جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3810- تاریخ : 1395/10/16 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


شير بي يال و دم و اشکم


براي دوست داران معماهاي تصويري


يكي بود


يادداشت


داستانك


پندهاي زندگي


بامشاهير


 شير بي يال و دم و اشکم  

خالْ‌ کوبي يا تاتو به عمل ايجاد نقوش دائمي يا با ماندگاري طولاني بر روي پوست گفته مي‌شود.اين عمل پديده‌اي جهاني است. حتي در بين نقوشي که در سرزمين هاي گوناگون انجام مي‌شود، همانندي هايي مشاهده شده‌است.تاريخچه از مائوري‌هاي نيوزيلند گرفته تا بوميان سرخپوست و کشورهاي آسياي جنوب شرقي.قديمي‌ترين خال کوبي متعلق به مردي موميايي شده از آمريکاي جنوبي ـ مربوط به موميايي‌هاي چينکورو ـ است. جايي که الان شمال شيلي وجنوب پرو قرار دارد. روي لب بالايي اين موميايي سبيل نازک مدادي خال کوبي شده بود.همچنين خال کوبي با جامعه و فرهنگ بومي‌هاي بسيار قديم آمريکا بويژه مردم جزاير پلينزي و هاوايي عجين شده بود. آنها براي انجام خال کوبي از اجسامي مانند استخوان يا سنگ‌هاي برنده استفاده مي‌کردند و طرح‌ها را روي گوشت بدنشان با بريدن پوست و گوشت مي‌کشيدند و محل جراحت‌ها را با دوده و چربي حيوانات يا رنگ‌هاي طبيعي پر مي‌کردند. دلايل بسياري براي خال کوبي در اين قبايل وجود داشت. در حقيقت قبايل مختلف به وسيله خال کوبي علامت‌هايي در بدنشان مي‌گذاشتند تا هويت و قبيله‌اي که به آن تعلق داشتند،مشخص شود. آمريکايي‌هاي بومي نيز مفاهيم سري و معنوي در برخي از خال کوبي‌ها مي‌ديدند و برايشان بسيار مقدس بود. بسياري از مردم آن دوره بر اين باور بودند که با اين خال کوبي‌ها مي‌توانند با قدرت و نيروهاي ماوراء‌الطبيعه در ارتباط باشند. حتي برخي از مردم براي اين‌که به قدرت حيوانات قدرتمند دست پيدا کنند، تصوير آن حيوان را روي بدن خود خال کوبي مي‌کردند.بيشتر مردان قبايل نيز پس از برنده شدن در جنگ با دشمن با خال کوبي‌هاي گوناگون روي بدن خود قدرت و پيروزي‌شان را به رخ ديگران مي‌کشيدند. گاهي اوقات هم اين خال کوبي‌ها براي تعيين هويت فرد پس از مرگ در جنگ يا حادثه‌اي هولناک صورت مي‌گرفت.تقريبا هرکسي در جامعه پلنيزي خال کوبي داشت، تا اين‌که سال 1797 خال کوبي بشدت ممنوع شد.از طرفي در برخي قبايل بومي زنان مجبور بودند خال کوبي کنند تا در نظرقبايل همسايه، زشت به نظر بيايند. اين کار موجب مي‌شد کمتر گرفتار آزار و اذيت آنها شوند.

جراحت‌هاي ناشي از اين خال کوبي هم بايد عفوني مي‌شده تا خال کوبي‌ها بزرگ‌تر و واضح‌تر ديده مي‌شدند. اين رسم تا دهه 70 ميلادي همچنان ادامه داشت و سپس توسط دولت به دليل غيرانساني بودنش ممنوع شد. بعدها که زندگي به سوي مدرنيته شدن و شهرنشيني پيش رفت، فرهنگ خال کوبي به طور چشمگيري تغيير کرد و طرح‌هاي جديد جاي قديمي‌ها را گرفت،

اما فرآيند کار همچنان دردناک بود و اين بار مردها با انجام خال کوبي، قدرت، شهامت و مردانگي‌شان را به سبب دردي که متحمل مي‌شدند، ثابت مي‌کردند. جوانان نيز از طرح‌هاي اژدها و ببر استفاده مي‌کردند تا نيرويشان را به ديگران نشان دهند. حتي زماني حيوانات و بويژه دام‌ها نيز خال کوبي مي‌شدند تا معلوم شود به چه کسي تعلق دارند.خال کوبي در ايران به ادوار بسيار قديم تاريخي بازمي‌گردد.
تنديس ‌هايي در پازيريک و لرستان از دوره هخامنشيان يافت شده‌است که نشان خال کوبي بر بدنشان بوده‌است. مولوي در مثنوي معنوي، در ضمن داستان پهلوانِ قزويني (شير بي يال و دُم) به عمل خال کوبي با عنوان کبودي زدن اشاره مي‌کند. گاه نيز از خال کوبي به عنوان يک روش درماني براي گلودرد (خالکوبي بر گلو) يا برطرف کردن ترس استفاده مي‌شده‌است.

پهلوانان و شبه پهلوانان، معمولاً خال را بر بازو يا سينه و به نقش شير و اژدها مي‌کشيدند.

خال کوبي در ايران بيشتر نزد پهلوانان و اوباش جاهل مرسوم بوده‌است.ممنوعيت خال کوبي در دوره‌هاي مختلف به دلايل گوناگون دچار ممنوعيت شد و گاهي در فرهنگ‌هاي مختلف به آن به چشم تحقير نگريسته مي‌شد.در دوران امپراتوري روم، دست سربازها را براي اين‌که نتوانند هنگام جنگ فرار کنند، خال کوبي مي‌کردند. از طرفي گلادياتورها و برده‌ها نيز خال کوبي مي‌شدند. معمولا روي پيشاني‌شان مي‌نوشتند: من فراري هستم، مرا دستگير کنيد. برده‌هايي را هم که به مکان‌هاي ديگر صادر مي‌کردند روي بدن‌هاي شان مي‌نوشتند: ماليات پرداخت شد.امروزه بيشتر کشورهاي غربي ديگر به خال کوبي به‌عنوان پديده‌اي تحقيرآميز و بد نگاه نمي‌کنند، اما اين عمل هنوز در بسياري از کشورهاي آسيايي پسنديده نيست ؛ خال کوبي در ژاپن به شدت مذموم است وحتي وجود کمترين مقدار جوهر زير پوست افراد نشان‌دهنده طبيعت مجرمانه بودن آنهاست.

درواقع منشاء احساس بد امروزه مردم ژاپن نسبت به خال کوبي وجود سازماني خلافکار به نام «ياکوزا» است که در دنياي زيرزميني خودشان دست به فعاليت‌هاي مجرمانه مي‌زدند.در اين کشور افرادي که خال کوبي دارند، نمي‌توانند بدن خال کوبي شده‌شان را در بيشتر اماکن عمومي نشان دهند و معمولا مکان‌هاي مهم از ورود اين افراد جلوگيري مي‌کنند.در چين هم مردم، خال کوبي را بسيار بد مي‌دانستند. در دوران قديم، مقامات چيني به منظور تنبيه، صورت مجرمان را خال کوبي مي‌کردند يا برده‌ها با خال کوبي از ديگر مردم مشخص مي‌شدند و به همين دليل خال کوبي در چين مفاهيمي منفي پيدا کرده بود.

آسيب هاي ديني ، بهداشتي و اجتماعي خال کوبي

اگر از منظر آسيب هاي اجتماعي به موضوع تاتو يا خال کوبي که امروزه ديگر يک فرهنگ وارداتي است، نگاه کنيم يکي از مهم ترين آسيب ها را مي توان در زيرسوال بردن شخصيت و اعتبار خال کوبي کننده جستجو کرد کما اين که از منظر دين اسلام کسي حق ندارد به شخصيت و جسم خود آسيب برساند .ابتلا به بيماري هاي عفوني غيرقابل درمان مهمترين عارضه خال کوبي است. فردي که خال کوبي مي کند ممکن است به بيماري هاي عفوني مهمي مثل هپاتيت و ايدز مبتلا شود که درماني براي آن ها وجود ندارد . کساني که خال کوبي مي کنند 9 برابر ساير افراد جامعه در معرض ابتلا به هپاتيت نوع C قرار دارند و پزشکان معتقدند حتي با رعايت نکات بهداشتي خطر ابتلا به ايدز و بيماري هاي عفوني در کساني که خال کوبي مي کنند زياد است و اين ادعا که در تاتو يا خال کوبي از وسايل مخصوص و استريل استفاده مي شود به هيچ وجه منطقي و علمي نيست.

همچنين ابتلا به حساسيت هاي پوستي، عفونت ويروسي تبخال، عفونت باکتريال (زردزخم) و عفونت هاي قارچي در محل خال کوبي که با درمان از بين مي روند.

تحقيقات ديگري نشان داده افرادي که بر روي پوست خود خال کوبي و يا تاتودارند، نسبت به انجام عمل ( MRI) حساسيت بيشتري از خود نشان مي دهند و پوستشان دچار تورم و سوختگي خواهد شد.

براي پاک کردن خال کوبي چند روش رايج وجود دارد که عبارتند از: جراحي ( جاي بريدگي وزخم هاي پوستي ايجاد شده در هنگام جراحي باقي خواهد ماند)، سايش مکانيکي ( همراه با درد و باقي ماندن اثر زخم مي باشد)، کرايوتراپي، استفاده از اسيدهاي شيميايي، ليزردرماني ( يکي از رايج ترين و آسان ترين روش هاست اما کمي از آثار خال کوبي به جاي خواهد ماند)، کرم هاي پاک کننده ( گاهي حساسيت پوستي ايجاد خواهد کرد).

آرمان زنان


 براي دوست داران معماهاي تصويري 

به اين تصوير نگاه کنيد

تعدادي کلمه انگليسي وجود دارد که در کل شکل پنهان شده است.

شما چند کلمه مي توانيد پيدا کنيد.

منبع:آي هوش

پاسخ تست هوش: خرافات در گزينش اعداد!

عدد 324 جذاب تر است.تمام اعدادي که مريم بصورت ويژه دوست دارد، يک خصوصيت مشترک دارند:

همگي مربع کامل هستند.

(324=18x18)البته تحليل هاي ديگري نيز ممکن است وجود داشته باشد، از جمله مجموع ارقام و بخش پذيري بر 9 (يا 3)


 يكي بود 

دو قورت و نيمش هم باقيه

چون حضرت سليمان بعد از مرگ پدرش داود به رسالت و پادشاهي رسيد ازخداوند خواست که همه جهان و موجودات آن و همه زمين و زمان و عناصر چهارگانه و جن و پري را به او بخشد. وقتي حکومت جهان بر سليمان مسلم شد روزي از پيشگاه قادر مطلق خواست که اجازه دهد تمام جانداران را به صرف يک وعده غذا دعوت کند. حق تعالي او را از اين کار بازداشت و فرمود: «رزق و روزي تمام جانداران عالم با اوست و سليمان از عهده اين کار بر نخواهد آمد. بهتر است زحمت خود زياد نکند.»ولي سليمان بر اصرار خود افزود و استدعاي وي مورد قبول واقع شد و خداوند به همه موجودات زمين فرمان داد تا فلان روز به ضيافت بنده محبوبش بروند.

سليمان هم بيدرنگ به افراد خود دستور داد تا آماده تدارک طعام براي روز موعود شوند. وي در کنار دريا جايگاه وسيعي ساخت و ديوان هم انواع غذاهاي گوناگون را در هفتصد هزار ديگ پختند. چون غذاها آماده شد سليمان بر تخت زريني نشست و علما و وزرايش نيز دور تا دور او نشسته بودند از جمله آصف ابن برخيا وزير کاردان وي .

آن گاه سليمان فرمان داد تا جمله موجودات جهان براي صرف غذا حاضر شوند. ساعتي نگذشت که ماهي عظيم‌الجثه از دريا سر بر آورد و گفت: «خداي تعالي امروز روزي مرا به تو حواله کرده است بفرماي تا سهم مرا بدهند.»سليمان گفت: «اين غذاها آماده است مانعي وجود ندارد و هر چه مي‌خواهي بخور.»ماهي با يک حمله تمام غذاها و خوراکي‌هاي آماده شده را بلعيد و گفت: يا سليمان، سير نشدم غذا مي‌خواهم.»سليمان چشمانش سياهي رفت و گفت: «مگر رزق روزانه تو چقدر است؟ اين طعامي بود که براي تمام جانداران عالم مهيا کرده بودم؟»ماهي عظيم‌الجثه در حالي که از گرسنگي ناي دم زدن نداشت به سليمان گفت: «خداوند عالم روزي مرا روزي سه بار و هر دفعه سه قورت تعيين کرده است.

الان من نيم قورت خورده‌ام و دو قورت و نيم ديگر باقي مانده که سفره تو برچيده شد.»سليمان از اين سخن مبهوت شده و به باري تعالي گفت: «پروردگارا، توبه کردم. به درستي که روزي دهنده خلق فقط توئي!»اين ضرب المثل درباره کسي است که حرصش را معياري نباشد و بيش از ميزان شايستگي انتظار مساعدت داشته باشد.

عبارت مثلي بالا از جنب? ديگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار مي‌گيرد و آن موقعي است که شخص در ازاي تقصير و خطاي نابخشودني که از او سر زده، نه تنها اظهار انفعال و شرمندگي نکند بلکه متوقع نوازش و محبت هم باشد. در اين گونه موارد است که اصطلاحاً مي‌گويند: «دو قورت و نيمش هم باقيه.»


 يادداشت  

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

منشاء هويت يابي شما چيست؟

سيوا

هويت يابي ، يکي از اتفاقات مهم زندگي هر انساني است.هر کس در زمينه و بستر جامعه اي که در آن زندگي مي کند، در پي يافتن هويتي خاص است که به رابطه ي او با خودش و با ديگران ، معنا مي دهد.

در جامعه اي که معنويات و انديشه مندي شهروندان ارزش بيشتري دارد ، افراد سعي مي کنند ، در همان زمينه رشد کرده و به يک هويت مطلوب معنادار ، دست يابند. اما متاسفانه، تحت تاثير فرهنگ و انديشه ي غرب ، که اصل را جسم و بدن انسان قرار مي دهد و اين اعتقاد را تحميل مي کند که " لباس شما نشان گر شخصيت شماست " ، افراد همواره دستپاچه و نگران چيزي هستند که مي پوشند يا براي تزيين بدن خود استفاده مي کنند.

در چنين بستري همه ي هم و غم مردم و به خصوص جوانان صرف " چه و چگونه بپوشم " مي شود. شيوه ي زندگي اکثر ما ، نمايشي و بصري شده است. هيچ کاري انجام نمي دهيم ، مگر آن که در آن عنصري نمايشي وجود داشته باشد، تا بتوانيم ديده شويم و بينندگان را تحت تاثير قرار دهيم. بدن خود را چنان کنترل مي کنيم و نظام مي بخشيم که نظاره گر با ديدن آن ، بتواند همانندي هايي با الگوي مرسوم جامعه پيدا کند. ما با الگو برداري از ستارگان سينما و ورزش ، با انجام اعمال جراحي مختلف و بسيار بر روي بدن ، با حساسيت و وسواس در انتخاب مدل لباس و رنگ موها و نحوه ي آرايش ، با بدن خود به عنوان يک " پروژه " برخورد مي کنيم وچيزي را که پس از آن همه تغيير و شبيه سازي شده با ستارگان مشهور ، به دست آمده ، به عنوان " خويشتن " خود به جامعه عرضه مي کنيم.

جسمانيتي که به واقع ديگر " من " نيست ؛ مدل چشم و ابرو و بيني و گونه هايش و مدل موهايش ، فرم لباس پوشيدن و حتي راه رفتن و حرف زدنش ، از چندين و چند ستاره اي الگو برداري شده که مدام در رسانه ها نمايش داده مي شوند.

اگر رژيم غذايي مي گيريم، اگر به دنبال ورزش و بدن سازي هستيم ، اگر مدام نگران تناسب بدن خود در همه ي جهات هستيم و از اين اتاق عمل به آن اتاق عمل منتقل مي شويم ، بدانيم که در مسئله ي هويت يابي و هويت سازي ما ، مشکلات فراواني وجود دارد و در نهايت اتفاقي که مي افتد ، تبديل بدن از يک هستي زيست و روان شناختي ، به يک " روايت گر " رسانه اي است.


 داستانك  

خيلي جذب طبيعت شده بود. و کتاب‌هاي زيادي درباره طبيعت‌پرستي خوانده بود و تحت تاثير همين کتاب‌ها دلش مي‌خواست با درخت، گل و پرنده يکي شود.چشم‌هايش را بسته بود و با دست‌هاي باز دور خودش مي‌چرخيد و در روياي يکي شدن با کوه، جنگل و درخت سير مي‌کرد و همين‌طور که مي‌چرخيد به وسط خيابان رسيد.با آسفالت يکي شده بود!


 پندهاي زندگي  

آن که در آرزوي تمجيد جهانيان است، تمام سعي خود را به کار مي بندد تا ثروتي عظيم اندوخته و آن گاه آن را به ديگران مي بخشد و مردمان دنيا نيز متناسب با اندازه ي گنجينه اش به او پاسخ داده و تحسين اش مي کنند ، و البته اين بيهوده و بي معناست. از تلاش براي از " پي تمجيد شدن " دست بکش. قدر و منزلت خويش را در راه حقيقت بگذار. در هماهنگي با حقيقت زندگي کن و آن گاه در نعمت هايي که از آن به تو جاري مي شود غوطه ور خواهي شد.

لائوتزو


 بامشاهير 

پرل کامفورت سيندنستريکر باک (زاده 26 ژوئن 1892 در هيلزبورو، ويرجينياي غربي ـ درگذشته 6 مارس 1973 در دانبي، ورمونت) نويسنده آمريکائي است.از اثار اوست : " باد شرق ، باد غرب " ، " ريشه در خاک " ، " نسل اژدها "


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون