جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3971- تاریخ : 1396/05/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


پنج ذهن براي آينده !


ژانر چيست؟


معماي نمايي


حكايت


يادداشت


داستانك


پندهاي زندگي


 پنج ذهن براي آينده ! 

قسمت دوم و پاياني

پيش نويس ها و بازخوردها: در انتها منطبق کننده بايد انطباق اوليه را انجام داده و بازخوردها به روي آن را دريافت کند.

- ذهن خلاق: توانايي پرواز فراتر از دانش موجود، ترکيب و انطباق طرح سئوالات جديد، گسترش راه حل هاي تازه به سمت روش هاي کاري موجود و شکل گيري هاي جديد را دارد.در جامعه جهاني بسيار هيجان زده وعصبي ما، خلاقيت به دنبال پروردن و ستايش است ولي متاسفانه در بسياري از جوامع انساني امروز و گذشته و در طول تاريخ بشر خلاقيت نه جستجوگر بوده و نه پاداش گرفته است.

در گذشته افراد خلاق در بهترين حالات برکت و رحمت جامعه، اغلب خوار، دلسرد و حتي در اوج پيشرفت خود، نابود مي شدند. زمان ما متفاوت است. تقريبا هر کارمعمولي، دير يا زود توسط کامپيوتر جايگزين خواهد شد. تقريبا تمامي نوآوري ها را مي توان با برقراري ارتباط در سراسر جهان بلافاصله معرفي کرد و به وسيله مهارت هاي لازمه انضباطي، درک و انگيزه در دسترس همگان گذارد.

بيشترين خلاقيت ها ناشي از کنش و واکنش هاي اين سه عامل است : فرد : که با تسلط به روي برخي از رشته ها يا حوزه هاي عملي به طور پيوسته و متعادل در حال بيرون ريزي دگرگوني هاي آن حوزهاست. حوزه فرهنگي: که فرد در آن مشغول کار با مدل ها، نسخه ها و ممنوعيت هاست. حوزه اجتماعي: افراد و موسساتي که دسترسي به تجارب آموزشي مربوط و همچنين فرصت هايي براي انجام عملکردها را تامين مي کنند.

تشابه هاي زيادي بين ذهن خلاق و ذهن انطباق پذير موجود است. هر دو نياز به پايه سواد و نظم دارند. هر دو از ارائه نمونه هاي متعددي بهره مند هستند و هر دو نمايانگر مدل هاي نمونه متفاوت و سازه هاي مختلف در ارائه يک موضوع کلي هستند.

در حقيقت، هيچ مرز قدرتمندي دو ذهن انطباق پذير و خلاق را از يکديگر جدا نمي کند و برخي از بهترين خلاقيت ها در تلاش براي رسيدن به انطباق پذيري، آشکار مي شود.

- ذهن مودب يا متواضع: پاسخ به حس همدردي و سازنده براي اختلافات ميان افراد و گروه ها و در جستجوي درک و تفاهم و کار با آنهايي که متفاوت هستند و همچنين؛ گسترش و پيشرفت، وراي شکيبايي و صحت سياسي مطلق است.انسان تمايلي عميق براي ايجاد گروه ها به منظور ارائه علائم مشخص رفتار مشترک و اتخاذ نگرش هاي مثبت و منفي خود براي نمايش گذاشتن به گروه هاي مجاور دارد.

ما تمايل به ترسيم يک گروه براي شناسايي و ارزش گذاري اعضاي گروه خود و اتخاذ احتياط در برخورد با گروه هاي مجاور داريم.

با اين حال، حتي اگر بتوان پايه هاي زيست شناختي را براي اختلاف بين دو گروه يافت، هر نسل بايد به تلاش براي مقابله با اين کليشه ها و پيش داوري ها و غلبه بر آنها، به منظور رسيدن به صلح و آشتي و تفاهم بين گروه هاي مختلف بپردازد.يک شخص مودب به معناي واقعي، هيچگونه تعصبي در مورد عقايد خود و ديگران نخواهد داشت و با شک سازنده به استقبال هرگونه ايده جديدي مي شتابد.

يک انسان مودب و متواضع از تفکر در شرايط گروهي اجتناب مي کند و تمامي امکانات و عقايدي که در گذشته مورد قضاوت ديگران بوده را براي اشتباه بودن، باز مي گذارد. اشخاص مودب و متواضع براي تغييرات رفتار خود، به عنوان يک احساس احترام به ديگران، همواره آماده  هستند.

- ذهن نيکخواه: به دنبال توانايي انجام نقش يکپارچه در محيط کار به عنوان يک شهروند خوب و به وسيله فعاليت مداوم، انديشه زايي و تلاش براي انجام کارهاي خوب و يک شهروند محترم بودن است.

اگر فردي بخواهد که تبديل به يک شاغل وظيفه شناس و خوب بشود، بستگي به اين دارد که تمايل به انجام وظايف خود را داشته باشد و ميل به تلاش مداوم براي رسيدن به هدف زماني افزايش ميابد که رسيدن به هدف مشکل تر مي گردد.

در اينجا چهار واقعيت که مي تواند به دستيابي نتيجه در يک کار خوب کمک کند، شناسايي مي شود:

1.ماموريت: انسان مي بايد آنچه را که مي خواهد بدست آورد، در فعاليت هاي خود مشخص کند. دانش روشن از اهداف، به انسان کمک ميکند که او در مسير درست گام بردارد و از مشکلات دوري جويد.

2.نمونه: اين بسيار مهم است که انسان يک نمونه آشکار از کساني که کار خوبي از خود ارائه داده اند، داشته باشد.

3.آزمايش آينه اي فردي: يک وظيفه شناس خوب بايد هر از گاهي در آينه به خود نگاه کند و ببيند که آيا مسيري که در آن گام برمي دارد درست و مورد تاييد است و مي تواند به آن افتخار کند؟

4.آزمايش آينه اي در مسئوليت هاي حرفه اي: در هنگامي که شاغلان جوان در حال انجام وظايف خود هستند، هر فرد در محيط کار از نقطه نظر حرفه اي مسئوليت دارد که رفتار غيرحرفه اي همکاران خود را گزارش دهد. تعهد به نظارت بر آنچه انجام مي دهيم و در صورت لزوم تذکر براي انجام بهتر وظايف مهم است.

در حالي که هر شخصي ممکن است در برخي نقاط قوي تر از جنبه هاي ديگر باشد ما بايد براي ايجاد اين پنج ذهن، به صورت متعادل تلاش کنيم. مهم نيست که در گذشته چه چيزي داراي اهميت بوده است، وجود اين پنج ذهن در دنياي امروز که توسط چيرگي دانش و فنآوري انتقال جهاني اطلاعات، انجام کارهاي روزمره بوسيله کامپيوتر و افزايش تماس بين جوامع گوناگون مشخص شده است، بسيار حياتي است.

اشخاصي که در پرورش اين پنج ذهن در خود موفق مي شوند، به احتمال زياد، در شکوفايي دنياي آينده نقش اساسي خواهند داشت.

منبع:newworldofwork


 ژانر چيست؟ 

ژانر (Genre) به فرمول‌هاي توليدي ويژه هاليوود و انواع فيلم‌هايي که با استفاده از اين فرمول‌ها ساخته مي‌شوند، از جمله وسترن، ترسناک، کمدي و غيره اطلاق مي‌شود.مطالعات ژانر، طرح‌ها و استانداردهاي مبتني بر «ذائقه» را به چالش خواند و با توجه به ريشه‌هاي فرهنگ توده سينما معيار جديدي براي ارزيابي و اصطلاحات جديد براي تحليل ارائه کرد.ژانر؛ جنبه‌هاي مشارکتي و صنعتي سينما را بار ديگر احيا کرد و به فيلم، در ارتباط با گرايش‌هاي توليدي‌اي که نظام توليدي هاليوود را توصيف مي‌کند و سازمان مي‌دهد، توجه کرد.از لحاظ تاريخي، استوديوها توليدات خود را بر اساس ژانر تقسيم مي‌کنند.جذابيت ژانرها نيز در طول زمان کم و زياد مي‌شود.در حالي که ژانر وسترن طي دهه 20 پرطرفدار بود، در دهه 30 محبوبيت خود را از دست داد و با فيلم «دليجان» جان فورد در سال 1939 بار ديگر مورد توجه قرار گرفت و مخاطبان جديدي پيدا کرد.با در نظر گرفتن اينکه فيلم‌هاي هاليوودي اساساً توليدات ژانري هستند، شايسته است آنها را در چارچوب اين اصطلاحات تحليل و قوانيني را که توسعه اين گوناگوني جمعي را در فرم هاليوود هدايت مي‌کنند مطالعه کرد.

در طول زمان، ژانر بايد خود را بازسازي و در عين حال شباهت‌هاي ضروري را حفظ کند. علاوه بر آن، شباهت‌هايي که يک فيلم را تعريف مي‌کنند، چون به ژانر خاصي تعلق دارند، ممکن است تغيير يابند و نوع تأکيد در آنها نيز دستخوش تحول و دگرگوني شود.

در حقيقت، از آنجا که ژانرها در مورد مقوله‌هاي اجتماعي و مشکلات معاصر صحبت مي‌کنند اگر بخواهند مخاطبان خود را حفظ کنند و پايدار باقي بمانند، بايد تغيير کنند.برخي از ژانرها مثل وسترن و موزيکال جذابيت و طرفداران خود را از دست داده‌اند؛ زيرا نمي‌توانند با مخاطبان امروزه ارتباط برقرار کنند.


  معماي نمايي 

x و y دو عدد حقيقي هستند و دو رابطه زير نيز برقرار است:

2x+1=18 , 3-y=2

حاصلضرب اين دو عدد حقيقي، چند است؟

الف) 2- ب) 1- ج) 2 د) 1/2- هـ) 1/2

منبع:ihoosh

تست هوش روز قبل

پاسخ تست هوش: چند تا هندوانه داريم؟

ممکن است جواب هاي شما 5، 6 يا 8 باشد.اما کداميک درست است؟

سوال اينست که چند هندوانه داريم.يعني براي ساختن اين عکس چند هندوانه استفاده کرديم. در اينصورت اينکه بخواهيم يک چهارم هاي بريده شده هندوانه ها را با هندوانه هاي نصفه پر کنيم، درست نيست.حال اگر در نظر بگيريم که هندوانه هاي نصفه دو به دو متعلق به يک هندوانه بوده اند، نتيجه مي گيريم که 6 هندوانه داشته ايم.که البته اين جواب قابل قبول است.اما اگر دقيقتر نگاه کنيم، از روي خطوط پوست هندوانه هاي نصفه، مي توان نتيجه گرفت که هيچ کدام دو به دو متعلق به يک هندوانه نيستند و در واقع 4 هندوانه بوده اند که نصف هر کدام، در اين تصوير قرار گرفته اند.يعني 8 هندوانه بکار برده ايم.


 حكايت 

يک دقيقه مطالعه

ولتر مي گويد:ما هرگز زندگي نمي کنيم.ما هميشه در انتظار زندگي هستيم.

ما به جاي آن که همين امروز خوشحال باشيم به اميد يک آينده خوب و خوش نشسته ايم و به همين خاطر امروزمان را از دست
مي دهيم.

ما وقت بيشتر مي خواهيم.

پول بيشتر مي خواهيم.

شغل بهتر مي خواهيم.

مسافرت و تعطيلات مي خواهيم.

امروز براي همين از دست خواهد رفت و ما به اين مسئله اصلا توجهي نمي کنيم.

مهم نيست در آينده چه چيزي پيش مي آيد.اگر امروز مي تواني غذا بخوري ، از نور خورشيد تابان لذت ببري و با دوستانت بگويي و بخندي پس خدا را شکر کن و از امروزت لذت ببر و به گذشته نگاه نکن و به آينده کاري نداشته باش.

تو از امروز خود مطمئني.پس اين شانس بزرگ را از دست نده و قدر آن را بدان.

در گذشته زندگي نکنيد و به اينده فکر نکنيد.فکر خود را روي همين لحظه متمرکز کنيد.

کتاب:غول درون خود را بيدار کنيد/آنتوني رابينز


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

هر نقطه ي پايان، يک نقطه ي آغاز است

آذر فخري

روزگاري قلعه ها و شهرها، در يا دروازه اي داشتند که مي شد هم از آن ها وارد شد و هم خارج . درهايي که به روي هر آيند و روندي گشوده بود؛ اما شب ها براي امنيت مردم بسته و فقط براي افراد خاصي که اسم شب را بلد بودند، باز مي شدند.

ماه هاي آخر سال هم مثل همين درها ي يگانه اند؛ هم خبر از پايان سال گذشته مي دهند و هم خبر از آغاز سال جديد. روميان باستان براي دروازه ي شهر خود، ايزدي داشتند به نام ژانوس که مردي دو چهره بود.

يک چهره اش به گذشته مي نگريست و چهره ي ديگرش به آينده. ژانوس به ما مي گويد که فاصله ي آن چه که تمام مي کني ، با آن چه آغاز مي کني بسيار کم است. آن قدر که بر هم مماس اند و نمي تواني بفهمي کي تمام کرده اي و کي شروع...

درک پايان و آغازهاي زندگي بسيار مهم است. دريافت اين لحظه ها، نقطه ي عطف ها ، تحويل و تحول ها، گرگ و ميش صبح ها و دم غروب ها ، آن جا که نه روز تمام شده و نه شب آغاز...

ماندن در نقطه ي پيشين، يعني ماندن و حبس شدن در شب زندگي. يعني ايستادن در نقطه اي از اين مسير و پشت کردن به تمام عبورها و عابران. يعني گم و پنهان شدن در پس تمام آرزوها و اميدها و استعدادهاي فراموش شده و مدفون.

درست از لحظه ي آغاز خود آغاز کن. براي خودت يک پا ژانوس باش. با همان دوچهره ؛ که هم تجربه مي اندوزد و هم مي داند کي و کجا از درس هاي گذشته استفاده کند. ژانوس بودن يعني خوب درس گرفتن و خوب درس پس دادن.


 داستانك  

گفتني هاي امروز

مي گويد: به حرف هاي من دست نزن !

مي گويد: روي سايه ي من پا نگذار!

مي گويد: به تنه ي درخت تکيه نکن!

مي گويد: روي زمين تف نکن !

مي گويد... مي گويد... مي گويد...

خانه اش را سيل برده است.

پدرش را جنگ کشته است.

مادرش براي آوردن آب هر روز سه کيلومتر پياده راه مي رود.

يک چشم خواهرش را گلوله برده است.

دو پاي برادرش روي مين ناپديد شده است.

ساناز


 پندهاي زندگي 

درس هاي زندگي

هرگز هيچ روز زندگيت را سرزنش نکن!

روز خوب به تو شادي مي دهد.

روز بد به تو تجربه.

و بدترين روز به تو درس مي دهد.

تنها زماني صبور خواهي شد که صبر را يک قدرت بداني ، نه يک ضعف.

آن چه ويران مان مي کند، روزگار نيست.

حوصله ي کوچک و آرزوهاي بزرگ است

منبع:mscenter


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون