جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4144- تاریخ : 1396/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)


يک معرفي، يک خوانش


سنتسون اويتسناوا


قزل‌آلاي خال‌قرمز؛ در معرض انقراض


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش 

عنوان کتاب : مرغ مقلد

Mockingbird
نويسنده: کاترين ارسکين
ترجمه:کيوان عبيدي آشتياني
کيتلين ده ساله نوعي بيماري اتيسم دارد. او همراه پدرش زندگي مي‌کند. قبل از حادثه‌ي تيراندازي در مدرسه‌ي برادرش، آن‌ها خانواده‌اي سه نفره بودند، و کيتلين هم‌چون مرغ مقلد از راهنمايي‌هاي برادرش، دون، براي کنترل رفتارهاي اتيسمي‌اش استفاده مي‌کرد. بعد از حادثه‌ي تيراندازي در مدرسه و کشته‌شدن دون، کيتلين و پدرش از اين حادثه سخت آزرده و رنجور مي‌شوند.
دون پيش از کشته‌شدن بر روي پروژه‌اي اجرايي براي مدرسه‌اش کار مي‌کرد که کيتلين را درگير مي‌کند، پروژه‌اي که تلاش مي‌کند آن‌را به‌پايان برساند، پايان پروژه‌اي که مي‌تواند پايان رنجي باشد که او و پدرش مي‌کشند.
تلاش‌هاي کيتلين که هميشه زندگي را سياه و سفيد مي‌بيند و مسئولان متعهد مدرسه منجر به تغيير ديد کيتلين به زندگي مي‌شود و او کشف مي‌کند رنگ‌هاي زندگي تنها سياه و سفيد نيستند.نويسنده متاثر از حادثه‌ي تيراندازي در دانشگاه ويرجينيا، داستاني خلق مي‌کند تا خواننده را درگير (به تفکر) حوادثي کند که بي‌جهت اتفاق مي‌افتد.
نويسنده بر اين عقيده است که براي پيش‌گيري از اين حوادث، انسان‌ها بايد در راه‌هايي قدم بردارند كه بيشتر بتوانند همديگر را درک کنند.
خلق شخصيت اصلي داستان که به اتيسم مبتلاست نيز نوعي درگيري ديگر است از جنس درک‌کردن انسان‌هاي متفاوت.نويسنده از زبان نوجواني مبتلا به اتيسم با زباني عاطفي داستان را روايت مي کند.
شخصيت‌ها همگي باورپذير هستند و نشانه‌ها و کنش‌ها، تصويرهايي روشن از فضاي داستان مي‌سازد. روايت ساده است و مخاطب به‌راحتي با داستان ارتباط برقرار
مي‌کند.
پايان‌بندي داستان و يافتن راه حل براي تسکين‌يافتن رنجي که کيتلين و پدرش و بقيه‌ي جامعه‌ي کوچک‌شان مي‌کشند، ساده در عين حال بسيار اميدوارکننده است.
کتاب منحصر براي گروه ويژه‌اي نيست، زيرا حول دو محور مي‌چرخد؛ پرهيز از خشونت و درک‌کردن يک‌ديگر، و توجه به بيماران مبتلا به اتيسم و رفتارهاي آن‌ها.


 سنتسون اويتسناوا 

در اسطوره‌شناسي آزتک، سنتسون اويتسناوا (يا سنتزون هويتسناواها)، خدايان ستارگان جنوبي بودند.
آن‌ها پسران سن بالاتر و شيطان صفت کواتليکوئه به‌شمار مي‌آمدند و کويول شاوکي هم، خواهر آن‌ها محسوب مي‌شد.
آن‌ها در همراهي با خواهرشان تلاش کردند که مادر باردارشان (کواتليکوئه) را به قتل برسانند، چراکه فهميده بودند که اين بارداري به تولد اويتسوپوچتلي منجر خواهد شد؛ بدين ترتيب اينان طرح خود را هنگامي که برادرشان اويتسوپوچتلي به‌دنيا آمد، عملي کردند، اما اويتسوپوچتلي به‌شکلي ناگهاني از بطن کواتليکوئه خارج شد، در حالي‌که به‌طور کامل رشد کرده‌بود و براي نبرد مسلح بود. وي به‌محض تولد همه آن‌ها را به قتل رسانيد.سنتسون اويتسناواها، خدايان ستارگان جنوبي هستند و با عنوان «چهارصد جنوبي» نيز شناخته مي‌شوند. در مقابل آنان، سنتسون ميميکسکوا قرار مي‌گيرند که خدايان ستارگان شمالي به‌شمار مي‌آيند. سنستون اويتسناوا، برادران کويول شاوکي بودند که او را همراهي مي‌کردند. نام سنتسون اويتسناوا، به‌معناي چهارصد يا تعداد بي‌شماري جنوبي است، که به لحاظ مضموني با چهارصد ايزد پولکه‌ي آزتک مرتبط است.
اويتسلوپوچتلي پس از به قتل رسانيدن کويول شاوکي، سنتسون اويتسناوا را در اطراف کواتپک تعقيب مي‌کند و تعداد زيادي از برادران ناتني خود را نيز، به قتل مي‌رساند. در اين ميان فقط تعداد معدودي از سنتسون اويتسناواها موفق مي‌شوند که از مهلکه فرار کرده و به جنوب بگريزند.


 قزل‌آلاي خال‌قرمز؛ در معرض انقراض 

قزل‌آلاي خال‌قرمز؛ در معرض انقراض


ماهي قزل‌آلاي خال‌قرمز از گونه‌هاي حمايت‌شده کشور محسوب مي‌شود و در فهرست سرخ اتحاديه جهاني حفاظت IUCN در طبقه در آستانه انقراض (EN) قرار دارد. پارک ملي لار به‌عنوان يکي از معدود زيستگاه‌ها و در واقع مهم‌ترين زيستگاه اين گونه ارزشمند در ايران به شمار مي‌رود و از اهميت زيادي برخوردار است. قزل‌آلاي خال‌قرمز از ارس تا نزديکي اترک در رودخانه‌هاي جاجرود، کرج و حوضه‌ي اروميه نيز وجود دارد. ماهي قزل‌آلاي خال قرمز، 2 فرم ساکن و مهاجر دارد که فرم مهاجر اين ماهي پيش از اين به‌جاي درياچه‌ي لار به درياي خزر مهاجرت مي‌کرده است اما در حال حاضر با توجه به ايجاد سد، به درياچه‌ي لار مي‌رود. يکي از مشکلات بزرگ قزل‌آلاهاي خال‌قرمز در دنيا، تکثير مصنوعي اين ماهي و رها کردن آن در رودخانه‌هاي مختلف است. اين کار باعث کاهش تنوع ژنتيک قزل‌آلاي خال قرمز مي‌شود.
.iew.ir


 يواشكي 

ماهي قرمز بخريد!

آذر فخري

اين‌را يواشکي از شما مي‌پرسم که ماهي قرمز چه ربطي يه سين‌هاي هفت‌سين داره؟ من‌که هيچ «سين»ي توش نمي‌بينم. با اين‌که نمي‌تونم خودم رو به‌جاي ماهي قرمز بذارم و ادعا کنم که بابا توي اين تنگ، هم جام کمه و هم اکسيژن کم مي‌آرم، اما مي‌تونم ادعا کنم که اصلا دوست ندارم جاي اون باشم و دنيام اين‌همه محدود و تنگ باشه. حالا شما بگيد اي بابا اين ماهيا حافظه‌شون فقط سه ثانيه دَووم داره و هي يادشون مي‌ره و بعد از سه ثانيه همه‌چيز براشون تازه است. اگه اين دل‌خوشي، راضي‌تون مي‌کنه، خوب بريد هر چه‌قدر دل‌تون مي‌خواد ماهي قرمز بخريد. دو تا هم لاک‌پشت و چند تا مار آبي هم بخريد. اصلا به من چه !


 دل گويه 

زندگي را صرف کارهاي مربوط به همين لحظه کن!


اگر از من بپرسي يکي از بدترين کارهايي که يک انسان مي‌تواند انجام دهد چيست؟ من مي‌گويم: سوگواري!
سوگواري يعني براي آن‌چه از دست‌رفته و ديگر در دسترس نيست عزا بگيريم و غم بخوريم.
هر لحظه‌اي که در زندگي به ما هديه داده مي‌شود، براي اين نيست که صرف يادآوري و نشخوار خاطرات قديمي و غصه‌خوردن براي چيزهاي از دست‌رفته در زمان‌هاي گذشته شود. اتفاقات تلخ در زمان مربوط به خودشان رخ داده‌اند و سهم خودشان را از زمان گرفته‌اند و رفته‌اند. آن‌‌ها حق ندارند دوباره در لحظات اکنون و آينده‌هاي ما زنده شوند و سهم اتفاقات تلخ و شيرين جديدي که مي‌توانستند رخ دهند را از آن‌ها بگيرند.اگر عمر ما آدم‌ها صد سال باشد و از ساعات بيداري اين صد سال بيست سال آن را به پرسه‌زني در خاطرات گذشته هدر دهيم و بيست سالش را به خيال‌بافي و شناوري در اوهام آينده، به نظرت عمر واقعي ما چه‌قدر خواهد بود؟
تفاوت آدم‌هاي موفق و شکست‌خورده در همين استفاده‌ي موثر از زمان‌‌هاي بيداري براي شکار فرصت‌هايي است که در هر لحظه‌ي زندگي‌شان مقابل‌شان ظاهر مي‌شود.
هشت بهشت


 سرمقاله  

کانکس به جاي سمپاد!

آذر فخري

معاونت ابتدايي وزير آموزش و پرورش در مصاحبه با «شاپرک» ضمن صحبت‌هايش گفته است که اين‌همه هزينه‌اي که براي آماده‌سازي کودکان و برگزاري آزمون‌هاي سمپاد انجام مي‌شود و با اين جداسازي، آسيب‌هاي رواني و اجتماعي به فرزندان ما وارد مي‌شود، مي‌تواند صرف دانش‌آموزان مناطق محروم، که در کانکس و کپر مشغول به تحصيل‌اند، بشود.
از آن‌طرف در خبرها خوانده‌ايم که اخيرا ژاپن قول تامين کانکس‌هاي مناسب درس‌خواندن به بچه‌هاي مناطق محروم ما داده است. اين‌چنين به‌نظر مي‌رسد که ما دچار شکاف‌هاي بودجه‌اي بسياري در زمينه‌ي آموزش و پرورش خود هستيم. از سويي براي انواع و اقسام المپيادها و آزمون‌هاي شناسايي نخبه‌ها، هزينه و زمان گزافي صرف مي‌کنيم و از آن‌سو اغلب اين نخبه‌ها را حاضر و آماده به خارج از کشور صادر مي‌کنيم؛ در واقع با اين‌همه سرمايه‌گذاري، از قِبَلِ اين نخبه‌ها، هيچ سودي عايد مردم و سرزمين ما نمي‌شود. در اين زمينه‌ي دردناک و اسف‌انگيز، نمونه‌هاي بسياري را مي‌توان مثال زد که دم دست‌ترين آن‌ها، بانو مريم ميرزاخاني است که او را دوبار از دست داديم!
حذف آزمون‌ها و مدارس راهنمايي سمپاد ( و البته نه هنوز دوره‌ي متوسطه‌ي آن) مي‌تواند نويدبخش باشد. از آن جهت که سرزمين ثروتمند ما را از اين نقش نيازمند توجه و کمک از سوي کشورهايي مثل ژاپن برهاند. آن‌چه مي‌خواهم بگويم، اين است که کمک ژاپن و يا هر کشوري در اين زمينه، ما را در رتبه‌ي عقب افتاده‌ترين و فقيرترين کشورها قرار مي‌دهد که از پس تامين مکان و بودجه براي تحصيل فرزندان خود برنمي‌آيد. سرزميني که با وجود درآمد نفتي و غير نفتي بسيار، و هزينه‌هايي کلاني که در زمينه‌اي ديگر مي‌کند، از پس تهيه‌ي امکانات براي تعليم و تربيت فرزندان خود برنمي‌آيد. سرزميني که مسئولانش براي نجات درياچه‌ي اروميه و فرزندانش دست به دامان کشور ديگري مي‌شوند به اين اميد که بودجه‌اي که صرف اين کار خواهد شد، در اين ميان، دست به دست و گم نشود و در جاي خودش مصرف شود. اين است آن واقعيت دردناکي که روح و جان ما را به آتش مي‌کشد. اي‌کاش چنين نبود. اي‌کاش هنگام تخصيص بودجه، بيش و پيش ازهر چيزي نهاد آموزش و پرورش ديده مي‌شد که اينان بيش از هر چيزي به تامين جاني و رواني نياز دارند و حق آنان است که از ابتدايي‌ترين اما مناسب‌ترين امکانات تحصيلي برخوردار باشد. اما شوربختانه مسئله‌ي مهم و حياتي، که تمام آينده‌ي اين سرزمين در گرو چگونگي برخورد با آن است، نه تنها ديده نمي‌شود که گاه به‌هيچ گرفته مي‌شود و با بي‌توجهي و کم‌لطفي، به حاشيه رانده مي‌شود.
سوال اين است که تا کي مي‌توان در اين مورد دست به دامان کشورهاي ديگر شد تا براي‌مان کانکس تهيه کنند؟ آن هم در دور و زمانه‌اي که به‌هرحال به نوعي اختيار تعليم و تربيت و ذهن و روان فرزندان‌مان را به انواع شبکه‌هاي مجازي و غيرمجازي سپرده‌ايم و آن‌ها در درون خود و خانواده‌هاي‌شان نه آن‌گونه تربيت مي‌شوند که متناسب با نيازها و اعتقادات و انتظارات جامعه و دولت است.
a.f.far99@gmail.com



 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون