جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3543- تاریخ : 1394/11/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)


گشتي در دنياي شاعرانه و فكورانه ها


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


خبر ادبي


نغمه


 گشتي در دنياي شاعرانه و فكورانه ها 

به انتخاب مهدي طوسي

بعضي صبح ها

که از خواب پا ميشي

با خودت فکر ميکني

''نميتونم از پسش بر بيام''

و بعد

تو دلت ميخندي

چون ياد تمام صبح هايي ميوفتي که اين فکر رو داشتي!

چارلز بوکفسکي

**

براي رفع فشارهاي عصبي بايد دو گام برداشت:

گام نخست اينکه براي مسائلِ جزئي، خود را ناراحت نکنيد.

گام دوم اينکه بدانيد هم? مسائل، جزئي هستند.

آنتوني رابينز

**

مردمان شهر براي آزادي تابوت ساختند و براي عشق مرز

غافل از اينکه نه آزادي در تابوت جا مي گيرد و نه عشق مرز مي شناسد.

" ارنستو چه گوارا "

**

مثل تمبر پستي باشيد وقتي به چيزي چسبيديد

تا رسيدن به مقصد آن را رها نکنيد.

جاش بيلينگز

**

بزرگمهر : خود را به هوس نزديک مکن که خرد از تو روي بر مي تابد .

ادوارد فيليپس : مردي که اشتباه نکند ارزش کارهاي بزرگ را نخواهد داشت .

**

آرنالد بنت : وقتي که شما به بدبيني عادت کنيد ، بدبيني به انداز? خوشبيني مطلوب و دوست داشتني است .

**

جورج ولز: شيرين ترين سخنان در زندگي ‌ خوش آمد گويي بي غل و غش زن به شوهر خويش است .

**

رياست را جستم ، آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم . امام صادق (ع)

**

اگر تمام شب را براي از دست دادن خورشيد اشک بريزي، لذت ديدن ستاره ها رو هم از دست ميدي. شکسپير

**

راستگويي امانت زبان وزينت ايمان است . امام علي(ع)

**

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند. (جرج آلن)

**

زندگي کوتاه است و راه دراز و فرصت ها زود از دست ميروند . بقراط

**

انجام آن چرا که مي تواني يا مي انديشي که مي تواني آغاز کن. در جسارت، نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است.((گوته))

**

همواره تقوي را به کودکان خود توصيه کنيد تنها تقوي عامل خوشبختي است نه پول. بتهوون

**

اي انسان! خود به ياري خود برخيز! بتهوون

**

بيشتر از هنرم به دانش خود مديونم که نگذاشت با خودکشي به زندگي ام خاتمه دهم. بتهوون

**

بهترين لحظات زندگي من لحظاتي بود که در خواب گذراندم. بتهوون

**

من براي شادماني به دنيا نيامده ام، آمده ام تا کارهاي بزرگ انجام بدهم. بتهوون

**

موسيقي مانند کشوري است که روح من در آن حرکت مي کند. در آنجا هر چيز، گلهاي زيبا مي دهد و هيچ علف هرزه اي در آن نمي رويد. اما تعداد کمي از افراد مي فهمند که در هر قطعه از موسيقي چه شوري نهفته است. بتهوون

**

اگر فقط يکبار حضور خدا را بپذيريد،هرگز به ضرورت دعا و نيايش شک نخواهيد کرد.
ماهاتما گاندي

**

من از گناه بدم مي آيد نه از گناهکار . ماهاتما گاندي

**

براي کسي که انديشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم يک خانواده است. نه ترسي به دل دارد و نه کسي از او مي ترسد . ماهاتما گاندي

**

اگر ميدانستيد که يک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوي بازگشت به زندگي را دارد ُآنگاه قدر روزهايي را که با غم سپري ميکنيد ، مي دانستيد. ابن سينا

**

اگر براي يک اشتباه هزار دليل بياوريد،در واقع هزار و يک اشتباه از شما سرزده است.

ابن سينا


 تازه‌هاي نشر 

«سينما و ادبيات» منتشر شد

پنجاهمين شماره دوماهنامه «سينما و ادبيات» منتشر شد.

به گزارش ايسنا، بخش سينماي جهان اين شماره به وس اندرسن سينماگر آمريکايي و تحليل فيلم‌هاي او از جمله فيلم معروف «هتل بزرگ بوداپست» اختصاص پيدا کرده است. در بخش سينماي مستقل يادنامه‌اي ترتيب داده شده براي شانتال آکرمن فيلمساز تجربي و آوانگارد نروژي که به او لقب «دختر سينما» داده‌اند.

«ملودرام در سينماي ايران» و بررسي نشانه‌ها و مولفه‌هاي آن محور بخش سينماي ايران اين شماره است. در ميزگردي با حضور ناهيد طباطبايي، نيکي کريمي، حسن فتحي و جواد طوسي و يادداشت‌هاي عباس بهارلو، تهماسب صلح‌جو، پرويز نوري، فريدون جيراني و... زواياي پيدا و پنهان ملودرام در سينماي ايران بررسي شده است. در پرونده اکران سينما و ادبيات فيلم «ناهيد» براي بررسي انتخاب شده و در گفت‌وگو با روبرت صافاريان اين فيلم مورد تحليل قرار گرفته است.

«جهان به روايت اشيا» عنوان پرونده ادبي است و همان‌طور که عنوان نشان مي‌دهد بحث بر سر اشياست و کارکردي که اشيا در پيشبرد روايت دارند. اين موضوع در ميزگرد محمود حسيني‌زاد، حسين پاينده، حسين سناپور و نوشته‌هاي احمد اخوت، احمد آرام، کورش اسدي، محمود حدادي، عنايت سميعي، مهدي غبرائي، شيوا مقانلو و محمد کشاورز مورد بررسي قرار گرفته است.


 زنگ ادبيات 

 در بزرگداشت مشفق کاشاني عنوان شد

شاعري که منزلش پناهگاه شاعران بزرگ بود

در مراسم بزرگداشت مشفق کاشاني، گفته شد: منزل استاد مشفق پناهگاه شاعران بزرگ بوده است.

به گزارش ايسنا، همايش بزرگداشت مشفق کاشاني در سالگرد درگذشت اين شاعر پيشکسوت عصر دوشنبه 28 دي‌ماه با حضور جمعي از شاعران و نويسندگان و همچنين خانواده اين شاعر در سالن مهر حوزه هنري برگزار شد.

در ابتداي اين مراسم، سعيد بيابانکي بيان کرد: در آموزه‌هايمان بر اين باوريم که انسان ها آن گونه مي ميرند که مي زيند. استاد مشفق کاشاني هم شاعرانه زيست و با کلمات زندگي کرد و با کلمات هم از دنيا رفت و نحوه از دنيا رفتن اين شاعر، از اتفاقات شگرف روزگار ماست.

اين شاعر همچنين با بيان اينکه "استاد مشفق پدر مهربان شعر انقلاب و از هسته هاي اصلي شعر انقلاب بوده است" تاکيد کرد: او چند نسل از شاعران را پرورش داد و تخلص «مشفق» کاملا زيبنده نام و زندگي و منش او بود. او طوري مهربان بود و شفقت در او موج مي‌زد که بعيد مي دانم کسي از او رنجيده باشد و خاطره بدي از او در ذهن داشته باشد.

بيابانکي در ادامه با بيان خاطره اي افزود: زماني که در شوراي شعر وزارت ارشاد تصميم گرفته شد نسل جوان هم به اعضا افزوده شوند، ناصر فيض، فاضل نظري، اهورا ايمان و من نيز در جمع اين شورا حضور پيدا کرديم. يک روز که نزد استاد رفتيم، ايشان با همان مهرباني هميشگي اش بلند شد و گفت امروز حالم خيلي خوب است؛ چون ديشب يک شعر خوب خواندم و هيچ چيز به اندازه خواندن شعر خوب حال مرا خوب نمي کند. بعد که پرسيديم چه شعري؟ گفتند يک شعر از خود تو در روزنامه خواندم.

وي ادامه داد: اين اتفاق براي من بسيار خوشايند بود و مي دانم شاعران شايد بسياري باشند که چنين خاطره هاي دلنشيني از استاد مشفق داشته باشند. او نوعي بزرگواري داشت که بي شک خاطرات بسياري در ذهن بسياري از افراد بر جا گذاشته است.

همچنين عليرضا قزوه با اشاره به اينکه "ياد استاد مشفق کاشاني هميشه براي ما تازه است" گفت: او به شهادت آثاري که آفريده و نوشته ها و تذکره هاي معاصر، چهره برجسته اي در ادبيات معاصر است. او فردي است که پيش از انقلاب با بسياري از بزرگان حشر و نشر داشته، خودش را تثبيت کرده و در وصف او شعرهاي زيادي از بزرگان شنيده ايم.

اين شاعر و مدير مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري با اشاره به اينکه "منزل استاد مشفق پناهگاه شاعران بزرگ بوده" بيان کرد: مشفق کاشاني فردي است که اخوان ثالث مدت ها با او زيسته است و هنگامي که قرار بوده اخوان را دستگير کنند، نزد استاد مشفق زندگي کرده و شعري هم براي او سروده است.

قزوه تاکيد کرد: استاد مشفق نقش برجسته اي در شکل گيري شخصيت شعري سهراب سپهري داشته است. در مصاحبه مفصلي که با استاد مشفق داشتم، خاطره آشنايي با سهراب و کشاندن پاي او به سرزمين شعر را تعريف کرد که در يکي از روستاهاي کاشان هر دو معلم بودند و روزهايي را با هم مي گذراندند. استاد مشفق در جواني شعرهاي مستحکمي مي‌گفت و يک بار به سهراب مي‌گويد چرا شعر نمي گويي؟ آن ها فاصله سني زيادي با هم نداشتند اما استاد مشفق، سهراب را به فضاي شعر کشاند و جرئت و جسارت شعر سرودن را به سهراب سپهري داد که حالا يکي از قله‌هاي شعر امروز ماست.


 خبر ادبي 

برگزاري دومين محفل شعرخواني فجر با حضور شعراي افغان برگزار ‌شد

شاعران مهاجر افغانستان، دومين محفل شعرخواني دهمين جشنواره بين‌المللي شعر فجر را در شهرستان ري برگزار كردند.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از روابط عمومي بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان، دومين محفل شعرخواني دهمين جشنواره شعر فجر، با حضور نصير احمد نور، سفير جمهوري اسلامي افغانستان و محمدافسر رهبين، شاعر و رايزن فرهنگي اين کشور در ايران برگزار ‌شد.

در محفل شعرخواني که «شعر مهاجرت» نام دارد، محمدسرور مولايي سخنراني مي‌کند و شاعراني از کشور افغانستان، مانند محمدسرور رجايي، تازه‌ترين سروده‌هاي خود را در آن ارائه خواهند کرد.

در دومين محفل از سلسله محافل شعرخواني دهمين جشنواره شعر فجر همچنين از محمدحسين جعفريان، شاعر، نويسنده و کارگردان مستندهاي پرمخاطبي از افغانستان نظير «شير دره پنجشير» (زندگي احمدشاه مسعود) و «لعل بدخشان» تجليل شد.

جعفريان، زاده 1346 مشهد است که کتاب‌هايي چون «در حاشيه شط»، «پنجره‌هاي رو به دريا» و «در پايتخت فراموشي» را در کارنامه دارد. او دو دوره رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي در افغانستان بود و يکي از معدود خبرنگاران جهان است که با ملامحمد، عمر رهبر طالبان ديدار داشته‌ است. جعفريان در سال 1372 در شمال شرق افغانستان، مجروح شد و از ناحيه پا به شدت آسيب ديد.

دهمين جشنواره بين‌المللي شعر فجر، اوايل اسفندماه امسال با برگزاري آيين اختتاميه در تهران به کار خود پايان مي‌دهد. دبير علمي اين جشنواره، دکتر اسماعيل اميني و دبير اجرايي آن، مهدي قزلي مديرعامل بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان است.


رويارويي دو نويسنده با شباهت‌هاي زياد

"ادل پارکز» و «جين فالون» نويسندگاني هستند که داستان‌هايشان شباهت‌هاي زيادي به هم دارد؛ شباهت‌هايي که سبب دوستي آنان در دنياي واقعي شده است تا آن اندازه که درباره هم يادداشت بنويسند.

ايبنا به نقل از اينديپندنت- «ادل پارکز» و «جين فالون» نويسندگاني با آثار پر فروش هستند که داستان‌هايشان شباهت‌هايي به هم دارد؛ خصوصيتي که ديدار و دوستي‌ آن‌ها را در پي داشته است. هر کدام از اين دو نويسنده يادداشتي درباره ديگري و خصوصيات رفتاري او نوشته‌ا است که خواندنش خالي از لطف نيست.

وي «جين فالون» کار خود را با تبليغات شروع کرد و مشاور مدير يک شرکت تبليغاتي بود. «پارکز» اولين داستانش را در سال 2000 منتشر کرد و از آن به بعد تبديل به يکي از پرفروش‌ترين زنان نويسنده بريتانيا شد و داستان‌هايش بيشتر از سه ميليون نسخه به فروش رفته است. او سفير مؤسسه افزايش سواد جهاني و از پشتيبانان معاهده سواد ملي است.

"وقتي جين اولين داستانش را در سال 2006 نوشت ناشر يک نسخه از کتابش را براي من فرستاد و گفت اگر دوست دارم جمله‌اي براي پشت جلد کتاب بنويسم. وقتي کتاب را خواندم شگفت‌زده شدم و گفتم خداي من!

«جين» از من خجالتي‌تر بود. من هيجان بيشتري دارم. در اين دوستي هر کس نقش خودش را ايفا مي‌کند. من شخصيت شوخ‌طبع و او نقش شخصيت خوش‌بين داستان را دارد که از حس مزاح کمتري برخوردار است.

«ادل پارکز» که در آغاز توليدکننده برنامه‌هاي تلويزيوني بود سريال‌هايي چون «معلم‌ها» و «اين زندگي» را پيش از نگارش داستان انجام داده بود. وي ساکن شمال لندن است و يک گربه به نام «اولي» دارد. قبل از اينکه «ادل» را ببينم بسيار نگران بودم که رفتاري پرخاشگر و توهين‌آميز مانند شخصيت‌هاي داستاني‌اش داشه باشد.

من او را به قرار ناهار براي گفت‌وگو درباره کتابم دعوت کرد. از اينکه مرکز توجه باشم متنفرم اما بايد در اين مراسم سخنراني مي‌کردم. در آغاز خجالت کشيدم و دست و پايم را گم کردم. شک ندارم با خودش فکر کرد چقدر احمق است اما حرفي نزد و بسيار مهربان رفتار کرد. از آن به بعد با هم دوست شديم و بيرون رفتيم و در مورد مسائل مختلف با هم صحبت مي‌کنيم.

"ادل» بر خلاف من بسيار اجتماعي و خونگرم است. يکي از خوش‌بين‌ترين انسان‌هايي است که تا به حال در عمرم ديده‌ام. البته من اصولاً به سمت آدم‌هايي که انرژي مثبت دارند جذب مي‌شوم.

تنها موضوعي که در آن با هم اختلاف عقيده داريم کتاب است. کتاب‌هاي موردعلاقه‌مان با هم فرق مي‌کند. «ادل» خوب مي‌داند که من کتاب‌هاي تاريخي دوست ندارم بنابراين وقتي شروع به نوشتن کتابي تاريخي کرد که بعد از جنگ جهاني رخ مي‌داد نمي‌توانست به من بگويد چون من هميشه غر مي‌زدم که نمي‌توانم شخصيت‌هاي معروف قرن 14 را از هم تمييز دهم. اما کتابش را خواندم و بسيار هم دوست داشتم.


 نغمه 

فقر و غنا

محمد مهدي پاكي

جام زرين و ظرف سفالي

اين صف از روز اول جدا بود

بره و مرغ بريان و شيشليك

سفره اش از نداران سوا بود

هر كسي ديد چيزي كه بايد

اين طرف فقر و آن سو غنا بود

از نقاط پراكنده دل

صد گسل در زمين بر ملا بود

تپه ها فربه و دره ها پست

اين به ظاهر ز كار خدا بود


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون