جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4000- تاریخ : 1396/06/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

از مجموعه داستان هاي تو
هديه بازگشايي مدارس


ماجراي همکاري "پاموک" با "ميلر" و "پينتر"


روايتي از خصومت «چارلز ديکنز» و «هانس کريستين آندرسون»


تازه‌هاي نشر


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


 از مجموعه داستان هاي تو
 هديه بازگشايي مدارس 

مهدي طوسي

براي اولين بار بود كه وقتي رسيدي خانه متوجه شدي كه روي تاقچه اتاق يك بسته كادو شده شبيه به حجم چند كتاب ديده مي شود.

ابتدا با خودت فكر كردي كه قرار است برويد تولد يك نفر و چون نزديك مهر است و مدارس باز مي شود ممكن است ننه و بابا براي او كادوي تولد، لوازم التحرير خريده اند.

اما وقتي لباس مشكي ننه را ديدي يادت آمد كه شوهر خواهرش از دنيا رفته و الان زمان مناسبي نيست كه فاميل دور هم جمع بشوند و تولد بگيرند و سوت و كف بزنند و شعر تولدت مبارك را بخوانند!

پس اين كادو چه معنايي مي تواند داشته باشد!؟

به روي خودت نياوردي و پله هاي رو به پشت بام را به سمت اتاقت بالا رفتي. البته اتاق كه نيست اما از فضاي پاگرد پله ها نهايت سوء استفاده را بردي و براي خودت اتاقي كوچك درست كردي كه خودت آن را به اتاق زير شيرواني تشبيه مي كني تا اتاقت هم ادبياتي باشد!

مي نشيني روتشكت كه هنوز از صبح آن را جمع و جور نكردي. خواستي يك كتاب برداري بخواني اما زود منصرف شدي چرا كه داريم به مهر نزديك مي شويم و الان چند روزي مي شود كه ننه و بابا دارند به تو غر مي زنند كه خوابت را تنظيم كن و سرت را از توي كتاب هاي غير درسي ات در بياور كه دو روز ديگر مي خواهي بروي مدرسه، به مشكل نخوري!

صداي ننه را شنيدي كه از توي پله ها پيچيد و خودش را به تو رساند. محتواي صدا فراخواندن تو به پايين بود. "باز بايد برو م نان بخرم! اصلا حوصله ندارم"! فكرش را هم نمي كردي كه پايت كه به پايين برسد ننه نه تنها از تو خريد نان را طلب نكند بلكه يك چايي برايت ريخته باشد و بدهد به تو كه به قول خودش نوش جان بكني!

- يواش يواش دارد مدرسه ها باز مي شود ها!

- بله ننه جان اين را چند روزي مي شود كه داريد به من گوشزد مي كنيد. حواسم هست!

- مي دانم حواست هست. تو فرزند خوب و فهميده اي هستي و هميشه سرت توي كتاب است. براي همين هم امروز با خاله ات رفتيم و برايت كتاب هديه خريدم! مي داني كه من از اين چيزها سر در نمي آورم اما باز خاله ات درس خوانده است و امروزي و بهتر مي داند چه كتابي به درد تو مي خورد. اين كتاب ها هديه روز اول مهر است.....!

آنقدر خوشحال و متعجب و هيجان زده شده بودم كه ديگر نمي دانستم بايد چه كار بكنم. ننه را بوسيدم و كتاب ها را بردم بالا تا توي قفسه كتاب هايم جاي بدهم و به ترتيب بخوانم شان.....!


 ماجراي همکاري "پاموک" با "ميلر" و "پينتر" 

به گزارش ايسنا، نويسنده «کتاب سياه» و «نام من سرخ» اخيرا به مناسبت انتشار رمان جديدش، گفت‌وگويي با مجله آنلاين «اسليت» انجام داده که آن را در اينجا مي خوانيد.

-نقل قولي قديمي از شما در کتاب «برف» خواندم. يکي از شخصيت‌ها مي‌گويد: «هر کس که اندکي هم غربي باشد نمي‌تواند راحت در اين کشور نفس بکشد، ‌مگر اين‌که يک لشکر از سکولارها از او حفاظت کنند. و هيچ‌کس بيشتر از روشنفکرها، که فکر مي‌کنند از همه بهترند و از بالا به مردم نگاه مي‌کنند، به اين لشکر نياز ندارد.»

آره (مي‌خندد)

«-اگر به خاطر آن لشکر نبود، متعصبان خنجرهاي عريان‌شان را به سمت بسياري از آن‌ها و زن‌هاي بَزَک‌شده‌شان مي‌گرفتند و آن‌ها را تکه‌تکه مي‌کردند.» الان که اين را مي‌شنويد، چه حسي داريد؟

خب، اول از همه اين‌که، آن کتاب از زبان يک مأمور از سازماني شبيه FBI روايت مي‌شد.

-بله، يک شخصيت است.

او فردي است که به چپ‌هاي جوان مي‌گويد: به خاطر اين‌که با اسلاميست‌هاي سياسي بد برخورد مي‌شود، از دولت انتقاد نکنيد. اما فراموش نکنيد، آن فرد يک ارتشي شبيه مأموران FBI است که دنبال تک‌تک آدم‌هاي مخالف است و به همه آن‌ها مي‌گويد با دولت رودررو نشوند.

-با تغييراتي که کشورتان با گذر زمان داشته، پروژه‌هاي شما هم به عنوان نويسنده دستخوش تغيير شده است؟

سوال خوبي بود!به عنوان يک نويسنده من مدام در حال تغيير هستم، اما عزم من براي نوشتن يا عشق من به نوشتن، يا شيفتگي‌ام نسبت به هر آن‌چه به هنر داستان‌نويسي مرتبط است، همچنان سرجايش هست. در سال‌هاي ابتدايي، بيشتر مثل سرودن شعر، داستان مي‌نوشتم؛ فکر مي‌کردم هر خط، هر کلمه و هر جمله، جمله نهايي است. علاوه بر اين تلاش مي‌کردم خيلي تجربي، پست‌مدرن، مدرن يا هرچه، تجربي باشم.

همچنين در رمان‌هاي اولم بيشتر درباره فرهنگم، مردمم، طبقه متوسط، متوسط رو به بالا، سکولارها، غربي‌شده‌ها، اروپايي‌ها و ترک‌هاي استانبول نوشتم. اين جايي است که در آن بزرگ شدم و آن چيزي است که درباره‌اش مي‌نوشتم. حتي اين کتاب «زن موقرمز» تا حدودي درباره آن‌هاست و تا حدودي هم نه ـ دايره بزرگ‌تر، کل ترکيه است. شروع کردم بيشتر و بيشتر درباره دايره دوم قلم زدن. نه تنها استانبول سکولار و بورژوايم، بلکه استانبول بزرگتر و محبوبي که در «شوري در سر» درباره‌اش نوشتم. اين رمان اثري درباره تغيير و تحولات 40 ساله شهر استانبول است. اين کتاب جديد (زن موقرمز)، رماني کوتاه است اما باز هم درباره تغيير، يک تغيير شاعرانه و همچنين درباره نسل‌ها، پدران و پسران. در واقع اين کتاب در 200 صفحه به سه نسل مي‌پردازد.

-شما با «آرتور ميلر» و «هارولد پينتر» يک مأموريت حقيقت‌يابي براي مرکز «پن» انجام داديد، درست است؟ دردهه 80؟

بله. در سال 1985 يک کودتاي نظامي موفق صورت گرفت و بسياري از نويسنده‌ها، فعالان حقوق بشر و چپ‌ها به زندان افتادند. مرکز «پن» بين‌المللي، «پن» آمريکا، نگهبان هلسينکي و نهادهاي بين‌المللي کنترل آزادي بيان، «آرتور ميلر» و «هارولد پينتر» را به ترکيه فرستادند.

از آن‌جا که انگليسي من حدودا روان بود و يک نويسنده جوان و آينده‌دار بودم، آن‌ها من را راهنماي خودشان کردند. خيلي لذت‌بخش بود که چهار روز دوست‌شان بودم. در حالي که افراد بسياري باز هم در زندان هستند، من آن روزها را با لذتي بزرگ به ياد مي‌آورم.


 روايتي از خصومت «چارلز ديکنز» و «هانس کريستين آندرسون» 

نوادگان «چارلز ديکنز»، داستان‌نويس انگليسي نامه‌اي را روز يکشنبه به حراج گذاشتند که در آن از دلخوري اين نويسنده از «هانس کريستين آندرسون»، نويسنده دانمارکي پرده برداشته شد.

به گزارش ايبنا به نقل از گاردين- ماه مارس سال 1857 بود که «آندرسون» طي نامه‌اي «ديکنز» را از حضور دو هفته‌اي خود در لندن براي ديدار نويسنده انگليسي باخبر کرد. اين ديدار دوهفته‌اي پنج هفته به درازا کشيد و پس از آن «چارلز ديکز» با نوشتن نامه‌اي به «جان راسل»، نخست‌وزير انگليس فاش کرد نويسنده دانمارکي بعضي از بهترين داستان‌هاي شاه‌پريان جهان اصلاً مهمان خوبي نيست.

«ديکنز» از اينکه «آندرسون» هيچ زباني به جز زبان مادري خود را به خوبي بلد نبود بسيار شاکي به نظر مي‌رسيد. «حتي بلد نبود اسم کتاب‌هاي خود را به انگليسي تلفظ کند و مترجم‌اش معتقد بود او دانمارکي را نيز به خوبي بلد نيست.»

اين نامه 4600 پوند به فروش رفت و در لندن باقي ماند و يکي از چندين نامه‌، عکس، و دست‌نوشته‌اي‌ است که روز يکشنبه توسط خانه حراج «سافولک» در لندن به فروش رفته است. در مراسم ديگري در همين روز دفترچه تلفني که دست‌خط «جين آستن» را در خود داشت به فروش رفت. چند نامه ديگر از ملکه «ويکتوريا»، «چارلز داروين»، و «والتر اسکات» نيز به حراج گذاشته شد.

«ديکنز» و «آندرسون» اولين بار در يک مهماني اعياني يکديگر را ملاقات کردند و «آندرسون» در آن مهماني به «ديکنز» گفته بود او بهترين نويسنده‌‌ي عصر است. در همان دوران بعضي از داستان‌هاي «آندرسون» به زبان انگليسي ترجمه شده بود و او قصد سفر به لندن را داشت. شايد يکي از دلايل عصبانيت «ديکنز» اين بود که رابطه خانوادگي‌اش کمي دچار تزلزل شده و نسخه اپيزوديک «دوريت کوچولو» با موفقيت روبه‌رو نشده و از حوصله او کاسته بود.

تماس اين دو نويسنده مدت زيادي طول نکشيد اما اين رابطه براي «ديکنز» کاملاً بي‌فايده نبود. «کيت ديکنز»، دختر «ديکنز» بعدها اعلام کرد پدرش شخصيت «اوريا هيپ» در کتاب «ديويد کاپرفيلد» را از شخصيت «آندرسون» الهام گرفته بود.

«هانس کريستين آندرسون» نويسنده آثاري چون «پري دريايي کوچولو»، «جوجه اردک زشت»، «ملکه برفي»، و «دختر کبريت فروش» است. داستان‌هاي وي به 150 زبان دنيا از جمله فارسي ترجمه شد. قدرت او در داستان‌نويسي کودکان به حدي بود که دوم آوريل (چهاردهم فروردين»، زادروز اين نويسنده به عنوان روز جهاني کتاب کودک نام‌گذاري شده است.

«چارلز ديکنز»، نويسنده انگليسي نيز براي مخاطبان کتاب در دنيا و ايران نام آشنايي است. آثار او همچون «اوليور توئيست»، «ديويد کاپرفيلد»، «آرزوهاي بزرگ» ،«دوريت کوچولو»، و «داستان دو شهر» بارها به زبان‌هاي مختلف از جمله فارسي ترجمه شده است و اقتباس‌هاي سينمايي و کارتوني زيادي از اين آثار در سراسر جهان ساخته شده است.


 تازه‌هاي نشر 

با طراحي جديد؛

چاپ دوباره روايت نجف دريابندري از «درد بي‌خويشتني»

کتاب «درد بي‌خويشتني» نوشته نجف دريابندري توسط نشر نو منتشر و راهي بازار نشر شد.به گزارش مهر، کتاب «درد بي‌خويشتني» (بررسي مفهوم اليناسيون در فلسفه غرب) نوشته نجف دريابندري به تازگي توسط نشر نو منتشر و راهي بازار نشر شده است. اين کتاب براي اولين بار در سال 68 چاپ شده بود و حالا چاپ جديدي از آن ارائه شده است.

دريابندري مي‌گويد که قصدش نوشتن نسخه‌اي براي درد بي‌خويشتني نيست. بلکه غرض او اين بوده که مساله «بي‌خويشتني» را در مسير تحولش دنبال کند و نظر متفکراني را که به اين موضوع پرداخته‌اند، تشريح کند. کاري که اين پژوهشگر در اين کتاب به تعبير خود «عبوس» انجام داده، به گمان خودش، تعبير موجزتري از مفهوم از خودبيگانگي، زير عنوان «بي‌خويشتني» است.

اين کتاب دو بخش اصلي دارد که عبارتند از «از دکارت تا شلينگ» و «هگل». بخش اول کتاب، 9 فصل دارد که به ترتيب عبارتند از: دکارت و اسپينوزا، دانش تجربي، مردم‌شناسي روشن انديشان، وضع طبيعي و جامعه مدني، واکنش رمانتيک، آزادي از لحاظ کانت، روسو و روزگار تباه انسان، جهان ذهني فيخته، سقوط روح شلينگ.

در قسمتي از اين کتاب مي‌خوانيم:

براي فهميدن منظور هگل از اين عبارت ظاهرا تناقض آميز بايد معناي ضمير هگلي را از نو بررسي کنيم.

در فلسفه ارسطو، روح وجه تمايز جاندار از بي جان است. روح چيزي است که جاندار را به حرکت در مي آورد. بر حسب مقولات ارسطويي، روح عبارت است از صورت گرفتن ماده يا به فعل درآمدن قوه. بنابراين در نظريه ارسطو ماهيت فعل معيّن است، و زندگي جاندار آشکار شدن اين ماهيت است. اما در مفهوم جديد روح که در عصر رمانتيک مطرح مي‌شود _ به ويژه در نظريه بياني هِردِر _ ماهيت روح معين نيست. روح درونمايه‌اي است که در روند زندگي ماهيت خود را معين مي‌کند. روند آشکار شدن اين ماهيت در عين حال روند معين شدن آن است. به همين دليل است که آن را «ضمير» (در واقع «ضمير فاعل») مي‌نامند؛ زيرا که اين روح کردگار (سازنده و پردازنده) خويش است و هيچ حالت کردگيري (انفعال) در آن نيست.


«گرگ‌ها از برف نمي‌ترسند» به چاپ ششم رسيد

رمان «گرگ‌ها از برف نمي‌ترسند» اثر محمدرضا بايرامي در نوبت چاپ ششم روانه‌ي بازار کتاب شد.

به گزارش مهر به نقل از روابط عمومي‌انتشارات قدياني، اين رمان از روستاي کوچک 5 خانواري حکايت دارد که در دره‌هاي محصور کوهي در سبلان واقع شده است.

موضوع رمان درباره طبيعت و زلزله است، زلزله‌اي به وقوع مي‌پيوندد و در پي آن برف سنگيني مي‌بارد. شخصيت‌هاي اصلي داستان، دو دوست نوجوان به نام‌هاي فتاح و يوسف هستند و البته در کنار آنها، گرگ نيز به عنوان يک شخصيت نمود پيدا کرده و نقش پررنگي هم دارد. ويژگي بارز اين کتاب، پرداخت جزييات صحنه‌هاي زلزله و پيامدهاي آن است، به طوري که خواننده را آهسته آهسته به عمق داستان مي‌برد و وقتي خواننده به خود مي‌آيد، خود را در فضاي ويران شده روستا و در ميان آواري از خشت و گل مي‌بيند.

با وقوع پس لرزه‌ها تن خواننده نيز به لرزه مي‌افتد و هنگامي‌که تقلاي 2 نوجوان را مي بينيد که هيچ اميدي به امدادرساني ندارند چون فکر مي‌کنند روستايشان فراموش شده است سنگيني فاجعه را هر لحظه بيشتر احساس مي‌کند؛ 2 نوجواني که علاوه بر تحمل ديدن صحنه‌هاي دلخراش فاجعه بايد با گرگ‌هايي که با استشمام بوي احشام به روستا سرازير شده اند نيز بجنگند.


رفتارشناسي نوکيسه‌ها کتاب شد

کتاب «تازه به دوران‌رسيده‌ها» با عنوان فرعي رفتارشناسي نوکيسه‌ها نوشته علي شميسا منتشر شده است.

به گزارش ايبنا کتاب «تازه به دوران‌رسيده‌ها» با عنوان فرعي رفتارشناسي نوکيسه‌ها نوشته علي شميسا از سوي انتشارات نسل نوانديش منتشر شده است.

مخاطبان در کتاب حاضر در شش فصل با عناويني چون تازه به دوران رسيده و نوکيسه کيست؟، ويژگي‌هاي روان‌شناختي تازه به دوران رسيده‌ها، ماهيت شناختي ـ رفتاري تازه به دوران رسيده‌ها، انواع تازه به دوران رسيده‌ها، تازه به دوران رسيده‌ها و جريان سياسي روز (پوپوليسم، لمپنيسم و آنارشيسم) و درمان فرهنگي (فردي و گروهي) آشنا مي‌شوند.

در پشت جلد کتاب مي‌خوانيم: «من يک تازه به دوران رسيده نوکيسه هستم، که گاه در شعر شاعران مداح مي‌خروشم و گاه در سخنراني‌هاي منفعل، که بي‌دردي گسترش مي‌دهند. من درست مانند يک بمب ساعتي، صبح به صبح در نگاه و کلام افراد بي‌ريشه منفجر مي‌شوم و ده‌ها تن از آدميان را به ستايش ترس وا مي‌دارم.

قسمت زيادي از جهان و جامعه امروز بر خيالات مرده من پايه‌گذاري شده است. خانه‌اي دارم خيالي، که بر مرتفع‌ترين قله‌هاي ذهن آدم‌نماهاي جاه‌طلب فخرفروش بنا شده است. من نه قيد دارم نه فعل مثبت و به هيچ اضافه‌اي تشبيه نمي‌شوم. من يک کودک خودخواه و شناور در ذهن هر فرد نوکيسه و تازه به دوران رسيده اين جامعه هستم.

تازه‌به دوران رسيده‌ها، امروز از تراکم ثروت‌ بادآورده و بي‌حد و حساب نفت و گاز در دل هم لوليده‌اند و سخني با هم نمي‌گويند، اما هراز چندگاهي کلاه هم را براي ابراز ارادت از سر هم برمي‌دارند. قلب‌هاي مصنوعي و چشم‌هاي شيشه‌اي، چه انسان‌هاي منظمي؛ امروز جامعه بر مدار خيالات و آرزوهاي نوکيسه‌ها و تازه‌به‌دوران رسيده‌ها مي‌چرخد و اين حرف‌هاي من مشتي از خروار جامعه اکنون ماست و فعلا کاري هم از دست هيچ سازماني و مللي برنمي‌آيد.

کتاب «تازه به دوران‌رسيده‌ها» با عنوان فرعي رفتارشناسي نوکيسه‌ها نوشته علي شميسا با شمارگان دو هزار نسخه توسط انتشارات نسل نوانديش در اختيار مخاطبان قرار گرفته است.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

تدريس فلسفه با کمک «هري پاتر»!

دانشگاهي در آمريکا واحد فلسفه را از طريق رمان‌هاي «هري پاتر» به دانشجويانش تدريس مي‌کند.

به گزارش ايسنا، «ديکورير» نوشت: استاد دانشگاه «سنت کلود» در مينه‌سوتاي آمريکا با ترکيب کردن داستان‌هاي «هري پاتر» با آموزه‌هاي فلسفي، درس‌هاي خود را به دانشجويان آموزش مي‌دهد.

«کرولاين هارتس» استاد اين دانشگاه است که به عنوان مثال آموزه‌هاي «ارسطو» حول محور مفهوم دوستي را با کمک گرفتن از رابطه شخصيت‌هاي هفت‌گانه «جي.کي. رولينگ» درس مي‌دهد. در کلاس‌هاي «هارتس» موضوعاتي چون منطق، عشق، اخلاق، روح انسان و طبيعت مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرند.

اين استاد دانشگاه در اين‌باره گفت: اين‌ها دغدغه‌هاي اساسي بشر هستند. از ديد من، فلسفه به معناي تفکر نقادانه درباره حوزه دغدغه‌هاي اساسي انسان است.

يک دانشجوي سال دوم که بهار گذشته اين واحد را گذرانده، گفت: داستان‌هاي «رولينگ» مثال‌هاي قابل فهم خوبي درباره مفاهيم دشوار فلسفي ارائه مي‌دهند و فهم آن‌ها را آسان مي‌کنند. اين کلاس‌ها عمق کارهاي «رولينگ» را به من نشان داد، مساله‌اي که شايد زماني که بچه بوديم و اين رمان‌ها را مي خوانديم، متوجه‌اش نبوديم. اين کلاس واقعا به من نشان داد چقدر به فکر کردن درباره مسائل سخت و سوالاتي با جواب‌هاي دشوار علاقه‌مندم.

دفتر «هارتس» پر است از اشيائي که به داستان‌هاي «هري پاتر» مربوط مي‌شود؛ گردنبند زمان‌برگردان، معماي منطق اولين کتاب اين مجموعه و سنگ‌هاي قرمزرنگي که به سنگ جادو شباهت دارند.

اين استاد دانشگاه پيش‌تر هم تجربه‌ تدريس با کمک گرفتن از آثار محبوب ديگري را داشته است؛ او فلسفه را در ترکيب با بازي‌هاي ويديويي پرطرفدار و سريال «بازي تاج و تخت» هم تدريس کرده است.


زمان اهداي نوبل ادبيات 2017 هنوز تعيين نشده است

طبق معمول هر سال با نزديک شدن به ماه اکتبر، بازار گرم نوبل رونق خاصي به مباحث ادبي مي‌بخشد.

به گزارش مهر به نقل از سايت نوبل، در حالي که زمان اهداي جوايز نوبل در رشته‌هاي مختلف تعيين شده، هنوز روشن نيست که برنده نوبل ادبيات چه زماني معرفي مي‌شود.

در حالي که نوبل فيزيک، شيمي، فيزيولوژي يا پزشکي، نوبل صلح و نوبل اقتصادي از سوم تا 10 اکتبر برندگانشان را خواهند شناخت، زمان اعلام نام برنده نوبل ادبيات 2017 هنوز تعيين نشده است.

آکادمي نوبل در سايت خود نوشته است زمان معرفي نام برنده ادبي امسال به زودي اعلام مي‌شود.در حالي که روز اعلام نام برنده نوبل ادبيات پنج‌شنبه است، بايد پنج شنبه 5 اکتبر(13 مهر) يا پنج شنبه 12 اکتبر(20 مهر) روز اهداي اين جايزه باشد. اهداي جايزه نوبل سال پيش به باب ديلن ترانه سراي آمريکايي موجي از انتقادها را به همراه داشت و اين موجب شده است تا امسال بار ديگر اين انتقادها يادآوري شده و تکرار شود. همين امر موجب شده تا اين پيش بيني از همين حالا مطرح شود که آکادمي نوبل امسال يکي از چهره‌هاي شاخص ادبيات را به عنوان برنده خود معرفي مي‌کند که مي‌تواند چهره‌اي چون مارگارت آتوود باشد.

در عين حال گفته مي‌شود معمولا وقتي در اولين پنج‌شنبه سال اسم برنده نوبل اعلام مي‌شود، سالي است که شکي در نام انتخاب شده وجود ندارد، کما اين که در سال 2011 آکادمي سوئد در تاريخ 6 اکتبر توماس ترنسترومر شاعر سوئدي را به عنوان برنده آن سال معرفي کرد. اما وقتي دومين پنج شنبه انتخاب مي‌شود، زماني است که بين اعضاي آکادمي اختلاف آرا وجود دارد.

تاکنون اخباري از اين اختلاف آرا به بيرون درز نکرده است.


 نغمه 

بهار

رضا اسماعيلي

زمين بيا ز بهاران دوباره دعوت کن

دعاي چلچله را جان گل اجابت کن


کنون که سبزه لگدمال خشم پاييز است

بيا براي خدا، سبزه را حمايت کن


عطش دوباره به دنبال آب مي گردد

بيا به گوش عطش، چشمه را تلاوت کن


شکسته بال و پر مهربان پروانه

بيا به باغ و به پروانه ها محبت کن


به چشم پنجره ها روزن اميدي نيست

بيا به سوي دل آسمان اشارت کن


در ازدحام شب بي ستاره مي پوسي

بيا به شهر سحر، با سپيده خلوت کن


چهار فصل جهان گرچه فتنه باران است

به زير بارش اين فتنه استقامت کن


حديث عاشقي ما نمي شود کهنه

بيا حکايت اين شرح بي نهايت کن


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون