جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3815- تاریخ : 1395/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


از گوش پاک کن کمتر استفاده کنيد


تست هوش: عبور کاميون از روي پل


سلفي هاي شما ، شخصيت شما را فاش مي کنند


يادداشت


يكي بود


داستانك


پندهاي زندگي


بامشاهير


 از گوش پاک کن کمتر استفاده کنيد 

آيا گوش پاک کن جزء اصلي لوازم بهداشتي شماست؟ شايد بهتر است با خطرات استفاده از گوش پاک کن آشنا شويد.

به نقل از روزياتو؛ اگر در گروه کودکاني بوديد که مادرتان خصوصا پس از حمام کردن شما را به پاک کردن گوش هاي تان با گوش پاک کن تشويق مي کرد، شايد اين متن خبر چندان خوبي براي شما محسوب نشود.

گاهي پيش مي آيد که توصيه هاي مادران درست از آب در نمي آيد.دکتر «استفان راس اِشتاين» متخصص گوش و حلق و بيني در اين باره مي گويد: “اين که بايد با گوش پاک کن گوش هاي تان را تميز کنيد، تنها يک افسانه است.” حتي بر روي جعبه هاي گوش پاک کن هم در مورد استفاده از آنها هشدار داده مي شود.اما اينکه بدانيم چه نکته منفي درباره ي آنها وجود دارد، اولين قدم است.برخي پزشکان بر اين باورند که با استفاده از اين وسيله، موم هاي داخل گوش را به جاي بيرون آوردن به عمق فرو مي بريم.

هرچقدر تجمع اين موم ها در آن ناحيه بيشتر شود، موم هاي جديد و بيشتر ديگري روي آن جمع خواهند شد و سد بسيار خطرناکي از عفونت در داخل گوش به وجود خواهد آمد.بر اساس پژوهش هاي محققان دانشگاه «سوث وسترن اوکلاهاما» ، مي توان گفت که نيمي از مردم آمريکا از مقداري از اين عفونت رنج مي برند. برخي از عواقب حاصل از آن مي تواند، گيجي و از دست دادن قدرت شنوايي باشد.

براي بهبود اين وضعيت، کارهاي اشتباه ديگري همچون استفاده از وکيوم ها، کيت هاي مخصوص پاک کردن گوش و يا درمان هاي خودسرانه خانگي را امتحان نکنيد چرا که وضعيت را بدترخواهيد کرد.زماني که با چنين مشکلاتي مواجه شديد تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که به يک متخصص گوش و حلق و بيني مراجعه کنيد.

اين ها بخش خوب داستان بودند. بدتر از آن اين است که در بسياري از مراجعات مردم به کلينيک ها و مراکز درماني، به علت استفاده نادرست از گوش پاک کن ها، کانال هاي شنوايي و پارگي و خونريزي پرده صماخ نيز گزارش مي شود.اما راه چاره چيست؟

خود گوش چنين موم هايي را از بخش هاي داخلي به خارج از آن مي فرستد. بسياري از مردم تصور مي کنند اين موم ها مضر هستند، در حالي که بسيار هم مفيدند. اين موم هاي داخل گوش، آنتي بيوتيک هاي طبيعي توليد مي کنند و باعث چرب ماندن بخش خارجي گوش مي شوند. همچنين در مقابل آلودگي و ورود حشرات به داخل پرده صماخ هم از گوش محافظت مي کنند. بنابراين با رها کردن اين موم ها به حال خودشان به شنوايي خود کمک خواهيد کرد. با دانستن تمام اين ها مردم، به دليل حس خوب و تحريکاتي که در اثر استفاده از گوش پاک کن دارند، دلشان مي خواهد از آن استفاده کنند.

وي مي گويد اگر واقعا به اين قصد از اين وسيله خطرناک استفاده مي کنيد بهتر است به جاي آن از يک پارچه تميز استفاده کنيد و به آرامي بخش هاي خارجي گوش تان را پاک کنيد.يک مثل قديمي در زبان نگليسي وجود دارد که مي گويد “هرگز چيزي را که اندازه آن از آرنج تان کوچک تر است، داخل گوش خود فرو نکنيد!”با آنچه از نظر علمي در اين نوشته اشاره شد مي توان به اين نتيجه دست يافت که اين مثل چندان هم بي راه نگفته باشد.

منبعcotton-swab


 تست هوش: عبور کاميون از روي پل 

پلي داريم به طول 30 کيلومتر. اين پل حداکثر مي تواند تا 10.000 کيلوگرم بار را تحمل کند. يک کاميون قصد عبور از روي اين پل را دارد. وزن اين کاميون با بارش، دقيقا 10 تن است. اين کاميون بر روي پل شروع به حرکت مي کند. وقتي که نصف راه را طي مي کند، يک پرنده به وزن 200 گرم بر روي سقف اين کاميون مي نشيند. به نظر شما، آيا پل مي تواند اين اضافه بار را تحمل کند يا خير؟!توجه کنيد که کاميون دقيقا در نيمه راه قرار دارد.

منبع:آي هوش

پاسخ تست هوش شماره قبلي: اگر دو عقربه بر هم منطبق باشند، يعني زاويه ي بين آنها صفر است و اگر دو عقربه با هم در يك راستا باشند، يعني زاويه ي بين آنها برابر 180 درجه است.


 سلفي هاي شما ، شخصيت شما را فاش مي کنند  

تيمي از محققان دانشگاه فن آوري نانيانگ سنگاپور در پژوهش جديد خود نشان دادند، شکل ثبت تصوير از خود (سلفي) مي‌تواند شخصيت فرد را آشکار کند.

به گزارش ايسنا، به گفته محققان، آن چه يک فرد در مورد شخصيت خود توصيف مي کند، تا حد زيادي هماهنگ با حالتي است که از خود سلفي مي گيرد.محققان سنگاپوري، 123 کاربر مشهور در امر ثبت سلفي را در سايت Sina Weibo که يک پلت فرم محبوب ميکرو وبلاگ نويسي چيني است، بررسي کردند.

شرکت کنندگان يک آزمون شخصيت شناسي را انجام دادند و سپس گروهي جداگانه از 107 دانشجو آن ها را ارزيابي کردند.به گفته محققان، سلفي شرکت کنندگان کاملا با خود-ارزيابي آن ها در مورد شخصيت شان مرتبط بود.دانشمندان از 13 جنبه ثبت سلفي براي توليد يک روش شناسي شخصيتي استفاده کردند. به گفته آن ها، افرادي که از چهره اردکي در سلفي استفاده مي کنند، از بي ثباتي عاطفي بالايي برخوردار بوده و احتمالا عصبي هستند.به گفته محققان، افرادي که محل ثبت سلفي خود را پنهان مي کنند، بسيار نگران حريم خصوصي شان هستند.

يافته ها همچنين نشان داد، اگر دوربين در زاويه پائين گرفته شود، فرد سازگارتر بوده و اجتماعي تر محسوب مي شود.

در صورتي که در تصاوير سلفي خود لبخند زده يا مي خنديد، براي مواجهه با تجربيات جديد کاملا آماده بوده و همچنين عاشق خنديدن هستيد.بر اساس اين پژوهش، افرادي که مستقيما به دوربين نگاه مي کنند، از اعتماد بنفس بسيار بالايي برخوردارند.

اين يافته ها در مجله «Computers in Human Behaviour» منتشر شده است.


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

در آغاز کلمه بود

سيوا

آيا کسي هست که راز شما را بداند؟ اگر بله ، پس شما هيچ رازي نداريد!اين واقعيتي تلخ است که ما هم مي خواهيم رازي داشته باشيم و هم نمي توانيم آن را حفظ کنيم و بالاخره آن را با کسي در ميان مي گذاريم ، وراز، همين که به زبان آمد و گوش شنوايي آن را شنيد ، ديگر راز نيست ، بلکه به يک پيغام براي شنوندگان بعد ، و در بهترين حالت در سال هاي پس از ما ، بدل خواهد شد. هيچ رازي سر به مهر نمي ماند ، مگر آن که ما دل بزرگي داشته باشيم . بتوانيم تا دم مرگ ، راز يا رازهاي خود را براي خود حفظ کنيم. حتي مردان بزرگ تاريخ و اولياي الهي نيز ، در نگهداري رازهاي خود ، احساس درد و رنج کرده و آن ها را در گوش چاه هاي عميق ، فرياد کرده اند. در واقع رازداري ، سخت ترين و تا حدي ناممکن ترين کار جهان است، و انتظار حفظ اسرار از ديگران ، در حالي که خودمان نمي توانيم آن را نگه داريم ، انتظاري غير ممکن و غير عملي است. بهترين راه براي رهايي از رازهايي که سينه ي ما را به درد مي آورند و امانمان را مي برند ، شايد ، نوشتن باشد.

نوشتن راز ، و محفوظ داشتن اين نوشته ها در جايي ، حتي دور از دسترس خودمان ، ما را در برابر آن ها تا حدي مصون مي کند. نوشتن از جهتي نيز ما را تقويت مي کند ؛ما با فنون نوشتن و خوب و خوب تر نوشتن آشنا مي شنويم. مي رويم دنبال اين که چگونه مي توان نوشت که هم زيبا باشد ، هم از نظر نحوي درست باشد و هم بتواند آن چه را که ما مي خواهيم برساند و دقيقا حرف دلمان باشد. نوشتن هم سخت است ، اما به دشواري رازداري نيست. نيرويي در کلمات هست که وقتي انديشه ها و اسرار خود را در قالب آن ها مي ريزيم انرژي هاي انباشته ي درون ما را آزاد مي کنند و به اين ترتيب ، هم ما را سبک مي کنند و هم رهايي بخش اند.کلمات ، هم زمان آفريننده و ويران گرند. نابود کنندگي کلمات را آن جا احساس مي کنيد که وقتي از حس هاي عميق خود با کسي سخن مي گوييد ديگر آن همه عميق و عجيب و مبهم و ... به نظر نمي رسند. انگار ناگهان از هستي و اهميت تهي مي شوند. کلمات نجات دهنده و مرگ آورند. و نوشتن ، ما را با هر دو وجه نوشتن رو در رو مي کند. ما در نوشتن ، با کلمات ، زورآزمايي مي کنيم و توان انديشايي خود را مي سنجيم ؛ در نهايت ، اين تسلط ما در چرخاندن و گردش کلمات است که ما را هم بر کلمات و هم بر اسرارمان ، پيروز مي گرداند .کلمات چنان قدرتي دارند که دردوران باستان براي آن ها نيروهاي جادويي قائل بودند و اگر ، کسي دعايي يا نفريني را مي نوشت و با خود به همراه مي داشت ، احساس در امان بودگي و مصونيت مي کرد و يا مطمئن بود که بر دشمن خود فائق خواهد آمد. از اين روست که کتاب مقدس نيز با اين جمله آغاز مي شود : " در آغاز کلمه بود..."


 يكي بود 

معناي فلسفي جمله «يکي بود يکي نبود»

اين جمله «يکي بود يکي نبود» بخشي از فرهنگ ما ايرانيان است. بخشي از ادبيات فرهنگي و داستاني ماست.اين جمله به قدري به گوش و ذهن ما ايراني ها آشناست که مي توان ادعا کرد شايد هيچ ايراني نباشد که اين جمله را نشنيده باشد .حتي تمام اقوام و زبان هاي محلي، لااقل بارها معادل اين جمله را در زبان و لهجه خود بکار برده اند.جمله «يکي بود يکي نبود» هم مثل خيلي از جملات و آداب و رسوم ما ايراني ها معني و محتواي عميقي دارد که با دقت فلسفي، بايستي حجاب از چهره ي آن برداشت.

«يکي بود يکي نبود» را چهار نوع مي شود معنا کرد:

1) يکي بود و غير از آن «يکي» چيز ديگري نبود و آن «يکي» تنها بود يعني خدا بود. ولي هيچ کس و هيچ چيز ديگري غير از خداي متعال نبود. اکثر مردم، از جمله «يکي بود يکي نبود» همين معنا را فهم مي کنند و منظور همه همين معنا و مفهوم است . ولي بايد گفت اين برداشت درست نيست. چون به لحاظ عقلي و فلسفي از آنجائي که خداي متعال آفريننده ي مخلوقات و کائنات است پس بي معناست که بگوئيم خدا بود ولي مخلوقي نبود بدليل اينکه محال عقلي ست که خدا باشد ولي مخلوقي نيافريده باشد.

2) يکي بود و هيچ موجودي در مرتبه و منزلت و هم طراز با آن «يکي» نبود. يعني خدا بود ولي هرگز هيچ موجودي همسنگ و هم طراز با وجود خدا نبود. اگر «يکي بود يکي نبود» را اين گونه معنا کنيم ، همين حالا و حتي در آينده همين طور خواهد بود ؛ هيچ موجودي هم رتبه و برابر با وجود خدا نيست و نخواهد بود.

3) «يکي» بود و همان «يکي» که بود نبود. اين هم محال است چون معنا ندارد که شئ واحدي هم باشد و هم نباشد پس اين معناي سوم نيز باطل است.

4) «يکي بود» يعني خدا بود و از آنجائي که خداي تبارک و تعالي اصل وجود است و همه کمالات وجودي را داراست و تمام کمالاتش نيز عين وجودش است و هيچ کدام از کمالات الهي، زائد بر ذات الهي نيست ، پس وصف وحدت و يکي بودن خدا نيز وصفي زائد نيست. بلکه عين وجود خداست و لايتناهي است .اين معنا دقيق ترين و حکيمانه ترين معناست از بين چهار معنايي که براي جمله «يکي بود يکي نبود» تصور مي شود.

آسمان فکر و فلسفه


 داستانك 

آرزوهاي زنانه

روزي خانمي در حال بازي تنيس بود که توپش در جنگل گم شد. او دنبال توپ رفت و ديد که يک قورباغه در تله گير کرده است. قورباغه به او گفت :اگر مرا از اين تله آزاد کني سه آرزوي تو را برآورده مي کنم .زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولي من يادم رفت بگويم شرايطي براي آرزوهايت هست؛ هر آرزويي داشته باشي شوهرت 10 برابر آن را مي گيرد.زن گفت :اشکال ندارد !

زن براي اولين آرزويش مي خواست که زيباترين زن دنيا شود ! قورباغه اخطار داد که متوجه هستي با اين آرزو شوهرت نيز جذابترين مرد دنيا مي شود ؟ زن جواب داد : اشکالي ندارد من زيباترين زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه مي کند !

بنابراين اجي مجي ... و او زيباترين زن جهان شد !

براي آرزوي دوم ، زن مي خواست که ثروتمندترين زن جهان باشد ! قورباغه گفت : اين طوري شوهر تو ثروتمندترين مرد جهان خواهد شد .او 10 برابر ثروتمندتر مي شود. زن گفت اشکالي ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است .بنابراين اجي مجي ... و او ثروتمندترين زن جهان شد !سپس قورباغه از آرزوي سوم زن سوال کرد . او جواب داد :من دوست دارم که يک سکته قلبي خفيف بگيرم...

داستان هاي کوتاه و آموزنده


 پندهاي زندگي  

عشق حقيقي

پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد .. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد .عابراني که رد مي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند . پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند .سپس به او گفتند : بايد ازتو عکسبرداري شود تا جايي از بدنت آسيب و شکستگي نديده باشد . پيرمرد غمگين شد . گفت عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست . پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند . پيرمرد گفت : زنم در خانه سالمندان است . هرصبح آنجا ميروم و صبحانه را با او ميخورم . نميخواهم دير شود . پرستاري به او گفت : خودمان به او خبر مي دهيم . پيرمرد با اندوه گفت : خيلي متاسفم او آلزايمر دارد چيزي را متوجه نخواهد شد . حتي مرا هم نمي شناسد . پرستار با حيرت گفت : وقتي نمي داند شما چه کسي هستيد چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد ؟ پيرمرد با صدايي گرفته . به آرامي گفت : اما من که ميدانم او چه کسي است .

داستان هاي عرفاني


 بامشاهير 

ويکتور فرانتز هس فيزيک‌دان اتريشي-آلماني در سال 1936 ميلادي به همراه کارل ديويد اندرسون به خاطر کشف تابش کيهاني موفق به دريافت جايزه فيزيک نوبل شد.پرتوهاي کيهاني ذراتي هستند که در فضاي خارج از اجرام آسماني توليد شده و به جو اين اجرام برخورد مي‌کنند. در مورد کره زمين، اين امواج در عبوراز جو زمين و برخورد با ذرات اتمسفر به ذرات مختلفي مانند مزون‌ها و پوزيترون‌ها تبديل مي‌شوند.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون