جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3808- تاریخ : 1395/10/14 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)


چگونه حافظه خود را تقويت کنيم؟


خرافات در گزينش اعداد!


يكي بود


يادداشت


داستانك


بامشاهير


 چگونه حافظه خود را تقويت کنيم؟ 

يکي از معضلاتي که خصوصا دانش آموزان و دانشجويان با آن دست و پنجه نرم مي کنند به خاطر سپردن آن چيزهايي است که مطالعه مي کنند.درست است که براي هر فردي به کارگيري تکنيک مخصوص آن فرد کارآيي دارد و عواملي مثل ضريب هوشي، سن و محيط هم مي توانند تاثير فراواني بر آن بگذارند، اما مي توان راه کارهايي عمومي را نيز برشمرد که با استفاده از آنها بتوان مطالب بيشتري را در ذهن حفظ کرد.از ميان تمام راهکارهايي که کاربران آنها را برشمرده اند به بررسي 9 مورد از آنها پرداخته و دلايل منطقي را که در پس آن وجود دارند برشمرده شده اند. اين تکنيک ها نه تنها براي دانش آموزان و دانشجويان براي امتحانات آنها مي تواند مفيد باشد بلکه در به خاطر سپردن کلي مطالبي که در طول زندگي و در سنين مختلف با آنها مواجه مي شويم نيز کارآمد هستند.

1. ابتدا نگاهي اجمالي به کل مطلب بياندازيد.

لازم نيست که براي انجام اين کار تمام متن به طور کامل خوانده شود و نگاهي اجمالي براي آنکه بدانيد قرار است چه موضوعي را مطالعه کنيد مي تواند کافي و بسيار کارآمد باشد.

2. بر روي صفحات يادداشت برداريد.

هرگز بدون در دست داشت مداد به مطالعه هيچ نوع کتابي مبادرت نکنيد. زير برخي از جمله هاي کتاب که مهم يا براي تان جالب تر هستند خط بکشيد. حتي مي توانيد دور پاراگراف هايي را که آنها را مهم و جالب تلقي مي کنيد را نيز به طور کامل خط بکشيد.

3. در مورد آنچه مطالعه مي کنيد از خودتان سئوالاتي بپرسيد

اين کار خصوصا در هنگامي که يکي از کتاب هاي درسي خود را مطالعه مي کنيد، بسيار کارآمد است. به عنوان مثال از خودتان بپرسيد که ايده ي اصلي اين بخش از کتاب چيست و به خود پاسخ بدهيد.

4. تاثيرپذيري، تداعي و تکرار را به کار گيريد

اگر خود را عميقا متاثر از آن چيزي که مي خوانيد بدانيد، آن وقت خواهيد توانست تصويري ذهني از آن جريان را براي خود به وجود آوريد.برقراري ربط موضوعي کار ديگري است که بايد انجام دهيد. ميان آنچه خوانده ايد ارتباط برقرار کنيد. مثلا ممکن است نام يکي از شخصيت هاي کتاب شباهتي به يکي از دوستان تان داشته باشد، آن فرد را در ذهن خود تداعي کنيد. و در نهايت تکرار است که مي تواند موثر باشد. هرچقدر مطالب بيشتري بخوانيد ذهن شما بهتر کار مي کند و حافظه تان قوي تر مي شود. اگر نمي خواهيد هرآنچه را که خوانده ايد دوباره تکرار کنيد، با نشان دار( هايلايت ) کردن بخش هاي مهم تر، آنها را براي مرور مجدد آماده کنيد.

5. اطلاعات موجود در کتاب يا متني را که خوانده ايد با ديگران مبادله کنيد

اگر مي خواهيد مطالبي را که مي خوانيد به خاطر داشته باشيد آنها را با ديگران مبادله کنيد. خصوصا در مورد مطلبي که تازه آموخته شده اگر به ديگران توضيح داده شود، بهتردر خاطر خواهند ماند.

6. با صداي بلند مطالعه کنيد

تکنيک مطالعه با صداي بلند، به شما کمک خواهد کرد که نکات کليدي را که نياز به به خاطر سپردن آنها داريد را بهتر در خاطر بسپريد. با اين کار يعني زماني که گوش ها آن مطالب را مي شنوند به خاطر سپردن شان راحت تر مي شود.

7. براي مطالعه از صفحات کاغذي استفاده کنيد

اگرچه مطالعه الکترونيکي سبب خواهد شد کتاب يا کتاب هايي را با خود در سفرهاي درون و برون شهري حمل نکنيد اما پژوهش هاي علمي نشان داده اند که استفاده از اين ابزار مي توانند قدرت حافظه را کاهش دهند. علت اين امر را برقراري تماس دست ها با صفحات کتاب مي داند.

8. به صورت غير يک نواخت مطالعه کنيد

اينکه بخواهيد تمام آن صفحاتي را که مطالعه مي کنيد را به خاطر داشته باشيد، عملا امکان ندارد. به جاي اين کار به صورت غير يکنواخت مطالعه کنيد. تلاش نکنيد که همه مطالبي را که مي خوانيد، به صورت يک نواخت به خاطر بسپاريد. به جاي چنين کاري، تمرکز خود را روي مفاهيم کليدي بگذاريد. اگر بيشتر توجه خود را روي اين نوع مطالب بگذاريد، خواهيد توانست آنها را با ربط هاي منطقي، بهتر به خاطر آوريد.

9. از روش يادداشت برداري «کورنل» استفاده کنيد

اين روش که خود شامل 5 مرحله است ، به يادآوري مطالبي که مي خواهيد در خاطر بسپاريد بسيار کمک خواهد کرد. اين 5بخش به قرار ذيل هستند:

ضبط کردن: از آنچه مي خوانيد يادداشت برداريد.

سئوال: بر اساس آنچه يادداشت برداشته ايد، پرسش طرح کنيد و آن سئوال ها را نيز يادداشت کنيد.

از حفظ گفتن: آنچه را که يادداشت کرده ايد ، پوشانده و آن سئوال هايي که طرح کرده ايد را پاسخ دهيد.

بازتاب: در مورد مطالب عميق تر تفکر کنيد.

مرور: هفته اي حداقل 10 دقيقه به يادداشت هاي خود رجوع و آنها را مرور کنيد.

آلامتو


 خرافات در گزينش اعداد! 

دختري عاشق رياضيات است و اعداد را خيلي دوست دارد.او کمي درباره اعداد، خرافاتي است و بعضي اعداد را مشخصاً خيلي دوست دارد و بعضي اعداد را هم بيهوده مي داند!

مثلا عدد 225 را خيلي دوست دارد ولي با 224 ميانه خوبي ندارد! 900 را خيلي خاص مي داند ولي 800 بي ارزش مي داند. و جالب تر از همه اينکه عدد رويايي اش 144 است ولي 145 برايش کابوس است!

با اين شناختي که از روحيات اين دخترپيدا کرديد، آيا مي توانيد حدس بزنيد بين دو عدد 324 و 325 کدام عدد برايش جذاب تر خواهد بود؟ چرا؟

منبع:آي هوش

جواب تست هوش شماره قبلي:قطرهاي مربع بزرگ دومينوها، از لحاظ نيم قطعه هاي کوچک، متقارن هستند.


 يكي بود 

فوت کوزه گري

كوزه‌گري بود كه كوزه و كاسه لعابي مي‌ساخت. اين كوزه‌گر يك شاگرد زرنگ هم داشت. كوزه‌گر از ياد دادن به او كوتاهي نمي‌كرد. چند سال گذشت و شاگرد تمام كارهاي كوزه‌گري و كاسه‌گري را ياد گرفت و فكر كرد كه حالا مي‌تواند يك كارگاه جدا درست كند. به همين دليل بهانه گرفت و به استادش گفت: «مزد من كم است.» كوزه‌گر قدري مزدش را زياد كرد ولي شاگرد باز هم راضي نشد و پس از چند روز گفت: «من با اين مزد نمي‌توانم كار كنم.»

كوزه‌گر گفت: «آيا در اين شهر كسي را مي‌شناسي كه از اين بيشتر به تو مزد بدهد؟»

شاگرد گفت: «نه! نمي‌شناسم ولي خودم مي‌توانم يك كوزه‌گري باز كنم.» کوزه‌گر گفت: «بسيار خب، ولي بدان من خيلي زحمت كشيدم تا كارهاي كوزه‌گري را به تو ياد دادم، انصاف نيست كه مرا تنها بگذاري.» شاگرد گفت: «درست است ولي ديگر حاضر نيستم اينجا كار كنم.» شاگرد رفت و يك كارگاه كوزه‌گري باز كرد و مقداري كوزه و كاسه‌هاي لعابي ساخت تا با استادش رقابت كند و بازار كارهاي استادش را بگيرد. ولي هر چه ساخت ديد بي‌رنگ و كدر است و مثل كاسه‌هاي ساخت استادش نيست. هر چه فكر کرد ديد اشتباهي در درست كردن آنها نكرده ولي كاسه‌ها خوب نشده‌اند. پيش استادش رفت و درحالي كه يكي از كاسه‌هايش دستش بود به استادش گفت: «اي استاد عزيز، حقيقت اين بود كه من مي‌خواستم با تو رقابت كنم ولي هرچه سعي كردم كاسه‌هايم بهتر از اين نشد. آيا ممكن است به من بگويي كه چرا اين طور شده؟»

كوزه‌گر پرسيد: «خاك را از كدام معدن آوردي؟»

گفت: «از فلان معدن.»

استاد گفت: «درست است، گل را چطور خمير كردي؟»

گفت: «اين طور...»

استاد گفت: «اين هم درست، لعاب شيشه را چطور ساختي؟»

گفت: «اين طور...»

استاد گفت: «درست است، آتش كوره را چه جور روشن كردي؟»

شاگرد گفت: «همان طور كه تو مي‌كردي.»

استاد گفت: «بسيار خب، تو مرا در اين موقع تنها گذاشتي و دل مرا شكستي. من از تو شكايت ندارم چون هر شاگردي يك روز بايد استاد شود ولي اگر بيايي و يك سال ديگر براي من كار كني ياد مي‌گيري.»

شاگرد قبول كرد و به كارگاه برگشت ولي ديد تمام كارها همان طور مثل هميشه است. يك سال تمام شد. شاگرد پيش استاد رفت. استاد رفت كنار كوره و به شاگردش گفت: «كاسه‌ها را بده تا در كوره بچينم و خوب هم چشمانت را باز كن تا فوت و فن كار را ياد بگيري.»استاد كاسه‌ها را از دست شاگرد گرفت و وقتي خواست توي كوره بگذارد چند تا فوت محكم به كاسه‌ها كرد و گرد و خاكي را كه از آنها بلند شد به شاگردش نشان داد و گفت: «همه حرف‌ها در همين فوت هست.تو اين فوت را نمي‌كردي. وقتي كه اين كاسه‌ها ساخته مي‌شود چند روز در كارگاه مي‌ماند و گرد و خاك روي شان مي‌نشيند. وقتي چند تا فوت كنيم گرد و غبار پاك مي‌شود و رنگ لعاب روي آن روشن و شفاف مي‌شود و جلا پيدا مي‌كند. حالا برو و كارگاهت را روبراه كن.»

يکي بود


 يادداشت  

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

گرداب اغفال

سيوا

در موقعيت مکاني و زماني قرار داريم که به نظر مي رسد، همه چيز به هم ريخته است. مردم سراسيمه اند ، مضطرب اند ، مي گويند نمي توانيم برنامه ريزي کنيم ، و اگر برنامه ريزي کنيم ، شرايط چنان درگير تند بادهاست که نمي توانيم به برنامه هاي مان عمل کنيم. مي گويند سير حوادث و اتفاقات ، حتي اتفاقات خوب ، حتي اکتشافات و فن آوري ها ، چنان سريع اتفاق مي افتند ، که بيشتر دستپاچه مي شويم تا اين که بتوانيم در مقابل آن ها موضع بگيريم و تکليف مان را روشن کنيم.

ما در کانون حوادث و انفجارها قرار گرفته ايم. خبرهاي بد ،بر کابوس هاي مان مي افزايند و خبرهاي خوش ، دامنه آرزوها و روياهاي ما را مي گسترانند. اما خودمان و ، روند زندگي و موقعيت اجتماعي و اقتصادي ، ما را شديدا کنترل مي کنند. با وجود تمام پيشرفت هايي که در روند زندگي و امکانات آن اتفاق افتاده و مي افتد، ما نمي توانيم از حد و مرزهاي اقتصادي و اجتماعي خود فراتر برويم و به آن امکانات دست يابيم.

يکي هم در اين ميان هست حتما، که از ما مي پرسد، مگر انسان در همه ي دوران و ادوار ، از اين امکانات و فن آوري ها بهره مند بود که حالا اگر نداشته باشد، مشکلي پيش مي آيد. مسلما مشکلي پيش نمي آيد. اما ، اغلب ما در دور باطل رقابت ها و چشم و هم چشمي ها گير افتاده ايم و بدون داشته هاي مان ، احساس هويت و موجوديت نمي کنيم. در مقابل هر آن کالاي نو و پديده ي جديدي که به ما عرضه مي شود، بي دفاع و درمانده شده ايم. مي خواهيم . تمام آن چيزهاي خوب مفيد و زيبا را مي خواهيم . هر جنسي که مي خريم ، به خانه نرسيده از چشم مان مي افتد و کهنه مي نمايد. چون در دست ديگران يک رنگ ديگر ، يک مدل ديگر ، يک اندازه ي ديگرش را مي بينيم و از آن جا که مرغ همسايه ، نه غاز که ديگر يک شتر مرغ است ، وسوسه ، تن و جان ما را مي فرسايد ، تا آن چيزي را که ديگران دارند ، به دست آوريم.

مي شود نخواست؟ مي شود تمايل بي حد وحصر به داشتن را کناري گذاشت و به آن چيزهايي که مهم ترند و ما از آن ها غافل مانده ايم ، انديشيد؟ مي شود فقط انديشيد و از تماشا و حسرت و افسوس دست برداشت؟

" انديشه " آن فرايند مهمي است که در زندگي ما به گوشه رانده شده است. هيچ تاملي در رفتار و انتخاب خود نداريم. انديشه ، فرايندي است حاصل تلاش مغز و عقل و هوش ما و عوامل فرهنگي اجتماع . ما با گير افتادن در حدقه ي چشم هاي مان و آن چه که به ما نشان مي دهد، در استفاده از انديشه مان ، غفلت کرده ايم.

در موقعيت مکاني و زماني که در آن گير افتاده ايم به نظرمي رسد تنها راه نجات ما " انديشيدن " و توجه به عناصر فرهنگي انديشه است.


 داستانك 

خيلي دوست داشت بنويسد

عاشق نوشتن بود. اصلا براي همين خلق شده بود.

وقتي که عاشقانه مي‌نوشت به خصوص وقتي به تعريف از چشم و لب و قد و قامت يار که مي‌رسيد، از جانش مايه مي‌گذاشت.

وتلاش مي‌کرد تمام آنچه در درون دارد بيرون بريزد.

و يک روز به خاطر همين کار سر از سطل آشغال درآورد...

هيچ کس از خودکاري که جوهرش پس بدهد خوشش نمي‌آيد.

پي سي ورد


 بامشاهير 

آليس مونرو (زاده 10 ژوئيه 1931). نويسنده ي کانادايي معاصر و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 2013. آکادمي سوئد مونرو را «استاد داستان کوتاه معاصر» توصيف کرد.آليس مونرو را يکي از تواناترين نويسندگان داستان کوتاه امروز مي‌دانند.از آثار اوست : "روياي مادرم " و " خوشبختي در راه است " .


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون