جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3522- تاریخ : 1394/10/06 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)


وقتي تحت فشاري، روزه سکوت بگير!


تست هوش: اعداد رمزگذاري شده!


دلگرمي


يادداشت


مثبت انديشي


حكايت


خواندني


آيينه شهر


 وقتي تحت فشاري، روزه سکوت بگير! 

 
مي‌گويند مولا علي (ع) هر از چند گاهي که دلش مي‌گرفت، شب‌ها بيرون کوفه مي‌رفت. هميشه از خودم پرسيده‌ام که مردي با آن همه فصاحت و شيوايي در سخن که نهج‌البلاغه خود گوياي مهارت سخنوري اوست‌، چرا اين‌قدر غريبانه در چاه فرياد مي‌کشيد و اکنون مي‌فهمم که او مي‌خواست قدرت و تحمل خود در "سکوت کردن" را افزايش دهد.

در يکي از داستان‌هاي شيوانا خواندم که روزي مرد فقيري مورد ظلم قرار گرفته بود و به شکايت نزد شيوانا آمده بود. مرد فقير از روي خشم به شيوانا گفت که مي‌خواهد فردا در ميدان دهکده مقابل همه، فرد ظالم را به تلافي و انتقام تهديد کند! و شيوانا خردمندانه پاسخ داده بود که: "اگر قصد تلافي و باز پس گيري مال و آبروي خود را داري، چيزي نگو که موفق‌تر خواهي بود و بعدش هم هيچ‌کس سراغت نمي‌آيد و دليلي براي متهم ساختن تو ندارد!"

البته ناگفته نماند که زبان در کام کشيدن و ساکت ماندن وقتي حقت را مي‌خورند و به تو ظلم روا مي‌دارند از فرياد کشيدن بسيار سخت‌تر است. در واقع آن‌ها که به آدم توهين مي‌کنند و مي‌خواهند به شکلي فرد مورد نظر خود را به زانو درآورند، وقتي مي‌بينند شخص زمين خورده ساکت است و هيچ نمي‌گويد بيشتر از او مي‌ترسند و بيشتر وحشت مي‌کنند. آن‌ها خوب مي‌دانند که قدرت و دوام خشم ساکت و بي‌صدا بيشتر از فرياد و نعره‌ها و رجزخواني‌هاي بي‌فايده است.مردم و تماشاچيان هم وقتي مي‌بينند کسي ساکت است و هيچ نمي‌گويد، از او طرفداري مي‌کنند و دلشان با او همراه مي‌شود.در واقع مظلوماني که بي‌جهت جيغ مي‌کشند و دشنام مي‌دهند و پرده‌دري مي‌کنند، به شکلي در حال از دست دادن حق خودشان هستند، چرا که بقيه شنوندگان و تماشاچي‌ها شهادت مي‌دهند که او با سر و صدا کردن و رجزخواني و بي‌آبرويي در ملاءعام در حقيقت مستحق ظلمي است که بر او رفته است. به عبارت ديگر مدتي که مي‌گذرد تاريخ جابه‌جا مي‌شود و مورخين مي‌گويند که مظلوم سر و صدا و فحاشي کرد و ظالم هم به تلافي، اموال او را گرفت. از سوي ديگر اگر هم آسيبي به شخص ظالم برسد، اولين مظنون همان مظلومي خواهد بود که در ملاء عام برايش خط و نشان کشيده بود و با صداي بلند انتقام و تلافي را فرياد زده بود!

آن‌چه گفته شد، يعني ضرورت ساکت ماندن و لب فروبستن هنگام برخورد با مشکلات و هم‌زمان با آن در سکوت به دنبال راه چاره گشتن، ضرورتي است که حتي مديران شرکت‌ها و روساي کشورها هم بايد آن را مد نظر قرار دهند.

يک ضرب‌المثل شرقي مي‌گويد: "کسي که در خانه شيشه‌اي زندگي مي‌کند، به سمت ديگران سنگ پرتاب نمي‌کند!" ساکت نماندن به وقت ضرورت و سر و صداي بي‌خودي راه انداختن هم چيزي شبيه سنگ انداختن درون لانه زنبورها و تکان دادن پارچه قرمز مقابل گاو شاخدار وحشي است. خوب معلوم است که نتيجه چه مي‌شود!

انسان وقتي هيجان‌زده مي‌شود بايد به شدت مواظب زبان و کلام خود باشد. فرقي نمي‌کند حالت هيجاني انسان مربوط به زمان خوشحالي او باشد يا به دليل خشم و عصبانيتش! مهم اين است که انسان در زمان هيجان بايد به طور پيوسته روي کلماتي که از زبانش خارج مي‌شود دقت کند. اگر نمي‌داند چيزي که مي‌گويد درست و به‌جاست، بهتر است فورا سکوت کنيد و چيزي نگوييد. هيچ وقت کسي را به خاطر نگفتن چيزي مجازات نمي‌کنند. بر عکس هميشه وقتي مي‌خواهند کسي را بي‌حرمت سازند، از کلماتي که بر زبان آورده و يا چيزهايي که نوشته، مچ او را مي‌گيرند.

بدخواهان معمولا با بزرگنمايي جملات و کلماتي که در لحظات شوريدگي و هيجان بر زبان انسان جاري مي‌شود، سعي مي‌کنند تا چهره واقعي شخص هيجان‌زده را مخدوش کنند و از او هيولايي غير قابل ترحم و غير قابل اعتماد تصوير کنند. حال اگر انسان ساکت باشد و کلام خود را براي هر موقعيت بي‌ارزشي هدر ندهد در اين‌صورت يکي از بزرگ‌ترين حربه‌ها را از دست بدخواهان خارج ساخته و آزار و اذيت‌هاي بعدي را نيز از خود دور كرده است.

انسان وقتي هنگام هيجان‌ و عصبانيت، کلامي بر زبان جاري مي‌سازد، حتي خودش هم بعد از آرام گرفتن از آن‌چه گفته غالبا شرمنده و پشيمان مي‌شود و سعي مي‌کند به شکلي آن‌چه گفته شده را رفع و رجوع سازد و براي آن‌ها توجيهي پيدا کند. در اين مواقع اگر انسان هنر ساکت بودن و لب به دندان گزيدن هنگام هيجان را بلد باشد، بعد از عبور موج عصبانيت، آرامش و قرار بيشتري بر دلش حاکم مي‌شود و خودش هم از بابت آن‌چه ناگفتني بوده و بر زبان رانده کمتر دچار عذاب مي‌گردد.

اگر احساس مي‌کنيد طاقت حفظ زبانتان را نداريد و بغض جملات ناگفته، تا گلويتان را پر کرده مي‌توانيد سوار ماشين شويد و در بيابان ساکت و خلوتي شروع به فرياد کنيد.

در خلوت هر چه فرياد بزنيد اصلا اهميتي ندارد. مهم اين است که طاقت زبان در کام کشيدن در لحظات هيجان را در خود تقويت کنيد و اين هنر را داشته باشيد که وقتي همه داد و فرياد مي‌کشند و نعره مي‌زنند ساکت و آرام به آن‌ها خيره شويد و منتظر بمانيد تا موج هيجان رد شود و آتش اين شعله افسارگسيخته دامن شما را نگيرد.

در اين رابطه خاطره جالبي از استادي خردمند به يادم آمد که بد نمي‌بينم بازگو کنم. آدم‌هايي را که ضعف شنوايي دارند و سمعک مي‌گذارند، حتما ديده‌ايد. در مواقع عادي براي صحبت کردن با اين آدم‌ها بايد با صداي بلند و تقريبا با فرياد صحبت کرد. اين استاد بزرگ برعکس عمل مي‌کرد. يعني هر وقت کسي مقابل او داد مي‌زد يا با صداي بلند جدل مي‌کرد خود را به نشنيدن مي‌زد و مي گفت که فقط صداهاي آرام و معمولي را مي‌شنود و از شنيدن صداهاي بلند معذور است. به خاطر دارم روزي چندين نفر در حضور او روي موضوع خاصي صحبت مي‌کردند. براي لحظه‌اي به خاطر نظر اشتباه يکي از حضار صداي بقيه بلند شد. در اين هنگام استاد انگار چيزي نمي‌شنود مشغول مطالعه کتاب مقابل خود شد. اين واکنش استاد باعث شد تا بقيه صدايشان را بلندتر کنند. اما هر چه صدا بلندتر مي‌شد خونسردي و بي‌اعتنايي استاد هم بيشتر مي‌شد. سرانجام حاضران دريافتند که براي بهره‌گيري از حضور استاد به ناچار بايد تن صداي خود را پايين بياورند و چند دقيقه بعد سکوتي دلپذير بر مجلس حاکم شد. نکته جالب اين بود که آخر مجلس، موقع خداحافظي، وقتي چند نفر از فريادکنندگان خواستند بابت صداي بلند خود از استاد عذر بخواهند او با قيافه‌اي راحت و معمولي گفت: "من که چيزي نشنيدم، نمي‌دانم شما راجع به چي صحبت مي‌کنيد!؟"

ما هم در مقابل هيجانات عصباني‌کننده و گفت‌وگوهاي تنش‌زا، واکنشي مشابه را از خود نشان دهيم. انسان‌ها وقتي صدايشان را بلند مي‌کنند شبيه موجودات جنگلي مي‌شوند که براي ترساندن حريف غرش‌هاي بلندتري مي‌کشند. بنابراين چون ما انسان‌ها متمدن شده‌ايم بايد به ناچار حال و هواي جنگل را از ياد ببريم و به جاي فرياد زدن و چنگ و دندان نشان دادن از شگردهاي جديدتري براي نمايش توانمندي‌هاي خود استفاده کنيم که در اين ميان ساکت بودن و فرياد را نشنيدن مي‌تواند بهترين حربه باشد.

"اگر عصباني هستي و تحت فشار قرار داري. هر چه به تو گفتند ساکت باش! مطمئن باش چيزي را که الان مي‌خواهي بگويي بعدا هم مي‌تواني بگويي. اما اگر الان و در اين شرايط به‌طور ناخواسته کلامي نامناسب از زبان تو خارج شد، ديگر شايد نتواني به اين نقطه که الان هستي برگردي."

منبع:موفقيت


 تست هوش: اعداد رمزگذاري شده! 

 
مجموع اعداد رمزگذاري شده را بيابيد...

تصويري که در روبرو مي بينيد، مربوط به يک نوشته قديمي است که به نظر مي رسد رمز گذاري شده است!

آيا شما مي توانيد مجموع 4 عدد روبرو را کشف کنيد؟!

منبع :آي هوش

جواب تست هوش شماره قبلي:125

مقلوب اعداد واقع در گوشه هر مربع (جاي يکان و دهگان را عوض مي کنيم)‌ را با هم جمع مي کنيم، عدد وسط در هر

مربع به اين شکل بدست مي آيد.

90 = 34+ 11+32+13

83 =16+27+19+21

125 =26+22+33+44


 دلگرمي 

جهان هستي

ريشه هايي هست كه ما را به ابرها پيوند مي زند.

ابرها اگر نباشد،آبي نخواهد بود كه بنوشيم.وجودمان حداقل از

هفتاد درصد آب تشكيل شده است كه به واقع ريشه هاي بين ما و ابرهاست.

رودخانه ها هم به همين ترتيب؛جنگل ها،هيزم شكن و كشاورز.

صدها هزار ريشه ما را به همه چيز در جهان پيوند مي دهد،

حمايتمان مي كند و بودنمان را ممكن مي كند.

آيا پيوند بين خود و مرا مي بيني؟اگر تو نيستي،من هم نيستم.

مطمئن باش.

برگرفته از كتاب دلگرمي ها/تيچ نات هان


 يادداشت 

در زندگي با چه موانعي روبه رو هستيد

واژه ها به طور قطع پر قدرت ترين دارويي هستند كه بشر از آن ها استفاده مي كند.

روديارد كيپلينگ

سال ها پيش مقاله اي درباره كنت كالرز خواندم كنت دانشمندي است كه رهبري تحقيقات ناسا را در پروژه اطلاعات ماوراي زمين بر عهده داشت.

كالرز كه دكتراي فيزيك دارد،در حال ساخت نرم افزاري بود كه مي توانست امواجي راديويي را بيابد كه وجود شكل هاي ديگر زندگي در جهان را نشان مي دهند.همانند فيلم پيشتازان فضا است،اين طور نيست؟ اما اشتباه برداشت نكنيد،اين يك تحقيق علمي و تخصصي است.

با وجود اين،كالرز يك مشكل جسمي دارد كه بايد با آن مبارزه كند.اجازه دهيد كه بگويم او چگونه مشكل خود را توصيف مي كند.

او از وضعيتش به عنوان «يك رنج جزئي»و «فقط يك ناراحتي»ياد مي كند.مشكل جسمي خاصي كالرز چيست؟آرتروزي جزئي يا سردرد ميگرني خفيف؟

كنت كالرز نابيناست.بله ...او نابيناست.آيا اين باور كردني است كه شخصي بتواند نابينايي را به عنوان يك رنج جزئي يا فقط يك ناراحتي بيان كند؟كنت كالرز با استفاده از اين كلمات خود را قادر مي سازد تا به چيزهايي عالي دست يابد او به نقاط ضعف خود هيچ قدرتي نمي دهد و در نتيجه قادر است فراتر از آن ها برود و موفقيت بيشتري نسبت به آن هايي كه قدرت بينايي دارند،به دست آورد.

هم اكنون در زندگي تان با چه موانعي روبه رو هستيد؟

آن قدرتي را تصور كنيد كه اگر هر يك از آن موانع را به جاي موردي حل نشدني به عنوان «فقط يك ناراحتي» در نظر مي گرفتيد ‌مي توانستيد به سوي آن ها روانه كنيد.

تهيه و تنظيم :مهسا خدامراد


 مثبت انديشي 

فرصت ها را از خود دريغ نكنيد

يکي از سختي هاي جدايي و پايان دادن به رابطه پشت سر گذاشتن غم و اندوه و احساس فقدان و از دست دادن کسي است که به سراغتان مي آيد و باعث مي شود به درستي کاري که کرده ايد شک کنيد.

اين غم و اندوه ودرد را نشانه اينکه به طور حتم مرتکب اشتباه شده ايد، ندانيد.اين درد بخش اجتناب ناپذير از فرآيند التيام شماست. گذشته را رها کنيد و از اشتباهات آن درس بگيريد.

وقت آن رسيده که شما خود را با ثبات هرچه تمامتر در زندگي تازه تثبيت کنيد.

تا زماني که زنده هستيد،استحقاق آنرا داريد که طعم عشق را بچشيد.

استحقاق آنرا داريد که خوشحال و خوشبخت باشيد.

هر روز براي همان روز زندگي کنيد. چشم باز خواهيد کرد و خواهيد ديد که باز هم کسي پيدا شده که شما را دوست بدارد.

اين فرصت رو از خودتون دريغ نکنيد.

منبع:جادوي كلمات


 حكايت 

مداد و پاک کن

پدر و مادرها مثل پاک کن هستند و ما بچه ها مثل مداد هستيم

مداد : متاسفم

پاك کن : چرا ؟ تو هيچ کار اشتباهي نکردي

مداد : متاسفم چون به خاطر من اذيت مي شوي هر وقت که من اشتباه مي کنم ، تو هميشه آماده اي آن را پاک کني.

ولي وقتي اشتباهاتم را پاک مي کني بخشي از وجودت را از دست مي دهي و هر بار کوچک و کوچکتر مي شوي .

پاك کن : اما براي من مهم نيست !

من ساخته شده ام تاهر وقت تو اشتباه کردي به تو کمک کنم با اين که مي دانم روزي تمام خواهم شد و ديگري جاي من را خواهد گرفت .

من رضايت دارم !پس لطفا ناراحتي را کنار بگذار..

گفتگو بين مداد و پاك کن برايم الهام بخش بود.

والدين ، همچو پاك کن و فرزندان مانند مداد هستند.

آنها هميشه درکنار فرزندان هستند و اشتباهات آنها را پاک مي کنند.

اگر چه فرزندان جايگزين (همسر ) مي يابند ولي والدين از آنچه براي فرزندانشان کرده اند شادمانند.

در تمام طول زندگيم مداد بوده ام و والدين من مانند پاك کن ، هر روز کوچک و کوچکتر مي شوند.

اين مرا پر از درد مي کند چون مي دانم که يک روز انها من را ترک خواهند کرد و خرده هاي پاك کن تنها چيزي خواهد بود که به خاطرم بياورد روزي چه کساني را داشتم...

تهيه و تنظيم:مهسا خدامراد


 خواندني 

با صبر و حوصله پله‌هاي موفقيت را طي کن

يکي از رمزهاي موفقيت در زندگي صبر و حوصله بوده که بوسيله آن مي توان پله‌هاي رشد و ترقي را طي نمود.

امين حق وردي روانشناس در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان اظهار داشت: همه ما مي‌دانيم و شنيده‌ايم که شکست سرآغاز پيروزي بود ولي در حقيقت صبر در شکست مهم است و به وسيله آن مي‌توان راه ترقي و پيروزي را طي کرد.

وي گفت: هرگز انجام کاري را به تأخير نيندازيد زيرا با امروز و فردا کردن انگيزه آن کار از بين رفته و با صبر و برنامه‌ريزي به کارهاي خود بپردازيد.

حق‌وردي افزود: هيچ‌گاه در کارها شتاب‌زده و بدون برنامه عمل نکنيد و اگر در مسير هدف خود در کاري شکست خورديد، هرگز تسليم نشده و دوباره حتي چندباره براي رسيدن به خواسته و هدف خود تلاش و مبارزه کنيد زيرا خاصيت شکست و تحمل سختي‌ها، موفقيت است. اين روانشناس در پايان تصريح کرد: با خودتان هم صبور باشيد و بخاطر ترس از شکست و خجالت در برابر ديگران هرگز از ريسک در انجام کارها نهراسيد همچنين تمرين صبر را بايد از کودکي و با کمک والدين در انجام مسئوليت‌هاي کوچک آغاز نمود.


 آيينه شهر 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون