جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3568- تاریخ : 1394/12/02 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)


دل به دريا مي‌زني!؟


گزارش


دلگرمي

حكايت
باخت کاسپاروف

آيينه شهر
اجتماع براي هواي آلوده، كودكان
عكس: همايون بديع فر (لنگرودي)

تست هوش: برش ورقه


 دل به دريا مي‌زني!؟ 

آن‌چه مي‌خوانيد بخشي ديگر از سخنراني‌هاي منتشر نشده آنتوني‌رابينز براي جلسات دوره‌اي تقويت انگيزش مرکز ” موتيو“ در مريلند است...
در اين سخنراني رابينز به موضوع لزوم خطرپذيري براي ايجاد تحول در زندگي مي‌پردازد و به اين نکته کليدي اشاره مي‌کند که اگر قصد رفتن به مقصدي داريم، حداقل کاري که بايد انجام دهيم اين است که از جايي که الان هستيم دل بکنيم. داشتن هم زمان اين‌جا و آن‌جا امکان‌پذير نيست.
سلام دوستان! براي رسيدن به اين سالن از طبقه همکف بايد از پله‌ها عبور مي‌کرديد. موقع قدم برداشتن روي پله‌ها آيا متوجه يک نکته مهم شده‌ايد!؟ شما وقتي مي‌خواهيد يک پله بالاتر رويد به ناچار بايد از روي پله قبلي پاي خود را بلند مي‌کرديد و روي پله بعدي مي‌گذاشتيد. نمي‌توان هم روي پله اول يک پاي خود را ثابت نگه داشت و هم انتظار داشت که از پله‌ها بالا آمد. رها کردن پله قبلي براي صعود به پله بعدي يک ضرورت اجتناب‌ناپذير براي همه آن‌هايي است که آرزوي صعود دارند. در لحظه صعود و بالا رفتن يک پاي ما بايد به ناچار در فضا معلق باشد. تعليق و سرگرداني و شناور شدن لازمه بالا رفتن است و همه آن‌ها که از نردباني بالا مي‌روند و يا از کوهي صعود مي‌کنند خوب مي‌دانند که معناي اين جمله چيست!
يک شعر قديمي دريانوردي مي‌گويد براي اين‌که بتوانيم به سمت ساحل مقصد حرکت کنيم بايد جرات آن را داشته باشيم که ساحل فعلي را از دست بدهيم و در دريا براي مدتي شناور شويم.
شناور شدن، معلق ماندن، خود را در فضاي به ظاهر خالي رها کردن و ده‌ها اصطلاح ديگر همه و همه اشاره به يک اصل کليدي پيشرفت و موفقيت دارند به نام ”جرات ريسک“ يا ”شهامت خطرپذيري!“
اکنون من از شما سوالي دارم و آن اين است که ميزان جرات و شهامت شما براي به خطر انداختن بخشي از آن‌چه داريد با هدف سرمايه‌گذاري روي هدفي والاتر چقدر است؟ خيلي زياد يا متوسط يا خيلي کم!؟ اگر مي‌گوييد که شهامت خطرپذيري شما پايين است و اصلا دوست نداريد از آن‌چه داريد دست برداريد و در عين حال دوست داريد قله‌هاي رفيع‌تري را هم به طور همزمان فتح کنيد بايد صادقانه به شما بگويم که احتمال رسيدن شما به اين قله‌ها تقريبا صفر و حتي محال است. اگر جرات ريسک نداريد بايد براي مردن آماده شويد چرا که براي حفظ همين چيزهايي که الان در اختيار داريد هم مجبوريد به طور دايم خطراتي را بپذيريد و صفر بودن جرات خطرپذيري به معناي از دست دادن تدريجي داشتني‌هاي الان
شماست.
ريسک يا خطرپذيري يکي از اساسي‌ترين ويژگي‌هاي شخصيتي افراد موفق در تمام عالم به شمار مي‌رود. خيلي از افراد فوق موفق کساني بوده‌اند که داراي شهامت و جرات خطرپذيري بالايي بوده‌اند. بسياري از آن‌ها در مسيري که مي‌دانستند درست است از تمام سرمايه و آبرو و اعتبار و سابقه خود مايه گذاشته‌اند و بعضي شکست خورده‌اند و بسياري نيز به موفقيت‌هاي کلان دست يافته‌اند. آن‌ها که شکست خورده‌اند دوباره خودشان را جمع کرده‌اند و به تدريج توانستند سرپا بايستند و باز دوباره سرمايه و زندگي خود را به خطر انداختند و اين بار با استفاده از تجربه قبلي گام‌هايي استوارتر و صحيح‌تر برداشتند و سرانجام پله‌هاي توفيق را سريعا طي کردند. اين ويژگي شاخص افراد موفق در همه جوامع بشري است. از بازار و کارگاه‌هاي کوچک توليدي گرفته تا بنگاه‌هاي خدماتي متوسط و شرکت‌هاي بزرگ! حتي بيل گيتس رييس شرکت نرم‌افزاري مايکروسافت که جزو ثروتمندترين اشخاص روي زمين محسوب مي‌شود نيز در هر قدمي که برمي‌دارد دنيايي از ريسک و خطرپذيري را نيز مي‌پذيرد و حتي تيم ويژه‌اي دارد که براي او با استفاده از فرمول‌هاي پيچيده آماري و بر اساس اطلاعات دقيق ميزان خطرپذيري يا ريسک سرمايه‌گذاري و توليد روي محصولات جديد را قبل از عرضه به بازار محاسبه مي‌کنند.
البته همه موفق‌ها تمام سرمايه خود را براي صعود شناور نمي‌سازند و همان‌طوري که در قدم برداشتن از روي پله‌ها ديديم فقط بالا بردن يکي از پاها يعني نصف آن‌چه داري معمولا براي صعود معمولي کفايت مي‌کند. ولي قبول کنيد کسي که مي‌خواهد با دويدن و جهش از روي پله‌ها بالا رود بعضي مواقع لازم است که هر دو پايش را از زمين جدا کند و اميدوار باشد قدم‌هايش موقع فرود در پله‌هاي مناسب بالاتري فرود آيند.
البته ريسک کورکورانه هم درست نيست و بايد بسيار مواظب بود که به اسم جرات و جسارت رقبا و اطرافيان، ما را وادار نکنند که بر اساس شير يا خط و شانس، سرمايه و اعتبار خود را در معرض خطر قرار دهيم.نکته اين‌جاست که خطرپذيري و شهامت وارد گود شدن و در وادي جديد به پيش رفتن چيزي نيست که فقط در شرکت‌هاي بزرگ اقتصادي لازم باش و در هر فعاليت اجتماعي هم تا حدي پذيرش خطر جزو ضروريات است. پزشکي که بيمارش را مداوا مي‌کند، اين خطر را مي‌پذيرد که با يک تشخيص اشتباه ممکن است وضع بيمار بدتر شود. تعميرکاري که دستگاهي را تعمير مي‌کند مي‌داند که امکانش هست که با يک تشخيص اشتباه مجبور شود غرامت سنگيني بپردازد. اما معمولا اين قبيل خطرپذيري‌ها را خيلي‌ها مي‌پذيرند و اصلا هم نمي‌دانند که اين کار خودش نوعي ريسک
است.
روزي از زني که مي‌ترسيد گواهينامه رانندگي بگيرد پرسيدم: ”چرا اين کار را نمي‌کني و با وجودي که وضع مادي‌ات خوب است خودت رانندگي نمي‌کني!؟“
او با حالتي عصبي گفت: ”مي‌ترسم ناگهان موقع رانندگي دستپاچه شوم و تصادف کنم و خودم و ديگران را به کشتن دهم!“
بلافاصله از او پرسيدم: ”اما ممکن است همان کسي که به عنوان راننده به او اطمينان کرده‌اي و جان خود را به او سپرده‌اي چنين خطايي انجام دهد!“ و جالب اين بود که بعد از اين مکالمه ساده آن بلافاصله براي گرفتن گواهينامه اقدام
کرد.
حقيقت هم چيزي غير از اين نيست. اگر شما خطرپذيري را به تاخير اندازيد و دايم امروز و فردا کنيد و منتظر بمانيد تا تلاطم امواج آرام شود و بعد قايق خود را در آب اندازيد بايد بدانيد که همه رقيبان مانند شما فکر نمي‌کنند و چه بسا بعضي از آن‌ها جرات دريانوردي در توفان را هم داشته باشند که در اين حالت ديگر نمي‌توانيد انتظار اول شدن و بيشترين سهم را داشته باشيد.
جالب اين‌جاست که بدانيد وقتي انسان دست به ريسک مي‌زند هورمون‌هاي خاصي در بدنش ايجاد مي‌شود که به او انرژي و هيجان خاصي مي‌بخشد و اين هيجان و شوق غير قابل وصف باعث مي‌شود که انسان احساس شکست‌ناپذيري و اقتدار عجيبي را در وجود خود حس کند. خيلي‌ها به خاطر همين احساس پر هيجان است که با وجود لازم نبودن دست به کارهاي ماجراجويانه و ريسک‌هاي بزرگ مي‌زنند. ريسک يا خطر کردن باعث مي‌شود يکنواختي و روزمرگي در محيط کار و زندگي از بين ببرد و شوق و شور انتظار براي مقابله با خطر سبب مي‌گردد طعم زندگي بسيار شيرين‌تر از گذشته شود.
بسياري از کساني که من مي‌شناسم و در کار جديد خود موفق شده‌اند کساني بوده‌اند که بعد از سال‌ها در جا زدن در يک شغل معمولي ناگهان خطر بيکاري را به جان خريده‌اند و دست به حرفه‌اي جديد اما پر خطر زده‌اند و اتفاقا پيروز و سربلند نيز از ميدان بيرون آمده‌اند.
نتيجه‌اي را که مي‌خواهم از اين جلسه بگيرم، مي‌توانم در چند جمله زير خلاصه کنم:
ريسک يا خطرپذيري در زندگي هر انساني لازم و ضروري است و عامل رشد همه انسان‌هاي موفق چيزي جز جسارت و شهامت خطرپذيري آن‌ها نبوده است.
ريسک کورکورانه و مبتني بر خرافات و توهم و شانس، خطرناک‌ترين نوع ريسک است و معمولا بسياري از کساني که دست به اين نوع ريسک زده‌اند با ورشکستگي مواجه شده‌اند. ”مديريت ريسک“ علم جديد اما جدي و قابل اعتنايي است که نه تنها براي صاحب خود بلکه براي هر کسي که بخواهد از شما مشاوره بگيرد سودمند است.
ريسک به شما انرژي و هيجان و شور و شوق تازه‌اي براي فرار از افسردگي ناشي از روزمرگي زندگي دارد.
و نهايت اين‌که اگر ريسک نکنيم و دست روي دست بگذاريم تا اوضاع آرام شود و خطر، ميزان شدت خود را برملا سازد، بايد بدانيم که رقيبان و کساني که جرات بيشتري از ما دارند امکان دارد گوي سبقت را از ما بگيرند و با به خطر انداختن خود فرصت‌هاي طلايي را از آن خود
سازند.
منبع:موفقيت


 گزارش 

توپ عدم ميل به ازدواج در زمين دختران يا پسران؟
اين روزها موج حرف و حديث هاي بسياري در خصوص عدم ميل ازدواج دختران و پسران در كشور به راه افتاده است، موجي كه هر روز بر تعداد شركت كنندگان در آن افزوده مي شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛به طور قطع مي توان بيان كرد كه ازدواج در ايران از گذشته تا به امروز امري فراگير به شمار مي آيد امري كه اين روزها تقريباً از حالت فراگيري در حال خروج است.
چرا كه برخلاف بسياري از کشورهاي پيشرفته و صنعتي که تمام عمر خود را در دوران تجردي مي گذارند در ايران درصد اندكي ممکن است تا پايان عمر، مجرد باشند.
بيشتر جمعيت در ايران را جوانان تشکيل مي دهند جواناني كه در حال حاضر با مسائل مختلفي روبرو هستند، مسائل و مشکلاتي که باعث شده سن ازدواج در کشور افزايش پيدا كند كه اين يعني به صدا درآمدن زنگ خطري جدي براي خانواده ها و دولت که هر چه زودتر بايد جلوي اين مشکل را در كشور بگيرند.
ازآنجايي که ازدواج در بين مردم و در فرهنگ اسلام از قداست بسيار برخوردار است اما اين روزها توجه اندكي به آن مي شود كه عده اي ريشه اين معضل را در بالا رفتن توقعات دختران و عده اي در پايين آمدن قدرت تشكيل زندگي در پسران نسبت مي دهند.
*چرايي ميل و ترجيح برخي دختران در خانه پدر ماندن
چرا اکثر دختران و پسران در سن بزرگسالي تمايل به ازدواج ندارند و مايل به تشکيل خانواده نيستند؟سوالي كه پاسخ آن در خظر افراد متفاوت است و هر شخصي براي جواب آن دليل مخصوص به خود را دارد. از سال 90 شاهد رشد منفي ازدواج در کشور بوده‌ايم. به طوري که در سال 90 منفي 1.9 درصد، در سال 91 منفي 5.1 درصد و در سال 92 نيز با کاهش منفي 6.7 درصدي مواجه بوده‌ايم .
در چند سال اخير موج عظيمي در خصوص كم بودن تعداد پسران در برابر دختران به راه افتاده است موجي كه بر اساس آن تعداد دختران دم بخت و ازدواج نكرده به دليل كمبود پسر در جامعه به حساب مي آيد كه آماري اشتباه و كذب است اما در تازه ترين آمار اعلام شده تعداد دختران تازه متولد شده از تعداد پسران پيشي گرفته است.علي اکبر محزون مدير کل دفتر اطلاعات و آمار جمعيت سازمان ثبت احوال کشور بيان کرد: در 10ماهه سال جاري تعداد يک ميليون و327 هزار و32 ولادت صورت گرفته که از اين تعداد 681هزار و 768 مورد پسر و645 هزار و264 مورد دختر به ثبت رسيده است.وي اضافه کرد: طبق آمار به ازاي ولادت هر 100 مورد نوزاد دختر، 106 مورد ولادت نوزاد پسر ثبت شده است.
محزون افزود: با توجه به آمار به ثبت رسيده ولادت در 10 ماهه امسال در مقايسه با آمار ثبت ولادت در سال 93 رشد 3.7 درصدي داشته است.
*تغييرات فرهنگ و نگرش در جامعه از علل تغيير سن و سال ازدواج
هر ساله در ايران سطح سني ازدواج بويژه در دختران بالا رفته و به طور کلي، بر سن ازدواج چه در دختران و چه پسران افزوده مي‌شود، ازدواجي كه سنت پيامبر اکرم (ص) است و بارها و بارها از سوي افراد و مسئولان مختلف به شكل گيري و البته آسان گيري آن به خانواده ها توصيه شده است.
قرائي مقدم جامعه شناس در خصوص پايين آمدن ميل ازدواج در جوانان مي گويد: تغييرات فرهنگ و نگرش جامعه در خصوص ازدواج يکي از علل تعيين کننده سن ازدواج است.
وي گفت: ميل به استقلال اقتصادي در کنار تمايل به استقلال و جدايي از خانواده، گرايش به محدود کردن مسئوليت هاي ناشي از زندگي مشترک، کم رنگ شدن نقش خانواده ها در انتخاب همسر و در مقابل، نقش موثر فرزندان در اين امر، کم رنگ شدن سنت ها و آداب و رسوم بومي و محلي و گرايش به سمت روش ها و سبک هاي ملي و عمومي تر، در مجموع، گرايش هايي هستند که ذهنيت و گرايش هاي دروني نسل امروزي را شکل مي دهند.
اين جامعه شناس بيان كرد: رشد فکري و معنوي جوانان امروزي سبب شده است که در خود صلاحيت انتخاب همسر را ببينند و بر مبناي اهدافي که خود تعيين مي‌کنند اقدام به همسرگزيني مي کنند، بر همين اساس برخلاف دهه هاي گذشته که ازدواج با رعايت مسائل طبقاتي و گرايش به وصلت هاي اجتماعي همسان صورت مي گرفت، جوان امروز در انتخاب همسر به هماهنگي روحي مي انديشد.


 دلگرمي 

آنچه به راستي مهم است
تنها اگر بدانيم آنچه به راستي اهميت دارد ابديت است،
مي توانيم از معطوف كردن علايقمان به بيهودگي ها و تمام
اهداف بي اهميت سر باز زنيم.
پس خواهان آنيم كه دنيا ما را به خاطر كيفياتي كه آن ها را دارايي هاي شخصي مي انگاريم،به رسميت بشناسد:استعدادمان و يا زيبايي مان؛آدمي هر چه بيشتر
بر دارايي هاي كاذب و هر چه كمتر بر ضروريات تاكيد بورزد،زندگي اش نارضايت بخش تر است.حس مي كند محدود است،
زيرا اهداف محدودي دارد و پيامد آن حسرت و حسادت خواهد بود.
اگر دريابيم و حس كنيم كه اينجا،در همين زندگي هم حلقه اتصال با آن ابديت را داريم،آمال و احوال متحول
مي شود.
در تحليل نهايي اين ذات تجسم يافته،خويشتن ماست كه چيزي را در نظر ما ارزشمند مي كند و اگر(گوهر ما)تجسم نيافته باشد،زندگي هدر رفته است.
كارل گوستاو يونگ/كتاب دلگرمي ها

 


 حكايت
 باخت کاسپاروف 

کاسپارف معروف، در بازي شطرنج به يک آماتور باخت.
همه تعجب کردند و علت باخت را جويا شدند و او اين گونه عنوان کرد: «در بازي با او نمي‌دانستم که آماتور است. براي همين، با هر حرکت او دنبال نقشه‌اي که در سر داشت
مي‌گشتم.
گاهي به خيال خود نقشه‌اش را خوانده و حرکت بعدي را پيش‌بيني مي‌کردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده ديگري مي‌ديدم. تمرکز مي‌کردم که شايد نقشه جديدش را کشف کنم.
آن قدر در پي حرکت‌هاي او بودم و دنباله‌رو مسير او شدم که مهره‌هاي خودم را گم کردم.
بعد که به سادگي مات شدم فهميدم حرکت‌هاي او از سر مهارت‌نداشتن بود و فقط مهره‌ها را حرکت مي‌داد و من از لذت بازي غافل شدم چون به دنبال نقشه‌اي بودم که وجود
نداشت.
بازي را باختم اما درس بزرگ‌تري ياد گرفتم که تمام حرکت‌ها از سر حيله نيست.
آن قدر فريب ديده‌ايم و نقشه کشيده‌ايم که صادقانه حرکت کردن را باور نداريم و به دنبال نقشه‌هايش مي‌گرديم آنجاست که مسير را گم مي‌کنيم و مي‌بازيم.»
برگرفته از حكايت ها
تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد

 


 آيينه شهر
 اجتماع براي هواي آلوده، كودكان 
 عكس: همايون بديع فر (لنگرودي)


 تست هوش: برش ورقه 


در شكل روبرو يک ورقه فلزي داريم از داخل آن يک قطعه برش مي دهيم و آن را جدا مي کنيم.
متأسفانه اين قطعه، با تعدادي قطعه ي ديگر که از قبل برش داده بوديم، قاطي شده است.
آيا مي توانيد کمک کنيد آن را بيابيم؟
شماره آن را مشخص کنيد.
سطح دشواري تست: ساده

منبع :آي هوش

جواب تست هوش شماره قبلي:گزينه C

 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون