جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3522- تاریخ : 1394/10/06 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)

ادبيات دوست داشتني من
چالش ادبي با آقاي ناظم


شعرهايي که هميشه بايد در آن به دنبال يک کشف تازه بود

شاعر و منتقد ادبي :
دل مشغولي‌ پژوهشگرانه در شاعران انقلاب

معاون فرهنگي وزير ارشاد:
قيمت خريد کتاب بالاست


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 ادبيات دوست داشتني من
 چالش ادبي با آقاي ناظم 

مهدي طوسي

زنگ تفريح كه زده شد من براي خودم شروع كردم به كتاب خواندن. البته كتاب خواندن همان طور كه شما مي دانيد و از قبل هم با شخصيت من آشنا هستيد يكي از محوري ترين رفتارهاي من در طول روز است. اما اينكه در زنگ تفريح هم با خودم كتاب بياورم و كتاب بخوانم را خودم هم نمي دانم چه جوري به فكرم رسيد.

زنگ كه زده شد بچه ها همهمه كنان از كلاس بيرون رفتند. حتي از معلم مان هم زودتر رفتند توي حياط. معلم مان نگاهي به من كرد و ديد كه من هنوز مشغول جمع آوري كتاب هايم هستم اما متوجه نشد كه بعد از جمع كردن كتاب هاي درسي ام مي خواهم كتاب كليدر محمود دولت آبادي را در بياورم و جلد سومش را بخوانم!

براي خودم هم عجيب است كه بچه اي به سن و سال من كه هنوز كلاس اول راهنمايي است يا به قول امروزي ها ششم است چه جوري مي تواند به كليدر دولت آبادي رسيده باشد. اما خودم را به اين فكر مشغول نكردم چرا كه زنگ تفريح ما يك ربع است و يك ربع زماني نيست كه من بخواهم بخشي از آن را نيز به اين افكار بيهوده مشغول كنم.

واقعا كه اگر اين دولت آبادي را از نزديك ببينم از او سوال مي كنم كه چرا اين كتاب را جوري نوشتي كه من و امثال من و در سن و سال من متوجه اين كتاب نشوند. آخر اين كتاب واقعا سنگين است و نبايد اسمش را رمان گذاشت! من رمان هاي زيادي خواندم كه البته آنها را متوجه شدم اما رمان كليدر شبيه به رمان هاي فلسفي و عرفاني و در عين حال حادثه اي است كه من خيلي از چيزهاي آن را گم مي كنم. اصلا نمي توانم بفهمم كه چه جوري شخصيتي مثل گل محمد اين همه محبوب مي شود اما خان عمو كه در كنار گل محمد حضور دارد از اين محوبيت برخوردار نيست.

دستي روي شانه ام قرار گرفت. برگشتم و متوجه شدم ناظمم بالاي سرم است. او كتاب را از دستم گرفت. نگاهي به من انداخت و گفت:

- بلند شو بيا توي دفتر باهات كار دارم!

اصلا به مغزم خطور نمي كرد كه آقاي ناظم با من چه كار مي تواند داشته باشد! آخر من كه شلوغ نمي كنم. من كه كاري به كار ساير بچه ها ندارم. آنها هستند كه صداي شان چند تا مدرسه آن طرف تر را بر داشته است.

- پسر جان!‌ تو نبايد اين كتاب ها را بخواني. نه به اين دليل كه اين كتاب ها بد است يا اينكه كتاب هاي ممنوعه باشد! ‌اما تو بايد بداني كه هر سن و سالي بايد كتاب مختص به خودش را داشته باشد و تو بايد اين كتاب ها را پيدا كني نه كتاب به اين بزرگي را!

- آقا اجازه! ‌من همه كتاب هايي كه شما فكرش را بكنيد خوانده ام. شما مصطفي رخماندوست را كه مي شناسيد؟ محمد رضا يوسفي را چطور؟ هانس كريستيان آندرسن را با آن معجزه شازده كوچولويش را كه حتما مي شناسيد؟ جلال آل احمد خودمان را با مدير مدرسه اش؟ من همه اينها را خوانده ام كه الان رسيدم به آثار دولت آبادي. در ضمن من جنگ و صلح تولستوي و آبلوموف ايوان گنچاروف روسي را هم خواندم! آقا اجازه! به شما توصيه مي كنم كه هر چه سريعتر اين آثار را بخوانيد و اگر هم خوانديد بياييد و كنتاب كليدر را بخوانيد. من اطمينان دارم از خواندن اين رمان پشيمان نخواهيد شد.....!

احساس كردم كه ناظم مان دارد هاج و واج من را نگاه مي كند. نمي دانم او توقع نداشت كه من اين جوري كتاب بخوانم يا اينكه خودش اين نويسنده ها و كتاب هاي شان را نمي شناخت و وقتي اسم شان را از من شنيد تعجب كرد!


 شعرهايي که هميشه بايد در آن به دنبال يک کشف تازه بود 

 سيد ضياء‌الدين شفيعي در نشست رونمايي از مجموعه شعر «آهودرماني» اين اشعار را تجربه‌اي دانست که بايد همواره در آن به دنبال يک کشف تازه بود.به گزارش مهر، نشست رونمايي از مجموعه شعر «آهودرماني» سروده محمدمهدي رسولي برگزار شد.

در اين مراسم سيد ضياء‌الدين شفيعي شاعر در سخناني اظهار داشت: آهو درماني به‌عنوان مجموعه شعر يک نقاش تامل ويژه‌اي را مي‌طلبد. من از زماني که پيشنهاد انتشار اين مجموعه شعر را به من دادند تا به امروز در حال يافتن يک راز در اين اشعارم.

وي ادامه داد: امروز حتي صاحبان رسانه نيز ولع ناخنک زدن به ادبيات رهايشان نکرده است و هر کسي از به شکلي سعي دارد تا در اين زمينه وارد شود در اين ميان اما مجموعه شعري مانند آهو درماني اثري است که نمي شود هيچ رگهاي از تقليد را در آن ديد. من نزديک به دو دهه است که به شاعر اين مجموعه ارادت دارم اما انتشار شعر نيز در مجموعه ما امري بسيار جدي است. ما ناشر بخش خصوصي هستيم، نه قرار است به جايي بيلان کار دهيم و نه کسي براي کارمان از ما تشکر مي کند، پس بايد با وسواس و دقت بسياري دست به کار انتشار کتاب بزنيم.

شفيعي ادامه داد: وقتي کسي از مديوم ديگري وارد کار ادبيات مي شود بايد ديد از اين ورود به دنبال چه چيزي است و مي خواهد چه خدمتي به ادبيات بکند. مثلا اگر از فيلم سازي کسي وارد ادبيات شده و يا از موسيقي، بايد ديد چه چيزي از جهان آن هنر به ادبيات وارد کرده است. من در اين سالها دوستان زيادي ديده ام که از جهان رنگ و نقاشي به وادي ادبيات وارد شده اند اما حضور هيچ کدام مانند حضور آقاي رسولي نبوده است.

وي افزود: جذابيت ديگر آثار آقاي رسولي توجه او به جذابيت بصري اشعارش هستند. من در اين اشعار به دنبال آن بودم که کشف کنم الفباي ادبي آقاي رسولي مانند هنرشان با مولفه هاي کلاسيک همراه است يا اينکه به شکلي جسورانه مدرن است البته از نام اين مجموعه اينطور بر مي‌آيد که تجربه شعري متفاوتي را از ايشان مي‌بينيم و وقتي هم که به خود مجموعه مراجعه مي‌کنيم اين تفاوت برايمان مضاعف مي شود.


 شاعر و منتقد ادبي :
 دل مشغولي‌ پژوهشگرانه در شاعران انقلاب 

 يک شاعر و منتقد ادبي معتقد است كه بهتر است پژوهشگر و شاعر هر كدام كار خود را انجام دهند و شاعران خود را چندان درگير دغدغه‌هاي پژوهشگران نكنند.

به گزارش شبستان، كامران شرفشاهي، شاعر و پژوهشگر ادبيات معاصر، درباره تعيين مولفه براي شعر انقلاب اسلامي گفت: معمولا شعر اگر حالتي جوششي داشته باشد، بدون اعتنا به شاخصه‌ها و مولفه‌ها متولد مي‌شود و سپس كساني با نگرش‌هاي آكادميك به سراغ آن مي‌روند و پس از تجزيه و تحليل آن، درباره ويژگي‌هاي آن سخن مي‌گويند.

وي ادامه داد: از اين نظر مي‌توان كار شاعر و پژوهشگر را متفاوت از يكديگر برشمرد. اگر شاعر بيش از اندازه درگير موضوعات مربوط به تجزيه و تحليل شعر شود، اين درگيري مي‌تواند بر شعر او تاثير ناخوشايندي داشته باشد و شعر را به نوعي از حس و حال لازم دور كند.

به گفته اين منتقد، بهتر است پژوهشگر و شاعر هر كدام كار خود را انجام دهند و به‌ويژه شاعران چندان خود را درگير چنين موضوعاتي نكنند.شرفشاهي اظهار كرد: البته آگاهي از چنين مولفه‌ها و شاخص‌هايي نمي‌تواند ايراد چشمگيري براي شاعران ايجاد كند، اما سرودن همراه با دغدغه‌ها و دلمشغولي‌هاي ديگر موجب مي‌شود تا اثر هنري حالتي مصنوعي به خود بگيرد و كمتر جنبه دلنشين داشته باشد.وي افزود: قطعا شاعران از نتايج پژوهش‌هاي پژوهشگران دور نمي‌مانند و به‌ويژه در دوره زماني ما كه اطلاعات به سرعت منتقل مي‌شود.


 معاون فرهنگي وزير ارشاد:
 قيمت خريد کتاب بالاست 

 معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه قيمت خريد کتاب در کشور بالاست از انتشار 73 هزار عنوان کتاب در سال جاري خبر داد.به گزارش فارس ، سيدعباس صالحي در آيين گشايش نهمين نمايشگاه کتاب استان ايلام اظهار داشت: کتاب يکي از ابزارهاي فرهنگي بوده که همواره در طول ساليان در سبد فرهنگي خانوارها وجود داشته است.

معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه طي ساليان اخير به دلايل مختلفي سرانه اين کالاهاي فرهنگي در کشور به شدت افت داشته است، گفت: دلايل مختلفي براي اين موضوع وجود دارد که مي‌توان به قيمت بالاي اين کالا اشاره کرد.

وي ادامه داد: قيمت بالاي اين کالاي فرهنگي تنها يکي از علل کاهش سرانه مصرف کتاب در سبد فرهنگي خانوارهاي ايراني بوده اما مهمترين دليل اصلي آن محسوب مي‌شود.

اين مسئول با اشاره به اينکه قيمت هر جلد کتاب در سال 57 به طور ميانگين تنها 495 ريال بوده است، اضافه کرد: اما اين قيمت در سال‌هاي اخير رشد ويژه‌اي داشته است که قابل تامل است.


 خبر ادبي 

کشف ديواني از ملک‌الشعرا بهار

يکي از مدرسان دانشگاه فردوسي از «کشف کتابي شامل شعرها و بيت‌هاي جديدي از ملک‌الشعرا بهار» خبر داد.

دکتر مجتبي مجرد در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به نحوه پيدا شدن اين کتاب با بيان اينکه «سال‌هاي زيادي در جست‌وجوي اين ديوان بوده‌ام» گفت: آبان‌ماه امسال از روي اتفاق به دانشکده ادبيات سر زده و باز اتفاقي‌تر به کتابخانه دانشکده رفتم. معمولا روزهايي که در دانشکده کلاس دارم، حتما سري هم به کتابخانه مي‌زنم و از لا‌به‌لاي انبوه کتاب‌هاي چاپ ‌سنگي و يا نسخه‌هاي خطي، سراغ نسخه‌اي را مي‌گيرم که حدود شش يا هفت سال است در پي‌ آنم.

او ادامه داد: اولين کتابي که ديدم، نسخه‌اي قطور بود که به صورت استادانه‌اي صحافي شده بود. شک نکردم که از نسخه‌هاي مرحوم «سيدمحمود فرخ خراساني» است که به دانشکده ادبيات دانشگاه فردوسي اهدا شده بود.

مجرد با اشاره به يادداشتي که در اين کتاب منتشر شده، بيان کرد: روي کتاب مهر «اهدايي خاندان استاد فرخ به دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد» خورده بود. بعد از آن چند ورق سفيد و ناگهان يادداشت مفصلي به خط مرحوم فرخ که چنين آغاز مي‌شد «در پاييز 1332 از طرف دانشگاه پنجاب لاهور از اين بنده، محمود فرخ، درخواست شد که بيوگرافي مرحوم استاد ملک‌الشعراي بهار را براي ضبط در دايره‌المعارفي که به زبان اردو چاپ مي‌شود، تنظيم کنم، مشروط بر اينکه از هزار کلمه تجاوز نکند.

مجرد در بخش ديگري از اين گفت‌وگو با اشاره به چگونگي يافتن اين نسخه اظهار کرد: زماني که مشغول گردآوري و تنظيم يادداشت‌هاي مرحوم فرخ بودم، به نکته‌اي برخوردم که بسيار جالب توجه بود. مرحوم فرخ در حاشيه صفحه 514 از جلد دوم ديوان بهار، چاپ اميرکبير در سال 1336 ذيل قصيده «دوازده برج» نوشته بود «اين قصيده 43 بيت است و نسخه اصل آن به خط مرحوم بهار در اول نسخه کامل ديوان بهار که خود بنده از ابتداي جواني تنظيم کرده‌ام الصاق شده است و در صفحه 780 نسخه خطي مزبور نيز پاکنويس آن ثبت است».

او اضافه کرد: در آن زمان هرچه بيشتر به دنبال اين ديوان نادرالوجود گشتم، کمتر نتيجه گرفتم اما از يافتنش نااميد نشدم تا آنکه بالاخره به سوي آن ديوان رهنمون شدم؛ پس از آنکه فهميدم اين کتابي که تا چند روز قبل در يک کارتن سربسته، بيش از سي و چند سال محبوس بوده، همان نسخه نفيس است.

مجرد با اشاره به ويژگي‌هاي اين ديوان نويافته خاطرنشان کرد: اين نسخه که به سفارش مرحوم فرخ صحافي شده است. تاريخ شروع کتابت اين نسخه بنابر يادداشت مرحوم فرخ در صفحه يک نسخه، سال 1335 هجري قمري است.

مجرد با اشاره به آخرين تاريخ روي اين نسخه اظهار کرد: آخرين تاريخ اين نسخه فروردين 1354 شمسي است. اين مطلب نشان مي‌دهد که مرحوم فرخ بيش از نيم قرن مشغول گردآوري اشعار ملک‌الشعراي بهار بوده است.


 تازه‌هاي نشر 

کتابي از داوود رشيدي منتشر شد

جلد دوم کتاب مجموعه آثار نمايشي داوود رشيدي منتشر شد.

به گزارش ايسنا‌، اين کتاب با عنوان «بازي کشتار و چند نمايشنامه ديگر» به کوشش محمدعلي منصوري و علي رضايي راد در نشر افراز منتشر شده است.

اين بازيگر پيشکسوت درباره کتاب‌هايش که جلد اول آن دو سال گذشته رونمايي شد به ايسنا گفته بود: آقاي منصوري چهار، پنج سال است که مشغول آماده کردن اين کتاب‌ها هستند. يک جلد بيرون آمده که مربوط به نمايشنامه‌هايم است. جلد دوم هم که مربوط به نمايش‌هاست آماده شده و سومي مربوط به نمايش «در انتظار گودو» است. جلد چهارم هم مربوط به زندگي تئاتري است که صحبت‌ها کامل شده و بايد آماده شود که اميدوارم زودتر اين اتفاق بيفتد.


کتاب «معرفت شناسي» راهي بازار شد

کتاب «معرفت شناسي» نوشته رابرت ام. مارتين با ترجمه نسترن ظهيري توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهي بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «معرفت شناسي» اثر رابرت ام. مارتين به تازگي با ترجمه نسترن ظهيري توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهي بازار نشر شده است. نسخه اصلي اين کتاب در سال 2010 منتشر شده است. در فلسفه براي مطالعه دانش، نام رسمي معرفت شناسي به کار برده مي‌شود. واژه «معرفت شناسانه» به معناي وابسته به مطالعه دانش است. در حالي که «معرفتي» به معناي وابسته به دانش است. اين واژه‌ها اصطلاحاتي پر کاربرد در فلسفه هستند که در کتاب مورد نظر هم به کار رفته‌اند.

آن گونه که نويسنده در مقدمه کتاب مي آورد، اين اثر سعي دارد خواننده را براي ارزيابي تمام شرايط تشويق کند تا خودش براي قضاوت درباره صحت و سقم پاسخ سوالات مختلف، آستين بالا بزند چون يکي از خصوصيات منحصر به فرد فسلفه، شک کردن در موضوعي است که با آن روبرو مي‌شويم. همين مساله است که باعث تمايز فلسفه با ديگر حوزه‌هايي مي‌شود که با واقعيت‌ها و روش‌هاي ابتدايي که همه بر سر آن ها توافق کرده اند شروع مي شوند و انتظار مي رود همه بدون هيچ پرسشي آن اصول را بپذيرند. تمام شرايطي که در اين کتاب توضيح داده شده، با نظرهاي موافق و مخالف همراه است.اين کتاب 9 فصل اصلي دارد که عنوانشان به ترتيب عبارت است از: «تعريف «دانش»»، «قدرت باور و دليل»، «توجيه و مسائل گتيه»، «درون گرايي، برون‌گرايي و توجيه»، «شالوده باوري و انسجام گرايي»، «دانش ماتقدم، تحليلي بودن و ضرورت»، «دانش مبتني بر تجربه حسي»، «شک گرايي» و «رويکردهاي جديد به معرفت شناسي».


 نغمه 

ملک الشعراي بهار

يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را

يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را

يا ز لبت کنم طلب قيمت خون خويشتن

يا به تو واگذارم اين جسم به خون تپيده را

کودک اشک من شود خاک‌نشين ز ناز تو

خاک‌نشين چرا کني کودک نازديده را؟

چهره به زر کشيده‌ام، بهر تو زر خريده‌ام

خواجه! به هيچ‌کس مده بنده‌ زر خريده را

گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کني

کي ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکيده را؟

گر دو جهان هوس بود، بي‌تو چه دسترس بود؟

باغ ارم قفس بود، طاير پر بريده را

جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم

ترک کمين گشاده و شوخ کمان کشيده را

خيز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر

تا ز هزار بشنوي قصه‌ ناشنيده را


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون