جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3875- تاریخ : 1396/01/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)


"خودآگاهي" مهارتي فردي و اجتماعي


تابلوي موناليزا ، تاريخ و اهميت آن


محاسبات تلفني!!


يادداشت


حكايت


پندهاي زندگي


داستانك


 "خودآگاهي" مهارتي فردي و اجتماعي  

قسمت اول

خودآگاهي» توانايي شناخت خود و آگاهي از خصوصيات،نقاط ضعف و قوّت،خواسته‌ها، ترسها و انزجارهاست.براي اكثر ما توصيف ويژگي‌هاي اخلاقي و رفتاري خود براي ديگران،كار سخت و دشواري است. پاسخ به اين سوال كه چه كسي هستيم،چندان آسان نيست.اكثر ما فقط در مورد ويژگي‌هاي كلي و عمومي خود مثل سن،جنس،نام خانوادگي تحصيلات،وضعيت شغلي و ... خود صحبت مي‌كنيم. اما از ويژگي‌هاي شخصيتي و رفتاري خود اطلاعات كافي و مناسبي نداريم. نمي‌دانيم كه چه كارهايي را مي‌توانيم به خوبي انجام دهيم؟ چه ويژگي‌هاي اخلاقي خوب و مثبتي داريم؟چرا و تا چه حد مهربان هستيم؟ چه ويژگي‌هاي منفي اخلاقي و رفتاري داريم.رشد خودآگاهي به فرد كمك مي‌كند بفهمد که تحت فشار و استرس هست يا نه. چرا که آگاهي از ميزان استرس يا آرامش پيش شرط ضروري در روابط اجتماعي و بين فردي موثر و همدلانه‌ است.

هديه ي مهارت خودآگاهي به ما چيست؟

با اتکا بر نقاط قوت خود مي توانيم براي برطرف کردن نقاط ضعف خود تلاش كنيم. آگاهي از نقاط ضعف باعث مي‌شود كه فرد بتواند تسلط بيشتري بر خود داشته باشد. احساسات خود را بشناسيم. فردي كه از احساسات خود آگاه است،مي‌تواند آن ها را كنترل و هدايت كند. از نيازهاي خود آگاه مي شويم و مي آموزيم كه با روش هاي درست و اخلاقي، نيازهاي خود را برطرف کنيم. اهداف واقعي زندگي خود را شناخته و راه هاي رسيدن به آن ها را دنبال مي کنيم. در پي اهداف غيرواقعي،تخيلي و بيش از اندازه كمال‌گرايانه بودن،موجب احساس ناکامي و خشم در ما مي شود. خودآگاهي به ما احساس ارزشمند بودن مي دهد و ما را به سوي ارزش هاي واقعي در برابر ارزش هاي دروغين هدايت مي کند.با اين روي کرد، ما از زندگي خود احساس رضايت کافي خواهيم داشت.


شناخت احساسات

در خودآگاهي، شناخت " احساسات" اهميت ويژه اي دارد. وقتي خود و احساسات مان را به خوبي بشناسيم،مي توانيم زندگي موفق تر و در نتيجه حس رضايت مندي بيشتري داشته باشيم.

ويژگي هاي فردي که احساس خوبي نسبت به خود دارد:

- چنين فردي خصوصيات مثبت،توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد و به آن‌‌ها افتخار مي‌كند.

- او از ويژگي هاي منفي و نقاط ضعف خود آگاه است ، آن ها را مي پذيرد و در اصلاح آن ها مي کوشد.

- موفقيتها و شكست هاي خود را مي‌شناسد و مي‌پذيرد.

- به خود و ديگران احترام مي‌گذارد.

- براي رسيدن به اهداف خود تلاش مي‌كند.

شما نسبت به خود چه احساسي داريد؟

- آيا شاد و راضي هستيد و حس هاي خوبي درباره ي خود داريد؟

- آيا تا به حال پيش آمده که فکر کنيد ديگران از شما بهترند و اي کاش شما به جاي آن ها بوديد ؟

- از اين که بفهميد ديگران چه خصوصياتي را در شما مي پسندند و چه ويژگي هايي را در شما قبول ندارند،چه احساسي به شما دست مي دهد؟

- آيا از نقاط قوتي که اکنون از وجود آن ها در خود آگاه هستيد،پيش از اين بي اطلاع بوديد؟

-آيا براي تان پيش آمده که در خود نقطه مثبت و قوتي را ببينيد و بشناسيد اما هرگز از سوي کسي به آن اشاره نشده باشد؟ در اين صورت احساس اندوه و نا اميدي کرده ايد؟

- از چه روش هايي براي شناساندن نقاط قوت استعداد ها و توان خود به ديگران استفاده کرده يا مي کنيد؟

- آيا پيش آمده که بيش از يك نفر به ويژگي هاي مثبت شما اشاره كرده باشد؟

ادامه دارد.....


 تابلوي موناليزا ، تاريخ و اهميت آن 

موناليزا که به لبخند ژوکوند نيز شهرت دارد،نام يکي از معروف‌ترين تابلوهاي نقاشي لئوناردوداوينچي هنرمند مشهور ايتاليايي است که با رنگ‌ و روغن بر روي صفحه چوب سپيدار نقاشي شده‌است.اين اثر استثنايي در طول تاريخ چندين بار ربوده‌شده، و با اين‌که بيش از 500 سال از زمان خلقش مي‌گذرد،اما آسيب چنداني نديده‌است.موناليزا هم‌اکنون در تملک دولت فرانسه است و در موزه لوور پاريس نگهداري مي‌شود.تابلوي مشهور لبخند ژوکوند به دليل لبخند بسيار مرموز موناليزا و همچنين سبک نوين نقاشي لئوناردو داوينچي در آن زمان،به شهرت جهاني رسيد. داوينچي سفارش نقاشي اين اثر را بين سال‌هاي 1503 تا 1506 دريافت کرد،اما آن را به موقع تحويل نداد و چند بار آن را عوض کرد.به گفته جورجيو واساري، (يکي از هم دوره‌اي‌هاي داوينچي) او پس از چهار سال تأخير نقاشي را ناتمام رها کرد؛که چنين رفتاري در بسياري از نقاشي‌هاي لئوناردو ديده مي شود.اين اثر يکي از پر آوازه‌ترين چهره فردي (پرتره) جهان است.ابهام اين چهره نتيجه علاقه داوينچي به سايه روشن کاري است.داوينچي اين چهره را درون يک هرم قرار داده و سه لکه بزرگ روشنايي در اثر بوجود آورده‌است.ترکيب‌بندي صحيح،رنگ‌پردازي مناسب،تأکيد بر عنصر انساني،تصوير سه بعدي و نمايي علمي از سايه روشن کاري از ويژگي‌هاي اين اثر است؛که باعث زيبايي آن شده‌است.منظره کمي از بالا و چهره کمي از پايين ديده‌شده‌است.داوينچي چهار سال روي اين اثر هنري کار کرد و پس از اتمام نقاشي در سال 1507 اين تابلوي زيبا فلورانس را ترک و در سال 1516 هنگامي که تابلو موناليزا را در چمدان‌ خود داشت وارد فرانسه شده و آن را به پادشاه وقت فرانسه فرانسيس اول فروخت.به مرور زمان اين اثر زيبا به شهرهاي مختلف فرانسه نقل مکان کردتا اين که پس از انقلاب فرانسه موناليزا موزه لوور را به‌عنوان خانه خود انتخاب کرد.در سال 1956 شخصي اقدام به پاشيدن اسيد به قسمت پاييني تابلو مي کند.ترميم اين آسيب،سال‌ها به طول انجاميد.


 محاسبات تلفني!! 

تست هوش امروز

سعي کنيد به صورت کاملا ذهني و در کمتر از 30 ثانيه،محاسبات لازم را در پاسخ به اين سوال انجام دهيد:

يک تلفن روميزي داريم،حاصل ضرب همه اعداد روي شماره گير آن چند خواهد بود؟

منبع:آي هوش

پاسخ تست هوش روز قبل

به ترتيب از چپ به راست: 4 و سپس 2


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

ساکت باش!حرکت نکن!تمرکز کن!

سيوا

اين بار،بر خلاف هميشه،شما را دعوت مي کنم به نشستن و کمي آرام گرفتن!درگوشه ي ساکت و دنجي(به خصوص گوشه اي که مطمئن باشيد کسي بي هوا وارد آن نمي شود)آرام بنشينيد و سعي کنيد به چيزي فکر نکنيد.نه به جايي که از آن آمده ايد و نه به جايي که قرار است به آن جا برويد.به کارهايي که بايد انجام دهيد يا انجام نداده ايد هم فکر نکنيد.ببينيد مي توانيد به اين " ذهن " وراج و پرحرف تان فرمان بدهيد که ساکت باشد؟

داستان ما اين است که يا خودمان مدام در حال حرف زدن با دور و بري هاي مان هستيم،يا ذهن مان درگير يک مکالمه و گفت و گوي بي پايان است.در تمام طول روز و حتي شب ها در خواب،اين ذهن از حرف زدن باز نمي ايستد.يا مدام در حال ايراد گرفتن از " منِ " ماست،يا دارد براي آينده نقشه مي کشد و يا دارد نسبت به آن چه در گذشته هاي دور يا نزديک اتفاق افتاده،غصه مي خورد و عزاداري مي کند. حتي وقتي مشغول يک کار خوشايند هستيم،يا داريم يک کار جدي انجام مي دهيم،ذهن ما به طور خودکار،وراجي اش را ادامه مي دهد.بدون توقف و بدون استراحت،قضاوت مي کند،حکم صادر مي کند.تصميم مي گيرد.تهديد مي کند.و در نهايت،همچنان که او هنوز مشغول سخنراني ناتمام خود است،ما گيج و خسته به خواب مي رويم. بنشينيد و حرکت نکنيد.به هيچ چيز فکر نکنيد.اصلا طوري باشيد که انگار هيچ کاري براي انجام دادن وجود ندارد.زمان ايستاده است و شما در اين لحظه از زمان،نه شخص خاصي هستيد و نه چيزي داريد. چنين چيزي ممکن است؟ مي توان اين گفت و گوي ذهني را ساکت کرد و آن گاه وارد يک سکوت عميق شد؟ سکوتي که در آن هيچ کس و هيچ چيز حضور ندارد. حتي " من " هم در آن جا نيست. زيرا " من " را ذهن با کلماتي که توليد مي کند،مي سازد،آن را جلوي چشم ما مي گيرد و مي گويد اين تو هستي.بسياري از ما در طول زندگي مان آن " مني " هستيم که ساخته و پرداخته ي ذهن ماست. خودمان نيستيم." خود ما " در سکون و سکوت مسکن دارد.در آرامش مطلق. تمام تلاش عارفان و سالکان و دانشمندان،دست يافتن به اين سکوت دروني و حضور مداوم در آن بوده و هست.اما متاسفانه،تعداد کمي از انسان ها توانسته اند به اين سکون و سکوت دست يابند و رستگار شوند.تعدادشان آن قدر کم است که تقريبا همه شان را مي شناسيم؛چون نام شان در تاريخ مانده است!

ذهن خرده گير و عبوس و قضاوت گر ما انسان ها،آن موجودي است که جهان را به شکلي که امروز هست،درآورده است؛جهاني نا ايمن و متشنج و درگير گفت و گو هاي خشن و محکوم کننده و زد و خوردهايي که از پس کلمات تندي که ذهن ساخته است مي آيند. درست است.رسيدن به سکون و سکوت و متوقف کردن ذهن،کار بسيار مشکلي است. اما... از جاي تان بلند نشويد.گاهي به خودتان فرصت تمرين و تمرکز بدهيد.حداقل مي توانيد در اين خلوت،به تماشاي تقلاهاي ذهني خود بنشينيد و با ترفندهايش آشنا شويد!


 حكايت 

انعکاس زندگي

پسر و پدري در کوه قدم مي زدند که ناگهان پاي پسر به سنگي گير کرد به زمين افتاد و داد کشيد: آ آ آ ي ي ي!!

صدايي از دور دست آمد: آ آ آ ي ي ي!!

پسرک با کنجکاوي فرياد زد: کي هستي؟

پاسخ شنيد: کي هستي؟

پسرک خشمگين شد و فرياد زد: ترسو!

باز پاسخ شنيد: ترسو!

پسرک با تعجب از پدرش پرسيد: چه خبر است؟

پدر لبخندي زد و گفت: پسرم توجه کن و بعد با صداي بلند فرياد زد: تو يک قهرمان هستي!

صدا پاسخ داد: تو يک قهرمان هستي!

پسرک باز بيشتر تعجب کرد.

پدرش توضيح داد: مردم مي گويند که اين انعکاس کوه است؛ولي اين در حقيقت انعکاس زندگي است.هر چيزي که بگويي يا انجام دهي زندگي همان را به تو پاسخ مي دهد.

اگر عشق بخواهي عشق بيشتري در قلبت به وجود مي آيد و اگر به دنبال موفقيت باشي آن را حتمآ به دست خواهي آورد.هر چيزي را که بخواهي زندگي همان را به تو خواهد داد.

منبع:mgfree


 پندهاي زندگي 

با بادهاي مخالف، اوج بگير

عقاب، وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود کند،در لبه ي يک صخره،به انتظار يک اتفاق مي نشيند.مي دانيد اتفاق چيست؟ توفاني که از روبه رو مي آيد.عقاب،به محض اين که آمدن گردباد را حس کرد،بال هاي خود را مي گشايد و اجازه مي دهد باد او را با خود بلند کند.به محض اين که توفان، قصد سرنگوني عقاب را کرد،اين پرنده ي بلندپرواز،سر خود را به سوي آسمان بلند مي کند و عمود بر توفان مي ايستد و مانند گلوله ي توپي،به سمت بالا پرتاب مي شود. با کمک باد مخالف،اوج مي گيرد تا به ارتفاعي که مي خواهد برسد و آن گاه با چرخش خود به سوي قله،در بالاترين نقطه ي کوهستان،مأوامي گزيند و منتظر حادثه مي ماند،حادثه اي که براي پرندگان در روي زمين،يک مصيبت و بلاست.او منتظر توفان مي نشيند تا از انرژي پنهان در آن، براي اوج گرفتن استفاده کند.

روزهايي هست که راه نجات،ياد گرفتن بلند پروازي از عقاب است.

منبع:sibsketch/ مسعود لعلي


 داستانك  

مسافريم

جهانگردي به دهکده اي رفت تا زاهد معروفي را زيارت کند و ديد که زاهد در اتاقي ساده زندگي مي کند. اتاق پر از کتاب بود و غير از آن فقط ميز و نيمکتي ديده مي شد.

جهانگرد پرسيد: لوازم منزلتان کجاست؟

زاهد گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد گفت:من اينجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون