جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3848- تاریخ : 1395/12/02 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

عليرضا لبش مطرح کرد؛
مسخره ‌بازي به‌ جاي طنز در فضاي مجازي


الکي... مثلا ما عيد داريم!


ايستگاه


طنز


شرح عكس


 عليرضا لبش مطرح کرد؛
 مسخره ‌بازي به‌ جاي طنز در فضاي مجازي 

عليرضا لبش مي‌گويد: چيزهايي که به عنوان طنز در فضاي مجازي منتشر مي‌شود بيشتر به سمت مسخره‌بازي پيش مي‌رود.

اين شاعر و طنزپرداز در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين‌که هر اتفاقي وجوه مثبت و منفي دارد، درباره تأثير فضاي مجازي بر طنز گفت: ما دچار عقب‌ماندگي فرهنگي هستيم و عقب‌ماندگي فرهنگي فحش نيست؛ مسئله است، عقب‌ماندگي فرهنگي يعني يک فرهنگ مادي وارد کشور مي‌شود اما فرهنگ معنوي آن وارد نمي‌شود.

او در ادامه افزود: تلفن همراه و شبکه‌هاي مجازي در کشور ما توليد نشده بلکه وارد جامعه شده‌اند اما متأسفانه فرهنگ استفاده از آن‌ها وارد کشور ما نشده است. جامعه ما بيشترين استفاده را از فضاي مجازي در دنيا دارد و مردم ساعت‌هاي زيادي براي آن وقت مي‌گذارند اما در جوامع ديگر زمان محدودي براي آن صرف مي‌شود و افراد صرفا براي انجام کارهاي شخصي‌شان به آن مراجعه مي‌کنند. اين موضوع در ايران به معضل اجتماعي تبديل شده است.

لبش خاطرنشان کرد: کساني که فرصت ابراز وجود نداشتند و درگير مافياي نشر بودند با آمدن فضاي مجازي اين فرصت را پيدا کردند. ما قبلا در صنعت نشر و پخش کتاب دچار هژموني بوديم که بعد از آمدن فضاي مجازي اين هژموني تا حدي شکست. وبلاگ نوشتن خوب بود، در واقع فضاي عاقلانه و معتدلي بود؛ اما با رفتن به سمت تلگرام و اينستاگرام، اين فضاي عاقلانه از بين رفت و لايک و فالوئر معيار خوب بودن اثر و هنرمند شد.

اين شاعر و نويسنده افزود: هدف اصلي طنز مطرح کردن مشکلات مردم و رساندن انتقاد ‌آن‌ها به گوش جامعه، سياستگذاران و دست‌اندرکاران امور است و هدف فرعي آن ايجاد زيبايي و لذت هنري و در نهايت ساختن فرصت التذاذ هنري در قشر فرهيخته و شکل دادن سرگرمي براي عامه مردم است. در جامعه ما تقريبا سرگرمي خاصي وجود ندارد و اين شب‌هاي شعر براي مردم نعمتي است.

او در پايان ابراز اميدواري کرد طنزپردازان به تعريف درستي از طنز برسند و طنز درست را معرفي کنند و گفت: طيف‌هاي مختلفي در طنز داريم که اختلاف سليقه و نظر و حتي اختلاف عقيده دارند. اين اختلاف‌ها خوب است و باعث رشد مي‌شود اما اين‌ها نبايد باعث دشمني شود.


 الکي... مثلا ما عيد داريم! 

سعيد ترشيزي

اشاره: سعيد ترشيزي از طنز پردازان جوان است. او در تعداد بسياري از جشنواره هاي طنز به مقاماتي رسيده( البته منظور از مقامات، مقامات سياسي نيست، بلکه مقام نخست و در برخي اوقات غير نخست بوده!) و از قبل اول و دوم شدن جايزه و لوح تقديري را دريافت کرده. او در حال حاضر با نشريات کشور کار مي کند و براي خودش ستوني صفحه اي چيزي را در روزنامه ها دست و پا کرده! طنز مقابل نمونه اي از آثار قلمي اين طنز نويس خوش ذوق خراساني است. با اين مقدمه اي که خودش درباره خودش گفته مطلبش را بخوانيد: "خداوند را شاکر هستم که مرا وسيله اي جهت شاد کردن بندگانش قرار داد ..."

امسال همه عيد ندارند... شما چطور؟! البته همه ي همه که نه... آن 30درصد دهک هاي بالابالاي جامعه که قرار بود يارانه شان قطع شود ولي هنوز نشده ممکن است يک نيمچه عيدي داشته باشند ولي بقيه مردم که همچون بيگلي بيگلي در زير بار گوريل انگوري تورم گرفتار شده اند عيد ندارند يعني خودشان را به آن راه مي زنند تا عيد بيايد و برود چون عيد هزينه دارد... هزينه پول لازم دارد... رسيدن به پول هم رابطه مي خواهد؛ از آن رابطه ها... مثل رابطه با خاوري چيزي؛ البته نه از آن خاورها که همگام با شير سماور در ارتباط مستقيم با داور است بلکه خاوري که با خاوري از پول خاورميانه را به مقصد کانادا ترک کرد. پس اگر ارتباطي با خاوري و محتکر و مختلس نداريد، شما هم عين ما امسال عيد نداريد. البته از ديرباز فکر و انديشه ايرانيان آنقدر خوب عمل کرده که نه تنها در راه سوء بلکه گاهي در راه خير هم به دادشان رسيده؛ پس شماي ايراني! اگر کمي فکرتان را به کار بيندازيد مي توانيد با کاهش هزينه هاي عيد، امسال هم اداي عيد داشتن را درآوريد و بگوييد: «الکي... مثلا ما عيد داريم»!

به طور مثال آجيل عيد متشکل از تخمه با يکسري مغوز(!) مثل مغز پسته و بادام و فندوق است که مي شود آن مغوز که فرعيات است را فاکتور بگيريد و بچسبيد به اصل که تخمه است. تخمه را هم لازم نيست از آجيل فروشي بخريد چرا که فقط کافي است يک ماه قبل از عيد يک عدد تخمه را در باغچه اي گلداني جايي بکاريد و يک پارچ آب حرامش کنيد تا گياه آفتابگردان از آن برويد و تخمه دهد، بعد تخمه ها را جدا کرده، با مقاديري آب و نمک تفت دهيد و به عنوان آجيل عيد بگذاريد جلوي ميهمانان تا تقّ تق بشکنند و حالش را ببرند. در خصوص ميوه عيد هم که از مقوله هاي کمرشکن مي باشد فقط لازم است تغييري جزئي در نوع ميوه بدهيد يعني شما برويد ميوه تان را بخريد ولي خدا که فقط پرتقال و سيب و موز را خلق نکرده، حتما از اوضاع اقتصادي اين روزهاي مملکت ما خبر داشته که زالزالک را هم آفريده و قاطي ميوه ها جا زده پس برويد زالزالک بخريد و بگذاريد جلوي ميهمانان. هم ميوه است و هم در بدترين حالتش اگر ميهمان خيلي پررو و گشنه باشد و به جاي يکي دوتا، يک مشت بردارد، باز هم به اندازه يک قاچ سيب هزينه از جيبتان نرفته است. مي ماند شيريني و شکلات عيد که راه برون رفت از اين بحران را هم بايد در متون عرفي قديم اين مرز و بوم جستجو کرد. در گذشته رسم بر اين بود که وقتي خانواده دختر پول نداشت جهيزيه جور کند يا پسر و خانواده اش خرج عروسي را جور نکرده بودند به بهانه مردن پدر بزرگ، خان عمو يا يکي از بزرگان فاميل، مجلس عروسي را عقب مي انداختند تا پول از يک جايي برسد، حالا شما هم با بهره گيري از اين ترفند مي توانيد به بهانه فوت ننه باباي همسايه بغلي تان و با اين استناد که اگر او شما را شيريني و شکلات به دست مي ديده دلش مي شکسته و دلخوري پيش مي آمده، خودتان را از خريد اين قبيل تنقلجات هم معاف داريد.

مخلص کلام اينکه امسال يا عيد نداريد و يا الکي... مثلا عيد خواهيد داشت!


 ايستگاه 

خبر طنز؛

عرب اميري : افراد زيادي بدون تخصص وارد عرصه طنز شده اند

يک طنزپرداز با بيان اين‌که شعر طنز يک تخصص است گفت: افراد زيادي که تخصص طنز ندارند وارد اين حوزه شده‌اند، افرادي که به خاطر خرده‌نمکي که دارند، اسم‌شان شده شاعر طنزپرداز و وقتي کتاب چاپ مي‌کنند ضعف شعرشان مشخص مي‌شود.

نسيم عرب‌اميري – شاعر طنزپرداز – در گفت‌وگو با ايسنا درباره تأثير شب‌هاي شعر بر طنز، با بيان اين‌که نفس شکل‌گيري اين برنامه‌ها خوب است گفت: ابوالفضل زرويي نصرآباد اولين شب‌هاي شعر طنز را در حوزه هنري با عنوان «در حلقه رندان» پايه‌گذاري کرد که اين مسئله باعث شد افراد زيادي جذب اين حوزه شوند.

عرب‌اميري با اشاره به گسترش شب‌هاي شعر طنز افزود: اتفاقي که الان رخ مي‌دهد به نظر من آسيب‌زاست. تمام فرهنگسراها شب شعر طنز برگزار مي‌کنند که اين مسئله باعث شده افرادي که حتي اصول شعر را نمي‌دانند و فکر مي‌کنند بانمک‌ هستند جذب شعر طنز شوند. خيلي‌ها صلاحيت عنوان شاعر طنز را ندارند و اصول شعرشان درست نيست. اين‌ها از تبعات برگزاري شب‌هاي شعر طنزاست.

اين طنزپرداز خاطرنشان کرد: طنز نوعي رندانه‌گويي است و هرچيزي را نبايد به عنوان طنز مطرح کرد. شعري که صريح و عريان باشد و مشخص باشد که نويسنده چه مي‌خواهد بگويد واقعا طنز نيست. نمي‌گويم چيز بدي است، شايد هجو و هزل يا فکاهه خوبي باشد، اما طنز نيست. اگر نام برنامه‌ شب شعر طنز باشد نبايد هجو و هزل در آن خوانده شود.


ندا شاه نوري :

زنانه‌ نويسي در مورد طنز امتحان خود را پس نداده است

به گزارش ايبنا در نشست‌‌هاي «سه‌شنبه‌هاي کتاب طنز» رضا ساکي، طنزپرداز گفت: طنز براي ما طنز‌نويس‌هاي رسانه‌اي کار راحت‌تري است چون طنزنويس بايد قبل از نوشتن طنز، روزنامه‌نگاري را ياد بگيرد. متاسفانه افراد يک‌باره طنزنويس مي‌شوند. حتي نويسنده طنز هم بايد روزنامه‌نگاري را ياد بگيرد.

اين طنز‌پرداز تصريح کرد: چرا در روايت‌ها اين کتاب ما کمتر ظهور و بروز لهجه اصفهاني را مي‌بينيم در حالي که نويسنده اثر اصفهاني است. در برخي روايت‌ها رگه‌هايي از لهجه‌ اصفهاني ديده مي‌شود اما بهتر بود در اين روايت‌هاي طنز ما ويژگي‌هاي بيان و اصفهاني را مي‌ديدم و از ظرفيت گسترده‌ اين لهجه در شکل دادن به طنز‌ها بهره گرفته مي‌شود.

ندا شاه نوري نويسنده کتاب نوستالژيکاتور نيز در پايان جلسه گفت: من آدم سياسي و غيرنوستالژيکي هستم. ما مي‌توانستيم کودکي بهتري داشته باشيم و حالا به سختي‌هاي گذشته مي‌خنديم. به خاطر گذشت زمان ديگر آن تلخي را حس نمي‌کنيم. چند سالي است موج نوستالژي بازي راه افتاده من سعي داشتم با اين کتاب ضد اين موج حرکت کنم. يعني خيلي در مدح نوستالژي نباشد و از طرفي هم مخاطب نوستالژي باز را مايوس نکند.

ندا شاه‌نوري در مورد انتقادات مطرح شده پيرامون کتابش توضيح داد: بخشي از محافظه‌کاري‌هاي اين روايت‌ها به‌خاطر محدوديت‌هاي نوشتن براي مجله بود که نمي‌توانستم هرچيزي را بنويسم. از طرفي اين نوشته‌ها در مقاطع محتلف نوشته شده است و همين پراکندگي هم در ضعيف بودن برخي روايت‌ها بي‌تاثير نبود. اگر بنا به نوشتن کتابي داشتم قطعاً طوري ديگري روايت‌ها خلق مي‌شد. اين نوشته‌ها در آغاز براي انتشار در مجله بوده است و در نهايت کتاب شده است. همچنين دوست داشتم نثر روايت‌ها با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي پيدا و پنهان لهجه اصفهاني در طنز نوشته شود اما وقتي در مراودات روزمره‌ام از اصطلاح‌هاي اصفهاني استفاده مي‌کنم و ديگران متوجه نمي‌شوند ترجيح دادم خيلي متن به سمت لهجه اصفهاني نلغزد. همچنين درباره زنانگي اين نوشتار بايد بگويم من خودم به اندازه کافي زن نيستم و در واقع دنيا را اين‌طور مي‌بينم. زنانه‌نويسي هم شايد در شعر و داستان جواب بدهد اما در مورد طنز امتحان خود را پس نداده است.


 طنز 

خنده در باغ وحش

مهدي طوسي

اصلا تصور نکنيد که تنها اين آدم ها هستند که مي توانند لحظات شاد و طنز و مفرح را براي شما فراهم کنند، حيوانات هم مي توانند شما را بخندانند، باور نمي کنيد؟ بخوانيد تا باورتان بشود:

يک روز يه گوسفنده با مامان باباش دعواش ميشه ميره سر کوچه تاکسي بگيره ، ميگه : کشتارگاه ، کشتارگاه!

**

يک بابايي يه ماهي تو پاکت دستش بوده، رفيقش مي بيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!

**

تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولک کمک کنيد!

**

يه سيب زميني قل ميخوره ميره تو لونه ي جوجه تيغي جوجه تيغي هم داد ميزنه آخ جون داداشي از سربازي برگشته !

**

عنکبوته توهم مي زنه، قالي مي بافه!

**

يک روز يک پشه اراذل و اوباش مي شه ميره دم کارخونه پيف پاف ميگه نفس کش بيا بيرون!

**

ميدوني کدوم جونور زودتر از همه زن ميگيره ؟ حلزون چون هم خونه داره هم ماشين!

**

يه خره داشته ميرفته چشمش به يه اسب ميفته با حسرت ميگه!!!! اي کاش تحصيلاتمو ادامه ميدادم!

**

از يه مار ميپرسن نظرت راجع به عشق و عاشقي چيه؟ ميگه پدر عشق و عاشقي بسوزه….من يک سال به پاي دختر همسايه نشستم بعد فهميدم شلنگ بوده!

**

چند توله سگ براي باباشون تولد ميگيرن روي کيک تولد مينويسن پدر سگ تولدت مبارک!

يه روزسه تا مرغ رو درمدرسه ي مرغ ها مي گيرن مي برن دفتر. به اولي ميگن تو چکار کردي؟ ميگه من ادامس خوردم. به دومي ميگن تو چکارکردي؟ ميگه من شلوغ کردم. به سومي ميگن تو چکارکردي؟ ميگه من عکس خروس تو جيبم بود!

**

يه روز يه گنجشکه مي خوره به يه موتوريه ميوفته زمين بلند مي شه مي بينه که تو قفسه, به خودش مي گه: يعني موتوريه مرده که من رو انداختن تو زندان!؟

**

طرف داشته با الاغ فوتبال بازي ميکرده.بهش ميگن چرا با الاغ بازي ميکني؟ ميگه همچينم الاغ نيست. 3 به 1 جلوئه!


 شرح عكس 

سردار آجرلو مدير عامل تراکتور سازي: اي بابا اين همه توپ براي اين تيم خريدم آخر هم مي گويند که اوضاع مالي تيم توپ نيست! عکس از مهر


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون