جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3543- تاریخ : 1394/11/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)


ديوار شيشه‌اي خود را بشكنيد!

از سري تست هاي هوش منطقي
تست هوش: تکميل کاشي کاري!


دلگرمي


يادداشت


خواندني


حكايت


آيينه شهر
عكس: همايون بديع فر (لنگرودي)

 ديوار شيشه‌اي خود را بشكنيد! 

 
زندگي شما بازتاب كاملي از اعتقادات شماست. وقتي شما عميق‌ترين اعتقاداتتان را درباره جهان عوض مي‌كنيد، زندگي شما هم تغيير مي‌كند...

باورها

هميشه چيزي اتفاق مي‌افتد كه تو باورش داري و اعتقاد تو به آن باعث مي‌شود كه اتفاق بيفتد. وقتي مردم درباره محدوديت‌هايشان بحث مي‌كنند مي‌گويند: ”من فلان كار را نمي‌توانم انجام دهم.“ و بهانه رايج اين است كه: ”من همين‌طوري هستم.“ اما حقيقت اين است شما طوري كه فكر مي‌كنيد هستيد.

يك آكواريوم را در نظر بگيريد و آن را به وسيله يك ديوار شيشه‌اي به دو قسمت تقسيم كنيد. در يك طرف ماهي گوشت‌خوار و در طرف ديگر ماهي طعمه را قرار دهيد. ماهي گوشت‌خوار هر وقت براي صيد ماهي طعمه به سمت او مي‌رود به ديوار برخورد مي‌كند و احساس درد مي‌كند. در نتيجه صيد ماهي طعمه را برابر با درد مي‌داند. بعد از چند ماه ديوار شيشه‌اي بين ماهي‌ها را برداريد. چه حدس مي‌زنيد! ماهي گوشت‌خوار باقي عمرش را در گوشه آكواريوم مي‌ماند در حالي كه ماهي طعمه در چند سانتي‌متري او شنا مي‌كند. ماهي گوشت‌خوار محدوده خودش را مي‌شناسد و فراتر از آن نمي‌رود. اين داستان شبيه به داستان همه ما انسان‌هاست. شما با ديوار شيشه‌اي روبه‌رو نمي‌شويد در عوض با معلم، والدين و دوستان خود برخورد مي‌كنيد كه به شما مي‌گويند براي چه كاري ساخته شده‌ايد و چه كاري مي‌توانيد بكنيد و بدتر از همه با باورهايتان روبه‌رو مي‌شويد. باورها و اعتقادات شما تعيين‌كننده قلمرو شماست. اين خودتان هستيد كه ديوار شيشه‌اي را در زندگي‌تان خلق مي‌كنيد.

باورهاي شما تعيين‌كننده كيفيت زندگي شماست.

براي مثال شما فكر مي‌كنيد. پدرها بايد فرزندانشان را تحسين كنند و به آن‌ها هديه بدهند. وقتي پدرتان چنين كاري را نمي‌كند به هم مي‌ريزيد و افسرده مي‌شويد و سعي مي‌كنيد پدرتان را تغيير دهيد.

در حالي كه بايد تفكر و باورتان را نسبت به اين موضوع عوض كنيد. آن‌هايي كه از ديگران انتظار ندارند تا به گونه‌اي خاص رفتار كنند، زندگي راحت‌تر و آرامش خاطر بيشتري دارند.

براي اين‌كه زندگي را طور ديگري ببينيد لازم است شهامت داشته باشيد تا اين بار در مورد موضوعات به شكلي متفاوت نسبت به گذشته فكر كنيد. دفعه بعد كه ناراحت شديد به خاطر بياوريد كه اين ديگران نيستند كه شما را ناراحت مي‌كنند بلكه باور و طرز تفكر شماست.

آن چيزهايي كه باعث مي‌شود شما آزار ببينيد تنها تفكرات شماست و شما مي‌توانيد آن‌ها را تغيير دهيد. سعي كنيد مثبت بينديشيد. تقويت ذهن و انديشه، شبيه به تقويت بدن انسان است. اگر چند ساعت ورزش كنيد و بعد براي ديدن خودتان جلوي آيينه برويد هيچ تغييري مشاهده نخواهيد كرد. همين طور اگر براي يك روز مثبت فكر كنيد هيچ تغييري در شما ايجاد نخواهد شد، اما اگر براي چندين ماه به افكارتان نظم بدهيد و در صدد تغيير باورهايتان برآييد، تغييرات زيادي در زندگي‌تان مشاهده مي‌كنيد. پاكسازي افكار و عقايد منفي كار سختي است. اغلب هنگامي كه منفي فكر مي‌كنيد و يا اشتباه مي‌كنيد خودتان متوجه نيستيد. اگر زندگي شما مطلوب نيست به خاطر اين است كه مطلوب فكر نمي‌كنيد. اگر چيزي در زندگي‌تان شما را ناراحت و نگران مي‌كند در موردش صحبت نكنيد. وقتي در مورد آن موضوع صحبت مي‌كنيد شما به آن انرژي مي‌دهيد و آن موضوع را زنده نگه مي‌داريد.

خودتان انتخاب مي‌كنيد كه چگونه ديگران را ببينيد

اولين باري كه فرد و مري در دوران نامزديشان براي صرف شام بيرون رفته بودند، فرد خيلي خوشحال بود و مري را تحسين مي‌كرد. وقتي سس گوجه‌فرنگي روي پاي مري ريخت و يا اين‌كه مري گفت فراموش كرده كليدش را با خودش بياورد، فرد به او دلداري داد و گفت: من هم خيلي وقت‌ها همين‌طور هستم. سه سال بعد از ازدواج، مري و همسرش فرد براي خوردن شام بيرون رفتند دوباره سس گوجه‌فرنگي روي پاي مري ريخت و باز هم مري فراموش كرد كليد منزل را با خودش بياورد ولي اين بار فرد به گونه‌اي ديگر برخورد كرد. او گفت: تو حالم را به هم مي‌زني. مغزت اندازه يك نخوده!

همان افراد، همان موقعيت ولي نگرشي متفاوت! شما خودتان در نظر مي‌گيريد كه به ديگران چگونه نگاه كنيد. وقتي مي‌خواهيد كسي را دوست داشته باشيد خيلي بردبار و صبور مي‌شويد و هنگامي كه از كسي خوشتان نمي‌آيد و مي‌خواهيد از او متنفر باشيد روي اشتباه‌هاي او تمركز مي‌كنيد. اين رفتار ديگران نيست كه مشخص مي‌كند شما چه احساسي نسبت به آن‌ها داشته باشيد، اين طرز نگرش شما نسبت به آن‌هاست. آن‌هايي كه اغلب به نقاط ضعف ديگران توجه مي‌كنند معمولا از خودشان با چنين جملاتي دفاع مي‌كنند. من فقط واقع‌بين هستم. حقيقت اين است كه آن‌ها خودشان اين واقعيت يا حقيقت را خلق مي‌كنند. شما خودتان انتخاب مي‌كنيد كه ديگران را چگونه ببينيد. شما مي‌توانيد به خوبي‌ها و آن‌چه را كه از ديگران مي‌پسنديد توجه كنيد و اين‌گونه روابط خودتان با ديگران را بهبود ببخشيد.

نكته:

اگر مي‌خواهيد افكار و عقايدتان را بررسي كنيد كافي است كه زندگي، سلامتي، خوشبختي، شادي و حق روابطتان را با ديگران بررسي كنيد. در حقيقت شما آن‌چه را كه در مزرعه ذهنتان كاشته‌ايد درو مي‌كنيد.

منبع:موفقيت


 از سري تست هاي هوش منطقي
 تست هوش: تکميل کاشي کاري! 

 
هوش منطقي خود را بيازماييد:

با توجه به منطق موجود در کاشي کاري شکل، گزينه مناسب را بيابيد.

سطح دشواري تست هوش: ساده

منبع :آي هوش

جواب تست هوش شماره قبلي :گزينه 5

مربع هايي که با حاشيه پررنگ مي بينيد، حاصل برهم نهاده شدن ساير مربع ها (در همان رديف) هستند که البته در آن، خطوط مشترک، حذف مي شوند.


 دلگرمي 

محدوديت ها

آنچه بيش از همه بر آن واقفم،محدوديت هايم است.

و اين هم طبيعي است؛ چرا كه من هيچ گاه و يا تقريبا هيچ گاه خود را ميان قفس محصور نمي كنم.

سراسر وجودمن،به سوي ميله ها هجوم مي برد.

برگرفته از كتاب دلگرمي ها/آندره ژيد


 يادداشت 

مشكلات و موانع عامل اصلي ترسيدن ها

هيچ چيزي در زندگي نيست كه موجب ترس شود هرآنچه وجود دارد تنها بايد فهميده شود.

ماري كوري

آيا تا كنون در زندگي تان مواقعي بوده است كه از انجام فعاليتي جديد يا مبارزه طلبانه ترسيده يا نگران شده باشيد؟آيا پيش آمده است كه ترس شما را از اقدام باز دارد؟مطمئنم كه تا كنون در زندگي تان مواقعي بوده كه شما از شدت ترس خشكتان زده است.البته اين را نيز مي دانم كه خود من هم همچنين ترس هايي دارم.به سادگي مي توان گفت اين قسمتي از وجود بشر است.

البته هر شخصي آستانه ترس متفاوتي دارد.آنچه كسي را تا سر حد مرگ مي ترساند،ممكن است تاثير كمي روي شخص ديگري داشته باشد.به عنوان مثال،براي بعضي ها صحبت در مقابل جمع يا شروع حرفه اي جديد ترسناك است.

عده اي ديگر ممكن است از پرسيدن نشاني يا قرار ملاقات با كسي وحشت داشته باشند.در هر حال،بدون توجه به اينكه چقدر باور داريد كه ترس هايتان جزيي يا احمقانه است،اين درس براي شما نيز كاربرد خواهد داشت.

وقتي من درباره ترس صحبت مي كنم،منظورم از آن نوع فعاليت هاي جسماني نيست كه ممكن است به شما صدمه بزند يا سلامتي تان را به خطر بيندازد،مثل پرش از پرتگاه هاي آكاپولكو يا پرش آزاد من خود نيز از اين كارها وحشت دارم و تصميم ندارم هيچ كدام از آن ها را انجام دهم.

در واقع آنچه در اينجا درباره اش صحبت مي كنم مشكلات و موانعي است كه سر راه رشد شخصي و حرفه اي شما قرار مي گيرد.

اين مشكلات همان هايي هستند كه شما را به ترس و وحشت مي اندازند.اما اگر تصميم داريد هر آنچه در زندگي مي خواهيد به دست آوريد،دانستن و شناختن آن ها ضروري است.

برگرفته از كتاب نگرش همه چيز است

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


 خواندني 

چگونه در زندگي مجردي شاد باشيم؟

با اينکه ممکن است وقتي مجرد هستيد، احساس تنهايي بيشتري کنيد، اما به طور کلي تجربه‌اي عالي است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، مجرد بودن فوق العاده است. با اينکه ممکن است وقتي مجرد هستيد، احساس تنهايي بيشتري کنيد ولي به طور کلي تجربه‌اي عالي است. مجرد بودن نه تنها به شما اين امکان را مي‌دهد که کمي تفريح کنيد، بلکه امکان آشنا شدن با نفر اول زندگي‌تان را هم در اختيارتان قرار مي‌دهد.

صدف بختياري روانشناس و مشاور در خصوص چگونگي دوران مجردي گفت: وقتي کسي در زندگيتان نيست، لازم نيست براي انجام هر کاري از قبل با کسي هماهنگ کنيد.

مجرد بودن شما فرصتي است براي گذراندن وقتي با کيفيت کنار کساني که در زندگي‌تان بيشترين اهميت را دارند.

زندگي مجردي فقط براي خود شماست، پس يک چيز جديد امتحان کنيد و حسابي از آن لذت ببريد.

زندگي مجردي و بايد و نبايدهاي آن

دوران مجردي هم مي‌تواند دوران خوش و زيبا باشد ولي بايد برخي از محدوديت‌هاي آن را در نظر گرفت.

بايد در انتخاب دوست و معاشرت با افراد غير از اعضاي خانواده بسيار دقت کرد. زيرا دوست تأثيرگذارترين فرد روي هر انساني است.

در دوران مجردي با دوستان خود به سفر برويد و از لحظه‌ها لذت ببريد.

شغلي براي خود انتخاب کنيد و سعي کنيد مستقل باشيد.

در دوران مجردي حتما با برنامه‌ريزي کارهايتان را پيش ببريد اين کار سبب مي‌شود تا برنامه‌ريزي تبديل به عادت شود و در زندگي زناشويي اين روند ادامه پيدا کند.


 حكايت 

بز را بکش !

روزگاري مريد و مرشدي خردمند در سفر بودند. در يکي از سفر هايشان در بياباني گم شدند وتا آمدند راهي پيدا کنند شب فرا رسيد. نا گهان از دور نوري ديدند وبا شتاب سمت آن رفتند. ديدند زني در چادر محقري با چند فرزند خود زندگي مي کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نيز از شير تنها بزي که داشت به آن ها داد تا گرسنگي راه بدر کنند.

روز بعد مريد و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسير، مريد همواره در فکرآن زن بود و اين که چگونه فقط با يک بز زندگي مي گذرانند و اي کاش قادر بودند به آن زن کمک مي کردند،تا اين که به مرشد خود قضيه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکي تامل پاسخ داد:"اگر واقعا مي خواهي به آن ها کمک کني برگرد و بزشان را بکش!".

مريد ابتدا بسيار متعجب شد ولي از آن جا که به مرشد خود ايمان داشت چيزي نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاريکي کشت واز آن جا دور شد.

سال هاي سال گذشت و مريد همواره در اين فکر بود که بر سر آن زن و بجه هايش چه آمد.

روزي از روزها مريد و مرشد قصه ما وارد شهري زيبا شدند که از نظر تجاري نگين آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصري در داخل شهر راهنمايي کردند.صاحب قصر زني بود با لباس هاي بسيار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمي از مسافرين استقبال و پذيرايي کرد، و دستور داد به آن ها لباس جديد داده و اسباب راحتي و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهاي موفقيت وي جويا شوند. زن نيز چون آن ها را مريد و مرشدي فرزانه يافت، پذيرفت و شرح حال خود اين گونه بيان نمود:

سال هاي بسيار پيش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزي که داشتيم زندگي سپري مي کرديم. يک روز صبح ديديم که بزمان مرده و ديگر هيچ نداريم. ابتدا بسيار اندوهگين شديم ولي پس از مدتي مجبور شديم براي گذران زندگي با فرزندانم هر کدام به کاري روي آوريم.ابتدا بسيار سخت بود ولي کم کم هر کدام از فرزندانم موفقيت هايي در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمين زراعي مستعدي در آن نزديکي يافت. فرزند ديگرم معدني از فلزات گرانبها پيدا کرد وديگري با قبايل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتي با آن ثروت شهري را بنا نهاديم و حال در کنار هم زندگي مي کنيم.

مريد که پي به راز مسئله برده بود از خوشحالي اشک در چشمانش حلقه زده بود.

برگرفته از حكايت ها

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


 آيينه شهر 
 عكس: همايون بديع فر (لنگرودي)


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون