جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4164- تاریخ : 1397/02/02 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

يک معرفي، يک خوانش
بخوان و اميدوار باش!


اردي‌بهشت؛ امشاسپندي نگران نظم !


روز زمين پاک، نه به كيسه هاي پلاستيکي!


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش
 بخوان و اميدوار باش! 

عنوان کتاب:دوست
نويسنده: اکرم قاسم پور
اولين باري که دخترک را ديدم به دريا خيره شده بود.
به او پيشنهاد بازي قايم باشک را دادم و او پذيرفت اما با چشم‌هاي باز بازي مي‌کرد و اين کار مرا متعجب
کرد.
فهميدم چشمانش قدرت ديدن ندارد اما خود او آن‌قدر توانا بود که با لمس کردن صورت من توانست شکل مرا روي ماسه‌هاي کنار دريا بکشد.
حالا من دوستي داشتم که مي‌توانستم خيلي چيزها را از او ياد بگيرم. دوستي که از من بهتر مي‌ديد و بهتر نقاشي مي‌کشيد.
داستان واقعگراي «دوست» ماجراي نابينايي يک دختر کوچک است که اگر چه نمي‌تواند با چشمانش ببيند اما از گوش‌ها و انگشتانش کمک مي‌گيرد تا ببيند، بازي کند، نقاشي بکشد، دوست بدارد و دوستش بدارند.
اگرچه در صورت مهربانش چشماني هست که سوي ديدن ندارند اما توانايي ديدنش کم از بيناها نيست.
داستان با درونمايه اجتماعي، عاطفي و شناختي به ياري کودکان با نيازهاي ويژه مي‌آيد تا خود را در جاي دخترک تواناي داستان بگذارند و با او همذات پنداري کنند و به زندگي و آينده اميدوار باشند.
تصاوير کتاب بسيار خيال انگيز است با رنگ‌هاي شاد که حس دلپذيري به خواننده منتقل مي‌کنند.


 اردي‌بهشت؛ امشاسپندي نگران نظم ! 

اشه وهيشته يا اَرته وهيشته يا اُردي‌بهشت به معني اشه يا ارتي (راستي) است که زيباترين امشاسپندان و نمادي است از نظام جهاني، قانون ايزدي و نظم اخلاقي در اين جهان. اين امشاسپند نه تنها نظم در جهان را برقرار مي‌سازد، بلکه نگاهبان نظم دنياي مينوي و دوزخ نيز هست. نماينده‌ي جهاني او آتش است. اين موجود در اصل همان آرتا يا ريتاي هندي است، که در زمان‌هاي بعد آشاواهيشست نام گرفت که به معناي آشاي برتر يا بهترين اشه يا برترين ارته (راستي) مي‌باشد.
سخنِ درست گفته شده، آيين خوب برگزار شده، گندم به‌سامان رشد کرده و مفاهيمي از اين نوع، نشانه‌اي از اردي‌بهشت دارند. او نيايش‌ها را زير نظر دارد. آنان که ارديبهشت را خشنود نکنند از بهشت محرومند.
اين امشاسپند نه تنها نظم را در روي زمين برقرار مي‌سازد، بلکه حتي نگران نظم دنياي مينُوي و دوزخ نيز هست و مراقبت مي‌کند که ديوان، بدکاران را بيش از آن‌چه سزاي‌شان است تنبيه نکنند. نماينده‌ي اين جهاني او آتش است. از اوقات روز وقت نيمروز(رَپيثوين) به او تعلق دارد. ياران او ايزدان آذر، سروش، بهرام و نَريوسنگ هستند. اين امشاسپند مذکر و رقيب اهريمني او ايندره است.


 روز زمين پاک، نه به كيسه هاي پلاستيکي! 

روز 22 آوريل روز جهاني زمين نامگذاري و به همين مناسبت،«نه به کيسه هاي پلاستيکي» به عنوان شعار امسال اعلام شده است.همچنين «پايان آلودگي پلاستيک» به عنوان شعار جهاني روز زمين پاک از سوي سازمان ملل اعلام شد.
روز جهاني زمين پاک هر ساله در 22 آوريل مصادف با 2 ارديبهشت در تمام دنيا برگزارمي شود و به همه مردم يادآوري مي‌کند که نبايد سياره خود زمين را فراموش کنند.تاريخچه اين مناسبت به سال و زماني باز مي گردد که جان مک مونل فرزند يک مبلغ ديني مستقل و علاقمند به عرصه دين، علم و صلح، ايده برگزاري يک روز جهاني به نام روز زمين پاک را در همايش يونسکو درباره محيط زيست مطرح و در همان سال پرچم زمين پاک را طراحي کرد .
mehrnews


 يواشكي 

تو رو خدا نريد آفريقا!
آذر فخري
اين‌رو يواشکي به‌شما مي‌گم که ماها دست رو هر چي گذاشتيم که اون رو «پاس» بداريم و از گزند روزگارِ فرساينده و مرگ و مير و تخريب حفظش کنيم، بدتر زديم يه جورايي ترکونديم و از دست داديمش.
مثلا ما کلا حافظ و مراقب آثار باستاني‌مون بوديم، اما از بس روي اونا يادگاري نوشتيم، يه عده بيگانه اومدن دزديدن و بردن! يا اين‌قدر از درياچه اروميه و گل بازي تو سواحلش خوش‌مون اومد که سد بستيم خشکش کرديم، مبادا بيگانه‌ها بيان ببرن.
براي همينه که مي‌گم اگه ازآف رود توي شن‌زارو اين چيزا خوش‌تون مي‌آد؛ تو رو خدا از خير رفتن به آفريقا بگذرين. بذارين صحراهاشون به همون شن‌ها راضي باشن و داشته باشن‌شون!!


 دل گويه 

دليـل تيـره‌بختـي انسـان
ما چنان زندگي مي‌کنيم که گويي همواره در انتظار چيزي بهتر هستيم، حال آن‌که اغلب آرزو مي‌کنيم که اي کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت مي‌خوريم. ما به زمان به‌سان چيزي نظر مي‌کنيم که بايد درگذرد و در اين رهگذر ما را به اهداف و خواسته‌هامان برساند.
اکثر مردم هنگامي که به پايان کار مي‌رسند و نظري بر گذشته مي‌افکنند‌، درمي‌يابند که سرتاسر زندگي را چون چيزي گذرا زيسته‌اند و با حيرت مشاهده مي‌کنند که آن‌چه بي‌اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذتي از آن نبرده‌اند همان زندگي‌شان بوده — يعني همان چيزي که به خاطرش زندگي کرده‌اند.
انسان فرياد برمي‌آورد که اميد و آرزو او را فريفته‌اند تا اين‌که عاقبت در آغوش مرگ به رقص آيد!...آه، چه مخلوقِ حريص و سيري‌ناپذيري است اين انسان!...هر خشنودي که به‌دست مي‌آيد تخمه‌ي اميـال ديگري را با خود دارد، زيرا اميال و خواهش‌هاي اراده‌ي شخصي را پاياني نيست.
و چرا اين‌گونه است؟
خيلي ساده، دليلش اين است که اراده به خودي خود ارباب همه‌ي جهان است: همه چيز بسته به اوست، بنابراين هيـچ‌چيز به تنهايي قادر نيست او را خشنود کند مگر کل هستي، هستيِ بي‌پايان. آهِـمان درخواهد آمد و هزار افسـوس خواهيم خورد، وقتي به اين بيانديشيم که اراده، اين اربابِ جهان، مادام که در قالبِ فرد نمود مي‌يابد چه کم از خشنودي بهره مي‌برد، به قدر بخور و نمير. دليلِ تيره‌بختي انسان همين است.
جهان و تأملات فيلسوف /آرتور شوپنهاور


 سرمقاله 

خشونت عليه بدن؛ خشم فروخورده نوجوانان
آذر فخري
پديده‌ي ناخوشايند اما فراگيري که در سال‌هاي اخير در بين نوجوانان دوره‌ي متوسطه، رايج شده و در حال گسترش است، پديده‌ي خون‌بازي است. خون‌بازي، نوعي آسيب عمدي و خودخواسته زدن به بدن است، که فرد درآن، به دنبال ارضاي احساس خود بزرگ بيني، نمايش قدرت يا انتقام گرفتن از اطرافيان خود است. اما البته آن‌چه در مدارس ما و به خصوص مدارس متوسطه‌ي دخترانه شايع شده است، بيشتر براي خودنمايي و کسب وجهه و قدرت در بين دوستان و همشاگرديان است. فردي که به راحتي بتواند به خود آسيب بزند و از ريختن خون خود ابايي نداشته باشد، اين پيام را به اطرافيان خود مي‌دهد که در آسيب‌زدن به آنان نيز بي‌پروا خواهد بود.
طبق نظر کارشناسان، عمده‌ترين دليل رواني اين نوع خودزني‌ها، وجود اختلالات عاطفي در بين اين دختران و خانواده‌هاي‌شان است و نيز محدوديت‌هاي خاص اجتماعي که آنان را وامي‌دارد چنين عکس‌العمل‌هايي از خود نشان دهند.
عدم توجه مناسب عاطفي از سوي والدين، ترجيح فرزندان پسر در ارائه‌ي خدمات و محبت از سوي والدين، آزادي بيشتر پسران در جامعه در ايجاد روابط نامتعارف و عدم پاسخگو بودن آنان در جايي که دختران همواره تحت کنترل‌اند و رفت و آمدها و دوستي‌هاي‌شان توسط والدين يا اولياي مدارس نظارت شده و از آنان سوال و جواب مي‌شود، از جمله عوامل مهم روي آوردن دختران دانش‌آموز به چنين خودنمايي‌هايي است.
در صورتي که بتوان با توجه و رعايت تمام حد و مرزهاي شرعي و عرفي، امکان شادي و نشاط و تفريح را براي دختران فراهم کرد و محيطي براي آنان فراهم نمود که بتوانند با دوستان خود، رابطه‌ي بيشتر و بهتر و سالم‌تري داشته باشند، مسلما از بروز چنين آسيب‌هايي هم کاسته خواهد شد. اما متاسفانه، با وجود شيوع گسترده‌ي پديده‌ي خون‌بازي و خشونت به بدن خود، اين مسئله چندان مورد توجه آموزش و پرورش، والدين و نيز مشاوران قرار نگرفته است.
رهاشدگي عاطفي دختران،آنان را طعمه‌هاي آسان و در دسترسي مي‌کند؛ به گونه‌اي که آنان به کوچک‌ترين ابراز محبت و توجهي، واکنش مثبت نشان داده و در معرض آسيب‌هاي جسمي و روحي شديد قرار مي‌گيرند. اغلب روابط عاطفي خارج از نرم و محدوده‌ي خانوادگي، به شکست و سرخوردگي آنان مي‌انجامد، و دختران به نقطه‌اي مي‌رسند که ديگر ابايي از آسيب زدن به خود و خودزني و ريختن خون خويش ندارند.
آيا جامعه‌ي ما با وجود تمام مشکلات موجود، آماده‌ي پذيرفتن اين حقيقت تلخ هست و آيا توان نگريستن به اين خط خوردگي‌هاي عميق روحي و نيز جسمي را دارد؟
a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون