جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3715- تاریخ : 1395/06/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

مديريت بحران
چرا ما به بحران نيازمنديم؟

براي دوستداران تست هاي هوش تصويري
تست هوش تصويري: مدادها را بشماريد


دست نوشته


خواندني


حكايت


پندهاي زندگي


آيينه شهر
برداشت زغال اخته در روستاي هير قزوين

 مديريت بحران
 چرا ما به بحران نيازمنديم؟ 

 
زماني كه 10 ساله بودم توپ فوتبالم ارزشمندترين دارايي من بود. موقع غذا خوردن با من بود، با آن مي‌خوابيدم...

هفته‌اي يك بار آن را به جاي كفش‌هايم برق مي‌انداختم. در مورد فوتبال همه چيز مي‌دانستم. اما از مسايل پيرامونم كاملا بي‌اطلاع بودم.

به طور كلي ما زماني به نكاتي در زندگي‌مان مي‌رسيم كه آماده دريافت اطلاعات جديد هستيم. تا آن موقع ممكن است اين نكات حتي به صورتمان زل زده باشند اما ما آن‌ها را نمي‌بينيم.

بيشتر ما تنها زماني كه ياد مي‌گيريم، مواقعي است كه دچار مشكل مي‌شويم. چرا؟ براي اين‌كه راحت‌تر آن است كه تغيير نكنيم بنابراين به كارمان ادامه مي‌دهيم تا اين‌كه به يك ديوار آجري بر خوريم.

بياييد سلامتي خودمان را در نظر بگيريم. چه زماني رژيم‌مان را تغيير مي‌دهيم و شروع به ورزش مي‌كنيم؟ زماني كه جسم‌مان در حال نابود شدن است. زماني كه دكتر مي‌گويد: ”اگر روش زندگي‌ات را تغيير ندهي خودت را خواهي كشت.“

در رابطه‌ها، چه زماني به يكديگر مي‌گوييم كه چقدر مراقبيم؟ زماني كه ازدواج به بن‌بست رسيده، زماني كه خانواده در حال فروپاشي است!! در مدرسه، چه زماني به طور جدي مطالعه مي‌كنيم؟ زماني كه نزديك است در دروسمان مردود شويم. در تجارت، چه زماني از ايده‌هاي جديد و تصميمات جسورانه استفاده مي‌كنيم؟ زماني كه نمي‌توانيم صورت حساب‌ها را پرداخت كنيم. چه زماني بالاخره اصول خدمت به مشتري را فرا مي‌گيريم، وقتي كه مشتري مغازه را ترك كرده. چه زماني شروع به عبادت خدا مي‌كنيم؟ زماني كه زندگي‌مان به بن‌بست رسيده است.

بزرگ‌ترين درس‌ها را زماني فرا مي‌گيريم كه اوضاع آشفته است. چه زماني مهم‌ترين تصميمات زندگي‌ات را گرفتي؟ موقعي كه به زانو افتاده بودي، بعد از بحران، بعد از اين‌كه در كارها ناموفق بودي. آن زماني است كه به خودمان مي‌گوييم: خسته از شكسته شدن هستم، از معمولي بودن خسته شدم، مي‌خواهم كاري بكنم.

در موفقيت‌ها جشن مي‌گيريم اما چيز زيادي ياد نمي‌گيريم. شكست‌ها صدمه مي‌زنند و آن زماني است كه درس مي‌گيريم. در نگاهي به گذشته متوجه مي‌شويم كه بحران‌ها و شكست‌ها تغييردهنده زندگي ما بوده‌اند.

افراد عاقل دنبال مساله و گرفتاري نمي‌گردند اما وقتي دچارش شدند از خودشان مي‌پرسند: ”چگونه مي‌توانم روش فكري و آن‌چه را كه در حال انجامش هستم، تغيير دهم.“ چگونه مي‌توانم از آن‌چه كه الان هستم بهتر باشم؟ بازنده‌ها همه نشانه‌هاي اخطاردهنده را ناديده مي‌گيرند. زماني كه سقف مي‌ريزد از خودشان مي‌پرسند: ”چرا همه اين اتفاقات براي من مي‌افتد؟“ ما موجوداتي هستيم كه زود عادت مي‌كنيم و به انجام آن‌چه كه مشغول انجامش هستيم، ادامه مي‌دهيم تا وقتي كه مجبور به تغيير آن باشيم.

ماري ارتباط عاطفي با دوستش نل را به هم مي‌زند. براي يك هفته خودش را در اتاق خوابش حبس مي‌كند سپس به تدريج با دوستان قديمي‌اش ارتباط برقرار مي‌سازد. به زودي نقل مكان مي‌كند و شغل جديد مي‌يابد. بعد از شش ماه احساس شادي و اعتماد به نفس بيشتري مي‌كند. او به بحران از دست دادن نل به عنوان بهترين اتفاق زندگي‌اش نگاه مي‌كند.

فرد از كار اخراج مي‌شود و از آن‌جايي كه نمي‌تواند كاري پيدا كند تجارت كوچك خودش را شروع مي‌كند. براي اولين بار در زندگي‌اش رييس، خودش است و آن‌چه را كه واقعا مي‌خواهد انجام مي‌دهد. اگر چه هنوز مشكلاتش را دارد اما زندگي‌اش معني و هيجان جديدي پيدا كرده و همه اين اتفاقات برگرفته از آن بحران آشكار است.

آيا زندگي سرشار از بحران‌هاي دردناك است؟

نه لزوما. جهان هميشه در حال سقلمه زدن به ما با سيگنال‌هاي كوچك است. وقتي اين سيگنال‌ها را ناديده مي‌گيريم آن‌گاه ما را با يك پتك سقلمه مي‌زند. رشد و پيشرفت وقتي در مقابل آن مقاومت مي‌كنيم دردناك‌تر است. آيا تا به حال توجه كرده‌ايد كه اتفاقات خاص براي افراد خاص مي‌افتد؟ لوئيز هر شش ماه يك بار اخراج مي‌شود. جيم در تعطيلات، مسموميت غذايي پيدا مي‌كند و ... افراد مشخصي درس‌هاي مشخصي را فرا مي‌گيرند. در مقابل همه اين اتفاقات مي‌توانيم با يكي از اين سه راه عكس‌العمل نشان بدهيم:

1- زندگي من يك سري از درس‌هايي است كه لازم است در يك نظام خاصي اتفاق بيفتند (اين طرز تفكر بيشترين آرامش روح را تضمين مي‌كند.)

2- زندگي يك بازي شانس است اما من در بيشتر مواقع پيروز هستم. (بهترين انتخاب بعدي، كيفيت زندگي متوسطي را پيش‌بيني مي‌كند.)

3- براي چه همه اتفاقات بد براي من مي‌افتد؟ (بيشترين بدبختي و نااميدي را تضمين مي‌كند.)

آن را مشيت الهي بناميد و يا روند طبيعي اتفاقات نامگذاري كنيد. در حال اتفاق است، دوست داشته باشيد يا نه در حال اتفاق است. به طور خلاصه در اين جهان نيستيم كه تنبيه شويم، اين‌جا هستيم كه فرا بگيريم. همه اتفاقات و بحران‌ها هستند تا ما را تغيير مي دهند. به گونه‌اي رفتار كنيد كه گويي هر اتفاق منظوري دارد و زندگي‌تان نيز هدفمند است. بفهميد كه چرا به يك تجربه احتياج داشتيد. بر آن غلبه كنيد. ديگر به آن احتياجي نخواهيد داشت.

موفقيت


 براي دوستداران تست هاي هوش تصويري
 تست هوش تصويري: مدادها را بشماريد 

 
به شکل روبرو نگاه کنيد.

تعدادي مداد داريم.

مي خواهيم در کمترين زمان ممکن تعداد آنها را مشخص کنيم.

بگوييد چند ثانيه زمان براي اين کار لازم داشته ايد؟

منبع :آي هوش

جواب تست هوش شماره قبلي:گزينه 1

تمام گزينه ها، دو به دو مکمل هم هستند (چراغهاي روشن و خاموش آنها متناظرا بر هم منطبق هستند.)2 و 4/3 و 5/ -6 و 7


 دست نوشته 

ايجاد عادت هاي کاري براي پيشبرد امور

هر کاري که مي توانيد بکنيد و هر رويايي که داريد به انجام برسانيد،شروع کنيد.جسارت همان نبوغ،قدرت و جادوي رسيدن به هدف است.

يوهان ولفانگ وان گوته

تمرين هاي عملي

1-از قبل تمام کارتان را برنامه ريزي کنيد؛تمام وسايل مورد نيازتان را در دسترس بگذاريد،سپس تمرکز کنيد.

2-کارهايتان را دسته بندي کنيد؛با استفاده از منحني يادگيري،کارهاي مشابه را يکي پس از ديگري و با هم انجام دهيد.

3-روي طرح هايي کار کنيد که بيشترين ميزان بازگشت انرژي فيزيکي،احساسي و ذهني را برايتان داشته باشد.

4-وقتي مي توانيد در دوره هاي طولاني بدون وقفه کار کنيد،بخش هاي زماني خاصي را در نظر بگيريد.اين مسئله براي انجام کارهاي مهم ضروري است.

5-ضرب الاجلي را براي هر يک از کارهاي خود تعيين کنيد و براي تکميل کار،به خود پاداش دهيد.

6-اجباري براي اتمام کار مشخص نماييد.پيوسته و بدون توقف کار کنيد تا کارتان به اتمام برسد.

7-طي روز براي اين که تمرکز خود را بر حوزه هاي اصلي نتيجه از دست ندهيد،جمله زير را تکرار کنيد «برگرد سر کار!»

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


 خواندني 

ناسزا گويي را به خاطره ها بسپاريد

خود کنترلي و تقويت اصول اخلاقي مي تواند فرد را در ترک ناسزاگويي و بددهني کمک کند.

امير لطفي حقيقت استاد دانشگاه و روان شناس در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان، اظهار داشت: ناسزاگويي، بددهني و بيان کلمات ناشايست يکي از خصايص نامناسب است که زندگي اجتماعي افراد را در برمي گيرد و فرد با تخليه فشار هاي عصبي سعي در سرکوب اطرافيان مي کند.

وي افزود: افرادي که سابقه تحقير در جامعه و خانواده را دارند بيشتر به دنبال سرکوب ديگران بوده و با ناسزاگويي سعي در رفع خلاء هاي شخصيتي خود دارند.

لطفي حقيقت در ادامه گفت: تحقير کلامي مي تواند منشاء هاي متفاوتي داشته باشد از کمبود هاي کلامي و تضاد طبقاتي گرفته تا رفع نياز قدرت نمايي، عصبانيت هاي ناشي از مشکلات خانوادگي و غيره.

اين استاد دانشگاه افزود: بددهاني از اعتبار و شأن افراد کاسته و با زير سؤال بردن شخصيت آنان روابط اجتماعي را خدشه دار مي کند.

لطفي حقيقت با اشاره به اينکه رضايت از زندگي مي تواند تنش هاي موجود را به حداقل برساند، گفت: با حاکم کردن اخلاق و معنويت مي توان سلامت رفتاري را به ارمغان آورد و نشاط را به حداکثر رساند.

وي درپايان با بيان اينکه با تقويت خودکنترلي مي توان اصول اخلاقي را بازسازي کرد، گفت: جريمه کردن بعد از ناسزاگويي و همچنين تشويق به هنگام کنترل از ارتکاب بددهاني اراده فرد و انگيزه لازم براي ترک را افزايش مي دهد و کنترل فردي را به همراه دارد.


 حكايت 

سريع‌تر و دورتر

تاجري در روستايي، مقدار زيادي محصول کشاورزي خريد و مي‌خواست با آنها را با ماشين به انبار منتقل کند.

در راه از پسري پرسيد: «تا جاده چقدر راه است؟»

پسر جواب داد: «اگر آرام برويد حدود ده دقيقه کافي است.

اما اگر با سرعت برويد نيم ساعت و يا شايد بيشتر.»

تاجر از اين تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد و بيراه گفت و به سرعت خودرو را به جلو راند.

اما پنجاه متر بيشتر نرفته بود که چرخ ماشين به سنگي برخورد کرد و با تکان خوردن ماشين، همه محصول‌ها به زمين ريخت.

تاجر وقت زيادي براي جمع کردن محصول ريخته شده صرف کرد و هنگامي که خسته و کوفته به سمت خودرواش بر مي‌گشت ياد حرف‌هاي پسر افتاد و وقتي منظور او را فهميد بقيه راه را آرام و بااحتياط طي کرد.

شايد گاهي بايد آرام تر قدم برداريم تا به مقصد برسيم.

لابروير: «براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي‌رود، هيچ راهي دور نيست.»

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


 پندهاي زندگي 

دست خدا

عمري گشتيم به دنبال دست خدا براي گرفتن

غافل ار آنکه دست خدا ، دست همان بنده اش بود

بنده اي که نياز به دستگيري داشت . . .

***

سخت است براي کسي که آتش گرفته

توضيح بدهي که نبايد بِدَوَد . . .

مازني ريکا


 آيينه شهر 
 برداشت زغال اخته در روستاي هير قزوين


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون