جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3830- تاریخ : 1395/11/11 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)


تاريخ و مورخان


چرا زمين گرد نيست ؟!


يوفو يا بشقاب پرنده ؟


گنده تر از دروغ


اما خبر


سرمقاله


 تاريخ و مورخان  

تاريخ (history) يعني نقل وقايع و اتفاقات و حوادث مهم گذشته که مي توان گفت ذکر رخداد ها و حوادث در چارچوب زمان و مکان مشخص است .

گرچه در ابتدا بيشتر حالت روايي يا روايتي تاريخ مطرح بود و تاکيد آن بيشتر بر زمان وقايع و حوادث مهم بود ،اما به تدريج جنبه تعقلي و انديشه ورزي و تحليل وقايع تاريخي به آن اضافه شد و با اين تحول بنيادين جنبه ي تحليلي تاريخ نمايان تر گرديد و از چارچوب وقايع نگاري صرف بيرون آمد و به تجزيه و تحليل حوادث و وقايع مهم پرداخت .مورخين از چارچوب وقايع نگاري و ذکر حوادث (که شاهد عيني بوده اند و يا به واسطه راويان ديگر شنيده اند ) پا را فراتر نهاده و با انديشه و تعقل خود در چارچوب اصول تاريخ نگاري به تجزيه و تحليل حوادث و وقايع پرداخته اند، اين تحول هم نتيجه ي رنسانس وديگر تحولات علمي بوده است.

تاريخ نگاري معاصر گرچه وقايع و زما ن وقوع را در نظر دارد ،اما به بررسي موضوعات تاريخي به شکل غير انتزاعي مي پردازد ؛ يعني وقايع را در ارتباط با شرايط زماني و مکاني و ديگر نيروهاي تاثير گذار ، شرايط جامعه پبراموني و جهاني بررسي مي کند.تارخ نگاري معاصر از بررسي انتزاعي صرف پرهيز داشته و کنش و واکنش جريان هاي ا جتمايي و شرايط زماني و مکاني و جهاني را تاثير گذار دانسته و در نظر مي گيرد.

تاريخ همانند ديگر زمينه هاي علمي بر چهار عنصر استوار است :1. شناخت (معرفت ) 2.حوادث مهم يا قابل توجه و تاثير گذار 3.ظرف زمان که همان گذشته است 4.وجود انسان و جوامع انساني .


 چرا زمين گرد نيست ؟! 

زمين يک کره‌ي کامل نيست.زمين پيوسته در حال چرخش است و اين چرخش باعث مي‌شود در معرض نيروي گريز از مرکز قرار بگيرد.همان نيروي خارجي که وقتي خودروي شما به سمت چپ مي‌پيچد، شما را به سمت راست هل مي‌دهد.حداکثر نيروي گريزاز مرکز به خط استوا وارد مي‌شود. اين نيرو همان شکلي را به زمين مي دهد که يک آدم به يک توپ بسکتبال، وقتي روي آن نشسته است! اين نوع شکل، کروي پهن شده در قطبين نام دارد.

اگر زمين بسيار انعطاف‌پذير و کشسان بود و مي‌توانست به هر نيرويي آزادانه واکنش نشان دهد شکلي پيچيده به نام زمين‌واره به خود مي‌گرفت. براي مثال اگر سطح کره زمين کاملا در آب غرق بود (که البته تا چند وقت ديگر خواهد شد!) آنگاه زمين به شکل زمين‌واره در مي‌آمد. اما در حال حاضر به علت وجود قاره‌ها که قابليت شکل‌پذيري زمين را تاحدي کم کرده‌اند، زمين کاملاً يک زمين‌واره نيست.

اندازه گيري‌هاي دقيقي از سطح زمين نسبت به اين زمين‌واره تنظيم شده‌اند، اما اندازه‌گيري خود اين زمين‌واره کار مشکلي است. بهترين کاري که در حال حاضر مي‌توان انجام داد اين است که با استفاده از توابع پيچيده رياضي آن را شبيه سازي کنيم. به همين علت آژانس فضايي اروپا ماهواره GOCE (کاوشگر ميدان گرانشي و چرخش حالت پايدار اقيانوسي) را به فضا پرتاب کرد تا شکل زمين‌واره را به دقت تعيين کند.

فکر مي‌کرديد که دانستن شکل زمين اين همه دردسر داشته باشد؟


 يوفو يا بشقاب پرنده ؟ 

اشياي مشاهده شده در آسمان يا در روي زمين را که تعبير و تفسير رفتار، حرکت، نماي ظاهري نورافشاني و ساير ويژگيهاي شان در چارچوب دانش ما، مشکل يا غير ممکن به نظر آيد و يا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوري آنها نتواند فناوري زمين باشد، يوفو (UFO) مي‌نامند. کلمه يوفو از ترکيب حرف اول نام انگليسي اين اشياء يعني Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسي آن «اشياي پرنده ناشناخته» است.اين اشياء را بشقابهاي پرنده، اشياء مرموز آسمان، اشياء فضايي نامتعارف نيز ناميده‌اند.در جامعه علمي از اصطلاح بشقاب پرنده براي اين اشيا استفاده نمي‌شود زيرا همه ي آنها به شکل بشقاب نيستند.اطلاعات جمع آوري شده درباره بشقاب هاي پرنده در چند دهه ي گذشته، شامل عکس، مشاهده راداري شواهد عيني و اثرهاي به جاي مانده روي زمين يا محيط اطراف محل فرود اين شي پرنده، همه دلالت بر وجود آن مي‌کنند.


 گنده تر از دروغ 

خداداد و سوت داور

مهدي طوسي

اين جوري مي گويند که در بازي سياه جامگان و فولاد، خداداد عزيزي سرمربي سياه جامگان بازي را به حاشيه کشاند و باعث شد که فوتبال از جريان بيفتد و داور مسابقه هم يک جورهايي تصميمش را عوض کند و قائله را ختم بکند. در همين مورد خداداد به رسانه ها گفته:

-اصلا من بايد از همان ابتدا هم همين کار را مي کردم و دربازي هاي قبلي هم به داور اين جوري اعتراض مي کردم که باعث بشود داور نظرش را عوض کند و يک جورهايي ما و تيم سياه جامگان اين همه نتيجه خراب نکنيم.گفته مي شود که خداداد تصميم دارد که در بازي هاي بعدي هم هر زمان که داور عليه تيمش سوت زد برود وسط زمين و سوت داور را بگيرد و بزند زمين و بشکند!


 اما خبر 

ويکي پديا به شما چه مي دهد ؟

ويکي‌پديا دانش‌نامه‌اي است همگاني و آزاد، که همه مي‌توانند به نوشتن و ويرايش نوشتارهاي موجود در آن بپردازند.البته اين نوشتارها و ويرايش‌ها بايد مطابق با اساس‌نامه ي ويکي‌پديا باشند؛ يعني مطالب بي‌طرفانه و بدون پايمال کردن حق نشر ديگران نوشته شده  باشند.

مديريت بررسي نوشتارها توسط خودِ کاربران انجام مي‌شود.کساني که در تکميل اين پروژه ي بي‌پايان مشارکت مي‌کنند به هم‌زبانان خود ياري رسانده‌اند تا در امر گردآوري بي‌همتاترين دانشنامه جهاني سهمي داشته باشند.

دانشنامه ي ويکي‌پديا هم‌زمان به بسياري از زبان‌ها نوشته مي‌شود و همکاران آن افرادي از سراسر جهان‌اند و هرکسي مي‌تواند به رشد آن کمک کند.اين دانشنامه از زمان تولد تاکنون رشد بسيار سريعي داشته و بزرگترين وب‌گاه دانشنامه‌اي با بيش از 80 ميليون بازديد کننده در ماه است و بيش از 90.000 کاربر فعال دارد که بر روي بيش از 18.000.000 مقاله به 270 زبان کار مي‌کنند.در ويکي‌پدياي فارسي تا اين لحظه 520.706 مقاله وجود دارد و هر روز هزاران کاربر از اين دانشنامه بازديد مي‌کنند.


 سرمقاله  

مصائب زيست محيطي و تعطيلي مکرر مدارس

آذر فخري

سالي که بر مردمان اين سرزمين گذشت ، شوربختانه سالي پرحادثه و تلخ بود. سالي که نه زمين ، نه آسمان و نه خودمان کمترين رحم و مروت را در حق همديگر روا نداشتيم و گذاشتيم که در کنار بي تفاوتي هاي مان به اقليم و زيست محيط و آسيب هاي عمدي و منفعت طلبانه ، زمين و آسمان نيز از ما روي برگردانند.

طبعا ، کساني که از اين بلاياي آسماني و زميني بيشترين آسيب ديدند ، دانش آموزاني بودند که به دليل آلودگي هوا ، سيل سرما و برودت شهرهاي شان ، با تعطيلي هاي پي در پي ،از روند طبيعي تحصيل باز ماندند. فرقي نمي کند که آسيب هاي زميني و آسماني يا بي مبالاتي هاي خودمان ، تا چه حد بزرگ يا کوچک باشند؛ مهم اين است که جهان هستي ، هيچ کدام از بي توجهي ها و خودمداري هاي ما را بي پاسخ نگذاشت و کيست که بخواهد بپذيرد که اين همه نه از بداقبالي ، که از بدرفتاري هاي انساني و وجداني ما آب مي خورد. در واقع ، سيلاب و يخبندان ، گرد و غبار و تيرگي آسمان پيش از همه در روح و جان ما اتفاق افتاده است و داشته هاي انساني ماست که مورد تهديد قرار گرفته است. اگر بگذاريم که اين آسيب ها ، همچنان بر جان و دوش فرزندان مان فشار بياورد و از درس و تحصيل که هيچ ، از سلامتي و امنيت اجتماعي و جسمي نيز باز بمانند ، آينده اي فروريخته و تاريک ، چون روزهاي اهواز در پيش روي آنان نهاده ايم . اگر همچنان در بند منافع آني ، نسخه هاي چشم پر کن و برنامه ريزي هاي بيش از حد ايده آل و لاجرم ناممکن بمانيم فرزندان مان ، آسيب هاي حاصل از اين همه را، با خود به سوي آينده اين سرزمين مي برند و در آن " آينده " ي سست بنيان ، آنان چه خواهند داشت براي تکيه کردن ، باليدن و سر بلند کردن ... که ما امروز با مصرف و اسراف بي رويه ي منابع زيستي و متلاطم کردن محيط زندگي ، اخلاقي و اجتماعي خود ، حتي مصالح مناسب براي بازسازي را از آنان ستانده ايم. چه داريم که به خاطر باقي گذاشتن آن براي اين فرزندان ، به خود بباليم. حضور ، وجود و تلاش مان آيا به اندازه ي آن باغباني که درخت گردويش را براي استفاده ي آيندگان مي کاشت ، مفيد و موثر بوده است ؟ دانش آموزان ما ، رفته رفته ، با معضل هاي بزرگي در مسير تحصيل روبه رو مي شوند. در اين زمينه حداقل کاري که مي توان براي آنان کرد ، برنامه ريزي هاي تحصيلي بر اساس اقليم و جغرافياي آنان است ، تا بتوانند در آرامشي متصل و ادامه داردنياي علم و دانش خود را گسترش دهند. گرچه انتقال فصل هاي مدرسه از زمستان به تابستان هم بي شک مشکلات خاص خودش را خواهد داشت و يکي از کوچک ترين آن ها ، گرم بودن هواي تابستان و طبق معمول عدم امکانات سرمايشي مناسب و مکفي خواهد بود. و اين داستان ادامه دارد.

a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون