جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3861- تاریخ : 1395/12/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)


تپ اخترها ، ستاره هايي فروپاشيده


عجيب ترين موزه ي جهان : موزه ي آثار بد !


جنگل آمازون ، يکي از عجايب هفت گانه


گنده تر از دروغ


اما خبر


سرمقاله


 تپ اخترها ، ستاره هايي فروپاشيده  

ستاره هاي تپنده ستاره‌هاي نوتروني (با قطر بين 20 تا 30کيلومتر)با ميدان مغناطيسي بسيار قوي (با توان حدود 100 ميليون تسلا)و چرخاني هستند که پرتو موج هاي راديويي را که شايد در زمين به صورت تپش دريافت شوند، منتشر مي‌کنند.
تپ اخترها ميراث مرده ستارگان پرجرم محسوب مي شوند.چيزي که تپ اخترها سرعت چرخش فوق العاده زياد و ميدان مغناطيسي عظيمي دارند.تپ اخترها، در واقع ستاره هاي نوتروني چرخان هستند. آن ها انرژي را از قطب هاي مغناطيسي شان به بيرون ساتع مي کنند؛ اما به دليل اين که محور چرخشي و محور مغناطيسي آن ها بر هم منطبق نيست و نيز به دليل چرخش فوق العاده سريع ما اين تابش مغناطيسي را به صورت ضربان هايي با فواصل زماني يکسان مي بينيم؛ چيزي مثل يک فانوس دريايي. البته براي مشاهده يک پالسار( تپ اختر ) زمين بايد در راستاي يکي از قطب هاي آن قرار بگيرد تا تابش ها را دريافت کند.نخستين تپ اختر در سال 1967، به وسيله گروهي از اخترشناسان دانشگاه کمبريج و توسط جوسلين بل، کشف شد. اين کشف براي دانشمندان روشن ساخت هنگام رمبش يک ستاره ي پرجرم ، چه بر سر ستاره مي آيد. اعتقاد دانشمندان بر اين است که احتمالا همه ي تپ اخترها، مغز رمبيده ي ستاره هايي هستند که به صورت ابرنواختر منفجر شده اند.

منابع: universetoday , Pulsar


 عجيب ترين موزه ي جهان : موزه ي آثار بد ! 

Bad Art موزه ي آثار هنري بد، يکي از موزه‌هاي عجيب و غريب است که شما مي‌توانيد آثار هنري بد، زشت و منسوخ شده را در آن بازديد کنيد.دنيا از انواع آثار هنري بد انباشته است اما همه ي کارهاي هنري بد به قدر کافي بد نيستند که بتوانند به موزه ي هنرهاي بد راه يابند، زيرا بدي اثر بايد کاملا صادقانه رخ داده باشد. موزه هنرهاي بد MOBA که در سال 1994 بنياد گذاشته شده توجه منتقدان آثار هنري گرفته تا پژوهشگران دانشگاه هاروارد را به خود جلب کرده است.اين موزه تاکنون دو کتاب نيز درهمين زمينه چاپ و منتشر کرده است.يکي به نام "موزه هنربد: آثار هنري بدي که بتوان ناديده شان گرفت" و ديگري کتابي با نام "موزه هنرهاي بد: شاهکارها"!ايده ي اصلي شکل‎گيري اين موزه در يک اثر نقاشي به نام"لوسي درمزرعه و ميان گل‎ها "بود که نخستين بار توسط يک دلال آثار عتيقه به نام "اسکات ويلسون "در سال 1994 درميان انبوهي از زباله يافت شد.مسئول اين موزه معتقد است که بايد کليه ي آثار خوب و بد براي آيندگان حفظ شده و به آن ها منتقل شود.شايد براي نسل‌هاي آينده چيزي به نام زشت و زيبا و خوب و بد وجود نداشته باشد.جالب است، بدانيد بسياري از آثاري که در اين موزه وجود دارند، بسيار مشهور و معروف هستند وجالب‌تر آن که شما هم مي‌توانيد آثار هنري بد خود را در آن جا به نمايش گذاريد!


 جنگل آمازون ، يکي از عجايب هفت گانه  

آمازون، نام جنگل بسيار وسيعي در شمال آمريکاي جنوبي است.اين منطقه ي جنگلي که رودخانه ي آمازون نيز از ميان آن مي‌گذرد بخش‌هايي از کشورهاي برزيل، اکوادور، گويان، کلمبيا، ونزوئلا، بوليوي، پرو و سورينام را در برمي‌گيرد.بيشترين بخش جنگل‌هاي آمازون در خاک برزيل با 61 و پرو با 29مساحت کلي جاي دارد.بيش از نيمي از تمامي جنگل‌هاي باراني باقي‌مانده در جهان در آمازون قرار دارد.اهميت جنگل آمازون در تنوع زيستي گونه‌هاي گياهي و جانوري آن، و همچنين در نقش مهم اين جنگل در جذب گاز دي‌اکسيد کربن از هوا و توليد اکسيژن به جاي آن است.جنگل آمازون حدود نيمي از اکسيژن جو زمين را توليد مي‌کند.برخي آنرا «ريه‌هاي کره زمين» مي‌نامند.در نيم قرن گذشته جنگل باراني آمارون تقريباً بيست درصد کوچکتر شده است.

منبع : beytoote


 گنده تر از دروغ 

تخفيف

مهدي طوسي

مي گويند قرار بر اين شده كه مهدي رحمتي بعد از اينكه نتوانست در دروازه استقلال تهران قرار داشته باشد برود و در دروازه دولاب تهران كه يك منطقه قديمي و از حسن اتفاق فوتبال خيز هم هست قرار بگيرد تا از آمادگي بدني خارج نشود و بتواند هر كاري را كه فكر مي كند بايد براي دروازه دولاب و دروازه استقلال انجام بدهد را در اوج آمادگي انجام بدهد!

گفته مي شود كه شهرداري تهران به او گفته براي حضور در دروازه دولاب بايد مبلغي را بپردازي كه همه جهت حضور در اين دروازه مي پردازند و ما براي شما تخفيفي قائل نخواهيم شد!


 اما خبر 

ساخت چشم مصنوعي در مهندسي پزشکي

گروهي از محققان مهندسي پزشکي biomedical engineering دانشگاه «موناش» در کليتون استراليا، توانسته‌اند با استفاده از تکنولوژي جديد ، به طور کلي سيستم بينايي را دور زده و تا حدودي بينايي افراد را به آن ها بازگرداند.در اين تکنولوژي جديد، تصاوير ضبط شده را به صورت ساده شده و در 500 پيکسل به افراد نابينا نشان مي‌دهند.يک دوربين ديجيتال تصاوير را به ريزپردازنده‌اي مي‌فرستد و اين تصاوير پس از پردازش تصوير، به مغز فرستاده مي‌شوند.اين تکنولوژي مي‌تواند حتي به افرادي که چشم ندارند، توانايي ديدن اهدا کند. «آرتور لاوري» از محققان دانشگاه کليتون است و روي اين ايده‌ي جديد کار مي‌کند ، مي‌گويد:‌ “اصلا لازم نيست حتي حدقه‌ي چشم داشته باشيد.“ساخت چشم مصنوعي در مهندسي پزشکي biomedical engineering شايد ابتدايي و محدود به نظر برسد، اما براي کساني که توانايي ديدن‌شان را از دست داده‌اند مي‌تواند بسيار مهم باشد.

منبع : iranianbme


 سرمقاله  

والديني جا مانده و باز مانده از فرزندان

آذر فخري

سير تغيير و تحولات فرهنگي ، تکنولوژيکي و نيز تحولات فکري در برداشت هاي ديني و مذهبي در جهان به گونه اي است ، که با فاصله ي يک بازه ي زماني ده ساله حتي ، نسل ها از هم فاصله مي گيرند و دچار تضاد در انديشه و فرهنگ و کردار مي شوند. در چنين سرعت و شتابي که جهان امروز و جهانوندان تجربه مي کنند رابطه ي تربيتي والدين و فرزندان نيز به طرز عجيبي مغشوش شده و از شکل سنتي ، عادي و مانوسش خارج شده است؛ چنان چه گاهي مشاهده مي شود که رابطه ي تربيتي و آموزشي بين والدين ، مربيان و معلمان با فرزندان ، کاملا قطع شده و آنان تنها هم خانه و هم زيست هايي هستند که الزامات هم خوني و وابستگي هاي مالي و اجتماعي آنان را در کنار هم نگه داشته است و به محض برآورده شدن اين نيازها ، فرزندان خانه ي والدين را ترک کرده و ترجيح مي دهند تنها زندگي کنند.

اين واقعيت کتمان ناپذيري است که بالاخره زمان آن رسيده که هم آن را بپذيريم و هم با تبايع و پي آمدهايش رو در رو شويم. به نظر مي رسد در برخورد با اين پديده ، بيشتر اين والدين هستند که به امداد و هم فکري نياز دارند تا بتوانند با کمترين آسيب، خود را با چنين شرايطي وفق دهند. آنان اکنون با مسائلي مواجهند که به تنهايي و بدون ياري روان کاوان و جامعه شناسان نمي توانند آن ها را حل و هضم کنند. فرزندان ، ديگر از آن والدين خود نيستند. آنان با شتاب و خودسرانه در تلاش اند تا هر چه زودتر از سيطره کنجکاوي ها و دخالت ها و پرسش هايي که حق طبيعي والدين است رها شوند و خود به تنهايي با مسائل جديدي رو به رو شوند که معتقدند والدين شان درک و دريافتي از آن ها ندارند.

ساده ترين اتفاقي که بين اين دو نسل افتاده ، وابستگي تکنولوژيکي والدين به فرزندان است. والدين بسياري براي کنار آمدن با فن آوري هاي ارتباطي جديد و استفاده از اسمارت فون ها و حتي وسيله ي ساده شده اي مثل کامپيوتر ، به دانش و توانايي مدام به روز شده ي فرزندان خود نيازمندند و تقريبا بدون کمک آنان نمي توانند از اين وسايل آن چنان که بايد و شايد استفاده کنند. در واقع والدين چنان درگير تامين نيازهاي جديد و عجيب و غريب فرزندان هستند که ديگر فرصتي براي همراهي و هم دانشي با آنان ندارند و به طور طبيعي دچار نوعي عقب ماندگي فني و تکنيکي مي شوند، معضلي که به نظر مي رسد با شتاب و انقلاب هاي فزاينده اي که در اين عرصه اتفاق مي افتد،حل شدني نيست.

جامعه ي ما ، ناگزير و ناخواسته ، مثل همه ي مواردي که مربوط به " آينده پژوهي " مي شود ، با موردي غافلگير کننده در مسائل نوجوانان و جوانان خود رو به رو شده است و البته کمتر کسي هم هست از متخصصان و دانايان و کارشناسان که دغدغه اي در اين زمينه داشته باشد. چون خود همين کارشناسان و دانايان جامعه نيز در شمار همان والديني قرار دارند که به شدت نيازمند ياري و دستگيري فرزندان شان در امر به روزشدگي و استفاده از وسايل ارتباط جمعي هستند!

a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون