جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3447- تاریخ : 1394/07/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

قصه هاي شاهنامه فردوسي
پادشاهي پادشاهان


تمديد مهلت ارسال کتاب براي جايزه شعر شاملو


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 قصه هاي شاهنامه فردوسي
 پادشاهي پادشاهان 

فريناز جلالي

قسمت دوم و پاياني

.....و خلاصه اينکه آرامش و خور و خواب شما از من است و ديهيم شاهي سزاوار من و جز من پادشاهي نيست. من بودم که مرگ و مير را از جهان برداشتم. پس هرکس به من نگرود اهريمن است.

گر ايدون که دانيد من کردم اين

مرا خواند بايد جهان آفرين

چون اين سخنان گفته شد فر ايزدي از او گسسته شد و عده زيادي از او روي برگرداندند.سپاه پراکنده شد وروزگار جمشيد تيره گشت. از کارش پشيمان ونادم شد و از ديده خون گريست.

داستان ضحاک با پدرش

در بين شاهان آن دوره از دشت سواران نيزه دار عرب نيک مردي به نام مرداس بود که خيلي محتشم و اهل بخشندگي و داد و سخا بود. او پسري داشت دلير اما ناپاک به نام ضحاک که به پهلوي بيورسپ خوانده مي شد.

روزي ابليس نزد او آمد و جوان گوش به گفتار او سپرد و با ابليس پيمان دوستي بست که فقط از او سخن بشنود.

ابليس به او گفت که پدرت را بکش و صاحب جاه و حشمت او شو. ضحاک ترسيد و گفت اين شايسته نيست اما ابليس قبول نکرد و گفت: ترسو تو سوگند خوردي.

ضحاک بناچار پذيرفت و طبق گفته ابليس رفتار نمود بدينسان که: در سراي شاه بوستاني بود که شاه شبها بي چراغ به آنجا مي رفت و تن مي شست. ديو بچه به آنجا رفت و چاهي کند و روي آن را با خار و خاشاک پوشاند. پادشاه شب به سوي باغ آمد و در چاه افتاد و مرد و ضحاک بر جاي او نشست.

پسر کو رها کرد رسم پدر

تو بيگانه خوانش مخوانش پسر

بعد از اين ماجرا روزي ابليس خود را به شکل جواني درآورد و نزد ضحاک رفت و خود را آشپز ماهري معرفي کرد. در آن زمان کمتر از حيوانات براي پخت و پز استفاده مي شد و بيشتر غذايشان از رستنيها بود ولي اهريمن از هر گونه مرغ و چارپايي خورشهاي رنگارنگي درست کرد. ضحاک که خيلي از دستپخت او خوشش آمده بود گفت: هر چه از من بخواهي به تو خواهم داد. ابليس گفت : تنها حاجتم اين است که اجازه فرمايي کتف تو را ببوسم .ضحاک پذيرفت. ابليس پس از بوسيدن کتف شاه ناپديد شد و بر جاي بوسه او دو مار سياه روييد.

ضحاک ابتدا ترسيد و هر دو را از ته بريد اما دوباره به جاي آن دو مار سياه ديگر روييد .همه پزشکان احضار شدند ولي کاري از دستشان ساخته نبود. دوباره ابليس خود را به شکل پزشکي درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت : تنها علاج اين مسئله سازش با مارها است و بايد آنها را سير نگهداري و غذايشان هم مغز سر مردم است.

در اين زمان مصادف بود با شورش مردم بر عليه جمشيد شاه ايران.

مردم سپاهي درست کرده و به سمت تازيان رفتند و ضحاک را شاه ايران ناميدند. ضحاک به تخت جمشيد آمد و در آنجا تاجگذاري کرد. جمشيد نيز فرار کرد و تا صد سال کسي او را نديد و در سال صدم روزي در درياي چين پديدار شد و ضحاک هم او را دستگير کرد و با اره او را به دو نيم نمود.

چنين است کيهان ناپايدار

تو در وي به جز تخم نيکي مکار

دلم سير شد زين سراي سپنج

خدايا مرا زود برهان ز رنج

قصه هاي شاهنامه


 تمديد مهلت ارسال کتاب براي جايزه شعر شاملو 

 
مهلت ارسال کتاب براي جايزه شعر احمد شاملو تمديد شد.به گزارش ايسنا، حافظ موسوي - دبير نخستين دوره جايزه شعر احمد شاملو - اعلام کرد: با تشکر از شاعران و ناشران محترمي که در پي فراخوان موسسه الف. بامداد، کتاب‌هاي شعر خود را براي شرکت در جايزه شعر احمد شاملو به دبيرخانه اين جايزه ارسال کرده‌اند، به آگاهي مي‌رساند که مهلت ارسال آثار تا بيستم مهرماه سال جاري تمديد شده است. از اين‌رو بار ديگر از شاعران محترم و نيز ناشراني که در زمينه انتشار شعر فعاليت دارند درخواست مي‌شود سه نسخه از کتاب‌هاي چاپ اول شعر نو خود را که در سال 1393 منتشر شده است حداکثر تا تاريخ بيستم مهرماه به اين نشاني ارسال کنند:

تهران، بزرگراه شهيد خرازي، شهرک اميد دژبان، مجتمع مسکوني طلوع فجر، ارغوان 2، هشتم غربي، واحد 23 (حافظ موسوي).

به گفته او، تا کنون 122 عنوان مجموعه شعر به دبيرخانه جايزه شعر احمد شاملو رسيده است و داوران مرحله نخست از هجدهم شهريورماه کار بررسي آثار رسيده را آغاز کرده‌اند.


 خبر ادبي 

 در نشست «آسيب‌شناسي مشکلات صنفي مترجمان ادبي ايران» مطرح شد؛

کسي از راه ترجمه نمي‌تواند زندگي کند

نشست «آسيب‌شناسي مشکلات صنفي مترجمان ادبي ايران»، با حضور غلامرضا امامي، اسدالله امرايي، موسي بيدج، فرزانه اعظم لطفي و محمدرضا اربابي در سراي اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.

به گزارش ايلنا، غلامرضا امامي (مترجم و نويسنده کودک و نوجوان و بزرگسال) ضمن اشاره به اينکه نويسندگان و مترجمان در مشکلات يکديگر سهيم هستند، گفت: «مشکل بزرگ ما عدم اطلاع مترجمان از يکديگر است. مترجمان از يکديگر بي‌خبر هستند. نمي‌دانند چه کتابي در دست ترجمه است تا حدي که از يک کتاب گاهي 10-15 ترجمه در بازارِ بي‌هنر و گاهي بي‌مصرف ما عرضه مي‌شود.»

وي افزود: «اگر انجمن صنفي مترجمان به وجود بيايد، مي‌فهميم چه کتاب‌هايي در دست ترجمه است تا دوباره کاري صورت نگيرد. شنيده‌ام که کتاب بينوايان باز ترجمه شده است، چه لزومي دارد که کتابي که خوب ترجمه شده، دوباره ترجمه شود؟»امامي ضمن بيان اينکه در اين کشور کسي از راه ترجمه نمي‌تواند زندگي کند، گفت: «الان ما خودمان درباره جريانات ادبي و معاصر تحقيق مي‌کنيم، اما اين کار ما نيست. بايد ماخذي در اين زمينه وجود داشته باشد تا ما از آن استفاده کنيم. انجمن صنفي مترجمان مي‌تواند در اين زمينه مشکلات را حل کند.»اين مترجم و نويسنده ضمن اداي احترام به مترجماني مانند محمد قاضي، رضا سيد حسيني، سيمين دانشور، جلال آل احمد و ابراهيم گلستان براي نجف دريابندري آرزوي سلامتي کرد و گفت: «اين افراد، پلي از نور و روشنايي بودند. آن‌ها پلي از مبدا به مقصد بودند. به زبان مادري آشنا و به زبان مقصد مسلط بودند. ما حاصل تجربه‌هاي آن‌ها هستيم.»امامي همچنين به موسي بيدج و اسدالله امرايي که در اين نشست حضور داشتند، اداي احترام و ابراز اميدواري کرد: «اميدوارم دست‌هايمان را به هم بدهيم و چهره ادبي ايران را به گونه‌اي زيبا‌تر بشوييم.»اسدالله امرايي (نويسنده، مترجم و روزنامه‌نگار) از مميزي به عنوان يکي از مشکلات مترجمان نام برد و گفت: «اگر قانون کپي رايت را بپذيريم بايد با ناشران خارجي قرارداد ببنديم که در اين صورت موضوع ترجمه‌هاي تکراري منتفي مي‌شود. برخي اين نکته را مطرح مي‌کنند که ممکن است کپي رايت بر قيمت کتاب تاثير بگذارد، اما من معتقدم که چنين نيست. مبلغي که براي رايت مي‌گيرند در حد باطله هم نيست. معمولا 10 درصد تيراژ را براي باطله و تبليغات کنار مي‌گذارند که جزو محاسبات قرار نمي‌گيرد. ميزان کپي رايت از اين 10 درصد هم کمتر است.»امرايي ضمن اشاره به اينکه خانه ادبيات داستاني و خانه ترجمه پيش از اين وجود داشتند بيان کرد: «خانه ادبيات داستاني وقتي تاسيس شد، کتابخانه خوبي هم فراهم کرد، اما به محض تغيير دولت اولين جايي که بسته شد، آنجا بود. مشکل ما اين است که همه راه‌ها به وزارت ارشاد ختم مي‌شود. ارباب قدرت هيچ وقت به نويسنده، مترجم، محقق و استاد دانشگاه اعتماد نداشته و هميشه در مقابل اين‌ها مانع تراشي کرده. در همه دولت‌ها چنين است.»وي افزود: «بحث مميزي، اساسي‌ترين مشکل ما است، سليقه‌اي هم هست. کتاب من 14 بار تجديد چاپ شد، اما در چاپ پانزدهم دچار مميزي شد. يا گاهي يک کتاب را از يک مترجم مي‌پذيرند، اما ترجمه ديگري از‌‌ همان کتاب را معطل نگه مي‌دارند.»اين مترجم و روزنامه نگار درباره ترجمه‌هاي موازي هم گفت: «اگر کپي رايت را هم نپذيرفته‌ايم، راه چاره براي ترجمه‌هاي موازي در اين است که از ناشر بخواهيم حداقل از نويسنده اثر تاييد بگيرد که کتاب در حال ترجمه است. البته در شرايطي که تيراژ کتاب پايين است، تعدد ترجمه ممکن است بخشي از پايين بودن ترجمه را جبران کند.»


 تازه‌هاي نشر 

به قلم علي حلاجي؛

«رقص کاج‌ها» منتشر شد

رمان «رقص کاج‌ها» نوشته علي حلاجي توسط انتشارات هيلا منتشر و راهي بازار نشر شد.به گزارش مهر، رمان «رقص کاج‌ها» نوشته علي حلاجي به تازگي به عنوان چهل و يکمين کتاب انتشارات هيلا به چاپ رسيده است.«رقص کاج ها» يک رمان کوتاه و گزارش گونه است که از 30 بخش کوتاه تشکيل شده است.

در قسمتي از اين کتاب مي‌خوانيم:

«نامه‌هايي که فرستاده بودم، برگشت خورده بودند. اين يعني آدرس اشتباه بوده. از اين اتفاقات براي همه مي‌افتد و آدم هميشه بايد اين طوري به خودش دلگرمي بدهد. براي آدم هيچ چيز خطرناک تر از اين نيست که نشان بدهد احساساتي است. بالاخره زماني مي‌رسد که آدم بايد لگدي به اين احساسات بزند و به زندگي واقعي برگردد. از دفتر پست آمدم بيرون تا بروم کتابخانه. برف دوباره شروع شده بود و باد سردي هم مي‌آمد. فکر کردم که زمستان حتما خيلي طولاني خواهد شد. بعد به اين فکر کردم که چرا من چتر ندارم و با خودم گفتم که حتما بايد يکي بخرم. همين طور داشتم در حال و هواي خودم قدم مي‌زدم که آبي را ديدم. در آن سرما سعادتي بود. مثل خودش آبي پوشيده بود که خيلي هم بهش مي آمد. نگاهش کردم و لبخند زدم. بعد سريع سرم را انداختم پايين تا عکس العملش را نبينم. اين طوري هميشه راحت تري.

چند قدمي نرفته بودم که شنيدم صدا مي‌کند. ببخشيد آقاي حامدي!»...


«نظامي گنجوي» از ديد نخستين رئيس‌جمهوري آذربايجان منتشر مي‌شود

مجيد طباطبايي که ترجمه کتاب «نظامي گنجوي» نخستين رئيس جمهوري آذربايجان را در دست انتشار دارد گفت: رسول‌زاده به عنوان نخستين رئيس جمهوري آذربايجان آدمي سياسي محسوب مي‌شود و به همين خاطر تأليف رسول زاده با تأليف ادبايي مانند شفيعي کدکني و اسماعيل زرياب خويي تفاوت دارد.مجيد طباطبايي‌، مترجم زبان ترکي، در گفت‌وگو با خبرگزاري ايبنا عنوان کرد: اگر محمدرضا شفيعي کدکني يا اسماعيل زرياب خويي کتابي درباره نظامي مي‌نوشتند با اين کتاب تفاوت‌هايي داشت. من هم به دليل نگاه سياسي اجتماعي رسول‌زاده، رئيس جمهوري سابق آذربايجان آن را به فارسي برگرداندم. وي افزود: رسول‌زاده مانند سيد حسن تقي‌زاده نگاهي اجتماعي سياسي داشت. او از دست لنين فرار کرد و در عهد مشروطه دنبال استقلال آذربايجان بود. او در ايران نشريه «ايران نو» را با تقي‌زاده منتشر کرد. از اين نظر رسول‌زاده نگاه خاصي به خمسه دارد که نگاهش اديبانه صرف نيست. از اين لحاظ کتاب او مشخصه‌اي ناب دارد و دليل ترجمه من هم همين موضوع است و گرنه درباره نظامي گنجوي کتاب‌هاي زيادي نوشته شده است.


 نغمه 

باز بايد زيست

مهدي اخوان ثالث

من نه خوش بينم نه بد بينم

من شد و هست و شود بينم...

عشق را عاشق شناسد ، زندگي را من

من كه عمري ديده ام پايين و بالايش

كه تفو بر صورتش،لعنت به معنايش

ديده اي بسيار و مي بيني

مي وزد بادي ،پري را مي برد با خويش،

از كجا ؟از كيست؟

هرگز اين پرسيده اي از باد؟

به كجا؟وانگه چرا؟زين كار مقصد چيست؟

خواه غمگين با ش،خواهي شاد

باد بسيار است و پر بسيار ،يعني اين عبث جاريست.

آه باري بس كنم ديگر

هر چه خواهي كن،تو خود داني

گر عبث يا هر چه باشد چند و چون،

اين است و جز اين نيست.

مرگ مي گويد:هوم!چه بيهوده!

زندگي مي گويد اما

باز بايد زيست،

بايد زيست،

بايد زيست....


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون