جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3543- تاریخ : 1394/11/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

از مجموعه داستان هاي تو
داستاني كه همين جور ادامه دارد!


طنز


ايستگاه


شرح برعكس


 از مجموعه داستان هاي تو
 داستاني كه همين جور ادامه دارد! 

مهدي طوسي

قسمت چهارم

اشاره: در سه قسمت قبلي گفتي كه چون تغيير رويه دادي و نگاهت را نسبت به خيلي چيزها عوض كردي به يكباره توي اتاقت چيزهايي پيدا شد كه تو را از يك آدم معمولي و اين كاره تبديل به يك آدم اشرافي كرد كه هم موبايل داري و هم تخت خوشخواب داري و هم يخچالي كه توش خيلي چيزها براي خوردن موجود است. تو از اين قضيه خيلي خوشحال بودي . درست زماني كه متوجه شدي صداي بوق زنگ توي تاقت پيچيده به يكباره پرده افكارت به هم ريخت و اتفاقي كه نبايد مي افتاد افتاد و يك نفر پشت صداي اين بوق و آن طرف خط تلفن همراهت كه تو براي اولين بار مي ديدي اش بدون آنكه خودش را معرفي كند با تو حرف مي زد و هي كلاف سردرگم را سردرگم تر مي كرد و آقاي نويسنده هم به اين دليل بود يا دلايلي ديگر هي اين مجموعه داستان را كش مي دهد و تو نمي داني توي همين قسمت تكليف اين ماجرا كه دارد خواب و خوراك را از تو مي گيرد را تمام مي كند و يا مي اندازد به يك قسمت ديگر....!

ادامه ماجرا:

- اما تا شما خودتان را معرفي نكنيد من حاضر نمي شوم كه حتي يك كلام ديگر با شما گفتگو بكنم. من براي خودتان مي گويم چون من اصولا آدم بداخلاقي هستم و آدم هاي بداخلاق به شدت غير قابل كنترل هستند.

او با صداي بلند خنديد به طوري كه تصور كردي شايد صدايش تا ده تا خانه آن طرف تر هم رفته و الان است كه صاحب بداخلاق پنجره رو به رويي بيايد و تو را بزند كه چرا با تلفنت اين قدر بلند حرف مي زني!

- خنده هاي تان تمام شد يا هنوز خنده داريد!؟

- هنوز خنده دارم اما بهتر است كه شما هم به جاي اينكه به خنده هاي من گير بدهيد به اين فكر كنيد كه اگر فردا روزي من آمدم در خانه تان و با شما حضوري صحبت كردم ديگر اين جور مودبانه حرف نمي زنم ها!

- اي بابا چرا اينقدر تعليق قصه را زياد مي كني؟ برو داداش و هر كاري كه دلت مي خواهد انجام بده. فقط دست از سر من بردار كه هم به شدت خوابم گرفته و هم اينكه من اگر خوابم گرفته باشد و يك نفر بخواهد مزاحم خوابم بشود بد جوري اعصابم به هم مي ريزد و اين يعني اينكه اگر من اعصابم به هم بريزد هم گوشي تلفن همراه را خرد مي كنم و هم شما را!

او دوباره خنديد و ديگر حرفي نزد. اما احساس مي كردي كه او همچنان پشت خط ايستاده و دارد به حرف هاي تو گوش مي كند. اما ايرادي ندارد چرا كه تو اصولا آنقدر هم ديوانه نشدي كه بخواهي با خودت حرف بزني. تو يك فرهنگي هنري ورزشي و سياسي بزرگ هستي و فرهنگي هنري سياسي و ورزشي هاي بزرگ اين همه هم با خودشان حرف نمي زنند!

صداي زنگ ديگري توي اتاقت پيچيد. با خودت گفتي:

- عجب آدم سيرشي است اين!

اما نه، اين صدا اصلا متعلق به گوشي تلفن همراهت نبود. به سرعت رفتي و در را باز كردي اما بر خلاف تصورت اين صدا مال زنگ در اتاقت هم نبود. رفتي و تلفن را برداشتي و در عين ناباوري متوجه شدي كه اين صدا متعلق به تلفن است. او پشت خط بود. به تو گفت:

- بابا سياسي فرهنگي هنري و ورزشي بزرگ! خيلي كارت درسته....!

تلفن را قطع كردي و اطرافت را نگاه كردي و اين بار اطمينان حاصل كردي كه او هر كه هست به تو نزديك است و مي داند تو الان داري به چي فكر مي كني!

- نكند خودم باشم كه دارم خودم را اذيت مي كنم!

يكي زدي پشت كله ات و گفتي:

- آخر احمق اگر خودم باشم كه ديگر نيازي نيست كه با خودم درگيري درست بكنم!

بايد هر طوري كه شده متوجه بشوي كه اين كيست كه دارد اين جوري با تو بازي مي كند و اين جور مخ تو را كار گرفته. بايد او را پيدا بكني و هر چه سريعتر او را به سزاي اعمالش برساني.

تلفن هنوز توي دستت بود كه صداي او را شنيدي:

- داداش!‌ جوري من را به سزاي اعمالم برسان كه خداي ناكرده دست و پام نشكند!

گوشي را با عصبانيت گذاشتي زمين و احساس ترس بر تو چيره و چيره تر شد!

باز هم قرار است اين قسمت ادامه پيدا بكند. واي از دست اين آقاي نويسنده كه همين جور تو را گذاشته سر كار و معلوم نيست مي خواهد تا كي تو را اذيت بكند و هي اين قسمت را بيندازد تنگ قسمت بعدي !


 طنز 

طنز روز

در مورد هنرهاي مورددار...

فرزين پورمحبي

آب و هواي کشور ما چهار فصل است اما حال و هواي هنرش هزاررنگ است.

چطوري؟ اين‌طوري ....

- چاپ عکس يک هنرپيشه روي سردر سينما مورد دارد اما بازي همان هنرپيشه در فيلم موردي ندارد!

- چاپ عکس يک هنرپيشه فقيد در پوستر جشنواره فيلم مورد دارد اما چاپ عکس يک هنرپيشه براي تبليغ کت چرم موردي ندارد.

- ديدن آلات موسيقي از تلويزيون مورد دارد اما ديدن آنها در سينماها و در کنسرت‌ها از نزديک موردي ندارد!

- پخش فيلم‌هاي سينمايي و رسانه‌هاي تصويري مجوزدار از تلويزيون مورد دارد اما پخش فيلم‌هاي هاليوودي و باليوودي از تلويزيون موردي ندارد!

- داشتن گيرنده ماهواره براي ديدن برنامه‌هاي خارجي مورد دارد اما داشتن فرستنده ماهواره براي ارسال برنامه‌هاي داخلي موردي ندارد!

- پخش بعضي از فيلم‌ها و اجراي کنسرت‌ها از نظر افراد غيرمسئول مورد دارد اما پخش و اجراي همان‌ها که از نظر افراد مسئول موردي ندارد، تعطيل مي‌شود!

- شنيدن يک آهنگ يا ديدن يک فيلم و برنامه ماهواره‌اي مورد دارد اما شنيدن بازخواني ضعيف همان آهنگ و يا ديدن کپي ناشيانه همان فيلم و برنامه از تلويزيون موردي ندارد.

- ديدن خانم‌هاي هنرمند در زمان پخش زنده مراسم جشنواره‌ها مورد دارد اما ديدن خانم‌هاي کم‌حجاب در زمان انتخابات موردي ندارد.

- ديدن چهره رئيس‌جمهور اسبق از تلويزيون مورد دارد اما تماشاي چهره ژنريک شاه ملعون در سايزها و سن‌هاي مختلف در قالب فيلم و سريال از تلويزيون موردي ندارد!

- تبليغ فيلم‌هاي داخلي در شبکه‌هاي ماهواره‌اي مورد دارد اما تبليغ نکردن همان فيلم‌ها از تلويزيون داخلي موردي ندارد!

- بازي هنرپيشه‌هاي بي‌حجاب زن خارجي در سريال‌هاي ايراني و بازي آنجلينا جولي و آشواريا راي در سينما موردي ندارد اما قاعدتا بازي هنرپيشه‌هاي زن ايراني در سريال‌هاي ماهواره‌اي مورد دارد، علامت تعجب هم ندارد.

- پخش صحنه‌هاي شادي تماشاگران خارجي فوتبال و واليبال مورد دارد اما پخش صحنه‌هاي جنگ و دعوا و قتل و خونريزي هاليوودي در سينما و تلويزيون موردي ندارد!

- انتقاد هنرمند از برخي مشاغل مورد دارد اما حرف و حديث‌هاي پشت سر هنرمندان موردي ندارد!

- کلا هنر و هنرمند مورد دارد اما همچنان هنر نزد ايرانيان است و بس!


 ايستگاه 

زرويي نصر آباد در محفل طنز :

بايد ظرفيت پذيرش نقد را در خودمان تقويت کنيم

ابوالفضل زرويي نصرآباد بيان کرد: اگر هنرمند نتواند نسبت به موضوعات پيرامونش واکنش داشته باشد، پس اثر او قرار است به چه کاري بيايد؟

به گزارش پايگاه خبري حوزه هنري، يکي ديگر از نشست‌هاي نويسندگان و شاعران طنزپرداز کشورمان با عنوان «محفل طنز» در سالن سلمان هراتي حوزه هنري برگزار شد. در اين نشست، نويسندگان پيشکسوت و جوان عرصه طنز، از جمله ابوالفضل زرويي نصرآباد، اسماعيل اميني، سعيد بيابانکي، نادر ختايي، اميد مهدي‌نژاد، عليرضا لبش و …. حضور داشتند و درباره مسائلي مانند اقتصاد هنر، ارتقاي ذائقه مخاطب، لزوم ايجاد فضايي براي نقد شعر سخن گفته شد.ابوالفضل زرويي نصرآباد، طنزپرداز پيشکسوت، با تاکيد بر اين که نبايد از نقد هراسي داشته باشيم، گفت: من خودم براي اولين بار شعرهايم را براي پدرم مي‌خوانم و با اين که مي‌دانم تحصيلات ادبي ندارد اما از نظرها و انتقادها و پيشنهادهاي او به عنوان يکي از شنوندگان آثارم استفاده مي‌کنم. معتقدم نبايد از اين که نسبت به کارمان انتقاد مي‌شود هراسي داشته باشيم بلکه هرچه بيشتر بتوان از نظر ديگران، چه افراد متخصص و چه شنونده معمولي، بهره گرفت، مي‌توانيم اثر باکيفيت‌ و ماندگارتري خلق کنيم.

اين کارشناس ادبي همچنين بيان کرد: مخصوصا بايد اين فضاي نقد را در بين خودمان تقويت کنيم و اگر نسبت به اثر يکي از دوستان نويسنده و شاعر نظري داريم حتما به او بگوييم. رودربايستي ما را متوقف مي‌کند در حالي که هر کدام از ما مي‌توانيم مانند آينه عمل کنيم. البته بايد ظرفيت پذيرش نقد را هم در خودمان تقويت کنيم و بدانيم کسي که نسبت به اثر ما نقدي وارد مي‌کند، بسيار ارزشمند است چرا که براي خواندن اثر ما وقت گذاشته و در آن تامل و تفکر کرده است. وي افزود: بهتر است اين روحيه انفرادي را که در تمام زمينه‌هاي علمي، فرهنگي، ورزشي و … داريم کمي تعديل کنيم و از مشارکت جمعي بهره ببريم چرا که اين توانايي و دانش جمعي، هم براي رشد خودمان مناسب است و هم در نهايت در ارتقاي وضعيت کشورمان موثر است.زرويي نصرآباد در بخش ديگري از سخنانش، نسبت به لزوم توجه نويسندگان به اصول و قواعد ادبي تاکيد کرد و گفت: گاهي ديده مي‌شود برخي از نويسندگان، کلمات و عباراتي را در آثارشان استفاده مي‌کنند که اصلا در ادبيات ما جايگاهي ندارد. آنها در پاسخ به اين که چرا از اين وا‍ژه به شکل غلط استفاده کرده‌اي مي‌گويند سعدي و حافظ هم کلماتي را وارد زبان کردند پس چرا ما نتوانيم کلمات جديد را وارد زبان کنيم! بايد نسبت به حفظ درستي زبانمان دقت داشته باشيم و قرار نيست چون سعدي و حافظ، به عنوان صاحبان سخن، از کلمه‌اي به شکل خاصي استفاده کرده‌اند، هر کدام از ما به خودمان اجازه بدهيم چنين کاري با زبان فارسي کنيم.


 شرح برعكس 

خاكپور: آقاي كفاشيان قول مي دهم كه اين تيم ژاپن را ببرد لطفا شما جلو نيا كه بد جوري اعصابت خرابه و ممكنه با هم درگير شويم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون