جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3595- تاریخ : 1395/01/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)


وقتي مديران فوتبالي، فوتبالي ها را تهديد مي كنند!


ايستگاه


طنز


شرح برعكس


 وقتي مديران فوتبالي، فوتبالي ها را تهديد مي كنند! 

مهدي طوسي

فوتبالي ها به خوبي مي دانند كه اين روزها اخبار حول محور باشگاه استقلال به اندازه اي زياد شده كه اگر اسباب و اثاثيه شان را هم بريزند دور باز اين اخبار را نمي توانند توي ساختمان باشگاه جاش كنند!

آخرين خبري كه در مورد اين باشگاه بود اين بود كه هيات مديره باشگاه اعلام كردند كه اگر مظلومي نتواند تيم را قهرمان كند فصل بعد نمي توانيم در خدمت شان باشيم.

تجربه نشان داده كه تغيير هيات مديره و مدير در باشگاه استقلال و پرسپوليس و ايضا ساير باشگاه ها به مراتب بيشتر از تغيير مربيان و بازيكنان فوتبالي است! ‌اين را گفتيم كه مديران بدانند كه زياد براي مربيان كري نخوانند چرا كه اصولا معلوم نيست كه خود اين آقايان تا انتهاي فصل روي صندلي مديريت باشند كه بخواهند مظلومي را بر كنار كنند يا نكنند!

اما اين مشكلي كه همه مي اندازند گردن رسانه ها كه در فوتبال ما زياد شده. يعني آخر هاي فصل كه مي شود مديران ورزشي به اين گمان كه ممكن است چند روز بعد توسط بزرگتر از خودشان بركنار بشوند چنان مصاحبه هاي پشت سر همي انجام مي دهند كه انگار مردم همه پاي سيستم ها و گوشي ها منتظرند كه خبرنگار مربوطه مصاحبه اين ها را ويرايش كرده و بفرستد بالا تا بخوانند!

اين نوع رفتار تنها در مديران ما پيدا مي شود. يعني به اندازه اي كه مصاحبه مي كنند كار نمي كنند! آنها تنها در مصاحبه هاي شان هست كه كارهاي شان را به مردم معرفي مي كنند نه اينكه كاري بكنند و مردم از روي كارشان متوجه بشوند كه چنين اتفاقي افتاده است!

بعد از اينكه مربيان را بر مي دارند همين رسانه ها افشا مي كنند كه فلان شركت و فلان موسسه توسط مدير سابق سرخابي ها تاسيس شده و تازه مي توان متوجه شد كه علت اين مصاحبه ها چه بوده است!

بعد هم همه چيز را مي اندازند گردن رسانه و مي گويند ما اين جوري نگفتيم و رسانه اين جوري فهميده و فهم خودش را به عنوان جواب ما به خورد مخاطب داده!

به نظر شما بايد چه كار كنيم كه مديران ورزشي اين همه بي دليل و با دليل ورزشكاران را تهديد نكنند!؟

*

- يكي از راه هايش اين است كه رسانه ها اصلا سراغ آنها نروند و آنها مجبور بشوند خودشان با خودشان حرف بزنند و وقتي خودشان با خودشان حرف بزنند مجبورند كه خودشان را تهديد كنند!

- از ديگر راه هايي كه مي توان به وسيله آن مديران ورزشي را مجبور كرد كه كسي را تهديد نكنند اين است كه آنها را تهديد كرد؛ يعني به آنها گفت اگر مصاحبه بكني و ما را تهديد بكني ما هم مصاحبه مي كنيم و تو را تهديد مي كنيم. و يا اينكه اصلا در بازي ها گل نمي زنيم و گل مي خورم تا تو به عنوان يك مدير بازنده معرفي بشوي! اين جوري حتما مدير مربوطه ترسيده و ديگر مصاحبه نمي كند!

- بايد به مديران بگوييم كه اگر قرار باشد شما ما را تهديد بكني ما هم مجبور مي شويم كه مفاد قراردادمان را رسانه اي بكنيم تا همه متوجه بشوند كه شما با ما دو مدل قرارداد بستي. يك مدل براي ثبت در سازمان ليگ و ديگري براي ثبت در جيب ما!

بايد به مديران بگويي كه ما داريم بازي مي كنيم و در بازي ممكن است يك بار بازي بخوريم و يك بار هم تيم حريف را بازي بدهيم و اين ديگر از دست ما خارج است. وقتي كه توپ مي رود توي دروازه و دروازه بان هم هر چه مي دود نمي تواند به توپ برسد ما بايد چه كار كنيم؟ توپ را تهديد بكنيم!؟

- البته راه هاي ديگري هم هست كه از جمله آن راه ها اين است كه به مديران ورزشي بگوييم كه اگر شما قول بدهي كه در مصاحبه هايت ما را به عنوان مربي و بازيكن تهديد به تعويض نكني ما هم به شما قول مي دهيم كه با دوستان رسانه اي صحبت كنيم كه از شما همين جور بي دليل و با دليل تعريف و تمجيد بكنند!


 ايستگاه 

کتابي طنز براي کتاب نخواني ما ايرانيان!

علي ميرميراني که در مطبوعات با نام “ابراهيم رها” طنز مي‌نويسد کتابي دارد با نام «چقدر خوبيم ما!» که حاصل تاملات او در نقد رفتارشناسي ايرانيان در قالب بياني طنزآميز است.

به گزارش ايسنا ، «چقدر خوبيم ما!» دربرگيرنده يادداشت‌هايي از ابراهيم رها است که همگي براي نخستين‌بار در اين کتاب منتشر شده‌اند. از جمله موضوعاتي که در اين کتاب به آن پرداخته شده بحث و مصيبت کتاب‌نخواني ما ايرانيان است که شايد در همين ابتداي سال خواندنش تلنگري خالي از لطف نباشد.

چه قدر خوبيم ما

"يعني اگر داغ و درفش‌مان کنند و به ميخ و سيخ‌مان بکشند و از دروازه شهر آويزانمان فرمايند و… اگر سر به سر تن به کشتن دهيم عمرا که کتاب بخوانيم. ما اصلا يک جور مقاومت عجيبي در برابر کتاب خواندن داريم که تفلون در برابر چسبيدن غذا به ماهي‌تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذيريم که ايزولاسيون هيچ پشت بامي نسبت به باران و برف چنين عايق نيست. يعني حاضريم وقت‌مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره‌هاي روي شانه‌مان تلف کنيم اما دو صفحه يا چهار خط کتاب نخوانيم.

يکي از بارزترين خصوصيات ما ايرانيان که ديگر دارد به شناسنامه‌مان تبديل مي‌شود و اوراق هويتي و شاخصه مميزه ما است همين کتاب نخواندن است.جالب اين است که تمام دک و پُزمان به گذشته مکتوب‌مان است که بع له… اما به حال و گذشته و آينده مکتوب خود به اندازه تخم گشنيز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداريم.عملا و علنا به کساني که کتاب مي‌خوانند مي‌خنديم. آشکارا اگر کسي کتاب‌خوان باشد جزو قوم ياجوج و ماجوج مي‌دانيمش. معتقديم تا وقتي مي‌شود رفت جُردن يا خيابان اندرزگو يا… (هر شهري، محلي) دور دور کرد خريت محض است وقتت را حرام کني و کتاب بخواني. اگر کسي در خانه‌اش کتابخانه دارد انگار در توالت منزلش بند رخت کشيده و رويش پيژامه آويزان کرده باشد.

در اثاث‌کشي يخچال سايدباي‌سايد و حمل و نقل آن براي‌مان از بديهيات است اما چهارتا کارتن کتاب را بدبارترين، سنگين‌ترين و مزاحم‌ترين اثاثيه مي‌دانيم (جالب اين است که عزيزاني که شغل شريف‌شان همين جابه‌جايي بار و اثاثيه و اسباب‌کشي است هم از يخچال فريزر و لباسشويي و گاز و کمد… کمتر گله دارند تا از کارتن‌هاي کتاب!)مملکتي که تيراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد مردمانش نبايد دکتر بروند؟ يعني صفا مي‌کنيم براي خودمان! کتاب‌فروشي‌ها مي‌شود پيتزافروشي، کتابخانه‌ها حداکثر شده قرائت‌خانه پشت کنکوري‌ها، تيراژ کتاب لاي باقالي، کتاب‌خوان‌ها (اگر بيابيم) اهالي مريخ‌اند، ما هم که باحاليم! همه هم که شيرين‌زبان و طناز و بذله‌گو، از طرف مي‌پرسي آخرين کتابي که خوانده‌اي کي بوده؟ مي‌گويد مي‌خواستم آخرين درسم را پاس کنم. بعد هم هرهر مي‌خندد طوري که بيست و يک دندان خراب از مجموع سي و دو دندانش را مي‌شود شمرد. خب کتاب نمي‌خواني که مسواک هم نمي‌زني، بعد مي‌شود اين و نق مي‌زني به قيمت دندانپزشکي!


 طنز 

اولين رمان "کمدي- عکس" ايراني روانه بازار نشر شد

«اشتباهات عشّاق تازه‌کار!» به مسائل بين زوج‌هاي جوان مي‌پردازد

اولين رمان کمدي-عکس ايراني به نام «اشتباهات عشّاق تازه‌کار!» نوشته شهرام شفيعي از سوي انتشارات سيماي شرق منتشر شد.به گزارش ايبنا، کتاب «اشتباهات عشّاق تازه‌کار» نوشته شهرام شفيعي منتشر شد. اين کتاب نخستين جلد از مجموعه پنج رمان فانتزي است که به تدريج روانه بازار خواهند شد.

اين مجموعه بيانگر داستان زوج جواني است که هر بار درگير ماجرايي در زندگي مشترک خود مي‌شوند و نويسنده در طول داستان مسائل بين عشاق، زوج‌هاي جوان و روابط اجتماعي افراد را به زبان طنز بيان مي‌کند.

راوي داستان، مرد نويسنده‌اي است که سعي در ايجاد چالش‌هاي زباني و رفتاري طنزآميز با شخصيت‌هاي ديگر داستان دارد.«اشتباهات عشّاق تازه‌کار» اولين رمان کمدي-عکس ايراني است که خوانندگان مي‌توانند ژست‌هاي کميک نويسنده را متناسب با جملات و حال و هواي داستان‌هاببينند. عکس‌هاي کميک اين کتاب توسط اعظم لاريجاني عکاسي شده و روشنک فتحي طراحي گرافيک خاص کتاب را بر عهده داشته است.اين کتاب با شعار «با هم بخوانيم، با هم ببينيم و با هم بخنديم»، به زودي در کتابفروشي‌ها و شهرکتاب‌هاي سراسر کشور عرضه خواهد شد.


 شرح برعكس 

گودرزي: به بعضي ها بايد اين جوري پس گردني زد كه دست از سر ورزش بردارند!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون