جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3486- تاریخ : 1394/08/19 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

داستان هايي از شاهنامه
شکار رفتن رستم و رسيدن به شهر سمنگان


رايزني براي برگردان کتاب‌هاي کودک به زبان ترکي


«کاخ رؤياها» در کانون ادبيات ايران نقد شد


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 داستان هايي از شاهنامه
 شکار رفتن رستم و رسيدن به شهر سمنگان 

فائزه

شنيده ام قصه اي از روزگاران قديم که :

روزي رستم ناراحت و اندوهگين بود ، پس فکر شکار کرد . آنگاه کمرش را بست و تيردانش را پر از تير کرد و بسوي مرز ثوران حرکت کرد . وقتي نزديک مرز رسيد بياباني را پر از گور خر ديد و بسيار خوشحال شد و اسبش که نامش رخش بود به حرکت در آورد و با تير و کماني که همراه داشت چند گورخر شکار کرد و بعد مقداري خار و خاشاک و شاخ و برگ درختان را جمع آوري کرد و با آنان آتشي عظيم درست کرد . بعد درختي را از جايش کند و گورخري را بر آن سيخ کشيد ، وقتي گورخر بريان و پخته شد تمام آنرا خورد بعد از مدتي خواب بر چشم هايش چيره شد و به خواب فرو رفت .

در موقعي که رستم در خواب عميق فرو رفته بود عده اي از سواران توراني که از نزديکي او گذر مي کردند رخش را که در حال چريدن بود به همراه خود بردند.

رستم از خواب بيدار شد ، هر چه به اطرافش نگاه کرد اثري از رخش نديد. بسيار مضطرب و پريشان شد ، پس برخاست و شروع کرد به جستجو ، اما هر چه اطراف را گشت نتيجه اي نگرفت . پس قدري تامل کرد در حالي که با خود فکر مي کرد اين سخنان را بر لب جاري مي کرد :

اکنون که پياده مي روم و بدون اسب ، مردم چه فکري دربار? من مي کنند ؟ آنان مرا بي عرضه فرض مي کنند که نتوانستم از اسبي نگهداري کنم . اکنون بايد بروم و فکر چاره اي کنم . پس بعد از گذشتن اين افکار ، راهي شهر سمنگان شد. سلاحش را بر کمر بست و بدنبال نشاني از رخش براه افتاد در حالي که بسيار نا اميد و پريشان بود . رستم بعد از مدتي که مسافتي را پيمود به شهر سمنگان رسيد . خبر ورود رستم را به شاه سمنگان دادند ، آنگاه شاه سمنگان به اتفاق بزرگان به استقبال و پذيرايي رستم آمدند . بعد از خير مقدم به رستم ، او را به کاخ بردند و سبب ناراحتي وي را جويا شدند . رستم به آنان گفت که اسبش را ربوده اند و بدنبال نشاني از رخش تا نزديکي اين شهر آمده و اگر اسبش پيدا نشود رودي از خون جاري مي کند . شاه سمنگان بعد از شنيدن سخنان رستم به او گفت :

جان و مال ما در اختيار توست ، ما همه گوش به فرمان تو هستيم اي نيرومند دلاور ، کسي جرات ندارد که به توچنين جسارتي بکند . تو امشب را مهمان ما باش و خوش بگذران و غم و اندوه را از دلت بيرون کن که انشاءالله تا فردا رخش ات پيدا مي شود.

رستم وقتي که چنين سخناني را از شاه سمنگان شنيد گمان و ترديدش نسبت به آنان برطرف شد و خوشحال و شادمان شد. شاه سمنگان هم مجلس جشني بر پا کرد و دستور داد که سفره ها بياورند . جامها را پر از شراب کردند و نوازندگان نواختند و آن شب را به افتخار رستم به شادي گذراندند.

رستم ، چون نيمه هاي شب شد خواب بر چشمهايش چيره گرديد ، پس براي او رختخوابي که آغشته شده بود به عطر و گلاب آماده کردند و رستم را به آن مکان راهنمايي کردند ، آنگاه رستم بسوي بستر خويش رفت و به خواب فرو رفت .


 رايزني براي برگردان کتاب‌هاي کودک به زبان ترکي 

 در اولين روز از برگزاري نمايشگاه کتاب استانبول، غرفه ايران شاهد برگزاري نشستي براي برگردان کتاب‌هاي کودک ايراني به زبان ترکي بود.

به گزارش ايسنا، بر اساس گزارش رسيده، اين نشست با حضور باريس تنسون مدير انتشارات Evrenselbasim در محل غرفه ايران برگزار شد. در اين نشست يکي از مترجمان آثار کودک و نوجوان ايراني به ترکي نيز حضور داشت.

اين انتشارات 26 عنوان از آثار انتشارات شباويز را به زبان ترکي برگردان و منتشر کرده است. در اين نشست باريس تنسون گفت: ادبيات حوزه کودک و نوجوان ايران در ترکيه همواره مورد توجه و استقبال فراوان بوده و به همين خاطر همواره اين انتشارات نگاه ويژه‌اي براي چاپ آثار کودک ايراني به زبان ترکي دارد. بدين منظور مترجمي را براي بررسي وضعيت نشر کتاب‌هاي کودک و شناسايي فرصت‌ها روانه ايران کرده و ضمن آشنايي با نويسندگاني چون عموزاده خليلي و حجواني بر آن شده‌ايم تا برخي آثار حوزه کتاب کودک ايران را به زبان ترکي برگردان کنيم.

به گزارش روابط عمومي موسسه نمايشگاه‌هاي فرهنگي، چندين شبکه خبري ترک‌زبان از غرفه ايران گزارش‌هاي خبري ويژه تهيه کرده و در ساعت‌هاي مختلف خبري پخش کرده‌اند. همچنين شبکه خبري سحر در محل غرفه ايران حاضر و گزارش ويژه‌اي را از فعاليت‌هاي غرفه ايران تهيه و پخش کرده است.


 «کاخ رؤياها» در کانون ادبيات ايران نقد شد 

 نشست نقد و بررسي رمان «کاخ رؤياها» نوشته‌ «اسماعيل کاداره» در کانون ادبيات ايران برگزار ‌شد.به گزارش مهر، در اين نشست ، اسدالله امرايي، مترجم و منتقد و محمدرضا گودرزي نويسنده، منتقد و مدرس داستان‌نويسي به بررسي اين اثر نويسنده آلبانيايي-فرانسوي ‌پرداخت؛ که براي نخستين‌بار به قلم علي صنعوي به فارسي ترجمه و توسط انتشارات آرادمان منتشر شده است.

اسماعيل کاداره، متولد سال 1936 در شهري کوهستاني در نزديکي مرزهاي يونان، مشهورترين نويسنده و شاعر کشور آلباني محسوب مي‌شود. اين نويسنده پس از چاپ کتاب «ژنرال ارتش مرده» در سال 1965 داستان‌ها و رمان‌هاي فراواني نوشته که از يک سو چشم‌اندازي تاريخي نسبت به کشورش ارايه مي‌کنند و از سويي ديگر به تعمق در تقابل طبيعت انسان با ديکتاتوري مي‌پردازند. او که همواره در کشمکش با نظام کمونيستي «انور خوجه» در آلباني بود، سرانجام در سال 1990 کشورش را ترک کرد و به فرانسه پناهنده شد. از اين زمان بود که او با انتشار آثارش به چهره‌اي جهاني تبديل شد.

کاداره علاوه بر رمان «آوريل شکسته» و «چه کسي دورنتين را بازآورد» که در ايران با ترجمه‌ قاسم صنعوي منتشر شده است، با آثار ديگري چون «ژنرال ارتش مرده»، «کنسرت در پايان زمستان» و «زمستان سخت» نيز به شهرت رسيد. او در سال 2005 جايزه‌ي بين‌المللي بوکر را به خود اختصاص داد و در سال 2014 نيز يکي از بخت‌هاي اصلي نوبل ادبيات به‌شمار مي‌رفت.

رمان «کاخ رؤياها» اثري توقيفي از اين نويسنده معترض محسوب مي‌شود و از معدود آثار اوست که به فارسي ترجمه نشده بود. علي صنعوي، مترجم اين اثر، فرزند مترجم بنام، قاسم صنعوي است؛ که پيش‌تر آثار ديگري از کاداره را به فارسي ترجمه کرده بود.


 خبر ادبي 

واکنشي به خيز آذربايجان براي تصاحب شاهنامه

«اقدام آذربايجان مضحک است»

رييس انجمن نگارگري ايران گفت: اقدام کشور جمهوري آذربايجان براي ثبت هنر نگارگري و مينياتور ايران به نام خود، کاري مضحک است و بايد با آن برخورد جدي شود.

محمدباقر آقاميري در گفت‌وگو با ايسنا‌، درباره انتشار کتابي شامل نگارگري‌هاي ايراني توسط جمهوري آذربايجان و توزيع آن در اکسپوي 2015 ميلان، اظهار کرد: من نمي‌دانم چرا آذربايجاني‌ها اين عقده را دارند که همه‌چيز را به اسم خودشان بزنند. اگر کانال آذربايجان را نگاه کنيد، در برنامه فرهنگي - هنري‌شان يک مينياتور بزرگ از دوره صفويه مي‌گذارند و شعار مي‌دهند که اين هنر براي ماست. در حالي که اين اقدام بسيار مضحک است، چون همه‌ي اشعار آن‌ها به زبان فارسي است.

او ادامه داد: يک زماني همه اين سرزمين‌ها جزو خاک ايران بوده و به‌خاطر بي‌لياقتي شاه‌هاي قاجار تکه‌پاره شده است. حالا اين کشورها مي‌خواهند هنر اصيل و ماندگار ايران را در حوزه‌هاي مختلف به اسم خودشان به ثبت برسانند. البته هر کاري که بخواهند بکنند براي خودشان بد است، چون در همه کتاب‌هايي که در 70 سال گذشته در لندن و نيويورک و کشورهاي غربي چاپ شده، عبارت Persian painting آمده است.

آقاميري همچنين بيان کرد: در دوره حکومت صفوي شهرهاي تبريز، قزوين و اصفهان مرکز حکومت بودند. کسي نمي‌تواند تاريخ را خدشه‌دار کند. بنابراين بايد قاطعانه با اين نوع رفتارها برخورد کرد، به نظر من، همه اين کارها ناشي از کم‌کاري و سوءمديريت در وزارت ارشاد است. سازمان ميراث فرهنگي هم هيچ حرکت و کار مفيدي در اين زمينه انجام نمي‌دهد و هرچه انتقاد در رسانه‌ها منتشر مي‌شود، انگار گوش‌ها کر و چشم‌ها بسته است.

رئيس انجمن نگارگري ايران اضافه کرد: متأسفانه کساني در مديريت فرهنگي کشور هستند که براي ارزش‌هاي اين مملکت قدم برنمي‌دارند و دنبال منافع شخصي خودشان هستند، کساني که دلسوز نيستند و تابه حال قدمي برنداشته‌اند.

به گزارش ايسنا، پاويون کشور جمهوري آذربايجان در اکسپوي 2015 ميلان کتاب نفيسي را شامل مينياتورهاي ايراني با عنوان «مينياتور آذربايجان» به بازديدکنندگان عرضه کرد.

در اين کتاب که خبرنگار ايسنا به نسخه‌اي از آن دست يافته، با امتناع از ذکر نام «ايران»، شهرهاي اردبيل، تبريز، اروميه و مراغه (در استان‌هاي اردبيل و آذربايجان شرقي و غربي ايران) تا ايروان (پايتخت جمهوري ارمنستان) و باکو (پايتخت جمهوري آذربايجان)، قلمرو هنر اين کشور توصيف شده است.

نکته‌ي عجيب‌تر اين‌که در صفحه‌هاي متعدد اين کتاب، تصويرهايي از کتاب‌هاي قديمي خطي و نگارگري ايراني به‌عنوان نمونه‌هايي از مينياتور آذربايجان ارائه شده است. در بالاي تصويرها نيز نام آثار، اديبان و داستان‌هاي مختلفي چون شاهنامه فردوسي، ديوان حافظ، خمسه‌ي نظامي، گرشاسب‌نامه، کليله و دمنه، هماي همايون، خاورنامه، جامع‌التواريخ، هفت اورنگ، فال‌نامه و... با تلفظ فارسي، اما به خط لاتين آمده است. محل خلق يا نگهداري بسياري از آثار نيز شهرهايي مانند تبريز ذکر شده است.


 تازه‌هاي نشر 

«شاگرد قصاب» و «جزءازکل» براي چهارمين بار به بازار مي‌آيند

رمان خارجي «شاگرد قصاب» به تازگي توسط نشر چشمه به چاپ چهارم رسيده و رمان «جزء از کل» نيز توسط اين ناشر به زودي به چاپ چهارم خواهد رسيد.به گزارش مهر، دو رمان خارجي که نشر چشمه چندي پيش آن‌ها را با ترججمه پيمان خاکسار منتشر کرده بود در آستانه چاپ چهارم قرار گرفته‌اند. يکي از اين کتاب‌ها، رمان «شاگرد قصاب» نوشته پاتريک مک کيب نويسنده ايرلندي است. اين کتاب که ترجمه‌اش در مجموعه داستان غيرفارسي جهان نوي اين ناشر چاپ شده، از آثار تحسين شده ادبيات جهان طي سال‌هاي اخير است. «شاگرد قصاب» علاوه بر نامزدي جايزه بوکر و به دست آوردن جايزه آيريش تايمز، از سوي گاردين» جزو 1001 کتابي معرفي شده که پيش از مرگ بايد خواند.داستان اين رمان درباره يک پسربچه‌ است که اختلال رواني دارد که تمام متن آن از زاويه ديد اول شخص روايت مي‌شود و ترکيبي از جريان سيال ذهن و راوي اول شخص است.

ترجمه رمان «شاگرد قصاب» که توسط پيمان خاکسار انجام شده، در حال حاضر به چاپ چهارم رسيده و توزيع نسخه هاي چاپ چهارم آن آغاز شده است.


ترجمه کتاب «ديالکتيک هگل» به روايت گادامر منتشر شد

انتشارات علمي و فرهنگي کتاب «ديالکتيک هگل» را به قلم هانس گئورگ گادامر را منتشر کرد.به گزارش مهر، به تازگي انتشارات علمي و فرهنگي چاپ نخست کتاب «ديالکتيک هگل» را منتشر و به بازار عرضه کرده است. اين کتاب را هانس گئورگ گادامر به زبان آلماني به رشت? تحرير درآورده و پگاه مصلح آن را به فارسي ترجمه کرده است. کتاب پنج مقاله دارد که نويسنده پس از سي سال پژوهش در بار? ديالکتيک هگل و در سال هاي 1961 تا 1973 که به بلوغ آراي روش شناختي خود رسيده، آن ها را نوشته است. در اهميت نگارش اين مقاله ها بايد گفت که هر کوششي براي شناخت ديالکتيک مدرن و معاصر و نقادي هاي مربوط به آن، به بررسي ديالکتيک هگل بستگي دارد. مترجم در يادداشت خود مينويسد ابتدا قصد داشته اين مقالهها را از ترجم? انگليسي به فارسي برگرداند، اما پس از مشاهد? نسخههاي آلماني و مواجهه با اختلافات مهم متنهاي آلماني و انگليسي تغيير نظر داده و ترجمه را بر پايه متن اصلي آلماني قرار داده است.


 نغمه 

حکيم ابوالقاسم فردوسي

زبان را نگهدار بايد بدن

نبايد روان را به زهر آژدن

که بر انجمن مرد بسيار گوي

بکاهد به گفتار خود آبروي

دل مرد مطمع بود پر ز درد

به گرد طمع تا تواني مگرد

مکن دوستي با دروغ آزماي

همان نيز با مرد ناپاک‌راي

دو گيتي بيابد دل مرد راد

نباشد دل سفله يک روز شاد

ستوده کسي کو ميانه گزيد

تن خويش را آفرين گستريد

شما را جهان‌آفرين يار باد

هميشه سر بخت بيدار باد

که بهر تو اينست زين تيره‌گوي

هنر جوي و راز جهان را مجوي

که گر بازيابي به پيچي بدرد

پژوهش مکن گرد رازش مگرد

چنين است کردار اين چرخ تير

چه با مرد برنا چه با مردپير


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي