جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3930- تاریخ : 1396/03/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

درسي از طبيعت؛
همه چيز به يکديگر پيوسته است


آشنايي با لامپ فلورسنت فشرده (CFL)


همه فلش هاي مشابه!


حكايت


يادداشت


داستانك


پندهاي زندگي


 درسي از طبيعت؛
 همه چيز به يکديگر پيوسته است  

«جان موير» نويسنده و زيست شناس امريکايي در جمله اي معروف مي گويد: «هنگامي که تلاش مي کنيم چيزي را به خودي خود درک کنيم، در مي يابيم که آن چيز با هر چيز ديگري در جهان به يکديگر پيوسته است.» يک سيستم مجموعه اي از عناصر مرتبط به هم است که يک «کُل» يکپارچه ايجاد مي کند. هر چيزي مانند يک گياه، انسان، مدرسه، آبخيز، اقتصاد مي تواند يک سيستم باشد ولي در عين حال نمي تواند به طور کامل از سيستم هاي بزرگ تري که در ارتباط با آن وجود دارد، جدا شود.روش هاي تفکري، يک بخش اساسي از آموزش هاي پايدار است. برداشت از يک سيستم کمک مي کند که جوانان پيچيدگي هاي جهان پيرامون خود را درک و آن ها را تشويق به تفکر به روي ارتباط، پيوستگي و مفاهيم سيستم هاي متفاوت مي کند.تفکر سيستماتيک نيازمند چند تغيير در ادراک است که به نوبه خود به روش هاي متفاوت در تدريس، سازماندهي نهادها و جوامع منجر مي شود. اين تغييرات، جايگزين نيست بلکه حرکت در امتداد يک زنجيره است. اين زنجيره شامل اين حلقه مي شود:

از بخش هاي متفاوت به کل

براي هر سيستم، «کل» متفاوت از مجموعه بخش هاي ويژه است. با تغيير تمرکز از بخش ها به کل، مي توانيم درک بهتري از پيوند بين عناصر مختلف در يک سيستم داشته باشيم. يک آموزگار هنرمند به جاي پرسش و درخواست از دانش آموزان براي کپي کردن تصاويري از بخش هاي زندگي زنبورها، دانش آموزان را به حياط يا پارک نزديک مدرسه مي برد. در آن جا، دانش آموزان مي توانند زندگي زنبورها را در چارچوب محيط طبيعي خودشان مطالعه کنند که به طور حتم تاثير بيشتر و بهتري بر روند تحصيلي ايشان هم خواهد داشت.در سيستم ها، روابط بين تک تک بخش ها ممکن است از خود بخش ها مهم ترجلوه کند.در نگرش يک سيستم؛ موضوعات قابل مطالعه، شبکه اي از روابط و پيوندهاست. در مدرسه يا کلاس درس، اين نگرش مبناي روابط بر اساس همکاري و توافق همگاني است.

از دانش عيني به دانش متني

تغيير تمرکز از بخش ها به کل، به معني تغيير از تفکر تحليلي به تفکر ضمني است. اين تغيير ممکن است که در مدارس به صورت تمرکز به روي پروژه هاي عملي مبتني بر يادگيري، به جاي برنامه هاي درسي متداول، باشد. چنين تغييراتي مي تواند آموزگار را تشويق به تسهيل در کار آموزش و آموختن بيشتر وي در کنار دانش آموزانش کند و او را از حيطه کارشناس توزيع دانش متداول خارج سازد.

از کميت به کيفيت

دانش در غرب گاهي به روشني مشخص نيست و پديده هايي که مي توانند اندازه گيري کمّي شوند، مهم تر ازموضوعات غيرقابل اندازه گيري مي داند و حتي اين موضوعات را نديده مي گيرد گويا که وجود خارجي ندارند.برخي از جنبه هاي سيستم، مانند ارتباط در يک شبکه غذايي، غيرقابل سنجش و اندازه گيري است. در عوض اين گونه ارتباطات بايد به تصوير کشيده شود. در يک کلاس درس، اين تغيير مي تواند به شکل جامع تري از آزمون هاي استاندارد ارزيابي شود.

از ساختار به فرآيند

سيستم هاي زندگي، توسعه و تکامل يافته اند. درک اين سيستم ها نياز به يک تغيير در تمرکز، از ساختار به فرآيند و پيشرفت، مانند؛ تحول، نوسازي و دگرگوني، دارد. در کلاس درس اين تغيير به معني چگونگي حل مسائلي است که به روش هايي مهم تر ازتنها يک جواب نياز دارند. روش هايي که در آن تصميم گيري به عنوان تصميمات واقعي، مهم باشد.

از مطالب به الگوها

در داخل يک سيستم، تنظيمات ويژه اي براي ارتباط در الگوها مانند؛ چرخه و حلقه هاي بازخورد، چندباره، مشاهده مي شود. درک چگونگي کارکرد يک الگو در يک سيستم طبيعي يا اجتماعي کمک مي کند که الگوهاي مشابه را در سيستم هاي ديگر نيز بفهميم. براي نمونه؛ درک چگونگي تاثير جريان انرژي بر يک اکوسيستم طبيعي مي تواند براي ما مشخص سازد که جريان اطلاعات و داده ها بر يک سيستم اجتماعي چگونه تاثير مي گذارد.

منبع:thinkingacademy


 آشنايي با لامپ فلورسنت فشرده (CFL) 

لامپ فلورسنت فشرده يا سي‌اف‌ال (CFL) يا با نام ديگر «لامپ فلورسنت فشرده کم‌مصرف» نوعي چراغ روشنايي فلورسنت است که براي جايگزيني با لامپ‌هاي قديمي احتراقي طراحي شده است.اين لامپ‌ها از لوله‌اي قوس‌دار يا پيچ‌خورده استفاده مي‌کنند که مي‌تواند در فضايي که لامپ احتراقي نصب شده است، جا داده شوند و داراي يک چوک الکتريکي در پايه‌شان هستند.

سي‌اف‌ال‌ها در مقايسه با لامپ‌هاي فلورسنت عادي همان مقدار نور مرئي توليد مي‌کنند.سي‌اف‌ال‌ها نسبت به لامپ‌هاي احتراقي يک پنجم تا يک سوم نيروي برق مصرف مي‌کنند و طول عمرشان هشت تا پانزده برابر باشد.قيمت خريد سي‌اف‌ال‌ها بالاتر از لامپ‌هاي احتراقي است، اما به علت طول عمر بيشتر و مصرف برق کمتر در نهايت خريد آن‌ها نسبت به لامپ‌هاي قديمي پنج برابر به صرفه‌تر است.لامپ‌هاي فلورسنت فشرده مانند ساير لامپ‌هاي فلورسنت داراي ماده سمي جيوه هستند که دفع آن‌ها را مشکل مي‌کند. دولت‌ها در بسياري کشورها طرح‌هاي بازيابي براي سي‌اف‌ال‌ها و به طور کلي اقلام شيشه‌اي را به اجرا در آورده‌اند. سي‌اف‌ال‌ها توزيع نيروي وي‍ژه‌اي متفاوت با لامپ‌هاي احتراقي دارند.بهبود فرمولاسيون فسفر که در پوشش اين لامپ‌ها به کار مي‌رود، باعث بهبود ادراک نوري شده است که از اين لامپ‌ها منتشر مي‌شود، به طوري که برخي منابع ادراک ذهني نور«سفيد نرم»سي‌اف‌ال‌ها را مشابه نور لامپ‌هاي استاندارد احتراقي مي‌دانند.لامپ‌هاي ال‌اي‌دي در حال حاضر از لحاظ کارايي بالا در روشنايي خانه در رقابت با سي‌اف‌ال‌ها قرار دارند.


 همه فلش هاي مشابه! 

تست هوش امروز

با دقت به اين شکل نگاه کنيد. تعدادي فلش در شکل هاي مختلف داريم. هر يک از اين فلش ها مي تواند حول مرکزش چرخيده باشد ولي باز هم يک فلش مشابه به دست مي آيد. در اين تست مي خواهيم ببينيم چند فلش متفاوت (غيرمشابه) داريم.

پاسخ تست هوش روز قبل :

چيدمان شبکه نقاط

از بالا سمت چپ شروع مي کنيم:در هر مرحله توجه کنيد که مربع نقاط، 90 درجه در جهت عقربه هاي ساعت ميچرخند.نقطه سياه اول و سوم، در اين چرخش ها، ثابت مي مانند. (فقط دوران مي يابند.)آخرين نقطه، يکي يکي حرکت مي کند تا به انتها رسيده، و دوباره باز مي گردد.نقطه بالايي آن، دو خانه دو خانه حرکت مي کند و دوباره برمي گردد.


 حكايت 

داستان اعتماد به نفس!

براي جک داستان «لوبياي سحرآميز»، آن درخت، بلنداي اعتماد به نفس او بود که بايد از آن بالا مي رفت.بايد از آن بالا مي رفت تا به فراسوي آسمان ها برسد. حتي اگر نزديک شدن بيش از حد به خورشيد خطرناک باشد. او از درخت اعتماد به نفس بالا رفت تا به مرز ناشناخته ها رسيد. با کمي درايت و اعتماد مي توان از درخت سحرآميز زندگي بالا رفت. هر کدام از ما لوبياي سحرآميز خودمان را داريم منتهي يا آن را در خاک نکاشته ايم يا هيولاي ترس اجازه نداده است از آن بالا برويم. اما اگر براي بالا رفتن آماده ايد، بايد بدانيد که از درخت اعتماد به نفس، بايد آنقدر بالا رفت که توان بازگشت باشد.افسانه اي سرخپوستي حکايت مي کند که نتيجه ي اعتماد به نفس زياد، چنين است: دختري در پي گرفتن جوجه تيغي آرزوهايش(!) از درختي جادويي بالا مي رود. در حالي که جوجه تيغي به بالاي درخت رسيده است و چيزي نمانده که دستان دختر به حيوان برسد، درخت هم چنان رشد مي کند و فاصله ي دستان دختر و جوجه تيغي زياد و زيادتر مي شود. اما دختر باز هم بالا مي رود. دوستان دختر از پايين صدايش مي کنند. اما دختر بدون توجه به دنبال جوجه تيغي مي رود تا اين که کوچک و کوچک تر مي شود و ديگر هيچ گاه باز نمي گردد.فقط تا آن جا بالا برويد که بتوانيد باز گرديد. اعتماد به نفس را براي اين جا و اکنون نياز داريد!


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

ستاره‌ها باز مي شوند ميان زنبق ها

آذر فخري

به سوي تابستان مي رويم. به سوي شب هايي که مي شد ( آيا هنوز هم مي شود ؟ ) در خنکاي « بهارخواب ها و چادر شب ها و پشه بندها » ، با آسودگي و بي هيچ دغدغه و دلهره اي دراز کشيد و به ستاره ها خيره شد. به آن لحظه هاي نابي که شهاب ها عبورمي کردند و به ما فرصتي بسيار کوتاه مي دادند تا آرزوهاي مان را به آن ها بسپاريم و روياهاي مان را ابدي کنيم.

به سوي روزهاي تابستاني داغ مي رويم. روزهايي که اکنون هوا آن چنان آلوده است که نمي شود خواب ها و روياهاي شبانه را به خنکاي ( حتي خنکي هم ديگر نيست، زمين به شدت گرم شده است چه در روزهايش و چه در شب هايش ) سپرد.

مي ماند سفرو رفتن به شهرهايي که زماني ييلاق و قشلاق اين مردم بودند. خوب البته آن ها را هم آلوده کرده ايم. اصلا فکر کنيد که آدم به چه چيزي دست زده است و آن را آسيب ديده و ويران بر جاي نگذاشته است! اين چه حس و نيروي غريبي است که ما را به سوي انهدام و از ريخت انداختن و غير قابل استفاده کردن ، سوق مي دهد. چه چيزي در ما اتفاق افتاده است که همه چيز ارزش « يک بار مصرف » کردن دارد و نه بيشتر. و ما به کسي يا کساني که پس از ما خواهند آمد تا از اين امکانات و زيبايي ها لذت ببرند به ردي که از خود بر جا مي گذاريم، اهميتي نمي دهيم. اما در همان آن، سلفي هاي ما از لحظه به لحظه ي زندگي و از انواع لباس ها و آرايش ها و خورش هاي مان، بر سفره ي نگاه ديگران چيده مي شود. اين هم يک جور آلوده کردن است؛ آلوده کردن تمام فضاهاي عيني و ذهني که ما در آن حضور داريم با احساسات عجيب و غريبي که از سوي ديگران به سوي ما روانه مي شود.

چه قدر در دسترسيم. چه قدر بي مبالاتيم هم در حفظ محيط زيست خود و هم در حفظ اعتبار و حريم تن و روح و خانه ي خود... نه زنبقي و نه ستاره اي ... شب هاي تابستان، پشت ديوارهاي بلند فضاهاي مجازي برساخته از فتوشاپ ها، سپري مي شود...


 داستانك  

بهشت وجهنم

جنگجويي، نزديک استادي که در قرن هشتم ميلادي مي‌زيست رفت، و پرسيد: «آيا واقعا بهشت و جهنمي وجود دارد؟»

استاد گفت: «تو که هستي؟»

جنگجو پاسخ داد: «يک سامورايي.»

استاد با تعجب گفت: «تو، يک سربازي؟ کدام فرمانروا تو را محافظ خويش قرار داده؟ بيشتر شبيه گدايان هستي.»

جنگجو خشمگين شد و خواست شمشير خود را از غلاف خارج سازد، اما استاد ادامه داد: «خوب پس شمشير هم داري! سلاح تو کندتر از آن است که بتواند سر مرا از بدن جدا کند.»

هنگامي که جنگجو شمشير خود را کشيد، استاد متذکر شد: «اينجا دروازه‌هاي جهنم باز مي‌شود.»

جنگجو که آرامش و تسط استاد بر خويشتن را مشاهده کرد شمشير خويش را در غلاف گذاشته و تعظيم نمود.

استاد گفت: «اينجا دروازه‌هاي بهشت باز مي‌شود.»

منبع:p30world


 پندهاي زندگي 

پيمان سکوت

در يك معبد پرت كوهستاني ، چهار راهب به عبادت مشغول بودند . تصميم گرفته بودند عبادت خود را در سكوت مطلق برگزار كنند . شب اول شمع خاموش شد و كلبه در تاريكي عميق فرورفت راهبي كه از همه جديد تر آمده بود آهسته گفت : شمع خاموش شده است !

دومي جواب داد : تو نبايد حرف بزني ، اين يك عبادت در سكوت مطلق است !

سومي اضافه كرد : چرا صحبت مي كنيد . ما بايد خاموش بمانيم و سكوت اختيار كنيم .

چهارمي كه مسئول ديگران بود نتيجه گرفت : شما هر سه احمق و نادان هستيد ، فقط من هستم كه حرف نزدم !

منبع: p30world


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي