جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3875- تاریخ : 1396/01/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)


بي بي گل و يک دنياي وارونه بشدت واقعي!


شرح عكس


طنز


ايستگاه


 بي بي گل و يک دنياي وارونه بشدت واقعي! 

رؤيا صدر در 4 مرداد 1339 در تهران زاده شد و کارشناسي‌اش را در رشته رياضيات کاربردي از دانشگاه تهران گرفت. او مدتي در شوراي سردبيري مجله زن روز فعاليت مي‌کرد و به تدريج کارهاي طنز خود را در نشريه گل آقا و برنامه‌هاي راديويي منتشر کرد و وارد حوزه طنز شد. او همچنين چند اثر پژوهشي و فرهنگي چاپ کرده است.رؤيا صدر در سال 1388 کتابي به نام «طنز دات کام» را روانه دريافت مجوز کرد که بررسي تحليلي طنز در وبلاگ‌ها با نمونه طنزها بود که مجوز نشر نگرفت و صدر آن را در وبلاگ خود با عنوان طنز وبلاگي منتشر کرد. اين کتاب از سوي نشر چشمه ارائه شده بود. اين طنز پرداز ارديبهشت ماه 1390 نيز کتاب «شکرستان» را که به تحقيق و بررسي تحليلي آثار زنان طنزنويس در مجله‌ها و نشريه‌هاي طنز مي‌پردازد، از سوي نشر گل‌آذين منتشر کرده است. از او همچنين با نام مستعار"م.مالميرآبادي" در سال 1395 رمان طنز "شب‌هاي کوش‌آداسي" منتشر شده است.

مطلب پيش رو از نوشته هاي اين بانوي طنز پرداز است:

نجيب الله دهزاد از طنزنويسان معروف افغانستان است و چندين مجموعه طنز از او چاپ شده است. مجموعه کاريکلماتور: "افغانستان قلب آسياست، خون پمپ مي‌کند"، که از او در سال 1391 منتشر شده، اولين مجموعه کاريکلماتور در افغانستان نيز به‌شمار مي‌آيد. همچنين چند ماهي از انتشار دومين مجموعه کاريکلماتورهايش با عنوان:"جلد تاريخ ما به خارش خارجي مبتلاست" مي گذرد. من با نام و آثار نجيب‌الله دهزاد در جريان پژوهشي که در زمينه طنز افغانستان انجام دادم آشنا شدم. (حاصل اين پژوهش در سالنامه گل‌آقا در سال 1385 منتشر شد.) دهزاد در کاريکلماتورهايش دنياي وارونه و غريبي آفريده که گويي هيچ چيز آن سر جايش نيست و غريب‌تر آن‌که اين وارونگي بشدت واقعي است! کاريکلماتورهاي او بيش از آن که بر صناعات ادبي متکي باشد در پي ارائه پيام يا مفهوم و در بردارنده حکمتي است که مخاطب را به تفکر وا مي‌دارد. او در اين آثار دايره‌اي از تضادها را در برابر ديده مخاطب مي‌نشاند و در اين ميان همه چيز و همه کس را از صافي نگاه کاونده‌اش عبور مي‌دهد؛ از عشق و تنفر و سياست گرفته تا مرگ و زندگي و کائنات و مدعيان دين و دينداري: "در صنعت شرق دام سياست را از ريش مذهب مي بافند." نقدهاي او در عرصه دين و سياست در قياس با نويسندگان ايراني از صراحت بيشتري برخوردار است و پيچيدگي کلامي کمتري دارد. مثلاً: " با پول بهشت را نمي‌شود خريد، خدا را امٌا مي‌توان فروخت." و يا: "فشار فساد بلند رفت،دست قانون فلج شد." او در کاريکلماتورهايش نسبت به نويسندگان ايراني از مضامين اجتماعي بيشتري استفاده مي‌کند. همچنين آثارش بخصوص در قلمروهاي ممنوعه (مذهب،سکس و سياست) از وضوح و صراحت بيشتري برخوردار است که اين امر گاه از ارزش هنري‌شان مي‌کاهد. نگاه لطيف و شاعرانه او، همان که در وصفش مي‌گويد:" پاي نگاهم در زلفان يار مي پيچد" وقتي به صحنه سياست خونبار کشورش مي نگرد گزنده و تلخ و سياه مي شود و به گروتسک مي‌گرايد. او نمي‌تواند تعبير شاعرانه :" زيبايي هوا نبودنت را در چشمانم مي پاشد" را به کار ببرد ولي حرفي از اين نزند که: "رنگ سايه سياست سرخ است" و يا: "کبوتر صلح در هواي افغانستان ساچمه مي خورد." و يا: "خون افغانستان هميشه تازه است، ايکسپاير نمي شود." او زبان گوياي نگاه کابوس‌زده طنزنويسان کشوري است که زير بار قرن‌‎ها فشار و سختي و جنگ قومي و قبيله‌اي وخشونت از نوع طالباني آن زيسته‌اند. شايد عجيب باشد که بشنويد نام يکي از مهم‌ترين نشريات طنزمعاصرافغانستان، " زنبيل غم" است و يا "جشن جنازه" و "مرده هاي عصباني" نام دو مجموعه خواندني طنز دهه‌هاي اخير افغانستان است. وقتي بيشتر با آثار نويسندگان اين ديار آشنا شويد و ببينيد که چگونه طنز در آثار بزرگاني چون واصف باختري و يا محمدعلي سياه، رنگ هجو به خود مي‌گيرد و با تازيانه کلمات بر ذهن خواننده فرود مي‌آيد، به عمق معنا و مفهوم اين گفته که طنز، اجتماعي ترين بخش از ادبيات است و بيش از ديگر بخش‌هاي ادب و هنر از شرايط اجتماعي تأثير مي پذيرد پي مي‌بريد. همچنين به ارزش کار نجيب دهزاد و ديگر همکارانش که زير بختک مرگ و جنگ طنز نوشته‌اند تا دنيا را براي هموطنانشان جاي بهتر و قابل تحمل‌تري کنند.


 شرح عكس 

داور:‌ دفعه بعدي اگر خطا بكني همين جوري مي زنم توي سرت ها..... گفته باشم!


 طنز 

"بر لايک رفته"

کتاب بر لايک رفته، اثر حسام الدين مقامي کيا توسط نشر قاف به چاپ دوم رسيد.

به گزارش شيرين طنز، به نقل از نشر قاف، رقابت براي لايک گرفتن تمامي ندارد. راه‌هاي لايک گرفتن هم تمامي ندارد و به تعداد آدم‌ها راه هست براي اخذ لايک. «بر لايک رفته» کشکولي است از مطالب کوتاه، در تقليد طنزآميز از مطالبي که به قصد لايک گرفتن منتشر مي‌شوند؛ چه از آن نوع که در فضاي مجازي دست به دست و نقل محافل مي‌شود و چه از آن‌گونه که در بعضي نشريات سطحي نه‌ چندان معتبر و نه‌چندان راستگو به چاپ مي رسد.

حسام‌الدين مقامي‌کيا در «بر لايک رفته» نقيضه‌هايي بر اين نوع مطالب نوشته، با اين نيت که هم طنزآميز و چه‌بسا لايک‌خور باشند و مناسب براي حتي فوروارد کردن، و هم طعن و نقدي باشد به آن نوع از نوشته‌ها و از طرفي به بعضي زودباوري‌ها.

در ادامه بخشي از کتاب بر لايک رفته را با نام “در عيد ديدني چطور رفتار کنيم؟” مي خوانيم :

کدورت‌ها را دور بريزيد

قبل از هرچيز بدانيد که کينه مثل خوره روان شما را آهسته و در انزوا مي‌خورد و مي‌تراشد. پس کينه‌ها را دور بريزيد ولي حواس‌تان باشد کجا مي‌ريزيد؛ چشم به هم بزنيد اين سيزده روز تمام مي‌شود و باز سيصد‌و‌پنجاه‌و‌دو روز وقت خالي داريد براي تلافي.

منفي‌نگر نباشيد

سرماخوردگي‌هاي عيد نبايد باعث شود شما نزد ديگران از بيماري خود شکايت کنيد و خود را بدشانس بناميد. اصلاً بروز ندهيد. در عوض هيچ‌يک از دوستان و اقوام خود را از ابراز محبت با ماچ آبدار محروم نکنيد، به‌خصوص سالمندان و خردسالان را چند نوبت ببوسيد. آنها تشنه محبت‌اند. نتيجه ابراز محبت خود طي ديدارها را در بازديدها ارزيابي کنيد.

دست و دل باز باشيد

عيدي‌دادن تصوير دلنشين‌تري از شما ارائه مي‌کند ولي هميشه به ياد داشته باشيد که امضاي شما پشت اسکناس، به ارزش آن اضافه نمي‌کند. قبل از شما رئيس کل بانک مرکزي و وزير اقتصاد پشت همه اسکناس‌ها را امضا کرده‌اند و هيچ اتفاقي نيفتاده. اگر نمي‌خواهيد عيدي درست و حسابي بدهيد بيخود پول خط خطي
نکنيد.

سر صحبت را باز کنيد

سردي سکوت را بشکنيد، فاصله سزاي شما نيست. سعي کنيد معاشرتي باشيد. در عين حال به اين نکته توجه کنيد که ديگران خودشان سردي و گرمي هوا را مي‌فهمند و سازمان هواشناسي هم امسال شصتمين سال تأسيسش را جشن مي‌گيرد و براي همين کارها تأسيس شده. در عوض در صحبت‌ها به دانش ديگران بيفزاييد و چند مورد محرمانه از پرونده فک و فاميل را رو کنيد. در هنگام اطلاع‌رساني همواره به ياد داشته باشيد که اسنودن چگونه قهرمانانه خود را فداي جريان آزاد اطلاعات کرد.

وقت‌شناس باشيد

وقت‌شناسي از مهم‌ترين عوامل موفقيت به شمار مي‌رود. زمان مناسب را براي عيد‌ديدني انتخاب کنيد و بسته به اينکه وعده غذايي محبوب‌تان ناهار است يا شام، به ساعت يک ظهر و نُه شب توجه ويژه داشته باشيد. آداب تعارف را به جا بياوريد و با جمله «راضي به زحمت نيستيم» شروع کنيد. از آوردن کلمه کليدي «آخه» در ابتداي جمله غافل نشويد. سعي کنيد ملاحظه صاحب‌خانه را بکنيد و با «پس ساده برگزار کنيد» و «اومديم خودتونو ببينيم» آنها را از اقدامات پرزحمت منع کنيد. به آنها متذکر شويد که امروزه همه رستوران‌ها مجهز به دليوري هستند.


صد و دهمين نشست دگرخند با موضوع بررسي طنز دوره انقلاب برگزار مي شود

به گزارش شيرين طنز، به نقل از روابط عمومي دفتر طنز حوزه هنري، 110 اُمين نشست دگرخند به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامي با موضوع بررسي طنز دوره انقلاب با حضور ابوالقاسم صادقي، ناصر فيض، محمد صادق رحمانيان، دکتر عباس احمدي و سيد عمادالدين قرشي دوشنبه 21 فروردين ماه 1396 ساعت 17 در سالن آفرينشهاي ادبي حوزه هنري برگزار مي‌شود.

مهدي فرج اللهي مسوول و مجري دگرخند گفت: در صد و دهمين نشست دگرخند کتاب «هميشه استاد» رونمايي خواهد شد. کتاب «هميشه استاد» يادنامه ابوالقاسم حالت است که به اهتمام سيد عماد الدين قرشي توسط انتشارات سوره مهر و دفتر طنز حوزه هنري به تازگي منتشر شده است. در اين برنامه کتاب با امضاي نويسنده به حاضرين هديه مي‌شود.


 ايستگاه 

کاريکلماتور

ابوالقاسم صلح جو (پيرسوک) :

از “آگاهي”، مي ترسم!

*

"ماه"واره بود، بسويش پارازيت فرستادم!

*

به”يادِ”من”ماند”، به”خاطرِ”ديگري”رفت”!

*

تا جوّگير مي شوم، لاي? اوزون ترميم مي کنم!

*

وقتي”خود”ام را گم مي کنم، بي”خود”مي شوم!

*

براي خواباندن چک به حساب ام، در بانک لالايي خواندم!

*

تا تور دروازه لرزيد، داور بخاري آورد!

*

چون نتوانست از من چشم”بردارد”، گوش ام را بُريد!

*

تا دل ام را “بُرد”، خودم را”باخت”ام!

*

براي هندوان? “شيرين”، غش مي کرد فرهاد!

*

“عرق”سوز شده بود، از گراني بنزين!

*

مرض”شيرين”داشت، فرهاد!

*

“چه گوارا”ست، چايِ پس از سيگار برگ!

*

تا داغ مي کنم، “پروانه”دُور ام مي چرخد!*

با يک نيش”ترمز”، “گاز”اش را گرفت!

*

يورش خودسرانه به پسته هاي”خندان”، مهماندار نوروزي را “گريان” کرد!

*

براي شب عيد آدم، حوّا دلمه کرد، برک مُوي را که ستر عورت کرده بود!

*

عاشق آن مهمان نوروزي هستم که خبرش پيش از سال تحويل برسد!

*

بابا آب مي داد تا وقتي با يارانه ها ايزوگام اش کردند!

*

دو امتياز گرفتم، با “خاک” کردن يادت!

*

سخنران براي شنوندگان، يک دهان خفه شد!

*

گاهي آنقدر”محو”ات مي شوم که فراموش مي کنم در خيال ام هستي!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون