جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3799- تاریخ : 1395/10/04 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


“سکته ي قبلي”؛ به مسائل اجتماعي مي پردازد


شعر


ايستگاه


شرح عكس


  “سکته ي قبلي”؛ به مسائل اجتماعي مي پردازد 

سکته‌ي قبلي نوشته‌ محمد سهرابي داستاني نيمه‌بلند است که با روي‌کردي طنز به مسائلي اجتماعي مي‌پردازد.

به گزارش شيرين طنز، به نقل از نيستان، راوي اين داستان همان شخصيت اصلي است که گويا همان محمد سهرابي است. اين از شواهد و قرائني که در کتاب ذکر شده است پيداست. او که قبل از نوشتن اين داستان به ويراستاري اشتغال دارد، از اين شغل به گچ‌کاري و لکه‌گيري تعبير مي‌کند و قائل است که ويراستاران گچ‌کاراني هستند که عمارت‌هاي معماران را لکه‌گيري و سفيدکاري مي‌کنند.

او در داستان به اين نکته اشاره مي‌کند که ويراستاران نيز مي‌توانند به نويسندگي روي بياورند. او شرط خلاصي گچ‌کاران را ساختن عمارتي مي‌داند که ممکن است زحمت بسياري را متوجه آنان نمايد.

شواهد ديگري که از تطابق راوي و نويسنده‌ي کتاب خبر مي‌دهد شاعر بودن محمد سهرابي است.

او که به‌گفته‌ خود شعر را سال‌ها پيش‌تر از نوشتن سکته‌ي قبلي آغازيده است، در رمان نيز به اين کار اشتغال دارد.

ضمنا او در دنياي واقع نيز داراي دو فرزند است؛ با همان اختلاف سني قيد شده در کتاب. و همچنين محل زندگي وي واقعا نزديک يافت‌آباد است.

به‌هر حال داستان سکته‌ي قبلي حول محور يک جلسه‌ شعر مي‌چرخد؛ جلسه‌اي که به‌پيشنهاد دوستان وي تشکيل مي‌شود.

جالب است بدانيم که اندکي پس از نوشتن سکته‌ي قبلي، محمد سهرابي که هنوز کتابش را به دست نيستان نسپرده است، در عالم حقيقي و واقعي دچار همان چيزي مي‌شود که آن را نگاشته است.

عده‌اي از دوستان وي بي‌آن‌که از نگاشته شدن اين کتاب باخبر بوده باشند، از وي تقاضا مي‌کنند تا برايشان جلسه‌ي شعر بگذارد و به آنان صائب درس بدهد.

و اتفاقا سرنوشت اين جلسه‌ي حقيقي که هفته‌اي يک‌بار در سراي محله‌ي خاقاني برگزار مي‌شود نيز مانند جلسه‌ي شعر خيالي کتاب به موضوع جالبي مي‌انجامد.

سهرابي پس از آن‌که نوشته‌هايش سرش مي‌آيد به رفقا مي‌گويد که «اگر مي‌دانستم که آن‌چه مي‌نويسم به واقعيت مي‌پيوندد، حتما راجع به چيزهايي داستان مي‌نوشتم که دوست دارم اتفاق بيفتند.» سکته‌ي قبلي داستاني است که در آن موضوعات مختلفي مطرح مي‌شوند.

گويا نويسنده دوست نداشته است که بر سر موضوعات توقف کند. گذر تند نويسنده از موضوعات مطرح‌شده، از اين حکايت مي‌کند که نويسنده يا حوصله‌ي کش‌دادن موضوعات و موشکافي آن‌ها را نداشته است، و يا نمي‌خواسته که به حجم کتاب بيفزايد.

البته شايد قرار دادن نقطه‌ پايان از حيث زمان نيز در کوتاه بودن کار بي‌دخل نباشد؛ چه اين‌که به‌گفته‌ي خود نويسنده‌ي اين کتاب، مدت نگارش اين داستان يک‌ماه بوده است.

سهرابي که اين کار را در اواخر شهريور سال هشتاد و هشت شروع نموده است، کار را مولود پيشنهاد يکي از دوستان نزديک خود معرفي مي‌کند.

محمدحسن رعيت‌پور که از دوستان نزديک محمد سهرابي است، از وي مي-خواهد تا دست به نوشتن رماني اجتماعي بزند. سهرابي پس از پذيرفتن پيشنهاد وي کار نگارش کتاب را در ظرف مدت يک‌ماه تمام مي‌کند.

اما آن‌چه راجع به خود داستان و محتواي آن مي‌توان نوشت، اين است که اين داستان کاري است از روي احساس درد و تکليف؛ هرچند پيش از اين گفته شد که سهرابي به ‌پيشنهاد يکي از دوستان خود اين کار را نوشته است.

آن‌چه در سرتاسر داستان کاملا مشهود است، دل‌خوري راوي است از جوّي ناهنجار در قشري خاص؛ قشري که مي‌تواند يک جمع شاعرانه باشد.

راوي يا همان شخصيت اول از جامعه‌اي کوچک انتظار نظمي خاص دارد که بتوان به‌وسيله‌ي آن به اهدافي که مد نظر جمع است نزديک شد.

از طرفي ديگر سخن مهم داستان اين است که نياز در جمع کردن افراد گرد هم، حرف اول و آخر را مي‌زند. نماد اين سخن همان عکس دختر و پسري است که در کف نعلبکي موجود در خانه‌ي راوي ديده مي‌شود. نويسنده سعي نموده است با آوردن و نشان دادن نمادهاي مختلف براي موضوعات متفاوت سخني را بيان کند.

**

مهدي طوسي: آثار طنز، در حوزه نشر، بسيار مورد توجه ناشران و مخاطبان و مميزان آثار مكتوب قرار گرفته است. اين اتفاق كه در سال هاي اخير نمود بيشتري داشته است را مي توان به فال نيك گرفت و ادامه اين روند را آرزو داشت .

آثار طنز در ساليان نه چندان دور زياد مورد اقبال مسئولان نظارتي و ناشران نبود و خب به طبع خريدارن كتاب هاي تازه منتشر شده نيز با چنين آثاري مواجه نمي شدند كه بخواهند آمار فروش كتاب را ببرند بالا. به اميد روزهاي بهتر براي آثار طنز كتوب !


 شعر 

شب يلدا

شعر طنزي از مصطفي مشايخي

شب يلداست و ما يکسره‌تر در گوشي

ظاهرا دورِ هم اما دل و سر در گوشي


اين طرف، پوپک و پروانه بپَر در تبلت

آن طرف، ميثم و مسعود دَمر در گوشي


پارميداي بلا برده، به کل نيست شده

رفته با دست و سر و پا و کمر در گوشي


خان عمو باقلوا در لپ و چايي در دست

بين هر جرعه، پيِ کسب خبر در گوشي


خاله مشغول «کِلَش»بازي و ايرج، پسرش

گرم چت با رز و رعنا و سحر در گوشي


پوريا باز هم عاشق شده، شايد امشب

چشمش افتاده به يک قرصِ قمر در گوشي


عشقِ بي‌بي‌صنما، ديدن يک "داب‌س‌مَش" است

هيچ‌جا راحت و خوش نيست مگر در گوشي


زهره در جمع چه جوک‌هاي بدي مي‌خواند

کاش مي‌رفت کمي مثل بشر در گوشي


بچه با سر وسط ديگ خورشت افتاده

مادرش دست به لپ‌تاپ و پدر در گوشي


عمه، ادمين گروپ است از اين رو بايد

مثل هر شب بخورد خون جگر در گوشي


دو نفر تازه به اين دورهمي پيوستند

نه سلامي، سخني؛ هر دو نفر در گوشي


روزگاري شب يلدا متَلي، فالي داشت

کي کسي بود چنين از دمِ در، در گوشي


بدتر از چالش مانکن شده مهماني‌ها

همگي بي‌حرکت، محو نظر در گوشي


 ايستگاه 

معرفي كتاب طنز

معرفي کتاب "شعرهاي پاشنه بلند"

سعيده موسوي‌زاده شاعري‌ست که به قالب‌ها و فضاهاي گوناگون شعر سرک کشيده است. در تاريخ ادبيات آمده است که شاعري جامع‌الاطراف و وسيع‌الاوصاف بوده، ولي اغلب بر آنند که او در چند عرصه بهتر درخشيده، يکي شعر کودک و نوجوان، ديگري طنز و سه ديگر شعرها و نثرهايي با لهجه‌ي شيرين و چسبناک مشهدي. در کتاب «شعرهاي پاشنه بلند» طنزهاي اين شاعر را مي‌خوانيد.

مجموعه اشعار طنز موسوي‌زاده در اين مجموعه هم تجامع است و هم متعادل. از طرفي با جامع است و در حوزه‌هاي مختلف مسائل اجتماعي و انساني شعر گفته و از طرفي تعادل را در لحن کلام نگه داشته است، به گونه‌اي که شعرش نه بيش از حد جدي است، نه بيش از حد به دامن شوخي و فکاهي محض افتاده است. همين طور در رعايت آداب و شئون کلام هم حدود را رعايت کرده، هرچند گاهي شيطنت‌هايي پنهان در کلامش دارد که فقط ذهن‌هاي آماده! متوجه آن مي‌شوند.اميدواريم که اين کتاب برايتان برکت داشته باشد و از خواندن آن لذت ببريد و به اهل و عيال و دوست و آشنا هم بدهيد بخوانند تا آنها هم لذت ببريند يا توصيه کنيد خودشان کتاب را بخرند. "شعرهاي پاشنه بلند» در 77 صفحه و توسط انتشارات قدياني در سال 1395 به چاپ رسيده است. از سعيده موسوي زاده، کتاب‌هاي نه جيک جيک، نه قار قار(خانه ادبيات)، مرغ همسايه غاز است(موسسه کتاب چرخ فلک)، بهاره و سرزمين نقاشي(موسسه انتشارات اميرکبير)، کتاب خوردني(شرکت انتشارات سوره مهر)، نيز در بازار کتاب موجود مي‎باشد.

در ادامه چند بيت از شعري از مجموعه « شعرهاي پاشنه بلند» را با هم مي خوانيم.

گوسفند1

از گله مي‌برند که ماماني‌ات کنند*

تا داغ سرخ و تازه به پيشاني‌ات کنند


با پوزخند خوشگل و اين بع بع قشنگ

بيخود گمان مکن مثلا yanni* ات کنند


آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

اين بار مي‌برند که قرباني‌ات کنند

....


 شرح عكس 

عليرضا منصوريان: بوق چي هاي استقلال بايد اين جوري بوق بزنند تا ما تهييج بشويم و بازي ها را ببريم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون