جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4144- تاریخ : 1396/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)


شكسپيرانه ها... !

ناهيد طباطبايي:
ادبيات وضعيت خوبي دارد


تازه‌هاي نشر


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


 شكسپيرانه ها... ! 

مهدي طوسي
اگر اشکي داري آماده شو تا آن را فرو بريزي.
**
هنوز هنري خلق نشده که افکار را از روي صورت بازسازي کند.
**
هر کس بايد با شکيبايي نتيجه رفتارش را تحمل کند.
**
وزن دشمن را بيشتر از آنچه به نظر مي­آيد حساب کن.
**
سه ساعت زودتر بهتر از يک دقيقه ديرتر.
**
براي آن که کار درست بزرگي انجام بدهي، اشتباه کوچک مرتکب شو.
**
زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته مي ­شوي.
**
يه احمق فکر مي­کنه عاقله اما يه عاقل مي­دونه که احمقه.
**
خوبي زيادي هم بد از آب درمياد.
**
بهتره احمق با حضور ذهن باشي تا با حضور ذهن احمق.
**
آن کس که جرأت انجام کارهاي شايسته دارد، انسان است.
**
آن کس که مال مرا بدزدد، چيز بي ارزشي را ربوده‌است، اما آن‌که نام نيک مرا بربايد، جزئي از وجود مرا مي‌برد که او را غني نمي‌کند اما در واقع مرا حقير مي‌سازد.
**
آيا مي‌دانيد که انسان چيست؟ آيا نسب و زيبايي و خوش‌اندامي و سخن‌گويي و مردانگي و دانشوري و بزرگ‌منشي و فضيلت و جواني و کرم و چيزهاي ديگر از اين قبيل، نمک و چاشني يک انسان نيستند؟
**
از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال، خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.
**
اگر در اين جهان از دست و زبان مردم در آسايش باشيم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جويبار هريک به زباني ديگر با ما سخن خواهند گفت.
**
اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور يکسان دوست مي‌داشتم و يازده پسرم را در راه ميهن قرباني مي‌کردم، بهتر از اين بود که يکي پس از ديگري در بستر خواب بميرند.
**
انديشه‌ ها، رؤياها، آه‌ها، آرزوها و اشک ‌ها از ملازمان جدايي‌ناپذير عشق مي‌باشند.



 ناهيد طباطبايي:
 ادبيات وضعيت خوبي دارد 

ناهيد طباطبايي مي‌گويد: ادبيات از وضعيت خوبي برخوردار است؛ از نظر کميت تعداد کتاب‌ها بيشتر شده، همچنين کتاب‌ها کيفيت‌ خوبي هم داشتند.
اين‌ داستان‌نويس در گفت‌وگو با ايسنا در ارزيابي خود از وضعيت ادبيات در سال جاري اظهار کرد: ادبيات در سال جاري از وضعيت خوبي برخوردار بوده است.
علي‌رغم تعداد زياد کتاب‌هاي چاپ‌شده‌، آن‌هايي که کيفيت بهتري داشتند به چشم آمدند.
با توجه به اين‌که داوري چند جشنواره را نيز برعهده داشتم و مجموعه داستان‌ها را خواندم، کيفيت داستان‌هاي کوتاه نيز بهتر شده است.
او سپس بيان کرد: ميل به نوشتن رمان افزايش يافته است.
با انواع مختلفي از تکنيک‌ها، سوژه‌ها و فکرهاي نو روبه‌رو هستيم و نويسنده‌ها به سمت حرفه‌اي شدن پيش مي‌روند که به نظرم مي‌توانند جريان‌ جديدي را در آينده شکل دهند.
طباطبايي همچنين گفت: فکر مي‌کنم ناشران چندان راضي نباشند. پايين آمدن قدرت خريد مخاطبان حتما در بازار کتاب تاثير گذاشته و شاهد فعاليت ناشران براي فروش بهتر در اين بازار کساد هستيم.
او درباره جايزه‌هاي ادبي نيز اظهار کرد: جوايز مختلفي براي داستان و رمان برگزار مي‌شود و روز به روز هم بر تعداد آن‌ها اضافه مي‌شود؛ جوايز دولتي، نيمه‌دولتي و خصوصي.
به نظر من جوايزي که اعتبار خوبي به دست آورده‌اند و طبعا شامل جوايز خصوصي مي‌شوند، در معرفي و عرضه کار نويسندگان بسيار تاثيرگذارهستند.
اين نويسنده افزود: اعتبار اين جوايز به خاطر داوران منتخب ايشان است؛ داوراني که از ميان افراد باتجربه و باصلاحيت، بدون گزينشي خاص، به کار داوري گرفته مي‌شوند.
اين نويسنده درباره بهترين و بدترين خبري که در سال 1396 در حوزه ادبيات شنيده است، بيان کرد: بهترين خبر براي من ترجمه «چهل‌سالگي» به زبان انگليسي و عرضه آن از طريق آمازون بود.
درباره بدترين خبر، خبر بد زياد بود، نمي‌دانم کدام را بگويم.او در پايان اين کتاب‌ها را براي مطالعه پيشنهاد کرد: رمان «ناتمامي» از زهرا عبدي، «تپه خرگوش» از علي‌اکبر حيدري و «باران بمبئي» از پيام يزدانجو.


 تازه‌هاي نشر 

توسط کتابسراي تنديس؛

انتشار نسخه مکتوب فيلم "لبه فردا"

رمان «همه کاري که بايد بکني کشتن است» نوشته هيروشي ساکورازاکا با ترجمه سارا پورحسني توسط انتشارات کتابسراي تنديس منتشر و راهي بازار نشر شد.
به گزارش مهر، رمان علمي تخيلي «همه کاري که بايد بکني کشتن است» نوشته هيروشي ساکورازاکا به تازگي با ترجمه سارا پورحسني توسط انتشارات کتابسراي تنديس منتشر و راهي بازار نشر شده است.
هيروشي ساکورازاکا متولد 1970 در ژاپن، نويسنده لايت ناول هاي علمي تخيلي و فانتزي است. اين کتاب شناخته شده ترين اثر نويسنده اش در حوزه ادبيات علمي تخيلي است که در سال 2014 کمپاني برادران وارنر با اقتباس از آن، فيلم سينمايي «لبه فردا» را ساخت.
داستان رمان از اين قرار است که هنگام حمله فضايي ها کيجي کي ريا فقط يکي از تازه سربازاني است که لباس نظامي به تن کرده و به عنوان گوشت دم توپ به ميدان نبرد مي فرستندش. کيجي در جنگ مي ميرد و در نتيجه يک سري حوادث هر روز صبح دوباره زنده مي شود تا دوباره و دوباره بجنگد و دوباره بميرد. او در صد و پنجاه و هشتمين چرخه زندگي اش متوجه چيزي متفاوت مي شود؛ چيزي که انتظارش را ندارد يعني سرباز زني که او را با نام عوضي تمام فلزي مي شناختند.
سوالي که در ادامه داستان پيش مي آيد اين است که آيا عوضي کليد فرار کيجي است يا مسبب آخرين
مرگ او؟
داستان «همه کاري که بايد بکني کشتن است» در آينده نزديک نامعلومي رخ مي دهد که در آن موجوداتي فضايي به نام ميميک به زمين حمله کرده و نه تنها نژاد بشري، بلکه حيات تمامي گونه هاي گياهي و حيواني را در معرض انقراض قرارداده اند.
اين داستان در واقع روايتي از گذار شخصيتي دو انسان معمولي کيجي کي ريا و ريتا ورتاسکي است که مجبور به انجام کاري غير عادي مي شوند. آن ها با پشت سر گذاشتن مسير دروني و بيروني دشواري بايد زمين را از دست حمله بيگانگان نجات دهند.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

در رونمايي «روياها برگشته­‌اند؟!» عنوان شد؛
شاعر نمي‌تواند فقط به خيال بپردازد

به گزارش ايسنا بر اساس خبر رسيده، در اين نشست که در فروشگاه مرکزي نشر چشمه برگزار شد، لادن نيکنام - نويسنده، شاعر و منتقد - گفت: چهارمين دفتر شعر آرش نصرت‌اللهي؛ «روياها برگشته‌اند؟!» با مقدمه شروع مي‌شود، انگار شاعر مي‌خواهد شيوه مواجهه مخاطب با کتابش را کدگذاري کند و نظمي به آن بدهد که به نظرم شيوه جالبي است.
او افزود: مثل خيلي از شاعران مرد حرفه‌اي در ايران، شعرهاي آرش نصرت‌اللهي در فضاهاي تغزلي و جامعه‌شناسانه - سياسي قابل طبقه‌بندي است و آن چيزي که براي من که دهه‌ها روي شعر و نقد کارکرده‌ام، جالب بوده اين است که نصرت‌اللهي هر موقع به سمت فضاهاي چالش‌برانگيز اجتماعي و سياسي يا منطقه‌اي مي‌رود، به زبان خودش و به تفسير خودش از جهان پيرامونش و پديده‌هايي که او را دربرگرفته، نزديک‌تر مي‌شود اما در فضاي تغزلي، رسيدن به آن گفتمان شخصي برايش انگار فضاي پرچالشي مي‌شود. درست برخلاف اين حالت را براي شاعران زن داريم.
نيکنام گفت: فکر مي‌کنم چه در داستان و چه در شعر هرچه به عينيت توجه کنيم و آن را در درون خود به يک دريافت شخصي برسانيم، آن امر با نظام علت و معلولي ذهني ما مي‌تواند دروني شود و ما را به يک فرديت و وضعيت خاص زباني برساند به خصوص در شعر که زبان خيلي اهميت پيدا مي‌کند؛ اما جايي که از سطح واقعي جدا شويم و به خصوصيات انتزاعي ذهن‌مان اکتفا کنيم، با مشکل مواجه مي‌شويم. وقتي مي‌گويم عشق، آزادي، آينده و امثال آن، اگر به زمان و مکان آن فقط به صورت مفهومي نگاه کنم، منِ شاعر يا نويسنده به فرديت لازم نمي‌رسم. اين است که فکر مي‌کنم صرف شاعر بودن يا نويسنده بودن به ما اجازه نمي‌دهد که فقط به خيال بپردازيم و نصرت‌اللهي در هر شعري که دقيقاً به کدهاي عيني و واقعي توجه کرده و شعر را به آن ارجاع داده، شاعرانگي بيشتري داشته است. البته اين ممکن است به سليقه من برگردد.
اين منتقد اظهار کرد: آنچه ما از رسانه‌ها و به صورت تجربه شخصي و در مورد واقعيت‌ها از سر مي‌گذرانيم، اهميت زيادي براي ماده خام شعري دارد. مثال، شعر «رنگ‌هاي پنهان». به نظرم در همين شعر شما مي‌توانيد به کدهاي واقعي در ذهن‌تان برسيد تا شعر هم قابل لمس شود و هم قابل تفسير و تأويل. اين مسأله هم از نظر زباني مهم است و هم از نوع ورود شاعر به شعر چرا که از نظر من اين ديگر فقط به مثابه شعر نيست، به مثابه رسانه است که مي‌تواند مخاطب خودش را با يک واقعيت بزرگ در قالب وطن و تعريفي که يک شاعر از وطن دارد، نزديک کند. به نظر من اين رويکرد، مورد توجه هر شاعري قرار بگيرد، به ماندگاري شعرش کمک خواهد کرد و مهم‌تر از آن، از نظر داشتن يک پنجره فردي و يک فرديت منسجم براي هويت خود شاعر که بسيار مهم است.


 نغمه 

چه جرم رفت که با ما سخن نمي‌گويي
سعدي
چه جرم رفت که با ما سخن نمي‌گويي
جنايت از طرف ماست يا تو بدخويي
تو از نبات گرو برده‌اي به شيريني
به اتفاق وليکن نبات خودرويي
هزار جان به ارادت تو را همي‌جويند
تو سنگدل به لطافت دلي نمي‌جويي
وليک با همه عيب از تو صبر نتوان کرد
بيا و گر همه بد کرده‌اي که نيکويي
تو بد مگوي و گر نيز خاطرت باشد
بگوي از آن لب شيرين که نيک مي‌گويي
گلم نبايد و سروم به چشم درنايد
مرا وصال تو بايد که سرو گلبويي
هزار جامه سپر ساختيم و هم بگذشت
خدنگ غمزه خوبان ز دلق نه تويي
به دست جهد نشايد گرفت دامن کام
اگر نخواهدت اي نفس خيره مي‌پويي
درست شد که به يک دل دو دوست نتوان داشت
به ترک خويش بگوي اي که طالب اويي
همين که پاي نهادي بر آستانه عشق
به دست باش که دست از جهان فروشويي
درازناي شب از چشم دردمندان پرس
تو قدر آب چه داني که بر لب جويي
ز خاک سعدي بيچاره بوي عشق آيد
هزار سال پس از مرگش ار بينبويي


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون