراد مشهور در عرصه سياست، هنر، ورزش، اقتصاد و غيره برگزار شد که تمامي هنرمندان سراسر جهان با هر مليتي در آن با يکديگر به رقابت
پرداختند.
داوود هوشمند کاريکاتوريست جوان قوچاني که از 14 سالگي به‌صورت خودآموخته اين رشته هنري را آغاز کرده و ادامه مي‌دهد توانست در اين مسابقات با کاريکاتور چهره آلبرت انيشتين مقام برتر را از آن خود کند.
گفتني است، هيئت‌داوران پس از بررسي آثار رسيده به اين دوره از مسابقات، تعداد 123 اثر را به‌عنوان آثار برتر انتخاب کرده‌اند که آثار منتخب چاپ و به‌صورت حرفه‌اي در نمايشگاه Guardian Art Center شهر پکن به نمايش درمي‌آيد و از تمامي منتخبين به‌منظور حضور در اين نمايشگاه دعوت به عمل خواهد آمد.
همچنين اين کاريکاتوريست جوان اهل قوچان سال گذشته توانست مقام اول مسابقات کاريکاتور در مادريد اسپانيا را با موضوع آزاد به دست آورد.


 ايستگاه 

ببر اسماعيل اميني در کوزه افتاد
شنيده بوديم خياط افتاد توي کوزه. جناب مولوي هم فرموده بودند گر بريزي بحر را در کوزه‌اي فلان و بهمان. ولي آخه ببر؟ ببر اصالتا با اون ابهتش در داخل کوزه جا مي‌شه بزرگوار؟
حالا کار نداريم. ماجرا اينه که دکتر اسماعيل اميني بزرگوار، ابياتي رو سرود‌ن به سياقِ مثنويِ معنوي و حکايت‌گفتن‌هايِ خاصِ اون کتابِ شريف، با حال و هوايِ شاد و حکايت‌هايي از وضعيتِ مضحکِ آدميزادِ اين روزگار.
خودشون يه‌جا همچين اذعان داشتن که از اين کتاب توقع چنداني ندارن جز اينکه خنده‌اي به لبها بنشونه و خاک بر سر ايام بريزه. خدا قبول کنه. اما فقط هم اين نيست. کلي حرف و نکته و طنز و نقد و اشاره و کنايه تو اين کتاب هست. ميگين نه؟ تو نمايشگاه کتاب که ازش رونمايي شد، بخرين بخونين خودتون ببينين.
في‌المثل يه‌جايي اون وسطاي کتاب مي‌فرمايند که:
حکايت آن محتسب که از پير چنگي مجوز خواست.
آن شنيدستي که در عهدي عجيب
پيرِ چنگي بود تنها و غريب
چنگ مي‌زد خوش‌نوا و بي‌نظير
ليک مفلس بود و بي‌پول و فقير
چون طرفدارانِ او بسيار بود
پير چنگي از قضا بي‌کار بود
هرکسي محبوبِ بسياران شدي
از قضا از خيلِ بي‌کاران شدي
يک نفر گفتش که: اي پيرِ هنر
اين هنرها را به سالن‌ها ببر
هم صدايت خوب و هم آهنگِ خوش
نغمه‌اي خوش مي‌زني با چنگِ خوش
چون‌که مشتاقانْت روزافزون شده
از شمار آمارشان بيرون شده
از براي خلق اجرايي بکن
بر سر استيج غوغايي بکن
پيرِ چنگي گفت: نه، من نيستم
من که عمري بي‌هياهو زيستم
گر شوم اهل هياهو وايِ من
نشنود گوشِ فلک غوغايِ من
پيرِ چنگي رفت در صحراي دور
بود تنها همدمش چنگ و چگور
در بيابان هيچ ديّاري نبود
هيچ‌کس را با کسي کاري نبود
خلوتي خالي ز غير و آشنا
نغمه‌هايي جاودان و بي‌فنا
پيرِ چنگي مي‌زد و مي‌خواند خوش
ساز مي‌زد، کام دل مي‌راند خوش
ناگهان آمد نداي محتسب
گشت حالِ پيرِ چنگي منقلب
اي خدا، اين‌جا در اين صحرا چرا
محتسب آمد ميانِ ماجرا
محتسب گفتا که: مي‌جُستم تو را
آمدي از شهر در صحرا چرا
هيچ داري تو مجوز؟ گفت: لا
گفت: نيم عمر تو شد بر فنا
ساز مي‌زد بي‌مجوز، وايِ او
رد شده از خطّ قرمز، وايِ او
پير چنگي شد به چنگ او شکار
بي‌مجوز بود و جرمش آشکار
نشر قاف

کاريکلماتور
محمد مهدي معارفي

_ به روز رساني مي شود، مشکلات فقرا.
*
_ خط کش ام شکست، کج سليقه شدم.
*
_ با آفتابگير، حال آفتاب پرست را گرفت.
*
_ براي داشتن جهان بيني، به نقشه ي جهان مي نگريستم.
*
_ آدم گرسنه را با وعده ي ديدار نمي توان سير کرد.
*
_ بدن ساز را با مواد، تن درست کردند.
*
_ تو خالي است، مغز استخوان آدم کم عقل.
*
_ فرشته هاي آسماني را سر به زير مي کند، عشق زميني.
*
_ بادکنک هايي که روي دستم باد کرده بودند را با سوزن ترکاندم.


 شرح عكس 

علي كريمي به برانكو: آقا برانكو! براي جشن قهرماني تيم تان بادكنك آوردم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون