جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3795- تاریخ : 1395/09/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)


"فاوست" افسانه آلماني "گوته"


خبر اد‌‌‌‌‌بي


تازه‌هاي نشر


زنگ اد‌‌‌‌‌بيات


نغمه


 "فاوست" افسانه آلماني "گوته" 

مهدي طوسي

فاوست شخصيت اصلي يک افسانه آلماني است. او انساني موفق با تحصيلات دانشگاهي ولي ناراضي از زندگي است که روحش را با دانش نامحدود و لذات دنيوي در معامله‌اي با شيطان معاوضه مي‌کند. اين افسانه منشأ آثار ادبي، داستاني، سينمايي و موسيقايي بسياري شده‌است.

فاوست به شکل‌هاي مختلف در گذر زمان ثبت شده‌است. فاوست و صفت آن فاوستي، اغلب توصيف موقعيتي است که در آن فردي جاه‌طلب به منظور رسيدن به قدرت و موفقيت دست از اخلاقيات مي‌کشد. در نسخه‌هاي اوليه همچون تصنيف‌ها، نمايش‌نامه‌ها و عروسک‌گرداني‌هايي که بر اساس اين افسانه ساخته شد، فاوست به شکل محتومي لعنت‌شده و دوزخي بود، زيرا انسان را به دانش الوهي ترجيح مي‌داد. او کسي بود که: ترجيح مي‌دهد به شکل دکتر طب لباس بپوشد.

هرچند در سراسر آلمان قرن 16 نمايشنامه‌ها و عروسک‌گرداني‌هاي کمدي معروفي بر اساس قرائتي آزاد از اين افسانه پديد آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفيستوفل (که نام شيطان است در داستان فاوست) را در حد چهره‌هايي مبتذل و خنده‌دار تنزل مي‌دادند، اما به واقع اين کريستوفر مارلو بود که با نگارش نمايش‌نام? دکتر فاوستوس به اين افسانه شهرت بخشيد. سرانجام دويست سال بعد در نسخ? بازسازي‌شده توسط گوته، فاوست به تحصيل‌کرده‌اي بدل مي‌شود که "چيزي بيشتر از گوشت و نوشيدني زميني" مي‌طلبد."

خلاصه داستان

فاوست خسته و نااميد است. تصميم مي‌گيرد تا با شيطان جهت کسب دانش بيشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. او مي‌خواهد تا از تمام دانش و لذت اين دنيايي بهره‌مند شود. در مقابل، نماينده شيطان، مفيستوفل ظاهر مي‌شود. او اين معامله را با فاوست انجام مي‌دهد: مفيستوفل به قدرت جادويي او براي مدت يک دوره کمک مي‌کند، ولي در پايان دوره، روح فاوست به شيطان تعلق دارد و فاوست به شکل ابدي ملعون خواهد بود. در داستان‌هاي اوليه، اين دوره معمولاً 24 سال ذکر شده است.

در مدت زمان قرارداد، فاوست به انحاي مختلف از مفيستوفل بهره مي‌جويد. در بسياري از نسخه‌هاي داستان، از جمله در نمايش‌نام? گوته، مفيستوفل او را کمک مي‌کند تا فردي معصوم را که معمولاً گِرتشن ناميده شده و در نهايت زندگي‌اش نابود مي‌شود، اغوا کند؛ هرچند در نهايت، معصوميت گِرتشن نجاتش مي‌دهد و او وارد بهشت مي‌شود.

ريش? افسان? فاوست

فاوست ارتباط وثيقي با افسانه قرون وسطايي تئوفيلوس دارد که در قرن 13 ضبط شده‌است. در اين افسانه تئوفيلوس مقدس با نگه‌دارنده جهان دوزخ به معامله مي‌پردازد و در نهايت به لطف باکره مقدس نجات مي‌يابد. تصويري از اين صحنه که او خودش را در قلمرو شيطان تسليم مي‌کند در ورودي شمالي کليساي نتردام پاريس به تصوير کشيده شده‌است.

اما نخستين منبع چاپ شده افسانه فاوست، کتاب جيبي کوچکي است که عنوان تاريخچه دي. يوهان فاوستن را دارد و در 1587 منتشر شده‌است. کتاب در سراسر قرن 16 بارها بازويرايش شده و منشأ اقتباس‌هاي ديگر قرار گرفته‌است. تا 1725 کتاب فاوست به شکل گسترده‌اي توزيع شده و به وسيله گوته جوان خوانده شده بود.

مبدأ نام فاوست و شخصيت او مبهم است؛ با اين‌حال اين فرضيه به شدت قوت دارد که بر اساس شخصيت دکتر يوهان گئورگ فاوست، تردست و کيمياگر شهر کنيتلينگن واقع در وورتمبرگ، که در 1509 از دانشگاه هايدلبرگ در زمينه الهيات مدرک گرفته بود، ساخته شده است. اما برخي از صاحب‌نظرات مانند فرانک بارون و لئو رويکبي اين فرضيه را زير سؤال برده‌اند.

کتاب جيبي اوليه فاوست که در آلمان توزيع شده بود، در 1592 در انگلستان توسط پي.اف. جنت ترجمه و با نام زندگي لعنت شده و مرگ سزاوار دکتر فاوستوس چاپ شد. مارلو اين اثر را دستمايه نمايشنامه جاه‌طلبانه‌اش تاريخ تراژيک دکتر فاوستوس (منتشر شده در 1604) قرار داد.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

صدري افشاري عنوان کرد

تهديدي که زبان فارسي را مي‌تواند تغيير دهد

غلامحسين صدري افشار رعايت نکردن درست‌نويسي را تهديدي براي زبان فارسي مي‌داند و مي‌گويد: اگر به خيلي چيزها دقت نکنيم ممکن است زبان فارسي تغيير کند.

اين فرهنگ‌نويس در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به گفت‌وگوي حسن انوشه با ايسنا اظهار کرد: گفتن «درست ننوشتن در گذر زمان آسيبي ندارد»، اشتباه است. اين‌که زبان فارسي سابقه زيادي دارد مسئله درستي است ولي در عين حال اگر ما به خيلي چيزها دقت نکنيم ممکن است زبان فارسي تغيير کند و چيز ديگري به وجود ‌بيايد. به طور مثال در اينستاگرام و ديگر شبکه‌هاي مجازي به جاي «فکر کنم» مي‌نويسند « فک کنم» و «ر» در نوشتار حذف مي‌شود. يعني مردم همان‌گونه که حرف مي‌زنند، مي‌نويسند و اين کار فهم نوشتار را مشکل مي‌کند.

او در ادامه متذکر شد: در همه دنيا شکل گفتاري واژه‌ها با نوشتار آن‌ها فرق دارد؛ مثلا در انگليسي. فارسي هم همين‌طور است. ما در زمان نوشتن سعي مي‌کنيم که مطلب براي همه گويش‌وران يک زبان از تهراني و اصفهاني تا زنجاني قابل فهم باشد، در حالي‌که زمان حرف‌ زدن، هر کدام گويش شهر خودمان را به کار مي‌بريم که با فارسي معيار تفاوت دارد و اين لازم است که رعايت شود. اگر رعايت نشود ما حرف‌هاي يکديگر را اغلب نخواهيم فهميد. يعني آن‌چه گيلک مي‌گويد يک تهراني نخواهد فهميد يا وقتي يک بلوچ صحبت مي‌کند يک گيلک نخواهد فهميد. زبان معيار براي اين است.

صدري افشار افزود: زبان معيار براي خود قواعدي دارد و فرهنگستان زبان و ادب فارسي براي اين است که معيارهاي زبان فارسي را به صورت مدون دربياورد و در اختيار مردم بگذارد.

اين پژوهشگر با اشاره به کتاب «غلط ننويسيم» ابوالحسن نجفي گفت: نجفي کتابي براي درست‌نويسي تهيه مي‌کند و يا ديگران؛ اين‌ها کارهاي بي‌ربطي نيستند اما بايد ضرورت‌هاي زمان در آن‌ها رعايت شود، اين‌گونه نيست که ما همان قواعدي را که سعدي و حافظ به کار برده‌اند استفاده کنيم، اما لازم است حداقل قواعدي را که امروز نويسندگان معروف، تلويزيون و راديو به کار مي‌برند به کار ببريم. در غير اين صورت زبان ما آشفته مي‌شود.

او همچنين درباره وضعيت درست‌نويسي در رسانه‌ها گفت: درست‌نويسي در بخش اخبار راديو و تلويزيون تا حد زيادي رعايت مي‌شود اما در بقيه برنامه‌ها تا حدي شلختگي وجود دارد.

صدري افشار با بيان اين‌که علي‌رغم تلاش‌ها و اقداماتي که فرهنگستان در درست‌نويسي دارد، ما هرکدام راه خودمان را مي‌رويم، خاطرنشان کرد: پيشنهادهاي فرهنگستان و درست‌نويسي در کتاب‌هاي درسي و روزنامه‌ها تا به حال رعايت نشده است. فقط کاري که کرده‌اند اين بوده که قدري آن را مسخره کنند؛ در حالي‌که فرهنگستان يک نهاد رسمي، قانوني و مورد پذيرش‌ دولت‌هاست و موسسه‌هاي دولتي بايد کم و بيش آن را رعايت کنند و اگر چنين شود واژه‌هايي که فرهنگستان ساخته است کم‌کم راه مي‌افتد و رعايت مي‌شود؛ همان‌طور که در گذشته مردم آن‌ها را پذيرفتند و و رعايت کردند.


نسخه دست‌نويس «هري پاتر» حدود 230 هزار پوند در يک حراج فروخته شد

نسخه دست‌نويس «قصه‌هاي بيدل نقال» که توسط نويسنده، «جي. کي. رولينگ» به «برري کانينگهام» هديه شده بود در يک حراج به فروش گذاشته شد.

به گزارش ايبنا به نقل از بي‌بي‌سي- «قصه‌هاي بيدل نقال» در سال 2007 منتشر شد و نسخه‌اي که «کانينگهام» در اختيار دارد پر از تصاوير و نکاتي است که خود «رولينگ» درباره داستان نوشته است.

نويسنده در ابتداي کتاب خطاب به «کانينگهام» نوشته است: «براي برري، مردي که باور دارد داستان جادوگر عينکي من بسيار پرفروش خواهد شد. ممنونم.» کتاب داراي جلدي چرمي است و چند سنگ قيمتي روي آن قرار دارد. ويراستار اين کتاب که حالا انتشارات مستقلي دارد نقش مهمي در پيشرفت «رولينگ» و شهرت وي در دنيا داشت. اين نسخه از کتاب يکي از هفت نسخه دست‌نويسي است که در دنيا وجود دارد. شش نسخه ديگر شخصاً توسط «رولينگ» براي دوستانش نگاشته شده است و نسخه هفتم به زودي به حراج گذاشته مي‌شود. اين کتاب در سال 2007 حدود دو ميليون پوند به فروش رفت.


 تازه‌هاي نشر 

داستان‌هايي درباره پيامبر (ص) در «کتاب خاتم»

مجموعه داستان دوجلدي «کتاب خاتم» ويژه دو گروه سني کودک و نوجوان و بزرگسال منتشر شده است.

به گزارش ايسنا، «کتاب خاتم» مشتمل بر داستان‌هاي کوتاه با محوريت سيره حضرت نبي اکرم (ص) شامل داستان‌هاي برگزيده جشنواره «خاتم» است که از سوي دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر شده است.«کتاب سحر» اين مجموعه ويژه کودکان و نوجوانان است و در بخشي از «سخني با بزرگترها»ي آن آمده است: هدف جشنواره خاتم تشويق نخبگان حوزه نويسندگي و ايجاد فرصت براي آن‌هاست تا به معرفي چهره رسول اکرم (ص) به عنوان يک الگوي بي‌بديل براي نسل امروز بپردازند. «به ما نگاه کن» مهدي ميرکيايي، «موريانه و پيامبر» مهناز فتاحي، «ياس» مهرنوش گرجي، «يک مشت خرماي خشک» مهدي کاموس، «بوي ارديبهشت» طيبه شجاعي، «عطر عبا» زينب احمديان، «پدر در يثرب» علي‌اکبر ولايي، «از دفتر خاطرات يک عنکبوت بيچاره» شيما شهيدزاده و «قهر تعطيل» اميرحسين ابراهيمي خبير داستان‌هاي درج‌شده در اين مجموعه‌اند.

همچنين داستان‌هاي «صد مثلث» آرش صادق‌بيگي، «هندي» ياسين حجازي، «الکي؟» نوشته امين شيرپور، «ايمان سمي» مسعود صادقي، «تا محمد» علي آرمين، «خاک صحنه» رضا احسان‌پور، «شواليه تاريکي» ابراهيم نجف‌زاده، «آن سنگ» مهدي کفاش و «چنين گفت ابو ايوب» ابراهيم حسن‌بيگي آثار منتشرشده در «کتاب خاتم» ويژه مخاطبان بزرگسالان هستند.


مجموعه داستاني از فرزانه کرم‌پور منتشر شد

مجموعه داستاني تازه از فرزانه کرم‌پور با عنوان «باقي مانده از» روانه بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، مجموعه داستاني تازه از فرزانه کرم‌پور با عنوان «باقي‌مانده از» از سوي نشر نيماژ منتشر شد.

کرم‌پور که در سال‌هاي اخير با نگارش رمان‌هاي مشترک با برخي ديگر از نويسندگان زن شناخته شده بود در اين کتاب به سراغ دغدغه‌هاي شخصي خود در قالب داستان کوتاه رفته و آن‌ها را در شکل 11 داستان کوتاه ارائه کرده است.

کرم‌پور در اين مجموعه روايت‌هاي داستاني خود را در دو تم سورئال و واقع‌گرا روايت کرده است و بيش از هر چيز به روايت بر مبناي حقيقت زندگي انسان تاکيد داشته است.


 زنگ اد‌‌‌‌‌بيات 

با انتقاد از وضعيت شعر،

داستان‌نويس‌ها جايگاه مالي بهتري دارند

به نظر مي‌رسد در دنياي امروز داستان‌نويس‌ها جايگاه مالي بهتري نسبت به شاعران دارند و همين موضوع منجر به کاهش انگيزه برخي از شاعران براي ادامه کار مي‌شود. «آماندا ندلبرگ»، نويسنده آمريکايي در مطلبي، به طرح اين دغدغه پرداخته و جايگاه از مردم و دولت خواسته‌است به اين گونه فاخر و کهن ادبي توجه بيشتري داشته باشند.

به گزارش ايبنا به نقل از ليت‌هاب ـ «آماندا ندلبرگ»، نويسنده کتاب «Bright Brave Phenomena» است. او در باب شاعري در دنياي امروز مي‌گويد: «به ياد دارم دوستي به من مي‌گفت «شعر سازماني غيردولتي در ادبيات است.» علاقه مردم به اين گونه هنري خاص به سال‌هاي خيلي دور برمي‌گردد اما همچنان به آن ظلم مي‌شود. عجيب نيست که در تمجيد از يک رمان اين جمله را به کار مي‌بريم که «بسيار شاعرانه است» اما براي شاعران فرصت‌هاي مناسبي ايجاد نمي‌کنيم؟!

البته اگر چه به نظر مي‌رسد نوع دغدغه آماندا ندلبرگ و پيشنهادهايي که ارائه مي‌کند تناسب تام و تمامي با وضعيت ايران ندارد، اما اين که وضعيت شاعران در دنياي غرب نيز تاحدودي به اندازه شاعران در ايران، پريشان و نابسامان است جالب به نظر مي‌رسد.

آماندا ندلبرگ مي‌گويد: در آغاز و براي حل اين مشکل بهتر است به چند نکته توجه کنيم؛ بهتر است مردمي که به شعر علاقه ندارند نظر خود را تغيير دهند زيرا شعر مي‌تواند در يک لحظه حال انسان را دگرگون کند و يک حالت ناراحت‌کننده و غمگين را در چند ثانيه به حسي خوشايند تبديل کند.

شعر در همه جا حضور دارد. در زني که منتظر همسر خود است، در صداي کودکان، در حس نوستالژيکي که هنگام رفتن به ساحل به انسان دست مي‌دهد و شروع به بازي با شن‌هاي ساحل مي‌کند. شاعرانگي در تمام زندگي انسان جريان دارد و پديده‌اي غيرقابل‌انکار است.

در گذشته شاعران حرفه‌اي به عنوان استادان افتخاري دانشگاه برگزيده مي‌شدند. بعضي شاعران خود ثروتمند هستند و به همين دليل با خيال راحت به کار شاعري مشغول مي‌شوند اما مسئله اينجاست اگر شاعري استاد دانشگاه نشود يا ثروتمند نباشد چگونه مي‌تواند به اين حرفه ادامه دهد؟ شاهد مثال اين مشکل شاعران بسياري هستند که شغل‌هاي ديگري براي رفع نيازهاي مالي خود دارند و در کنار آن حرفه شعر مي‌سرايند. چرا شاعري در اين دنيا شغل محسوب نمي‌شود؟

بهتر است براي شاعران بودجه‌اي در نظر گرفته شود تا کمتر کار کنند و بيشتر به شاعري بپردازند. البته دريافت حقوق براي کمک به دنياي شاعري کافي نيست و بايد به مسئله بيمه و تداوم اين کمک توجه بيشتري شود. در بعضي موارد شاعري دو مجموعه شعر دارد اما پس از آن شعر را رها مي‌کند و به کار در يک رستوران مشغول مي‌شود. بهتر است دولت وامي را براي شاعران جامعه در نظر بگيرد تا سرپناهي براي تفکر درباره الهامات خود داشته باشد.


 نغمه 

شعر آئيني

حسين سنگري

سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد

حضور سبز تو را آسمان به وجد آمد


قدم گذاشتي آهسته در دل دنيا

جهان به شوق در آمد، جهان به وجد آمد


همين که نام تو را بادها پراکندند

نه چشم و گوش، که حتّي زبان به وجد آمد


اذان به نام قشنگت رسيد و از هيجان

به گوش خويش شنيدم اذان به وجد آمد


ستاره ها که به پايت به سجده افتادند

از اين خبر، همه ي کهکشان به وجد آمد


کرانه هاي زمين از محبتّت پر بود

کران کران همه ي بي کران به وجد آمد


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون