جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3847- تاریخ : 1395/12/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)


اشتباه هاي زبان بدن


فلسفه ي قاره اي چيست ؟


معماي المپيادي: مرتب سازي لغتنامه اي


يادداشت


حكايت


داستانك


 اشتباه هاي زبان بدن  

بدن ما زبان خودش را دارد. زبان بدن، به بخش جدايي‌ناپذيري از هويت ما تبديل شده است، تا جايي که حتي به آن فکر هم نمي‌کنيم. اگر همين طور است و به زبان بدن‌تان فکر نمي‌کنيد، بايد هشيار باشيد که با اين بي‌توجهي موقعيت خود را به خطر مي اندازيد. افرادي هستند که از قدرت نشانه‌هاي غيرگفتاري در ارتباطات باخبرند و زبان بدن خود را کنترل مي‌کنند. در ادامه با رايج‌ترين اشتباهات زبان بدن در ميان افراد معمولي آشنا مي شويم. رفتارهاي خاص بدني که افراد با هوش هيجاني بالا از آن ها دوري مي‌کنند.

خميده بودن

خميده بودن نشانه‌اي از بي‌احترامي است. اين حالت شما خستگي شما را نشان مي دهد. شما هرگز به به طرف صحبت خود نمي گوييد : «من نمي‌فهمم چرا بايد به حرف هاي تو گوش کنم.» ولي اگر حالتي آويزان و خسته به خود بگيريد، با زبان بدن اين را خواهيد گفت. مغز طوري ساختار يافته، که ميان قدرت ما و مقدار فضايي که اشغال مي‌کنيم، ارتباط برقرار مي کند. صاف ايستادن در حالي که شانه‌ها عقب هستند، نشان‌دهنده‌ي قدرت است. در اين حالت، ميزان فضايي که اشغال مي‌کنيد به حداکثر مي‌رسد. ولي آويخته بودن، و در نتيجه‌ به هم ريختن شکل بدن موجب اشغال فضاي کمتر و القاي قدرت کمتر مي‌شود.

حرکات اغراق‌آميز

حرکات اغراق‌آميز نشان مي‌دهند که شما حقيقت را بيش از حد بزرگ مي‌کنيد. بايد از حرکات ظريف و کنترل‌شده استفاده کنيد تا قدرت رهبري و اعتماد به نفس‌تان را نشان دهيد. استفاده از ژست‌هاي گشاده مانند باز کردن بازوها از يکديگر و نشان دادن کف دست‌ها به ديگران مي‌گويد که شما چيزي براي پنهان کردن نداريد.

نگاه کردن به ساعت

زماني که با کسي صحبت مي‌کنيد، نگاه کردن به ساعت ،نشانه‌ي روشني از بي‌احترامي بي‌حوصلگي و غرور است و اين پيام را مي‌رساند که شما کارهايي بسيار مهم‌تر از صحبت با فرد مقابل‌ داريد و مشتاقيد که هر چه زودتر او را ترک کنيد.

روي گرداندن از ديگران

علاقه نشان ندادن با روي گرداندن از ديگران در مکالمه ، نشان مي‌دهد که شما وارد گفتگو نشده‌ايد، بي‌علاقه يا ناراحت هستيد و شايد حتي نسبت به فردي که با او صحبت مي‌کنيد بدگمانيد سعي کنيد روي شما به طرف کسي که صحبت مي‌کند باشد و در حال گوش دادن به او، سرتان را کمي خم کنيد. اين حالت به او مي فهماند که شما تمام تمرکز و توجه‌تان به او است.

دست به سينه بودن

دست به سينه بودن يا پا روي پا انداختن، تا حدي، موانع فيزيکي‌ هستند که نشان مي‌دهند شما پذيراي چيزي که فرد ديگر مي‌گويد نيستيد. حتي اگر لبخند بزنيد يا محو مکالمه‌اي خوشايند باشيد، ممکن است که فرد مقابل اين حس آزاردهنده را داشته باشد که شما تمايلي به صحبت با او نداريد. حتي اگر با دست به سينه ايستادن، احساس راحتي مي‌کنيد، اگر مي‌خواهيد ديگران شما را فردي با فکر باز و علاقه‌مند به شنيدن حرف‌هاي‌شان بدانند، در برابر تمايل براي دست به سينه بودن مقاومت کنيد.

ناهماهنگي

ناهماهنگي ميان حرف‌ها و حالت چهره باعث مي‌شود ديگران حس کنند که مشکلي وجود دارد و شايد شما سعي مي‌کنيد آن ها را فريب دهيد، با وجود اين که دليل و چگونگي آن را دقيقا نمي‌دانند. مثلا لبخندي عصبي در حال رد کردن يک پيشنهاد در طول مذاکره، کمک نمي‌کند که منظور خود را درست بيان کنيد و فقط موجب مي‌شود که فرد مقابل در کار کردن با شما احساس ناراحتي کند، زيرا تصور مي‌کند که شما مرتکب اشتباهي شده‌ايد يا چيزي را پنهان مي‌کنيد.

سر تکان دادن بيش از حد

سر تکان دادن بيش از حد، اضطرابِ شما در مورد پذيرش چيزي را مي‌رساند. ممکن است ديگران سر تکان دادن‌هاي شديد شما را به عنوان تلاش براي نشان دادنِ موافقت يا فهميدن چيزي برداشت کنند که شما در واقع با آن موافق نيستيد يا آن را نفهميده‌ايد.

بي‌قراري يا مرتب کردن موها

بي‌قراري يا مرتب کردن موها اين پيام را مي‌رساند که شما مضطرب، بيش از حد پرانرژي خجالتي و يا پريشان هستيد. با اين کار، شايد ديگران فکر کنند که براي شما ظاهرتان از کارتان مهم تر است.

اخم کردن

اخم کردن يا چهره‌اي ناراضي داشتن، اين پيام را مي‌رساند که از حضورِ افرادي که در اطراف شما هستند، ناراحتيد، حتي اگر آن ها هيچ ربطي به خلق و خوي شما نداشته باشند. عبوس بودن ديگران را از شما دور مي‌کند آن ها حس مي کنند که مورد قضاوت قرار گرفته‌اند. ولي لبخند زدن نشان مي‌دهد که شما فردي گشاده، قابل اعتماد داراي اعتماد به نفس و با رفتاري دوستانه هستيد. مطالعات انجام شده با کمک تصويربرداريِ MRI از مغز، نشان داده‌اند که مغز انسان به افرادي که لبخند مي‌زنند پاسخ مثبت مي‌دهد و تاثير مثبت و پايداري در مغز مي‌گذارد.

شدت و ضعف دست دادنِ

دست دادنِ ضعيف، ضعف اقتدار و اعتماد به نفس شما را نشان مي دهد.دست دادنِ بيش از حد قوي هم مي‌تواند شما را فردي با رفتاري تهاجمي براي تسلط يافتن بر ديگران بشناساند. شدت دست دادن خود را با فرد مقابل و موقعيتي که در آن قرار داريد، تطبيق دهيد، ولي هميشه سعي کنيد محکم دست بدهيد.

مشت گره‌کرده

مشت گره‌کرده نيز مانند دست به سينه بودن يا پا روي پا انداختن، اين پيام را منتقل مي‌کند که پذيراي حرف‌هاي ديگران نيستيد. اين حالت مي‌تواند موجب شود که شما فردي اهل بحث و جدل و با حالت تدافعي به نظر برسيد. در اين حالت ، ديگران در ارتباط با شما، عصبي مي شوند.

نزديک شدن بيش از حد

نزديک شدنِ بيش از حد به ديگران (نزديک‌تر از 45 سانتي‌متر) نشان مي‌دهد که هيچ احترامي براي فضاي شخصيِ طرف مقابل قائل نيستيد يا درک درستي از آن نداريد. به اين ترتيب ديگران از در کنار شما بودن، احساس ناراحتي مي کنند.

جمع‌بندي کلي

زبان بدن اهميت بسيار زيادي در ارتباطات اجتماعي دارد. پرهيز از اشتباهات گفته شده در زبان بدن، به شما کمک مي‌کند تا در زندگي حرفه‌اي و شخصي خود، روابط قوي‌تري داشته باشيد.

منبع:chetor.com


  فلسفه ي قاره اي چيست ؟ 

به سختي مي‌توان تعريفي مختصر درباره ي فلسفه ي قاره‌اي ارائه داد که دربرگيرنده ي تمامي جريان‌هاي فلسفي پيشين خود باشد. عبارت فلسفه ي قاره‌اي معني معيني ندارد و فقط مي‌تواند به يک شباهت کلي بين فيلسوفان مختلف اشاره کند. فيلسوفان قاره‌اي به طور عام علم گرايي را رد مي‌کنند و معتقدند که روش‌هاي علمي براي درک هوشمندانه ي شرايط، ناکافي هستند.علم گرايي معتقد است علوم طبيعي يگانه راه و دقيق‌ترين شيوه ي فهم پديده هاست.فلسفه ي قاره‌اي به طور معمول شرايط تجربه کردن را قابل تغيير مي‌داند: شرايطي که به صورت نسبي توسط عواملي مانند : زمان و فضا، زبان، فرهنگ و يا تاريخ معين مي‌شوند. فيلسوفان قاره‌اي به تاريخ گرايي متمايلند و به طور عمومي معتقدند که آگاهي انسان مي‌تواند اين شرايط تجربه پذيري را تغيير دهد. آن ها مايلند تحقيقات فلسفي خود را وابسته به شرايط فردي، اخلاقي، تغييرات سياسي و… کنند. فيلسوفان قاره اي، اغلب دغدغه ي ارائه ي دليل ندارند. در آثار آنان نمي بينيد که در جايي، دليلي ارائه کرده باشند. البته بايد توجه داشت که عدم ارائه ي دليل از سوي کسي دليل بر نادرستي مدعاي او نيست. چه بسا نظريه اي مشتمل بر بصيرت پرمايه اي باشد، ولي در عين حال، فاقد دليل باشد. سخنان فيلسوفان قاره اي عموما دشوار و سخت فهم است. جذابيت عمده ي فلسفه هاي قاره اي به طرح موضوعات و مسائلي از قبيل اضطراب، دلهره، معناي زندگي پوچي، اميد، ايمان، عشق، مرگ جنگ، ساحت هاي وجودي انسان معناداري کل جهان و... است. موضوعات و مسائل مورد بحث آنان، گويي از عمق وجود آدمي مايه مي گيرد. به همين دليل گروهي از متفکران به اين سو گرايش پيدا کرده اند که موضوعات و مباحثي از اين دست را با شيوه هاي تحليلي مورد بررسي قرار دهند.

ويژگي هاي مهم فلسفه قاره اي عبارتند از:

- نداشتن دغدغه ي ارائه ي دليل

- سختي و دير فهمي بيان و انديشه

- پرداختن به موضوعاتي انساني و وجودي

منبع : باشگاه انديشه


 معماي المپيادي: مرتب سازي لغتنامه اي 

مجموعه کلمات 1 تا 6 حرفي از حروف a و b را مانند کلمات لغت نامه مرتبمي کنيم. 79 امين کلمه در اين مجموعه مرتب کدام است؟

الف) baabba

ب) abaaaa

ج) baaabb

د) baab

هـ) baba

براي روشن شدن مفهوم مرتب کردن کلمات، مجموعه مرتب کلمات 1 تا 3 حرفي به ترتيب از چپ به راست برابر است با:a, aa, aaa, aab, ab, aba, abb, b, ba, baa, bab, bb, bba, bbb نهمين کلمه در آن، ba مي باشد.

منبع:آي هوش

پاسخ 'معماي المپيادي شليک تير به هدف'

گزينه (ب) درست است.علي 12 تير بيش از سهميه‌ي خود شليک کرده است و

چون با به هدف زدن يک تير دو تير جايزه مي‌گيرد بنابراين علي 6 بار به هدف


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

نام تمامي گل ها را در يک گلدان آبي براي تو در اين‌جا نوشته‌ام

سيوا

اين باغ من است ؛ بي ديوار ، بي حصار و مهم تر از همه بي در. رها شده و آزاد، سبز و پرگل ، سرشار از آواز پرندگان . پرواز پروانگان ... نه آن را به کسي مي دهم ، نه کسي مي تواند آن را از من بگيرد، زيرا که من آن را بخشيده ام . به همه ي جهان بخشيده ام. هر رهگذري مي تواند وارد آن بشود. اصلا راستش اين است که اين باغ بر سر راه " رهگذران " است . آنان که در مسير درست زندگي گام برمي دارند به اين باغ مي رسند. وارد آن مي شوند . از چشمه هاي گوارايش سيراب مي شوند. از ميوه هاي آبدارش از عطر گل هايش و از نسيم دل انگيزي که در آن مي وزد ، لبريزمي شوند.همه ي ما يکي از اين باغ ها داريم و من عجيب دوست مي دارم که روزي گذرم به باغ شما بيفتد . همچنان که شما را از همين حالا به باغ خودم دعوت مي کنم؛ باغي که مال من است و مال همه و مال شما...اما ورود به باغ من يک شرط مهم دارد : هر رهگذري بايد گلداني گل مهيا کند و نامش را بر روي آن بنويسد.در اين گلدان ، بايد گل خودش گل خود خودش را بکارد و سپس نامش را بر روي آن بنويسد. که هر کس که راهي مي شود و گام در راه مي گذارد ، کسي است که خداوند در قلبش ، جوانه هاي طلب را کاشته است و اگر گذرش به اين باغ افتاد ، بايد که يکي از اين جوانه هاي رشد يافته و به گل نشسته را در گلداني به يادگار بگذارد. در باغ من اکنون هزاران هزار گلدان هست با هزاران هزار نام ...

باغ شما کجاست ؟ چه قدر گلدان داريد ؟ آيا به گلدان هاي تان سر مي زنيد ؟ به آن ها خوب رسيدگي مي کنيد... رسيدگي به جاي تمام آن رهگذراني که عبور کرده اند و رفته اند ...به باغ هم بياييم ... باغ در باغ بشويم. گلدان هاي مان را با هم سهيم شويم. در عطر و بوي نام هاي يکديگر و جوانه هاي قلب مان اوج بگيريم.از راهي که در آن گام نهاده ايم تنها همين گلدان ها براي زمين باقي خواهد ماند. اين باغ ها و گلدان ها را از رهگذراني که در راهند ، دريغ نکنيم که هر گلدان سهمي از قلب ما را در خود دارد. قلبي که به مهر و عشق مي تپيد و هر تپشش تا ابد ، در ضربان کهکشان ها سهيم است...


 حكايت 

کينه و فساد قلب

روزي استادي به شاگردانش گفت : فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکي برداريد و درون آن به تعداد آدمهايي که از آنها بدتان مي ايد ، سيب زميني بريزيد و با خود به بياورند.

فردا شاگردان با کيسه هاي پلاستيکي به نزد استاد آمدند .در کيسه ي بعضي ها 2 بعضي ها 3 ، و بعضي ها 5 سيب زميني بود.

استاد گفت : تا يک هفته هر کجا که مي رويد ، کيسه پلاستيکي را با خود ببريد.روزها به همين ترتيب گذشت و کم کم شاگردان شروع کردند به شکايت از بوي بد سيب زميني هاي فاسد . و البته آن هايي هم که سيب زميني بيشتري داشتند از حمل آن بار سنگين خسته شده بودند .

پس از يک هفته استاد از شاگردان پرسيد : از اين که يک هفته سيب زميني ها را با خود حمل مي کرديد چه احساسي داشتيد ؟

شاگردان گفتند از اين که مجبور بودند ، سيب زميني هاي فاسد و بد بو و سنگين را همه جا با خود حمل کنند ناراحت بودند و عذاب مي کشيدند. استاد گفت :وقتي شما کينه آدم هايي را که دوستشان نداريد در دل خود نگه مي داريد و آن را در همه حال با خود حمل مي کنيد ، با بوي بد کينه و نفرت قلب خود را فاسد مي کنيد. شما بوي بد سيب زميني ها را فقط براي يک هفته نتوانستيد تحمل کنيد پس چگونه مي توانيد بوي بد نفرت و کينه را براي تمام عمر در دل خود تحمل کنيد ؟


 داستانك  

خاک مادر

پدر گفت : مادرت به آسمان ها رفته . عمه گفت : مادرت به يک سفر دور و دراز رفته . خاله گفت : مادرت آن ستاره ي پر نور کنار ماه است. دختر بچه گفت : مادرم زير خاک رفته است.

عمه گفت : آفرين ! چه بچه ي واقع بيني . چه قدر سريع با مسئله کنار آمد!

دختر بچه از فرداي دفن مادرش ، هر روز پدرش را وادار مي کرد او را سر قبر مادرش ببرد . آن جا ابتدا خاک گور مادر را صاف مي کرد بعد آن را آب پاشي مي کرد و کمي با مادرش حرف مي زد. هفته ي سوم ، وقتي آب را روي قبر مادرش مي ريخت ، به پدرش گفت : پس چرا مادرم سبز نمي شود ؟

بلقيس سليماني /شهروند ادبيات


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون