جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3810- تاریخ : 1395/10/16 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


"موش‌ها و آدم‌ها" و تجربه هاي نويسنده

کاظمي تشريح کرد:
تغييرات جشنواره شعر فجر در گام يازدهم


خبر اد‌‌‌‌‌بي


تازه‌هاي نشر


زنگ اد‌‌‌‌‌بيات


نغمه


 "موش‌ها و آدم‌ها" و تجربه هاي نويسنده 

مهدي طوسي

موش‌ها و آدم‌ها عنوان يک رمان کوتاه از نويسنده برنده جايزه نوبل ادبيات، جان استاين بک بوده که در سال 1937 به چاپ رسيده است. نويسنده در اين داستان از سرگذشت غم‌انگيز دو کارگر مزرعه مهاجر، جورج ميلتون و لني اسمال مي‌نويسد که در رکود بزرگ آن روزگار در کاليفرنيا به دنبال يافتن کار به هر سمت و سويي روانه مي‌شوند.

چکيده داستان:جرج ميلتون و لني اسمال دو دوستند که با مهتري در آخور اسب‌ها در اسبداري‌ها روزگار مي‌گذرانند. آرزوي ديرين هر دويشان آن است که روزي جايي را بخرند و در آن خرگوش پرورش دهند. لني از بچگي از نوازش چيزهاي نرم خوشش مي‌آيد و زور بازوي بسياري دارد ولي چندان باهوش نيست و کودن است. از همين رو دچار دردسر مي‌شود، بويژه هنگامي که دوست پسرارباب، کرلي، از او مي‌خواهد تا با او مهربانانه برخورد كند. لني نخواسته بيچاره را مي‌کشد و از ترس مي‌گريزد. کرلي خشمگين با مردانش در پي يافتن و از پاي درآوردن لني راهي مي‌شود. جرج هم برغم سوگندش براي پشتيباني از لني در چنين درگيري‌هايي به گروه پيوسته در پي لني راهي مي‌شود. چون مي‌بيند دوستش گير افتاده و راه گريز ندارد با هفت تير به گردنش شليک مي‌کند و او را مي‌کشد.

مبناي داستان:مبناي اين داستان آموخته‌هاي زندگي استاينبک درباره زندگي مردان بي خانمان و دربدر در پي کارگري در اسبداري‌ها است. نام اين داستان از سروده رابرت برنز برگرفته شده است.

درباره نويسنده:جان استاينبک در سال 1902 در کاليفرنيا به‌دنيا آمد. پدرش خزانه‌دار و مادرش آموزگار بود. پس از تحصيل علوم در دانشگاه استانفورد، در سال 1925 بي‌آنکه دانشنامه‌اي دريافت کرده باشد دانشگاه را رها کرد و به نيويورک رفت. در اين شهر خبرنگاري کرد و پس از دو سال به کاليفرنيا برگشت. مدتي به عنوان کارگر ساده، متصدي داروخانه، ميوه‌چين و... به کار پرداخت و به همين سبب با مشکلات برزگران و کارگران آشنا شد. پس از آن پاسباني خانه‌اي را پذيرفت و در اين زمان وقت کافي براي خواندن و نوشتن پيدا کرد. زماني که جهان به‌سرعت به سمت مدرنيسم پيش مي‌رفت و ادوات جديد کشاورزي جايگزين بيل و گاوآهن مي‌شد، او در انديشه غم و درد و رنج آنان بود. نخستين اثرش جام زرين را در سال 1929 نوشت. نگاه انسان‌دوستانه و دقيق او به جهان پيرامون و چهره رنج‌کشيده خودش سبب درخشش او در نوشتن آثاري چون موش‌ها و آدم‌ها و خوشه‌هاي خشم شد.


 کاظمي تشريح کرد:
 تغييرات جشنواره شعر فجر در گام يازدهم 

دبير يازدهمين دوره جشنواره شعر فجر از ايجاد بخش ويژه شعر افغانستان در اين دوره از جشنواره خبر داد.محمدکاظم کاظمي دبير يازدهمين دوره جشنواره بين‌المللي شعر فجر در گفتگو با مهر با اشاره برگزاري نخستين جلسه هيئت علمي اين جشنواره با حضور معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي عنوان کرد: در نخستين نشست هيئت علمي اين جشنوار به موضوع تمايز اين دوره از جشنواره نسبت به سال قبل اشاره شد و بر همين اساس و با توجه به اينکه مشهد در سال جاري به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام شناخته شده، تصميم به برگزاري اختتاميه اين دوره از جشنواره در اين شهر گرفتيم.

وي در ادامه با اشاره به توجه ويژه جشنواره شعر فجر به حوزه قلمروي زبان فارسي، گفت: اين جشنواره از آغاز برگزاري خود تاکنون نگاهي ويژه به سوي مرزهاي زبان فارسي داشته است و از ابتداي برگزاري آن نيز شاعراني از کشورهاي فارسي زبان از جمله افغانستان در آن حضور داشته‌اند. با توجه به اين مساله و نيز اينکه هر روز نگاه ما به قلمرو تمدني زبان فارسي پررنگ‌تر و عميق‌تر مي‌شود، تصميم بر اين گرفته شد که در جشنواره سال جاري شعر فجر، افغانستان به صورت ويژه در بخش مسابقه جشنواره حضور داشته باشد و البته اميدوارم که اين اتفاق در سال‌هاي آتي و در ديگر کشورهاي فارسي زبان نيز رخ دهد و آن ها بتوانند در اين زمينه بدرخشند.

کاظمي افزود: بر اساس تصميم اتخاذ شده در جشنواره امسال، هم آثار ادبي شعر افغانستان در بخش مسابقه و به صورت مجزا مورد داوري قرار خواهد گرفت و هم محافل شعري ويژه‌اي را براي برگزاري در افغانستان در دست اجرا قرار خواهيم داد.

وي تاکيد کرد: جشنواره به طور قطع، امسال نيز محافل شعري داخلي و خارجي متعدد و متنوعي خواهد داشت اما تعداد و زمان و مکان برگزاري آنها و نيز آغاز و پايان و زمان اختتاميه جشنواره را بخش اجرايي جشنواره که در بنياد شعر و ادبيات داستاني مستقر است، برنامه‌ريزي و اجرا خواهند کرد.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

مراسم ترحيم پوران فرخزاد برگزار شد

مراسم ترحيم پوران فرخزاد در مسجد الرضا (ع) برگزار شد.

به گزارش ايسنا، در مراسم ختم اين نويسنده، شاعر و پژوهشگر در کنار خانواده او، جمعي از اهل فرهنگ و هنر حضورداشتند.از جمله افراد حاضر در مراسم ترحيم پوران فرخزاد که با سخنراني خطيب مسجد همراه بود، به بيژن بيژني، عظيم زرين‌کوب، مهران مهرنيا، ايرج حسابي، اسدالله امرايي، محمود معتقدي، فرهاد عابديني، غلامحسين سالمي، غزل تاجبخش، پوران کاوه، بهمن زدوار، بهاره رضايي، نسرين بهجتي، افشين علاء، محمد نوري‌زاد، هوشنگ صدفي، علي عزتي و از ناشران ابوالفضل ميرباقري و علمي مي‌توان اشاره کرد.

غلامحسين سالمي در حاشيه برگزاري اين مراسم از بي‌توجهي اهل قلم و فرهنگ و همچنين ناشران و کتاب‌فروشان به درگذشت پوران فرخزاد و چهره‌هاي فرهنگي انتقاد کرد.پوران فرخزاد که نهم دي‌ماه در بيمارستان ايرانمهر از دنيا رفت، متولد بهمن‌ماه سال 1312 بود. پيکر او پس از تشييع از مقابل بيمارستان محل درگذشتش در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.


معرفي هفت رمان راه‌يافته به آخرين مرحله جايزه مهرگان

دبيرخانه جايزه مهرگان اسامى هفت رمان راه يافته به آخرين مرحله جايزه مهرگان ادب را اعلام كرد. مراسم پايانى اهداى جايزه مهرگان ادب هفته اول اسفند ماه برگزارمى‌شود.

به گزارش ايبنا، به نقل از دبيرخانه جايزه مهرگان، در پانزدهمين و شانزدهمين دوره جايزه مهرگان ادب ، 403 عنوان كتاب چاپ اول شامل 197 رمان و 206 مجموعه داستان كوتاه كه در سال هاى 93 و 1392 منتشر شده بود، مورد بررسى هيأت داوران قرار گرفت.

در بخش بهترين رمان فارسى، از ميان 15 رمان راه‌يافته به مرحله نهايى كه اسامى آنها در مهرماه اعلام شده بود، پس از چندين جلسه بحث وگفت‌وگو، هيأت داوران اسامى هفت رمان راه يافته به آخرين مرحله را به اين شرح اعلام كرد:

نامزدهاى نهايى بهترين رمان، نوولت و داستان بلند (به نظم الفبايى نام كتاب‌ها)

1- «پايان خوش ناتمام»؛ كاوه ميرعباسى؛ نشر ثالث

2- «چيدن باد»؛ محمد قاسم زاده؛ نشر قطره (رمان دو جلدى)

3- «خط چهار مترو»؛ ليلى فرهادپور؛ نشر ثالث

4- «خوف»؛ شيوا ارسطويى؛ نشر روزنه

5- «ساعت ويرانى»؛آرام روانشاد؛ نشر مرواريد

6- «كاشف رويا»؛ جمشيد ملك پور؛ نشر افراز

7-«كافور پوش»؛ عاليه عطايى؛ نشر ققنوس

جواد اسحاقيان، عليرضا سيف الدينى و مهدى غبرايى داورى مرحله نهايى اين دوره جايزه مهرگان ادب را در دو بخش رمان و مجموعه داستان بر عهده داشته‌اند؛ همچنين انتخاب آثار در مرحله مقدماتى نيز به عهده محبوبه ميرقديرى، سودابه سلگى و دبيرخانه جايزه مهرگان ادب بوده است.

اسامى 14 نامزد نهايى جايزه مهرگان ادب در بخش بهترين مجموعه داستان نيز در اول دى ماه اعلام شد و داوران در آخرين مرحله در حال انتخاب هفت مجموعه داستان برگزيده مهرگان هستند که اسامى نهايى تا هفته آينده اعلام مى‌شود.

در کنار اين اقدامات، همزمان كار گردآورى رمان‌ها و مجموعه داستان‌ها براى دوره‌هاى هفدهم و هجدهم جايزه مهرگان ادب ( آثار چاپ اول سال هاى 95 و 1394) نيز شروع شده و تا پايان ارديبهشت 1396 ادامه خواهد داشت.


 تازه‌هاي نشر 

داستان‌هايي از قرآن براي کودکان روايت شد

مجموعه داستان‌هاي «همراه با قرآن» نوشته عباس رمضاني با تصويرگري ليلا باباخاني از سوي انتشارات کتاب تارا روانه بازار کتاب شد.به گزارش ايبنا داستان‌هاي «همراه با قرآن» نوشته عباس رمضاني با تصويرگري ليلا باباخاني، مجموعه‌اي 20 جلدي است که تا به حال 10 جلد از آن توسط انتشارات کتاب تارا روانه بازار نشر شده است.

عناوين منتشر شده از اين مجموعه عبارتند از: «دستي که پيامبر (ص) بالا برد، توطئه‌اي که شکست خورد، فقيري که ثروتمند شد، به سوي مسجد‌الحرام برگرد، شما آمين بگوييد، انگشتري که به مرد فقير رسيد، چراغي که روشن شد، ميوه‌هايي کهچيده نشد، گنجي که زير ديوار بود و اميد من به خداست». در اين مجموعه براساس آيه‌هاي قرآن، داستان‌هايي با زبان ساده و کودکانه براي کودکان گروه سني «ب و ج» بيان شده است. در بخشي از داستان کتاب «دستي که پيامبر (ص) بالا برد» که بر اساس آيه‌هاي 3 و 67 سوره مائده نوشته شده، مي‌خوانيم: «نزديک ظهر، کاروان در محلي بين مکه و مدينه قرار داشت، از حرکت ايستاد. آن جا «غدير خم» بود. توفق کاروان باعث تعجب همه شد. صداي پچ پچ مردم از گوشه و کنار کاروان به گوش مي‌رسيد. همه درباره يک موضوع سخن مي‌گفتند. سوال آنها اين بود که: «چرا کاروان در اين هواي گرم توقف کرد؟ آيا اتفاقي افتاده است؟» در بخشي از کتاب «انگشتري که به مرد فقير رسيد» که براساس آيه‌ 55 سوره مائده نوشته شده نيز مي‌خوانيم: «پيرمردي که نفس نفس مي‌زد عصازنان وارد مسجد شد. نفس عميقي کشيد و دست چپش را به کمرش گذاشت. با دقت همه جاي مسجد را نگاه کرد، چند قدمي به اين طرف و آن طرف رفت و با صداي خسته گفت: «من مرد فقير و نيازمندي هستم. آمده‌ام تا مرا ياري کنيد!»


 زنگ اد‌‌‌‌‌بيات 

ناگفته‌هاي نويسنده «اسب جنگي»

«مايکل مورپرگو» شاعر و نويسنده سرشناس ادبيات کودک و نوجوان که رمان «اسب جنگي» او توسط «استيون اسپيلبرگ» به فيلم سينمايي موفقي تبديل شده، چندي پيش با «ماتيلدا باترزبي» گفت‌وگويي انجام داده که در «اينديپندنت» منتشر شده است.

به گزارش ايسنا، «مورپرگو» رمان «اسب جنگي» را در سال 1982 به نگارش درآورد و هميشه فکر مي‌کرد نمايش عروسکي اين اثر خيلي مسخره خواهد شد. او پيش از ساخت اين اقتباس نمايشي مي‌گفت: آن‌ها ديوانه‌اند که مي‌خواهند با اسب‌هاي عروسکي داستان را روايت کنند.

«اسب جنگي» طي اين مدت در چين، استراليا، کانادا، آمريکا، آفريقاي جنوبي و اروپا اجرا داشته و به موفقيت چشمگير جهاني دست پيدا کرده است.

«مورپرگو» در ابتداي اين مصاحبه با شوخ‌طبعي مي‌گويد: من از يک خانواده بازيگر آمده‌ام. مادرم بازيگر بود، پدرم هم همين‌طور، من هم بايد بازيگر مي‌شدم. اگر کمي زودتر دست به کار مي‌شدم، الان «جورج کلوني» بودم. حالا اشکالي ندارد. اين اتفاق نيفتاد و من کارهاي ديگري کردم. اما کشف‌هايي که در دوره‌هاي بعدي زندگي‌ات انجام مي‌دهي خيلي لذت‌بخش است.

اين نويسنده ادامه مي‌دهد: من هميشه عاشق قصه‌گويي بودم. وقتي معلم بودم هميشه دوست داشتم براي بچه‌ها قصه بگويم و اين هم تا حدودي بازيگري است.

من شخصيت‌ها را بازي مي‌کردم تا براي بچه‌ها باورپذير شوند، اما تنها همين 10-15 سال گذشته بوده که توانسته‌ام به روي صحنه بروم، در تئاترها شرکت کنم يا کنفرانس بدهم. اين کار واقعا لذت‌بخش است.

«مورپرگو» که حالا 73 ساله است، بيش از 100 کتاب نوشته اما «اسب جنگي» از ميان آن‌ها شهرت فراواني دارد.

خوشبختانه او در همسايگي‌اش فردي را داشت که با تجربه و ذوق ادبي‌اش مشاور خوبي برايش بود. او در يکي از پياده‌روي‌هاي روزانه‌اش تصادفا با «تد هيوز» شاعر سرشناس انگليسي ملاقات مي‌کند و متوجه مي‌شود «هيوز» در پنج مايلي مزرعه آن‌ها سکونت دارد.

"مورپرگو" در اين‌باره مي‌گويد: «هيوز» نويسنده خارق‌العاده‌اي بود. من در يک نقطه گير کرده بودم، فکر مي‌کنم اوايل دهه 1980 بود و در حال نگارش «اسب جنگي» بودم.

اوايل او آن‌قدرها هم مهربان نبود. مي‌گفت: «شايد تو نبايد نوشتن اين داستان را اين‌قدر سريع شروع مي‌کردي.» من گفتم: «نه، نه از پسش برمي‌آيم.» اما او گفت: «نه، بايد وقت بيشتري بگذاري و درباره‌اش تخيل کني، فکر کني و در ذهنت با آن کلنجار بروي.» او گفت: «‌اين به خاطر اين نيست که تو نمي‌تواني بنويسي، براي اين است که به خودت اجازه دهي فضاي داستان را به خوبي درک کني و اين زمان مي‌برد.»


 نغمه 

مرواريد

فروغ فرخزاد

اگر به خانه من آمدي براي من اي مهربان چراغ

بياور

و يك دريچه كه از آن

به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم

**

کسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد کرد

کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را بخاطر بسپار

پرنده مردني ست

**

همه هستي من آيه تاريكيست

كه ترا در خود تكرار كنان

به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد

**

هر چه دادم به او حلالش باد

غير از آن دل كه مفت بخشيدم

دل من كودكي سبكسر بود

خود ندانم چگونه رامش كرد

او كه مي گفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم به جامش كرد


هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي مي ريزد

مرواريدي صيد نخواهد كرد فروغ فرخزاد


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون