جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3583- تاریخ : 1394/12/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

از مجموعه داستانه هاي تو
تمرين رفتارهاي فلسفي!


طنز


ايستگاه


شرح برعكس


 از مجموعه داستانه هاي تو
 تمرين رفتارهاي فلسفي! 

مهدي طوسي

قسمت اول

وقتي كه قرار باشد خيلي اتفاق ها بيفتد نه تو مي تواني جلوي آن را بگيري و نه آقاي تازه وارد توانش را دارد. وقتي قرار باشد هر اتفاقي بيفتد انگار كه قرار است اتفاق بيفتد، چون خيلي ها هستند كه به اين اتفاقات از نوع ديگري نگاه مي كنند و دل شان مي خواهد بيفتد حتي اگر هم تو و آقاي تازه وارد توان آن را داشته باشيد كه جلويش را بگيريد باز امكانش نيست كه آنها رضايت بدهند.

با خودت فكر مي كني كه اگر قرار باشد هر اتفاقي بيفتد و تو به اين فكر باشي كه از اين اتفاقات را جلوگيري كني كه نيفتد، از مزه مي افتد و همان بهتر كه تو از اتفاقات رخ داده جلوگيري به عمل نياوري و اين اجازه را بدهي كه بيفتد!

- بي خودي كلاس نگذار! ‌تو توانش را نداري كه از اين نوع اتفاقات جلوگيري كني پس بهتر است كه ديگر در اين زمينه ها خودت را قاطي ماجرا نكني!

تو لبخندي مي زني كه صحبت آقاي تازه وارد را بي پاسخ نگذاشته باشي وگرنه كه مي داني او هم توان اين را دارد كه افكار تو را بخواند و هم به تو و افكار تو بي عقيده است و مدام دنبال فرصتي مي گردد كه تو را مقابل آقاي نويسنده و خوانند

ه هاي احتمالي اين ستون ضايع بكند.....!

- آخر بچه جان!‌ضايع كردن تو مقابل اين افراد كه اسم شان را توي ذهنت آوري براي من چه سودي دارد! ها؟ بهتر نيست كه به چيزهاي بهتري فكر بكني!

اعصابت بد جوري به هم ريخت. آخر تو داشتي به موارد فلسفي فكر مي كردي كه يك جورهايي سواد فلسفي ات را هم مثل سواد ادبي و ورزشي و فرهنگي و سياسي ات ببري بالا اما اين آقاي تازه وارد همين جور مي پرد وسط حرف تو و اين اجازه را به تو نمي دهد كه كاري كه دوست داري را انجام بدهي! تو داري به اتفاقات رخ داده و اينكه چه جوري مي تواني جلويش را بگيري و اينكه‌ آيا انسان يك چنين تواني را دارد كه جلوي اتفاقات را بگيرد يا نه فكر بكني اما اين آقاي تازه وارد اجازه چنين كاري را به تو نمي دهد و مدام مي پرد وسط افكارت! تو مي خواهي فلسفي فكر بكني اما او تو را از دنياي فلسفي پرت مي كند وسط دنيا احمقانه خودش!

- قرار نبود كه تو يا افكارت اين جوري به من توهين بكني. اگر قرار بر اين باشد من هم توانش را دارم كه به تو بد و بيراه بگويم.

- احمق بي ادب. بي شعور بي شخصيت.......!

آقاي تازه وارد كه انگار خيلي دلش از دست تو پر بود آنقدر از اين نوع فحاشي ها نثار تو كرد كه دهانش كف كرد و گوشه اي نشست. اين بدان معني است كه او اصلا از تو خوشش نمي آيد و انگار كه دوست دارد سر به تنت نباشد وگرنه كه تو به او چيزي نگفتي كه مستوجب اين همه فحاشي باشي! تازه برخي از فحش هاي او اصلا قابل چاپ نبود و نمي توانستي آن را مطرح بكني....!

آقاي تازه وارد دهانش كف كرده بود و گوشه اي نشسته بود و تو از فرصت استفاده كردي و شروع كردي به فكر كردن در مورد اتفاقات رخ داده و اينكه چگونه مي شود جلوي اين اتفاقات را گرفت.

يكي از اتفاقاتي كه مي تواند بيفتد و تو شايد بتواني جلوي آن را بگيري و به اين ترتيب وارد دنياي عملي فلسفي بشوي اين است كه آقاي تازه وارد را همين جوري بيندازي بيرون تا سر كوچه با مرغي كه روي تخمش مي خوابد زدگي بكند.

- كور خواندي!‌من به اين زودي ها از اين اتاق نخواهم رفت و بهتر است كه تو براي تمرين افكار فلسفي ات به چيزهاي ديگري فكر بكني! ديگر راهي نبود كه تو بتواني به وسيله آن از دست آقاي تازه وارد خلاص بشوي و در ضمن تمرين فلسفي هم بكني. البته نه اينكه راهي نباشد، بود اما تو دوست داشتي تمام راه هاي فلسفي يك جورهايي ختم به بيرون انداختن آقاي تازه وارد بشود كه نشد............!

ادامه دارد...


 طنز 

شعر طنز

خالي بندي شاعرانه

شيرين طنز: با اولين بخش از “خالي بندي شاعرانه” در خدمت شما علاقه مندان هستيم. موضوع اين بخش، تعداد خواستگاران مي باشد.

1. بگذار تا بگويم تعداد خواستگاران

تا سکته پشت سکته آيد به قلب ياران


سرها، بريده بيني بي جرم و بي جنايت

در پشت منزل ما چون قطره هاي باران


اين شرح بي نهايت کز خواستگار گفتم

کاندر عبارت آمد حرفي است از هزاران

زهرا دري

*

2. خواستگارام زياد شدن خدايا

هرکدومم دارن يه جور مزايا


هزار و چارصدتا بيرون نشستن

چقدر بدم مي ياد از اين قضايا


عاقبتش اين جوري مي شه جونم

هر کي که باشه افضل السجايا

کتايون حسن زاده

*

3. ز کوروش تا به اسکندر فراوان

ز بنده خواستگاري ها نمودند


هزاران کيس آمد رفت جان داد

ولي دلخواه اين جانب نبودند


الا اي خواستگاران بريده

مجرد گر چه ماندم بي خيالش


همين که زحمتم بردوشتان نيست

چون شير مادري بنما حلالم

ليلا حسنوند

*

4. مي چکد از هر طرف از هر کنار

خواستگار و خواستگار و خواستگار

معصومه پاکروان


 ايستگاه 

شب‌ شعر طنز “در حلقه رندان” راهي تلويزيون مي شود

مدير باشگاه فيلم سوره حوزه هنري از توليد شش قسمت از مجموعه تلويزيوني «در حلقه رندان» خبر داد.

به گزارش شيرين طنز، محمدرضا شفاه، مدير باشگاه فيلم سوره، در گفت‌وگو با پايگاه خبري حوزه هنري با بيان اينکه 6 قسمت 20 دقيقه اي از مجموعه «در حلقه رندان» توسط باشگاه فيلم سوره حوزه هنري توليد شده است، اظهار کرد: مراسم «در حلقه رندان» حوزه هنري که از برنامه‌هاي پر مخاطب و با سابقه طولاني اين نهاد انقلابي است، به عنوان يک مجموعه تلويزيوني توليد شده است.

شفاه ادامه داد: در شش قسمت توليد شده از اين مجموعه، به غير از آيتم‌هاي شعرخواني طنز «در حلقه رندان»، آيتم‌هاي جداگانه‌اي همچون معرفي کتاب طنز، گزارشي از جلسات طنز شهرستان هاي کشور و آيتم‌هاي گرافيکي طنزآميز نيز گنجانده شده است.

وي خاطرنشان کرد: تلاش داريم تا به اين مجموعه، آيتم‌هاي ديگري نيز اضافه کنيم تا به صورت جُنگي کامل و با بخش‌هاي متنوع‌ تر، از يکي از شبکه هاي تلويزيوني کشور براي مخاطبان پخش شود.

مدير باشگاه فيلم سوره همچنين گفت: شعرخواني هاي طنز اين شش مجموعه نيز در 3 جلسه مراسم «در حلقه رندان» توسط گروه توليدکنندگان اين مجموعه با کيفيتي مناسب، در سال 94، ضبط شده است و اين روند در سال 95 نيز ادامه خواهد داشت. البته براي پخش اين مجموعه، هنوز شبکه تلويزيوني مورد نظرمان را انتخاب نکرده ايم و با هيچ شبکه و يا رسانه مجازي، به توافق نرسيده‌ايم.

«در حلقه رندان» نخستين و معتبرترين شب شعر طنز کشور است که به همت ابوالفضل زرويي نصرآباد در مرداد 1380پايه گذاري شد.

ايجاد فضايي فرهنگي براي ارائه آثار طنزآميز، کشف و پرورش استعدادهاي جوان در زمينه طنز و همچنين حمايت و هدايت طنزپردازان جوان در جهت ارتقاي سطح دانش تخصصي طنز، از اهداف مرکز محافل و جشنواره ها و دفتر طنز حوزه هنري براي برگزاري شب‌ شعر طنز «در حلقه رندان» است که با استقبال بسياري از سوي مخاطبان مواجه شده است.


 شرح برعكس 

رحمان رضايي: يادش بخير يك زماني بود كه تو استايوم آزادي بازي مي كردم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون