جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3847- تاریخ : 1395/12/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

ادبيات دوست داشتني من
ببخشيد آقاي جلال آل احمد!


درخواست نويسندگان براي بايکوت جايزه «کارنگي»

براي دومين سال متوالي،
شهر آفتاب ميزبان يار مهربان


خبر اد‌‌‌‌‌بي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 ادبيات دوست داشتني من
 ببخشيد آقاي جلال آل احمد! 

مهدي طوسي

امروز توي مدرسه به قدري خراب شدم که تا عمر دارم و نمردم،‌فراموش نخواهم کرد.

از من بعيد بود که اين جوري همه چيز را فراموش کنم. از من بعيد و عجيب بود که تا اين اندازه همه چيز را، آن چيزهايي که سال هاست توي کتاب هاي ادبي مرور مي کنم را فراموش کنم و يک همچين جايي هم فراموش کنم!

از خودم خجالت کشيدم. از دانش آموزان توي کلاس و معلم مان هم خجالت کشيدم. از آقا ميرزا هم که اين همه سال من را تشويق مي کرد که ادبيات را دنبال کنم هم يک جورهايي خجالت مي کشم. با اينکه من امروز اصلا آقا ميرزا را نديدم اما ماجرا را که توي ذهنم مرور مي کنم، مي بينم که اگر آقا ميرزا هم توي کلاس بود بد جوري سرش را پايين مي انداخت و زير چشمي من را نگاه مي کرد و مي گفت:

-فلاني! ‌از تو بعيد است که نداني جلال آل احمد نويسنده ادبيات ايران بوده و بسيار هم محبوب و مورد اعتماد اهالي ادبيات و خوانندگان آثار ش بود،‌ تو چه طوري او را نشناختي!؟

باورم نمي شود که اين جوري توي کلاس هول شده باشم و جلال را نشناخته باشم! ‌نشناختن هم زياد مهم نيست مهم اين است که من او را با يک استاديار دانشگاه آن هم در رشته علوم پزشکي اشتباه گرفتم!معلم مان به قدري سرخ شد و به قدري خجالت کشيد و به قدري از من توقع نداشت که گفت:

فلاني!‌ برو همان مغازه پدرت و در کار کله پزي به او کمک کن! ‌اين که نمي شود تو اين همه ادعا داشته باشي که حداقل هفته اي يک کتاب را خاک مي کني! اما نداني جلال کيست! الان اگر به جاي تو پدر کله پزت هم اين جا بود مي دانست که آل احمد نوينسده بزرگي است که در ادبيات خدمات فراواني را به اهالي اين حوزه کرده است!

آقا معلم مان راست مي گفت چرا که بابا به خاطر اينکه در هر شهري از ايران خياباني را به نام جلال کرده اند،‌ پرسيده و متوجه شده که چون جلال نويسنده بزرگي بوده خيابان را به نامش کرده اند!از اينکه اين جوري شد و من بسيار توي کلاس ضايع شدم از خودم ناراحتم!من نمي دانم بچه ها از کجا فهميدند که جلال پزشک نيست و نويسنده ادبيات است که بعد از پاسخ من به سوال آقا معلم از خنده منفجر شدند!؟از مدرسه که بيرون آمدم همين جور دارم به اين چيزها فکر مي کنم. همين جور دارم به بد و خوب ماجرا فکر مي کنم. دارم به اين فکر مي کنم که بايد بار آخرم باشد که در مورد ادبيات تا اين اندازه از خودم ادعاي بزرگي مي کنم.

-به به سلام آقاي فلاني!‌ پس جلال دکتر بود و نويسنده نبود!‌‌ من دو سه بار تو را توي همين مسير مدرسه به سمت خانه ديدم که داشتي کتاب هاي جلال را مي خواندي پس چي شد که نمي دانستي جلال کيست؟ من که مي دانم تو کتاب را دستت مي گيري که فقط قيافه بگيري که خواننده خوبي هستي! اين جوري پيش بروي کنسرت هم نمي تواني بگذاري آقاي خواننده!

به او چيزي نگفتم چرا که کاملا حق با او بود چرا که اگر من کتاب را طوطي وار نمي خواندم بايد حتما مي دانستم که جلال نويسنده است و نه پزشک!رسيدم خانه. حوصله غذا خوردن را نداشتم.

يک راست رفتم بالا و کتاب هاي جلال را نگاه کردم و از خودم خجالت کشيدم که او را نمي شناختم.

توي دلم گفتم:

"ببخشيد آقاي جلال آل احمد"


 درخواست نويسندگان براي بايکوت جايزه «کارنگي» 

«فيليپ پولمن» و جمعي ديگر از نويسندگان به نبود تنوع نژادي در مهم‌ترين جايزه ادبيات کودک انگلستان اعتراض کردند.به گزارش ايسنا به نقل از گاردين، «فيليپ پولمن»، «الکس ويتل» و «آلن گيبنز» از جمله نويسندگاني هستند که نسبت به ناديده گرفته‌شدن نويسندگان سياه‌پوست، آسيايي و همچنين اقليت‌هاي نژادي در ميان نامزدهاي اوليه جايزه ادبي مدال «کارنگي» انتقاد کردند.«فيليپ پولمن» برنده مدال «کارنگي» در سال 1995 از جمله سرشناس‌ترين چهره‌هايي است که انتقاداتي نسبت به هيئت انتخاب و دست‌اندرکاران جوايز ادبي «کارنگي» عنوان کرده و جمعي از نويسندگان رنگين‌پوست چون «الکس ويتل» و «ساني سينگ» نيز خواستار بايکوت اين رويداد ادبي شده‌اند.علي‌رغم حضور چشمگير نويسندگان رنگين پوست در ساير جوايز مختص ادبيات کودک و نوجوان در سال جاري، اما در ميان 20 نامزد اوليه جايزه مدال «کارنگي» که توسط کتابخانه‌داران سراسر کشور انتخاب مي‌شوند هيچ نويسنده رنگين‌پوست و يا متلعق به اقليت‌هاي نژادي حضور ندارد.«الکس ويتل» رمان‌نويس سياه‌پوست انگليسي در اين‌باره گفت: اين شوکه‌کننده است و هيچ راهي براي توصيف آن وجود ندارد.او همچنين گفت از ناشر خود خواسته کتاب جديدش را در سال آينده براي جايزه مدال «کارنگي» ارائه ندهد.«ساني سينگ» ديگر نويسنده رنگين‌پوست انگليسي نيز با عصبانيت از اظهارنظر برگزارکنندگان جايزه مدال «کارنگي» مبني بر اين‌که آثار ديگر نويسندگان کيفيت لازم را نداشته گفت اين ادعاها هميشه تکرار مي‌شود، آن هم در سالي که چنين آثار درخشاني از نويسندگان رنگين‌پوست منتشر شده است. او همچنين عنوان کرد اين اعتراض تنها نبايد از سوي نويسندگان سياه‌پوست و يا اقليت‌هاي نژادي باشد و من از همه نويسندگان مي‌خواهم اين رويداد ادبي را بايکوت کنند.

جايزه ادبي «کارنگي» به عنوان قديمي‌ترين و مهم‌ترين جايزه ادبي انگليس در حوزه ادبيات کودک هر ساله توسط موسسه کتابداري و اطلاعات انگليس به برگزيدگان اعطا مي‌شود. اين مدال در سال 1935 به ياد «اندرو کارنگي» نيکوکار اسکاتلندي که بيش از 2800 کتابخانه در دنياي انگليسي‌زبان بنيان‌گذاري کرده راه‌اندازي شد و در طول بيش از 80 سال سال برگزاري تاکنون هيچ نويسنده سياه‌پوست، آسيايي و يا متعلق به ديگر اقليت‌هاي نژادي موفق به کسب اين جايزه نشده است.


 براي دومين سال متوالي،
 شهر آفتاب ميزبان يار مهربان 

معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران از ارائه خدمات بيشتر به بازديدکنندگان سي‌امين نمايشگاه کتاب تهران در شهر آفتاب، نسبت به دوره نخست ميزباني اين مجموعه خبر داد.

مجتبي عبدالهي معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران با حضور در غرفه مهر در چهارمين نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال انقلاب اسلامي درباره نامه سيدرضا صالحي اميري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به محمدباقر قاليباف شهردار تهران براي ارائه تسهيلات بيشتر جهت برگزاري سي‌امين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران گفت: نمايشگاه کتاب تهران در ابتداي امسال در شهر آفتاب برگزار شد و ما به عنوان شهرداري تهران چندين بار از سوي مسئولان اين نمايشگاه مورد تشکر و تقدير وزير وقت ارشاد قرار گرفتيم.

وي از تقدير چندي پيش صالحي اميري از شهرداري تهران سخن گفت و افزود: در ارتباط با برگزاري نمايشگاه کتاب در سال آينده در شهر آفتاب، هيچگونه مشکلي وجود ندارد و کار با قدرت و قوت تمام و برنامه‌ريزي دقيق در حال انجام است و يقيناً در اين دوره هم خدمات خوب و ويژه‌اي به مردم کتاب‌دوست و به ويژه دانشجويان ارائه خواهد شد.

وي اضافه کرد: آقاي صالحي اميري در نامه خودشان، درخواست کرده‌اند که جلسات ميان مسئولان اين نمايشگاه در وزارت ارشاد و نمايندگان شهرداري تهران تشکيل و هماهنگي‌ها براي نمايشگاه کتاب 96 آغاز شود. مطمئن باشيد با توجه به تجربه‌اي که امسال در اين همکاري مشترک به دست آمد، سال آينده نمايشگاه کتاب بهتر از سال 95 برگزار خواهد شد.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

در «شب آگاتا کريستي» مطرح شد؛

چرا پوآرو ومارپل رادوست داريم؟

شب «آگاتا کريستي» با سخنراني چهره‌هايي مانند نيما حضرتي و فرزانه قوجلو و با قرائت متن مصاحبه روزنامه‌نگار ايراني (محمدعلي سپانلو) با آگاتا کريستي در سال 1345، در کانون زبان فارسي برگزار شد.

به گزارش مهر نيما حضرتي که تا کنون سه رمان از اين نويسنده را به فارسي ترجمه کرده ، با موضوع «آگاتا کريستي و مسير دلنشين کشف سياهي» به سخنراني پرداخت. وي گفت: آنچه بيشترين توجه را در زمان خواندن و انتقال داستان‌هاي آگاتا کريستي به ذهن متبادر مي‌کند، لحن کلام او است. در کلام آگاتا کريستي چيزي هست که ناخودآگاه خواننده را با خود همراه مي‌کند. خواننده تا پايان ماجرا خود را مسحور کلام او مي‌يابد. هنگام خواندن در آرامشي عجيب قصه را دنبال مي‌کنيم. با اينکه مي‌دانيم داستاني که مي‌خوانيم با موضوع دزدي و جنايت نوشته شده است که سياه‌ترين مفاهيم زندگي امروز ما هستند.

وي افزود: پس از خواندن آثار او حتي يک لحظه هم احساس نمي‌کنيم که وقت تلف کرده‌ايم. چيزهاي بسيار آموخته‌ايم و تجربيات بسياري اندوخته‌ايم. من راز اين اثر را در لحن مادرانه کلام او مي‌دانم. قصه‌گويي به سبک مادران. به همان روش که شهرزاد در هزار و يک شب قصه مي‌گفت.

حضرتي در ادامه از آنچه قهرمان‌هايِ غيرقهرمان در آثار کريستي ناميد سخن گفت و يادآور شد: پيش از هر چيز در آثار او توجه ما به شخصيت قهرمان داستان برمي‌خورد. خانم مارپل، هرکول پوآرو و همه قهرمانان داستان‌هاي او آدم‌هاي عادي هستند.

اين مترجم سپس گفت: خانم مارپل که خود مادربزرگي مهربان و قصه‌گو است. آرام قدم مي‌زند و هيچ نيازي به تواني ماورايي ندارد. با خواندن ماجراهاي آنها ناگزيريم که خود را به جاي آنها بگذاريم. به همراه آنها همه چيز را مي‌بينيم و کلام همه را مي‌شنويم و نتيجه مي‌گيريم. تنها تفاوت‌شان با من خواننده اين است که بسيار باهوش‌تر از من هستند. آنچه را که من ديده‌ام و به سادگي از کنارش گذشته‌ام به چشم آنها کليد بسيار مهمي بوده که راه حل معما است.

در ادامه حضرتي به لحن صميمانه و مادرانه در آثار اين نويسنده اشاره کرد و افزود: شخصيت‌هاي آگاتا کريستي مردم مهرباني هستند. پوآرو بازجويي نمي‌کند. با مردم گپ مي‌زند و پاي حرفشان مي‌نشيند. شخصيت‌هاي ديگر با او و خانم مارپل درددل مي‌کنند. از احساساتشان مي‌گويند و حرف دل را مي‌زنند. پوآرو به ديده و شنيده‌هاي آنها گوش مي‌کند و از احساسشان مي‌پرسد. از گذشته افراد و حال روزشان جويا مي‌شود. دستشان را مي‌گيرد و با داغديده‌ها هم‌دردي مي‌کند. مانند ديگر کارآگاه‌هايي که مي‌شناسيم، مثلاً شرلوک هلمز، تمام حواسش را به حقايق ملموس نمي‌دهد. رمز موفقيت پوآرو و خانم مارپل در کشف معما مهرباني آنها است.


 تازه‌هاي نشر 

«کلاسيک‌هاي خواندني» و آثار ديگري براي نوجوانان

آرزو احمي که به تازگي سه جلد از «کلاسيک‌هاي خواندني» با ترجمه او راهي بازار شده، از زير چاپ رفتن کتاب تازه‌اي از مارکوس سجويک با عنوان «سرخي خون، سفيدي برف» خبر داد.به گزارش ايسنا، اين مترجم در اين‌باره گفت: سجويک نويسنده‌اي است که حال و هواي داستان‌هايش از سبک و سياق خاصي تبعيت نمي‌کند. او در کتاب «سرخي خون، سفيدي برف» که قرار است براي نوجوانان و با همت انتشارات پيداش راهي بازار شود، ماجراي نويسنده‌اي را در وسط انقلاب کبير روسيه نقل مي‌کند.

پيش‌تر دو کتاب اين نويسنده انگليسي‌تبار با عنوان‌هاي «کتاب روزهاي مرده» و «سقوط سياه» با ترجمه احمي راهي بازار شده‌اند.«در جست‌وجوي فرمير» از ديگر تازه‌هاي ترجمه اين مترجم است که قرار است در انتشارات پرتقال راهي بازار شود. اين داستان، داستاني معمايي است که در جريان آن نوجوانان با بخشي از آثار يوهانس فرمير از معروف‌ترين نقاشان هلندي دوره باروک و از پايه‌گذاران دوران طلايي هنر هلند در قرن هفدهم ميلادي آشنا مي‌شوند.

به تازگي از مجموعه «کلاسيک‌هاي خواندني» که در انتشارات پيدايش راهي بازار مي‌شود، سه کتاب «باد در درختان بيد» نوشته کنت گرهم، «باغ مخفي» اثر فرنسس هاجسون برنت و «رابين‌هود» نوشته راجرلنسلين گرين با ترجمه آرزو احمي راهي بازار شده است.


چهار کتاب‌ جديد در بازار نشر

رمان «گياهخوار»، کتاب شعر «گرگ و ميش خيال»، مجموعه ترانه‌ «گذشته» و کتاب «مصرف هنري و تجربه زيباشناختي» منتشر شدند.به گزارش ايسنا، رمان «گياهخوار » نوشته هان کانگ با ترجمه مهلاسادات عرب در 196 صفحه با شمارگان 1100 نسخه در نشر آناپنا منتشر شده است. روي جلد کتاب نوشته شده: برنده جايزه بين‌المللي من بوکر 2016 و از پرفروش‌ترين‌هاي نيويورک تايمز.در پشت جلد کتاب نيز نظراتي درباره کتاب منتشر شده است: نوشته‌هاي هان کانگ شگفت‌انگيز و به يادماندني است. مانند رشد و نمو دانه‌اي کوچک، روند ملايمي دارد. «کاين وينت، نويسنده اقامت جنوب و گرگ»رماني نفس‌گير و به غايت ماندني. کلمات اين کتاب مثل نور تلألو مي‌بخشد. من تصويرسازي حسي کتاب را تحسين مي‌کنم. «جس ريچارد، برنده جايزه داستان کوتاه کاستا»....جمله به جمله «گياهخوار» تجربه‌اي خارق‌العاده است که با خواندن آن به‌ سختي جلوي تند شدن ضربان نبض‌تان را مي‌گيريد. ...


 نغمه 

بخشيدن

کوتاه از فروغ فرخزاد

هر چه دادم به او حلالش باد

غير از آن دل كه مفت بخشيدم

دل من كودكي سبكسر بود

خود ندانم چگونه رامش كرد

او كه ميگفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم به جامش كرد

**

هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي مي ريزد

مرواريدي صيد نخواهد كرد

**

اين چه عشقي است که در دل دارم

من از اين عشق چه حاصل دارم

مي گيريزي زمن و در طلبت

بازهم کوشش باطل دارم

**

عاقبت خط جاده پايان يافت

من رسيده ز ره غبار آلود

تشنه بر چشمه ره نبرد و دريغ

شهر من گور آرزويم بود

**

من نمي خواهم

سايه ام را لحظه اي از خود جدا سازم

من نمي خواهم

او بلغزد دور از من روي معبرها

يا بيفتد خسته و سنگين

زير پاي رهگذرها


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون