جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4097- تاریخ : 1396/10/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

يک معرفي، يک خوانش
به دنبال گام‌هاي مادر


نيمف‌ها، کوچک و دل‌انگيز!


آشغال‌هاي دوست‌داشتني و خوردني !


گنده تر از دروغ


دل گويه


سرمقاله


 يک معرفي، يک خوانش
 به دنبال گام‌هاي مادر 

عنوان کتاب:با كفش‌هاي ديگران راه برو

Walk Two Moons

نويسنده:شارون کريچ

ترجمه:کيوان عبيدي آشتياني

سالامانكا دختر سيزده ساله‌ي سرخ‌پوست، نمي‌تواند فقدان مادرش را بپذيرد و به‌همين دليل پدربزرگ و مادربزرگش به‌مدت يك هفته او را با خود به سفر مي‌برند، سفري بلند كه در آن سالامانكا قدم‌هاي مادرش را دنبال مي‌كند، و در اين سفر بلند است که تجربه‌اي عميق و سازنده کسب مي‌کند، تجربه‌اي درباره‌ي قضاوت کردن.

داستان فقط قصه‌ي سالامانکا نيست و شامل قصه‌هاي شخصيت‌هاي ديگر داستان نيز است، همان شخصيت‌هايي که در ابتداي داستان، مخاطب و قهرمان داستان با پيش‌داوري درباره‌ي آن‌ها قضاوت مي‌کنند و در انتهاي داستان مي‌فهمند كه نبايد تا وقتي با كفش‌هاي ديگران راه نرفته‌اند، درباره‌ي آن‌ها قضاوت کنند و اين شايد اصلي‌ترين بار کتاب باشد.

نوع روايت، وجود داستان‌هاي فرعي، تعليق، زبان عاطفي، توجه به فرهنگ سرخ‌پوست‌ها، عشق و توجه به خانواده و توجه به موضوع عميق قضاوت و پيش‌داوري از نكات برجسته‌ي داستان است.

داستان گرچه براي نوجوانان نوشته شده اما نوجوان و بزرگسال، هردو، از آن لذت خواهند برد و تلنگري است براي اين‌كه زود قضاوت نكنيم.

كتاب «با كفش‌هاي ديگران راه برو» اثر شارون كريچ، در سال 1995 برنده جايزه نيوبري در آمريكا شده است. ترجمه اين داستان در سال 1387 جايزه‌ي پروين اعتصامي را در حوزه‌ي ادبيات نوجوانان از آن خود کرد.


 نيمف‌ها، کوچک و دل‌انگيز! 

نيمف در اساطير يوناني و روم باستان به الهه‌هاي کوچک طبيعت گفته مي‌شد که به‌طور معمول با يک مکان و يا يک سرزمين خاص همراهي داشتند. نيمف‌ها، هميشه در شکل دوشيزگاني توصيف مي‌شدند که بخشي از ملتزمين و همراهان ايزداني هم‌چون: ديونيسوس، هرمس، يا پان را تشکيل مي‌دادند، و يا با ايزدبانوها و به طور معمول با آرتميس همراه بودند.

نيمف‌ها، به طور دائمي و مکرر هدف ساتيرها قرار مي‌گرفتند. آن‌ها در کوه‌ها و کوهستان‌ها، درخت‌زارها و بيشه‌ها، و باغ‌ها و جنگل‌ها، و همين‌طور در چشمه‌ها و رودخانه‌ها زندگي مي‌کردند، و هم‌چنين درخت‌ها و دره‌ها، و نيز سرداب‌ها و غار و مغاره‌هاي سرد از جمله زيستگاه‌هاي آنان به‌شمار مي‌رفت.

نيمف‌ها، به‌طور معمول با خدايان والا و بلندمرتبه نيز همراهي داشتند؛ آرتميس شکارچي، آپولون پيشگويي‌کننده، خداياني هم‌چون ديونيسوس و خدايان روستايي مانند پان و هرمس، از جمله ايزدان برتري بودند که نيمف‌ها با آنان همراه بودند.

ازدواج نمادين يک نيمف با يک ريش‌سفيد قوم يا يک رئيس قبيله، اغلب به‌عنوان ريشه‌اي از ريشه‌هاي پديداري مردمان محسوب مي‌شود و به‌طرز بي‌وقفه‌اي در ريشه‌شناسي اسطوره‌هاي يوناني، تکرار مي‌گردد؛ و استناد به مجموعه آنان، به پادشاهان باستاني و شجره‌نامه آنان اعتبار و اقتدار مي‌بخشد.


 آشغال‌هاي دوست‌داشتني و خوردني ! 

مجمع جهاني اقتصاد، نسل جديد ظروف يک‌بار مصرف غذا را راه‌حل نهايي خلاصي از شر اين ظروف و آلودگي‌هاي ناشي از آن‌ها مي‌داند. به باور کارشناسان به‌هيچ‌وجه نمي‌شود به انسان‌ها آموخت که زباله کمتري توليد کنند و آن‌ها را در طبيعت رها نکنند.

پس بهتر است زباله‌هايي اختراع شود که قابل خوردن باشند و به‌راحتي جذب طبيعت شوند! نسل جديد ظروف خوردني مي‌تواند غذاها و نوشيدني‌هاي داغ را براي مدت طولاني در خود نگه‌دارد . به‌جاي هزينه براي تبليغات بازيافت، بهتر است آشغال‌هاي دوست‌داشتني و خوردني بسازيم !

sahatzist


 گنده تر از دروغ 

نقشه

مهدي طوسي

اين جوري مي گويند كه رفتن طارمي به الغرافه نقشه اي بود كه استقلالي ها براي طارمي و پرسپوليس كشيدند.

گفته مي شود كه ظاهرا آنها در يك ملاقات خصوصي با طارمي او را به اردوي تيم شان فرا خواندند و از او خواستند اگر تمايلي دارد به استقلال براي بازي بيايد برود به تيم الغارفه و بعد از گذشت يك ماه دوباره به ايران و اين بار به تيم استقلال برگردد.

ظاهرا مهدي طارمي از اين انتقال استقبال كرده و گفته: من يكي از آرزوهايم اين بود كه در دو تا تيم بزرگ پايتخت بازي بكنم و بعد بروم سپاهان و آن جا هم بازي بكنم و بعد هم تراكتور سازي و بعد از فوتبال خداحافظي بكنم!


 دل گويه 

ماهي نظرکرده

بر سر راهي در بيابان، درخت افرايي بلند، قد برافراشته بود - افراي کهنسالي که از بسياري عمر، ميانش پوسيده و در آن حفره‌اي پديد آمده بود که چون باران فرومي‌باريد، از آب انباشته مي‌شد.

روزي ماهي فروشي که ماهي زنده يا نمک سود از شهري به شهري مي‌برد به کنار افراي پير رسيد و کمي در سايه‌ي آن نشست و چون حفره‌ي پر آب را در ميان درخت ديد، به وسوسه‌ي دل، ماهي کوچکي از انبان خود درآورده، در حفره‌ي درخت افکند و به راه خويش رفت.

رهگذر ديگري، آن ماهي را در حفره ديد و حيرت کرد که معجزه‌اي اتفاق افتاده است! ديگران نيز چنين گفتند و ديري نپاييد که از چهارجانب، خلق بسيار بر افراي کهنسال گردآمد با نذرها و نيازها.

تا آن‌که ماهي فروش از آن سفر که کرده بود، به‌جانب شهر خويش بازگشت و دوباره به درخت افرا رسيد. و مردم را ديد و ماجرا را فهميد. بر آنان خنديد که مردمان شگفتي هستيد شمايان! من ماهي در اين حفره افکندم.آن‌گاه قلاب انداخت وماهي را گرفت و در انبانش نهاد و به‌راه خويش رفت!

چوانگ چه نوئو


 سرمقاله  

سفر دانش‌‎آموزي به قلب تاريخ!

زهرا کيان بخت

اولين بار نيست كه مي‌شنويم خانه‌اي كه پيش‌تر، محل زندگي يكي از چهره‌هاي تاثيرگذار ما در تاريخ بوده، نه فقط مورد محافظت جدي قرار نگرفته، بلكه به محل تجمع و رفت و آمد معتادان تبديل شده و يا در آستانه تخريب قرار دارد! اين روزها هم خبري مبني بر تصميم به تخريب خانه نيما يوشيج در تهران، در رسانه‌ها منتشر شد كه موجب انتقاداتي به مسئولان مربوطه شد.

حالا بعد از گذشت چند روز، هر چند برخي مسئولان از تجديدنظر در اين تصميم و حفاظت از اين خانه تاريخي خبر داده‌اند، و نگراني‌ها در اين خصوص تاحدي رفع شده است، اما به طور كلي، انتشار اخباري نظير اين، در رسانه‌ها، نشانگر مشكلي است كه ما در عرصه تاريخي و فرهنگي خود همواره با آن مواجه بوده‌ايم و آن، عبارت است از اهميت واقعي قائل نشدن براي مشاهير و سوابق تاريخي كه مي‌توانند به گونه ملموس، بخشي از تاريخ اين سرزمين را برايمان روايت كنند.

انتظار مي‌رود مسئولان و دست‌اندركاران اين حوزه، به جاي بي‌توجهي‌هايي كه موجب مي‌شود آثار و بناهاي تاريخي تا مرز تخريب هم پيش بروند، درنظرگرفتن طرحهايي براي توجه بيش از پيش به اين آثار، و فراهم كردن زمينه براي آشنايي هرچه بيشتر دانش‌آموزان با اين آثار مي‌باشد.

سالنها و بناهايي كه در آنها، به طور جزئي و خلاقانه، شخصيتها و دوره‌هاي مختلف تاريخي ايران به نمايش گذاشته شده باشد و دانش‌آموزان بتوانند با گذر از دالانها و پيچ و خم‌هاي چنين سالن و شبه‌موزه‌اي، قدم در دل تاريخ بگذارند و آنچه همواره در كتابها به صورت تئوري، خوانده و نوشته و امتحان داده‌اند، برايشان كاملا ملموس و عيني شود.

دالانهايي كه اطلاعاتي پيرامون ويژگيهاي هر دوره و شخصيتهاي مشهور آن و خدمات علمي و فرهنگي آنها، در آن به خوبي ثبت و ضبط شده باشد، به طوري كه اين دوري و فاصله‌اي كه ما همواره در جايگاه دانش‌آموز، نسبت به درس تاريخ و مباحث آن، حس مي‌كنيم، از ميان برود.

جاي خالي چنين مكانهايي، آن هم نه فقط براي دانش‌آموزان تهراني، بلكه براي كودكان استانهاي مختلف، سالهاست احساس مي‌شود وتلاش براي ايجاد آن، تنها كمي عشق به فرهنگ و نگاه خلاقانه مي‌خواهد.

zahrakianbakht@yahoo.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون