جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4160- تاریخ : 1397/01/28 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

يک معرفي، يک خوانش
جسارت و شجاعت دختري شرقي


ايزد بانوي ارجمند و هوشيار


هيرکان زنده و آزاد است


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش
 جسارت و شجاعت دختري شرقي 

عنوان کتاب: جايي‌که کوه بوسه مي‌زند بر ماه
نويسنده: گريس لين
برگردان: پروين علي پور
«مين‌لي» دختري نوجوان است از خانواده‌اي فقير و کشاورز که در دره‌ي «کوه بي‌ثمر» و در کنار مزرعه‌ي برنج زندگي مي‌کند. شب‌ها پدرش با گفتن قصه‌هاي زيبا او را سرگرم و به‌دنياي خيال مي‌برد.مادر که از سرنوشت خود گله‌مند است از شنيدن قصه‌هايي که مين‌لي را خيال‌پرداز مي‌کند ناراضي است. مين‌لي براي پرسيدن راز تغيير سرنوشت و خوشبخت شدن خانواده‌اش از «پيرمرد ماه» به سفري شگفت‌انگيز مي‌رود و با اژدهايي که نمي‌تواند پرواز کند و او هم در جست‌وجوي اين راز است همراه مي‌شود. در پايان هر دو راز برملا و کشف مي‌شود.
داستان فانتزي «جايي‌که کوه بوسه مي‌زند بر ماه» داستان جسارت و شجاعت دختري شرقي است که به‌دنبال کشف راز تغيير سرنوشت خود و خانواده‌اش به سفر مي‌رود. داستان با درونمايه‌ي روانشناسي اسطوره‌اي با شگرد قصه در قصه گاه با راوي اول شخص و گاه سوم شخص روايت مي‌شود. شخصيت اصلي يعني «مين‌لي» که نويسنده عمدا او را دختري چيني انتخاب کرده که فارغ از محدوديت‌هاي فرهنگي واقعي که براي دختران چيني وجود دارد، به جست‌وجوي پاسخي براي نجات خانواده‌اش از فقر و نداري بپردازد. او دختري فداکار و ايثارگر هم هست و درست در لحظه‌اي که بايد بين پاسخ سوال خود و آرزوي پدر و مادرش براي نجات از شرايط سخت فقر و آرزوي اژدها يکي را انتخاب کند با گذشت تمام دست از درخواست خود برمي‌دارد و از پيرمرد ماه تنها سوال اژدها را مي‌پرسد و به خواننده پيامي تربيتي اخلاقي مي‌دهد.نکته ديگر داستان بيان قدرت قصه‌هاي شفاهي عاميانه در تحول شخصيت‌ها است. داستان اگر چه يک فانتزي است اما سرشار از قصه‌هاي کوتاه عاميانه است که ظاهرا در حاشيه‌ي داستان قرار دارند اما در ارتباط کامل با آن هستند.زبان بار ادبي غني دارد. زيرنويس‌هاي جالب کتاب خواننده را با فرهنگ مردم چين آشنا مي‌کند و به خواننده شناخت مي‌دهد.


 ايزد بانوي ارجمند و هوشيار 

آناهيد (اساطير ارمني) ايزد بانوي باروري، رونق‌بخش ميوه‌ها و هم‌چنين زايمان بوده و هشيارترين مادر و سمبول بهترين ارزش‌ها و از ارجمندترين الهه‌ها به‌شمار مي‌رفته، داراي لقب‌هائي چون حيات‌بخش و افتخار ملت ارمني حامي و پشتيبان الهه‌ي عشق و آب و باروري نيز بوده است. معبد اصلي او در يرزنکا و معبد ديگر آن در شهر آرتاشات قرار داشت. پرستش آناهيد تحت تأثير فرهنگ ايراني وارد ارمنستان شد. معناي لغوي آناهيد (پاک و بي‌نقص) است.
تاريخ
شاه «يرواند» پادشاه دودمان اروندي مجسمه آناهيد را به معبدي که در رود آخوريان در نزديکي باگاران قرار داشت منتقل کرد، و نيز آرتاشس اول آن مجسمه را از آن‌جا به پايتخت خود يعني آرتاشات برد.اطراف معابد رمه‌هايي از گوساله‌هاي ماده سه ساله که به آناهيد اهداء شده‌بود مي‌چريدند و بر پيشاني آن‌ها علامتي به شکل مشعل، داغ کرده‌بودند که به نشانه‌ي قرباني مقدس بوده است. صدها مرد و زن به‌عنوان خادمان معبد به معبدها هديه مي‌شدند که «اهداييان مقدس» يا «مقدس پرستان» ناميده مي‌شده‌اند.در گاه شماري باستاني ارمني نوزدهمين روز هر ماه آناهيد ناميده مي‌شد.جشنهاي مربوط به آناهيد در سال دو بار انجام مي‌شد، يکي در اوايل ماه آوريل و ديگري در پايان تابستان يا اوايل پاييز، مطابق با تاريخ قديم ارمني يعني پانزدهم «ناواسارد» و اين جشن چند روزي ادامه داشت. در اين جشنها زائران تاج‌هاي بافته شده از شاخه‌هاي تازه را به معبد تقديم مي‌کردند. تمام اين مراسم نشان‌گر آن است که ايزد بانو آناهيد ايزد ثمره بخش، محصولات و باروري نسل‌هاي انساني و حامي آنان بوده که اين خصايص مخصوص تمام ايزد بانوان مادر است. پرستش‌هاي مربوط به آناهيد برگرفته از پرستش‌هاي ايزد بانوان مشرق زمين بود که با خصايص آناهيد ايراني، يکي شده و در سرزمين ارمنستان قدرت و اهميت فوق‌العاده يافته بود و به واسطه و اهميت پرستش از سرحدات ارمنستان نيز فراتر رفته و در کشورهاي گوناگون آسياي صغير جاي خود را پيدا کرده بود.


 هيرکان زنده و آزاد است  

در سال 93، افرادي ناشناس دو توله پلنگ ايراني را در مقابل در اداره‌ي محيط زيست شهرستان کردکوي رها کردند. اين پلنگ‌ها به اداره‌ي کل حفاظت محيط زيست استان گلستان منتقل شدند تا از آن‌ها نگهداري شود. اين دو توله پلنگ «هيرکان» و «ورکان» ناميده شدند. هيرکان و ورکان از نام‌هاي تاريخي سرزمين گرگان هستند.در سال 1395 در حالي كه هيرکان و ورکان بزرگ شده بودند، هيرکان، با وجود مخالفت‌هاي فراوان، در پارک ملي گلستان رهاسازي شد.شواهد و قرائن موجود نشان مي‌دهد هيرکان قلمرو خود را مشخص کرده و در يک محدوده سه هزار هکتاري در حال دور زدن است. بر اساس بررسي‌ها و پايش‌هاي به‌عمل‌آمده، پنج چشمه از منابع آبي و گونه‌هاي خوب پارک ملي در قلمرو هيرکان قرار دارد و طعمه‌هايي مانند کل و بز، قوچ و ميش، شوکا، گراز، خرگوش، روباه و شغال و هم‌چنين پرندگاني مانند کبک در اين عرصه وجود دارند و مي‌توانند طعمه هيرکان باشند و از آن‌ها تغذيه کند.
آذر فخري


 يواشكي 

به ياد حس‌هاي گمشده!
آذر فخري
فکر نمي‌کنم لازم باشه اين‌رو يواشکي به‌شما بگم که آب دست‌تون هست بذاريد زمين و دنبال اين باشيد که از هواي شسته شده و تر و تميز اين روزاي بهاري لذت ببريد.
هوايي که بعد از بارون سخاوتمندانه، طوري شفاف شده که اگه انگشت روش بکشيد، مثل کشيده شدن انگشت روي شيشه‌ي تميز، قيژژي صدا مي‌ده و با شنيدن اين صدا هم حال الان و امروزتون خوب مي‌شه و هم حساي گم شده‌تون، يادتون
مي‌آد.
همش که نبايد گله و شکايت کرد. گاهي هم بايد به همديگه فرصت ديدن و احساس کردن اين طور اتفاقاي ناب رو يادآوري کنيم. هنوز تو دنيا چيزاي قشنگي براي ديدن و احساس کردن هست. پس همين حالا روي هوا دست بکشيد تا صداي قيژژ اونو بشنويد!


 دل گويه 

نه در آينده باش و نه در گذشته!
يکي از نکات مهم حکمت زندگي عبارت از اين است که توجه خود را به‌طور متناسب به حال و آينده معطوف داريم، تا يکي از اين‌دو موجب ضايع شدن ديگري نشود.
بسياري از آدميان زياده از حد در حال زندگي مي‌کنند که اين‌ها سبکسرانند و ديگران بيش از اندازه، در آينده، که اين‌ها افرادي بزدل و محتاط‌اند. به‌ندرت کسي راه اعتدال پيش مي‌گيرد. کساني که با کوشش و اميد فقط در آينده زندگي مي‌کنند، همواره روبه‌روي خود را مي‌بينند و با ناشکيبايي به‌سوي آينده مي‌شتابند که به‌زعم آنان سعادت حقيقي را به ارمغان خواهد آورد، اما در اين ميان با بي‌توجهي از کنار زمان حال مي‌گذرند و از آن لذتي نمي‌چشند. اين افراد به‌رغم داشتن چهره‌اي که عاقلانه‌تر از سن‌شان به نظر مي‌رسد، به آن خران ايتاليايي شباهت دارند که در جلوي سرشان، کاه را به‌چوبي آويخته‌اند، و اين خران به اميد رسيدن به کاه تندتر مي‌دوند.
چنين کساني به همه‌ي هستي خود خيانت مي‌ورزند، زيرا تا دم مرگ پيوسته به‌طور موقت زندگي مي‌کنند. به‌جاي آنکه مدام دل‌مشغول نقشه‌ها و نگراني‌هاي آينده باشيم يا خود را به دست حسرت زمان از دست‌رفته بسپاريم، هرگز نبايد فراموش کنيم که فقط زمان حال است که واقعي و حتمي است. برعکس آينده تقريبا هميشه جز آن است که تصور مي‌کنيم، حتي گذشته هم طور ديگري بوده است و در واقع به‌طور کلي هر دو از آن‌چه به‌نظر مي‌رسد، اهميت کمتري دارند. زيرا فاصله که موجب مي‌شود اشياء در چشم کوچک‌تر جلوه کنند، در تصور آدمي وقايع را بزرگ‌تر جلوه مي‌دهد.
حکمت زندگي / آرتور شوپنهاور


 سرمقاله 

در حاشيه ممنوعيت تلگرام در مدارس
زهرا کيان بخت
يكي از جديدترين بخشنامه‌هاي آموزش و پرورش مربوط به ممنوعيت استفاده از پيام‌رسان‌هاي خارجي مثل تلگرام، اينستاگرام و واتس‌اپ براي به اشتراک‌گذاري اطلاعات است، براساس اين بخشنامه، هر نوع استفاده مدارس از اين نرم‌افزار‌ها، در هر سطحي، پيگرد قانوني دارد.
اين در حالي است كه هم‌اكنون، علاوه بر اينكه در اكثريت قريب به اتفاق سازمانها، آموزشگاهها، دانشگاهها، خبرگزاري‌ها و رسانه‌ها و... براي انتشار اهم مطالب، از تلگرام استفاده مي‌شود، مدارس، مديران و معلمان نيز براي ارتباط با دانش‌آموزان و والدين آنها و همچنين، براي اطلاع‌رساني موارد و مطالب ضروري، از تلگرام، اينستاگرام و... استفاده مي‌كنند.
به‌خصوص پيام‌رسان تلگرام كه با توجه به ويژگي‌هاي خاص آن و قابليت چندوجهي‌اش، مدتهاست جايگزين مواردي نظير ايميل شده و زمينه تسهيل امور را در زمينه‌هاي مختلف فراهم آورده است. هر چند اين تصميم با هدف ميدان دادن به پيام‌رسانهاي داخلي و رقابت آنها با نمونه‌هاي خارجي گرفته شده است، اما به نظر مي‌رسد براي اينكه زمينه توسعه پيام‌رسانهاي داخلي فراهم شود، ما پيش از هر چيز، به توانمندسازي و به وجود آوردن توان رقابتي واقعي در نمونه‌هاي داخلي نيازمنديم. در غير اين صورت، ابلاغ بخشنامه‌هاي اين‌چنيني از ضمانت اجرايي برخوردار نيستند، چرا كه ابلاغ آنها با توجه به شرايط اجتماعي، صورت نگرفته است.
مانند هر مسأله ديگري، وقتي افراد، كيفيت و كارآيي بيشتري را در يك محصول مشاهده مي‌كنند، به طور طبيعي، جذب آن مي‌شوند. حال كه بسياري از آموزگاران، برنامه‌ها و موارد ضروري را از طريق كانالها و گروههاي تلگرامي به سمع و نظر دانش‌آموزان خود مي‌رسانند و اغلب والدين از اين طريق از امور مدرسه و فعاليت كادر آن اطلاع حاصل مي‌كنند، شايد واقع‌بينانه‌تر اين باشد كه ضمن عدم ايجاد ممنوعيت براي پيام‌رسان‌هاي خارجي و باز گذاشتن دست مدارس در به‌كارگيري آنها، با تقويت پيام‌رسانهاي داخلي و نزديك كردن آنها به استانداردهاي جهاني كه مي‌تواند ميزان استقبال از آنها را افزايش دهد، اجازه دهيم كاربران فضاي مجازي كه بخشي از آنها دانش‌آموزان و اولياي آنها، كادر آموزشي مدرسه و مدير و مربيان و معلمان و مشاوران هستند، به طور خودخواسته و انتخابي به استفاده از پيام‌رسان‌هاي داخلي بپردازند. در غير اين صورت، اين نوع بخشنامه‌ها و ممنوعيت‌ها، مي‌تواند موجب گسسته شدن ارتباطات مدرسه با خانواده‌ها و ايجاد كاستي‌هايي در اين زمينه گردد.
zahrakianbakht@yahoo.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون